فهرست الفبایی




94.«اسم» هِي‌َ [64]
او (مؤنث) / آن
آیات

قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ فَارِض‌ٌ وَ لاَ بِكْرٌ عَوَان‌ٌ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُون‌َ (بقره: 68)

گفتند: « (پس) از خداى خود بخواه كه براى ما روشن كند اين ماده گاو چگونه ماده گاوى باشد؟» گفت: خداوند مى‏فرمايد: «ماده گاوى است كه نه پير و از كار افتاده باشد، و نه بكر و جوان بلكه ميان اين دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهيد.» (68)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ إِن‌َّ الْبَقَرَ تَشَابَه‌َ عَلَيْنَا وَ إِنَّا إِن‌ْ شَاءَ الله‌ُ لَمُهْتَدُون‌َ (بقره: 70)

گفتند: «از خدايت بخواه براى ما روشن كند كه چگونه گاوى بايد باشد؟ زيرا اين گاو براى ما مبهم شده! و اگر خدا بخواهد ما هدايت خواهيم شد!» (70)


ثُم‌َّ قَسَت‌ْ قُلُوبُكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَهِي‌َ كَالْحِجَارَة‌ِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة‌ً وَ إِن‌َّ مِن‌َ الْحِجَارَة‌ِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْه‌ُ الْأَنْهَارُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّق‌ُ فَيَخْرُج‌ُ مِنْه‌ُ الْمَاءُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِط‌ُ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 74)

سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا كه پاره‏اى از سنگها مى‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود و پاره‏اى از آنها شكاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏كند و پاره‏اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‏افتد (اما دلهاى شما، نه از خوف خدا مى‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست. (74)


يَسْألُونَك‌َ عَن‌ِ الْأَهِلَّة‌ِ قُل‌ْ هِي‌َ مَوَاقِيت‌ُ لِلنَّاس‌ِ وَالحَج‌ِّ وَ لَيْس‌َ الْبِرُّ بِأَنْ‌ تَأْتُوا الْبُيُوت‌َ مِن‌ْ ظُهُورِهَا وَ لَكِنَّ‌ الْبِرَّ مَن‌ِ اتَّقَي‌ وَأْتُوا الْبُيُوت‌َ مِنْ‌ أَبْوَابِهِا وَاتَّقُوا الله‌َ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (بقره: 189)

در باره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مى‏كنند بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعيينِ وقتِ) حج است». و (آن چنان كه در جاهليّت مرسوم بود كه به هنگام حج، كه جامه احرام مى‏پوشيدند، از درِ خانه وارد نمى‏شدند، و از نقبِ پشتِ خانه وارد مى‏شدند، نكنيد!) كارِ نيك، آن نيست كه از پشتِ خانه‏ها وارد شويد بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد! و از درِ خانه‏ها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد! (189)


أَوْ كَالَّذِي‌ مَرَّ عَلَي‌ قَرْيَة‌ٍ وَ هِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا قَال‌َ أَنَّي‌ يُحْيِي هَذِه‌ِ الله‌ُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَه‌ُ الله‌ُ مِئَة‌َ عَام‌ٍ ثُم‌َّ بَعَثَه‌ُ قَال‌َ كَم‌ْ لَبِثْت‌َ قَال‌َ لَبِثْت‌ُ يَوْمَاً أَوْ بَعْض‌َ يَوْم‌ٍ قَال‌َ بَلْ‌ لَبِثْت‌َ مِئَة‌َ عَام‌ٍ فَانْظُرْ إِلَي‌ طَعَامِك‌َ وَ شَرَابِك‌َ لَم‌ْ يَتَسَنَّه‌ْ وَانْظُرْ إِلَي‌ حِمَارِك‌َ وَ لِنَجْعَلَك‌َ آيَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَانْظُرْ إِلَي‌ الْعِظَام‌ِ كَيْف‌َ نُنْشِزُهَا ثُم‌َّ نَكْسُوهَا لَحْمَاً فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ قَال‌َ أَعْلَم‌ُ أَن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 259)

يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن، به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراكنده بود او با خود) گفت: «چگونه خدا اينها را پس از مرگ، زنده مى‏كند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يكصد سال ميراند سپس زنده كرد و به او گفت: «چقدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز يا بخشى از يك روز.» فرمود: «نه، بلكه يكصد سال درنگ كردى! نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى، با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است! (خدايى كه يك چنين مواد فاسدشدنى را در طول اين مدت، حفظ كرده، بر همه چيز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشى شده! اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر توست، و هم) براى اينكه تو را نشانه‏اى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهيم. (اكنون) به استخوانها (ى مركب سوارى خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مى‏دهيم، و گوشت بر آن مى‏پوشانيم!» هنگامى كه (اين حقايق) بر او آشكار شد، گفت: «مى‏دانم خدا بر هر كارى توانا است». (259)


إِنْ‌ تُبْدُوا الصَّدَقَات‌ِ فَنِعِمَّا هِي‌َ وَ إِنْ‌ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُم‌ْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ‌ مِنْ‌ سَيِّئَاتِكُمْ‌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (بقره: 271)

اگر انفاقها را آشكار كنيد، خوب است! و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد، براى شما بهتر است! و قسمتى از گناهان شما را مى‏پوشاند (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهيد شد.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. (271)


وَ قَالُوا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَ مَا نَحْن‌ُ بِمَبْعُوثِين‌َ (انعام: 29)

آنها گفتند: «چيزى جز اين زندگى دنياى ما نيست و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد!» (29)


وَ لاَ تَقْرَبُوا مَال‌َ الْيَتِيم‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ أَوْفُوا الْكَيْل‌َ وَالْمِيزَان‌َ بِالْقِسْط‌ِ لاَ نُكَلِّف‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا وَ إِذَا قُلْتُم‌ْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ بِعَهْدِ الله‌ِ أَوْفُوا ذَلِكُم‌ْ وَصَّاكُمْ‌ بِه‌ِ لَعَلَّكُم‌ْ تَذَكَّرُون‌َ (انعام: 152)

و به مال يتيم، جز به بهترين صورت (و براى اصلاح)، نزديك نشويد، تا به حد رشد خود برسد! و حق پيمانه و وزن را بعدالت ادا كنيد!- هيچ كس را، جز بمقدار تواناييش، تكليف نمى‏كنيم- و هنگامى كه سخنى مى‏گوييد، عدالت را رعايت نماييد، حتى اگر در مورد نزديكان (شما) بوده باشد و به پيمان خدا وفا كنيد، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‏كند، تا متذكّر شويد! (152)


قُل‌ْ مَن‌ْ حَرَّم‌َ زِينَة‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ أَخْرَج‌َ لِعِبَادِه‌ِ وَالطَّيِّبَات‌ِ مِن‌َ الرِّزْق‌ِ قُل‌ْ هِي‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا خَالِصَة‌ً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 32)

بگو: «چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولى) در قيامت، خالص (براى مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم! (32)


فَأَلْقَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ ثُعْبَان‌ٌ مُبِين‌ٌ (اعراف: 107)

(موسى) عصاى خود را افكند ناگهان اژدهاى آشكارى شد! (107)


وَ نَزَع‌َ يَدَه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِين‌َ (اعراف: 108)

و دست خود را (از گريبان) بيرون آورد سفيد (و درخشان) براى بينندگان بود! (108)


وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ أَن‌ْ أَلْق‌ِ عَصَاك‌َ فَإِذَا هِي‌َ تَلْقَف‌ُ مَا يَأْفِكُون‌َ (اعراف: 117)

(ما) به موسى وحى كرديم كه: «عصاى خود را بيفكن!» ناگهان (بصورت مار عظيمى در آمد كه) وسايل دروغين آنها را بسرعت برمى‏گرفت. (117)


وَاخْتَارَ مُوسَي‌ قَوْمَه‌ُ سَبْعِين‌َ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ لَوْ شِئْت‌َ أَهْلَكْتَهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِيَّاي‌َ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ فِتْنَتُك‌َ تُضِل‌ُّ بِهَا مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَهْدِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْغَافِرِين‌َ (اعراف: 155)

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى! (155)


إِنْ لاَ تَنْصُرُوه‌ُ فَقَدْ نَصَرَه‌ُ الله‌ُ إِذْ أَخْرَجَه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ثَانِي‌َ اثْنَيْن‌ِ إِذْ هُمَا فِي‌ الْغَارِ إِذْ يَقُول‌ُ لِصَاحِبِه‌ِ لاَ تَحْزَن‌ْ إِن‌َّ الله‌َ مَعَنَا فَأَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَيَّدَه‌ُ بِجُنُودٍ لَم‌ْ تَرَوْهَا وَ جَعَل‌َ كَلِمَة‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا السُّفْلَي‌ وَ كَلِمَة‌ُ الله‌ِ هِي‌َ الْعُلْيَا وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 40)

اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد، او را تقويت نمود و گفتار (و هدف) كافران را پايين قرار داد، (و آنها را با شكست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آيين او)، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است! (40)


وَعَدَ الله‌ُ الْمُنَافِقِين‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا هِي‌َ حَسْبُهُم‌ْ وَ لَعَنَهُم‌ْ الله‌ُ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُقِيم‌ٌ (توبه: 68)

خداوند به مردان و زنان منافق و كفّار، وعده آتش دوزخ داده جاودانه در آن خواهند ماند- همان براى آنها كافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته و عذاب هميشگى براى آنهاست! (68)


وَ هِي‌َ تَجْرِي‌ بِهِم‌ْ فِي‌ مَوْج‌ٍ كَالْجِبَال‌ِ وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ ابْنَه‌ُ وَ كَان‌َ فِي‌ مَعْزِل‌ٍ يَا بُنَي‌َّ ارْكَب‌ْ مَعَنَا وَ لاَ تَكُنْ‌ مَع‌َ الْكَافِرِين‌َ (هود: 42)

و آن كشتى، آنها را از ميان امواجى همچون كوه‏ها حركت ميداد (در اين هنگام،) نوح فرزندش را كه در گوشه‏اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با كافران مباش!» (42)


مُسَوَّمَة‌ً عِنْدَ رَبِّك‌َ وَ مَا هِي‌َ مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ بِبَعِيدٍ (هود: 83)

(سنگهايى كه) نزد پروردگارت نشاندار بود و آن، (از ساير) ستمگران دور نيست! (83)


وَ كَذَلِك‌َ أَخْذُ رَبِّك‌َ إِذَا أَخَذَ الْقُرَي‌ وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ إِن‌َّ أَخْذَه‌ُ أَلِيم‌ٌ شَدِيدٌ (هود: 102)

و اينچنين است مجازات پروردگار تو، هنگامى كه شهرها و آباديهاى ظالم را مجازات مى‏كند! (آرى،) مجازات او، دردناك و شديد است! (102)


قَال‌َ هِي‌َ رَاوَدَتْنِي‌ عَنْ‌ نَفْسِي‌ وَ شَهِدَ شَاهِدٌ مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ كَان‌َ قَمِيصُه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ قُبُل‌ٍ فَصَدَقَت‌ْ وَ هُوَ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (يوسف: 26)

(يوسف) گفت: «او مرا با اصرار به سوى خود دعوت كرد!» و در اين هنگام، شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد كه: «اگر پيراهن او از پيش رو پاره شده، آن آن راست مى‏گويد، و او از دروغگويان است. (26)


وَ لاَ تَكُونُوا كَالَّتِي‌ نَقَضَت‌ْ غَزْلَهَا مِنْ‌ بَعْدِ قُوَّة‌ٍ أَنْكَاثَاً تَتَّخِذُون‌َ أَيْمَانَكُم‌ْ دَخَلاً بَيْنَكُم‌ْ أَنْ‌ تَكُون‌َ أُمَّة‌ٌ هِي‌َ أَرْبَي‌ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُم‌ُ الله‌ُ بِه‌ِ وَ لَيُبَيِّنَن‌َّ لَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ مَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (نحل: 92)

همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را، پس از استحكام، وامى‏تابيد! در حالى كه (سوگند و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار مى‏دهيد بخاطر اينكه گروهى، جمعيّتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانه‏اى براى شكستن بيعت با پيامبر مى‏شمريد)! خدا فقط شما را با اين وسيله آزمايش مى‏كند و به يقين روز قيامت، آنچه را در آن اختلاف داشتيد، براى شما روشن مى‏سازد! (92)


ادْع‌ُ إِلَي‌ سَبِيل‌ِ رَبِّك‌َ بِالْحِكْمَة‌ِ وَالْمَوْعِظَة‌ِ الْحَسَنَة‌ِ وَ جَادِلْهُمْ‌ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِمَنْ‌ ضَل‌َّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (نحل: 125)

با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هر كسى بهتر مى‏داند چه كسى از راه او گمراه شده است و او به هدايت‏يافتگان داناتر است. (125)


إِن‌َّ هَذَا الْقُرْآن‌َ يَهْدِي‌ لِالَّتِي‌ هِي‌َ أَقْوَم‌ُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِين‌َ الَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ الصَّالِحَات‌ِ أَن‌َّ لَهُم‌ْ أَجْرَاً كَبِيرَاً (اسراء: 9)

اين قرآن، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت مى‏كند و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام مى‏دهند، بشارت مى‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است. (9)


وَ لاَ تَقْرَبُوا مَال‌َ الْيَتِيم‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ حَتَّي‌ يَبْلُغ‌َ أَشُدَّه‌ُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِن‌َّ الْعَهْدَ كَان‌َ مَسْؤُولاً (اسراء: 34)

و به مال يتيم، جز به بهترين راه نزديك نشويد، تا به سر حد بلوغ رسد! و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مى‏شود! (34)


وَ قُلْ‌ لِعِبَادِي‌ يَقُولُوا الَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ يَنْزَغ‌ُ بَيْنَهُم‌ْ إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ كَان‌َ لِلْإِنْسَان‌ِ عَدُوَّاً مُبِينَاً (اسراء: 53)

به بندگانم بگو: «سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه (شيطان بوسيله سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد مى‏كند هميشه شيطان دشمن آشكارى براى انسان بوده است! (53)


وَ أُحِيط‌َ بِثَمَرِه‌ِ فَأَصْبَح‌َ يُقَلِّب‌ُ كَفَّيْه‌ِ عَلَي‌ مَا أَنْفَق‌َ فِيهَا وَ هِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا وَ يَقُول‌ُ يَا لَيْتَنِي‌ لَم‌ْ أُشْرِك‌ْ بِرَبِّي‌ أَحَدَاً (كهف: 42)

(به هر حال عذاب الهى فرا رسيد،) و تمام ميوه‏هاى آن نابود شد و او بخاطر هزينه هايى كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهاى خود را به هم مى‏ماليد- در حالى كه تمام باغ بر داربستهايش فرو ريخته بود- و مى‏گفت: «اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بودم!» (42)


قَال‌َ هِي‌َ عَصَاي‌َ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَ أَهُش‌ُّ بِهَا عَلَي‌ غَنَمِي‌ وَ لِي‌َ فِيهَا مَآرِب‌ُ أُخْرَي‌ (طه: 18)

گفت: «اين عصاى من است بر آن تكيه مى‏كنم، برگ درختان را با آن براى گوسفندانم فرومى‏ريزم و مرا با آن كارها و نيازهاى ديگرى است. (18)


فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِي‌َ حَيَّة‌ٌ تَسْعَي‌ (طه: 20)

پس موسى آن (عصا) را افكند، كه ناگهان اژدهايى شد كه به هر سو مى‏شتافت. (20)


وَاقْتَرَب‌َ الْوَعْدُ الْحَق‌ُّ فَإِذَا هِي‌َ شَاخِصَة‌ٌ أَبْصَارُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي‌ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ هَذَا بَل‌ْ كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 97)

و وعده حقّ [قيامت‏] نزديك مى‏شود در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت از حركت بازمى‏ماند (مى‏گويند:) اى واى بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم بلكه ما ستمكار بوديم! (97)


فَكَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَهْلَكْنَاهَا وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ فَهِي‌َ خَاوِيَة‌ٌ عَلَي‌ عُرُوشِهَا وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَة‌ٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ (حج: 45)

چه بسيار شهرها و آباديهايى كه آنها را نابود و هلاك كرديم در حالى كه (مردمش) ستمگر بودند، بگونه‏اى كه بر سقفهاى خود فروريخت! (نخست سقفها ويران گشت و بعد ديوارها بر روى سقفها!) و چه بسيار چاه پر آب كه بى‏صاحب ماند و چه بسيار قصرهاى محكم و مرتفع! (45)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَمْلَيْت‌ُ لَهَا وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ ثُم‌َّ أَخَذْتُهَا وَ إِلَيَّ‌ الْمَصِيرُ (حج: 48)

و چه بسيار شهرها و آباديهايى كه به آنها مهلت دادم، در حالى كه ستمگر بودند (امّا از اين مهلت براى اصلاح خويش استفاده نكردند.) سپس آنها را مجازات كردم و بازگشت، تنها بسوى من است! (48)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوت‌ُ وَ نَحْيَا وَ مَا نَحْن‌ُ بِمَبْعُوثِين‌َ (مؤمنون: 37)

مسلّماً غير از اين زندگى دنياى ما، چيزى در كار نيست پيوسته گروهى از ما مى‏ميريم، و نسل ديگرى جاى ما را مى‏گيرد و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد! (37)


ادْفَع‌ْ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ السَّيِّئَة‌َ نَحْن‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا يَصِفُون‌َ (مؤمنون: 96)

بدى را به بهترين راه و روش دفع كن (و پاسخ بدى را به نيكى ده)! ما به آنچه توصيف مى‏كنند آگاهتريم! (96)


وَ قَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ اكْتَتَبَهَا فَهِي‌َ تُمْلَي‌ عَلَيْه‌ِ بُكْرَة‌ً وَ أَصِيلاً (فرقان: 5)

و گفتند: «اين همان افسانه‏هاى پيشينيان است كه وى آن را رونويس كرده، و هر صبح و شام بر او املا مى‏شود.» (5)


فَأَلْقَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ ثُعْبَان‌ٌ مُبِين‌ٌ (شعراء: 32)

در اين هنگام موسى عصاى خود را افكند، و ناگهان مار عظيم و آشكارى شد (32)


وَ نَزَع‌َ يَدَه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِين‌َ (شعراء: 33)

و دست خود را (در گريبان فرو برد و) بيرون آورد، و در برابر بينندگان سفيد و روشن بود. (33)


فَأَلْقَي‌ مُوسَي‌ عَصَاه‌ُ فَإِذَا هِي‌َ تَلْقَف‌ُ مَا يَأْفِكُون‌َ (شعراء: 45)

سپس موسى عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد! (45)


وَ تَرَي‌ الْجِبَال‌َ تَحْسَبُهَا جَامِدَة‌ً وَ هِي‌َ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَاب‌ِ صُنْع‌َ الله‌ِ الَّذِي‌ أَتْقَن‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ إِنَّه‌ُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُون‌َ (نمل: 88)

كوه‏ها را مى‏بينى، و آنها را ساكن و جامد مى‏پندارى، در حالى كه مانند ابر در حركتند اين صنع و آفرينش خداوندى است كه همه چيز را متقن آفريده او از كارهايى كه شما انجام مى‏دهيد مسلّماً آگاه است! (88)


وَ لاَ تُجَادِلُوا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ إِلَهُنَا وَ إِلَهُكُم‌ْ وَاحِدٌ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (عنكبوت: 46)

با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كسانى از آنان كه ستم كردند و (به آنها) بگوييد: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و معبود ما و شما يكى است، و ما در برابر او تسليم هستيم!» (46)


وَ مَا هَذِه‌ِ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِب‌ٌ وَ إِن‌َّ الدَّارَ الْآخِرَة‌َ لَهِي‌َ الْحَيَوَان‌ُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (عنكبوت: 64)

اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند! (64)


وَ إِذْ قَالَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَا أَهْل‌َ يَثْرِب‌َ لاَ مُقَام‌َ لَكُم‌ْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِن‌ُ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ُ النَّبِي‌َّ يَقُولُون‌َ إِن‌َّ بُيُوتَنَا عَوْرَة‌ٌ وَ مَا هِي‌َ بِعَوْرَة‌ٍ إِنْ‌ يُرِيدُون‌َ إِلاَّ فِرَارَاً (احزاب: 13)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست به خانه‏هاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!»، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (13)


إِنَّا جَعَلْنَا فِي‌ أَعْنَاقِهِم‌ْ أَغْلاَلاً فَهِي‌َ إِلَي‌ الْأَذْقَان‌ِ فَهُمْ‌ مُقْمَحُون‌َ (يس: 8)

ما در گردنهاى آنان غلهايى قرار داديم كه تا چانه‏ها ادامه دارد و سرهاى آنان را به بالا نگاه داشته است! (8)


وَ ضَرَب‌َ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِي‌َ خَلْقَه‌ُ قَال‌َ مَنْ‌ يُحْيِي‌ الْعِظَام‌َ وَ هِي‌َ رَمِيم‌ٌ (يس: 78)

و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مى‏كند در حالى كه پوسيده است؟!» (78)


فَإِنَّمَا هِي‌َ زَجْرَة‌ٌ وَاحِدَة‌ٌ فَإِذَا هُم‌ْ يَنْظُرُون‌َ (صافات: 19)

تنها يك صيحه عظيم واقع مى‏شود، ناگهان همه (از قبرها برمى‏خيزند و) نگاه مى‏كنند! (19)


فَإِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَانَا ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلْنَاه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنَّا قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ بَل‌ْ هِي‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (زمر: 49)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حلّ مشكلش) مى‏خواند سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى‏گويد: «اين نعمت را بخاطر كاردانى خودم به من داده‏اند» ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمى‏دانند. (49)


يَا قَوْم‌ِ إِنَّمَا هَذه‌ِ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا مَتَاع‌ٌ وَ إِن‌َّ الْآخِرَة‌َ هِي‌َ دَارُ الْقَرَارِ (غافر: 39)

اى قوم من! اين زندگى دنيا، تنها متاع زودگذرى است و آخرت سراى هميشگى است! (39)


ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ إِلَي‌ السَّمَاءِ وَ هِي‌َ دُخَان‌ٌ فَقَال‌َ لَهَا وَ لِلْأَْرْض‌ِ ائْتِيَا طَوْعَاً أَوْ كَرْهَاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِين‌َ (فصلت: 11)

سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در حالى كه بصورت دود بود به آن و به زمين دستور داد: «به وجود آييد (و شكل گيريد)، خواه از روى اطاعت و خواه اكراه!» آنها گفتند: «ما از روى طاعت مى‏آييم (و شكل مى‏گيريم)!» (11)


وَ لاَ تَسْتَوِي‌ الْحَسَنَة‌ُ وَ لاَ الْسَّيِّئَة‌ُ ادْفَع‌ْ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ فَإِذَا الَّذِي‌ بَيْنَك‌َ وَ بَيْنَه‌ُ عَدَاوَة‌ٌ كَأَنَّه‌ُ وَلِي‌ٌّ حَمِيم‌ٌ (فصلت: 34)

هرگز نيكى و بدى يكسان نيست بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! (34)


وَ مَا نُرِيهِمْ‌ مِن‌ْ آيَة‌ٍ إِلاَّ هِي‌َ أَكْبَرُ مِن‌ْ أُخْتِهَا وَ أَخَذْنَاهُمْ‌ بِالْعَذَاب‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْجِعُون‌َ (زخرف: 48)

ما هيچ آيه (و معجزه‏اى) به آنان نشان نمى‏داديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر (و مهمتر) بود و آنها را به (انواع) عذاب گرفتار كرديم شايد بازگردند! (48)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الْأُولَي‌ وَ مَا نَحْن‌ُ بِمُنْشَرِين‌َ (دخان: 35)

«مرگ ما جز همان مرگ اول نيست و هرگز برانگيخته نخواهيم شد! (35)


وَ قَالُوا مَا هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوت‌ُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ مَا لَهُمْ‌ بِذَلِك‌َ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَظُنُّون‌َ (جاثيه: 24)

آنها گفتند: «چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست گروهى از ما مى‏ميرند و گروهى جاى آنها را مى‏گيرند و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمى‏كند!» آنان به اين سخن كه مى‏گويند علمى ندارند، بلكه تنها حدس مى‏زنند (و گمانى بى‏پايه دارند)! (24)


وَ كَأَيِّنْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ هِي‌َ أَشَدُّ قُوَّة‌ً مِنْ‌ قَرْيَتِك‌َ الَّتِي‌ أَخْرَجَتْك‌َ أَهْلَكْنَاهُم‌ْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُم‌ْ (محمد: 13)

و چه بسيار شهرهايى كه از شهرى كه تو را بيرون كرد نيرومندتر بودند ما همه آنها را نابود كرديم و هيچ ياورى نداشتند! (13)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُمْ‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ مَا تَهْوَي‌ الْأَنْفُس‌ُ وَ لَقَدْ جَاءَهُمْ‌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ُ الْهُدَي‌ (نجم: 23)

اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‏ايد (نامهايى بى‏محتوا و اسمهايى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده آنان فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پيروى مى‏كنند در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است! (23)


فَالْيَوْم‌َ لاَ يُؤْخَذُ مِنْكُم‌ْ فِدْيَة‌ٌ وَ لاَ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مَأْوَاكُم‌ُ النَّارُ هِي‌َ مَوْلاَكُم‌ْ وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (حديد: 15)

پس امروز نه از شما فديه‏اى پذيرفته مى‏شود، و نه از كافران و جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مى‏باشد و چه بد جايگاهى است! (15)


إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقَاً وَ هِي‌َ تَفُورُ (ملك: 7)

هنگامى كه در آن افكنده شوند صداى وحشتناكى از آن مى‏شنوند، و اين در حالى است كه پيوسته مى‏جوشد! (7)


أَأَمِنْتُمْ‌ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاءِ أَن‌ْ يَخْسِف‌َ بِكُم‌ُ الْأَرْض‌َ فَإِذَا هِي‌َ تَمُورُ (ملك: 16)

آيا خود را از عذاب كسى كه حاكم بر آسمان است در امان مى‏دانيد كه دستور دهد زمين بشكافد و شما را فرو برد و به لرزش خود ادامه دهد؟! (16)


وَانشَقَّت‌ِ السَّمَاءُ فَهِي‌َ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَة‌ٌ (حاقه: 16)

و آسمان از هم مى‏شكافد و سست مى‏گردد و فرومى‏ريزد! (16)


إِن‌َّ نَاشِئَة‌َ اللَّيْل‌ِ هِي‌َ أَشَدُّ وَطْأً وَ أَقْوَم‌ُ قِيلاً (مزمل: 6)

مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‏تر است! (6)


وَ مَا جَعَلْنَا أَصْحَاب‌َ النَّارِ إِلاَّ مَلاَئِكَة‌ً وَ مَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُم‌ْ إِلاَّ فِتْنَة‌ً لِلَّذِين‌َ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِن‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ وَ يَزْدَادَ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِيمَانَاً وَ لاَ يَرْتَاب‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ وَالْمُؤْمِنُون‌َ وَ لِيَقُول‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ وَالْكَافِرُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَا يَعْلَم‌ُ جُنُودَ رَبِّك‌َ إِلاَّ هُوَ وَ مَا هِي‌َ إِلاَّ ذِكْرَي‌ لِلْبَشَرِ (مدثر: 31)

مأموران دوزخ را فقط فرشتگان (عذاب) قرار داديم، و تعداد آنها را جز براى آزمايش كافران معيّن نكرديم تا اهل كتاب [يهود و نصارى‏] يقين پيدا كنند و بر ايمان مؤمنان بيفزايد، و اهل كتاب و مؤمنان (در حقّانيّت اين كتاب آسمانى) ترديد به خود راه ندهند، و بيماردلان و كافران بگويند: «خدا از اين توصيف چه منظورى دارد؟!» (آرى) اين گونه خداوند هر كس را بخواهد گمراه مى‏سازد و هر كس را بخواهد هدايت مى‏كند! و لشكريان پروردگارت را جز او كسى نمى‏داند، و اين جز هشدار و تذكّرى براى انسانها نيست! (31)


فَإِنَّمَا هِي‌َ زَجْرَة‌ٌ وَاحِدَة‌ٌ (نازعات: 13)

ولى (بدانيد) اين بازگشت تنها با يك صيحه عظيم است! (13)


فَإِن‌َّ الْجَحِيم‌َ هِي‌َ الْمَأْوَي‌ (نازعات: 39)

مسلّماً دوزخ جايگاه اوست! (39)


فَإِن‌َّ الْجَنَّة‌َ هِي‌َ الْمَأْوَي‌ (نازعات: 41)

قطعاً بهشت جايگاه اوست! (41)


سَلاَم‌ٌ هِي‌َ حَتَّي‌ مَطْلَع‌ِ الْفَجْرِ (قدر: 5)

شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده! (5)


وَ مَا أَدْرَاك‌َ مَاهِيَه‌ْ (قارعه: 10)

و تو چه مى‏دانى «هاويه» چيست؟! (10)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@e-quran.net

Tel :
09022290333


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است