فهرست الفبایی




6.«اسم» نَا [1172]
ضمیر متصل غیر مرفوع صیغه 14 بمعنی ما را
آیات

اهْدِنَا الصِّرَاط‌َ الْمُسْتَقِيم‌َ (فاتحه: 6)

ما را به راه راست هدايت كن ... (6)


وَ إِذَا لَقُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا إِلَي‌ شَيَاطِينِهِم‌ْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ إِنَّمَا نَحْن‌ُ مُسْتَهْزِئُون‌َ (بقره: 14)

و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مى‏كنند، و مى‏گويند: «ما ايمان آورده‏ايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مى‏كنند، مى‏گويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‏كنيم!» (14)


وَ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ رَيْب‌ٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَة‌ٍ مِنْ‌ مِثْلِه‌ِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم‌ْ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (بقره: 23)

و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پيامبر] نازل كرده‏ايم شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد! (23)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ لاَ عِلْم‌َ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (بقره: 32)

فرشتگان عرض كردند: «منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده‏اى، نمى‏دانيم تو دانا و حكيمى.» (32)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 39)

و كسانى كه كافر شدند، و آيات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود. (39)


وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْكُم‌ُ الْغَمَام‌َ وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوي‌ كُلُوا مِن‌ْ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (بقره: 57)

و ابر را بر شما سايبان قرار داديم و «من» [شيره مخصوص و لذيذ درختان‏] و «سلوى» [مرغان مخصوص شبيه كبوتر] را بر شما فرستاديم (و گفتيم:) «از نعمتهاى پاكيزه‏اى كه به شما روزى داده‏ايم بخوريد!» (ولى شما كفران كرديد!) آنها به ما ستم نكردند بلكه به خود ستم مى‏نمودند. (57)


وَ إِذْ قُلْتُم‌ْ يَا مُوسَي‌ لَن‌ْ نَصْبِرَ عَلَي‌ طَعَام‌ٍ وَاحِدٍ فَادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُخْرِج‌ْ لَنَا مِمَّا تُنْبِت‌ُ الْأَرْض‌ُ مِن‌ْ بَقْلِهَا وَ قِثَّائِهَا وَ فُومِهَا وَ عَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا قَال‌َ أَتَسْتَبْدِلُون‌َ الَّذِي‌ هُوَ أَدْنَي‌ بِالَّذِي‌ هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرَاً فَإِن‌َّ لَكُم‌ْ مَا سَأَلْتُم‌ْ وَ ضُرِبَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الذِّلَّة‌ُ وَالْمَسْكَنَة‌ُ وَ بَاءُوا بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَانُوا يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ النَّبِيِّين‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ ذَلِك‌َ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُون‌َ (بقره: 61)

و (نيز به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفاء كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مى‏روياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پست‏تر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مى‏كنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.» و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند. (61)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تَذْبَحُوا بَقَرَة‌ً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوَاً قَال‌َ أَعُوذُ بِالله‌ِ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (بقره: 67)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور مى‏دهد ماده گاوى را ذبح كنيد (و قطعه‏اى از بدن آن را به مقتولى كه قاتل او شناخته نشده بزنيد، تا زنده شود و قاتل خويش را معرفى كند و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آيا ما را مسخره مى‏كنى؟» (موسى) گفت: «به خدا پناه مى‏برم از اينكه از جاهلان باشم!» (67)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ فَارِض‌ٌ وَ لاَ بِكْرٌ عَوَان‌ٌ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُون‌َ (بقره: 68)

گفتند: « (پس) از خداى خود بخواه كه براى ما روشن كند اين ماده گاو چگونه ماده گاوى باشد؟» گفت: خداوند مى‏فرمايد: «ماده گاوى است كه نه پير و از كار افتاده باشد، و نه بكر و جوان بلكه ميان اين دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهيد.» (68)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ صَفْرَاءُ فَاقِع‌ٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين‌َ (بقره: 69)

گفتند: «از پروردگار خود بخواه كه براى ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ «گفت: خداوند مى‏گويد: «گاوى باشد زرد يك دست، كه رنگ آن، بينندگان را شاد و مسرور سازد.» (69)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ إِن‌َّ الْبَقَرَ تَشَابَه‌َ عَلَيْنَا وَ إِنَّا إِن‌ْ شَاءَ الله‌ُ لَمُهْتَدُون‌َ (بقره: 70)

گفتند: «از خدايت بخواه براى ما روشن كند كه چگونه گاوى بايد باشد؟ زيرا اين گاو براى ما مبهم شده! و اگر خدا بخواهد ما هدايت خواهيم شد!» (70)


وَ قَالُوا لَن‌ْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامَاً مَعْدُودَة‌ً قُل‌ْ أَتَّخَذْتُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ عَهْدَاً فَلَن‌ْ يُخْلِف‌َ الله‌ُ عَهْدَه‌ُ أَم‌ْ تَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 80)

و گفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزى، به ما نخواهد رسيد.» بگو: «آيا پيمانى از خدا گرفته‏ايد؟!- و خداوند هرگز از پيمانش تخلف نمى‏ورزد- يا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد»؟! (80)


وَ قَالُوا قُلُوبُنَا غُلْف‌ٌ بَل‌ْ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ بِكُفْرِهِم‌ْ فَقَلِيلاً مَا يُؤْمِنُون‌َ (بقره: 88)

و (آنها از روى استهزا) گفتند: دلهاى ما در غلاف است! (و ما از گفته تو چيزى نمى‏فهميم. آرى، همين طور است!) خداوند آنها را به خاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته، (به همين دليل، چيزى درك نمى‏كنند) و كمتر ايمان مى‏آورند. (88)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا نُؤْمِن‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ يَكْفُرُون‌َ بِمَا وَرَاءَه‌ُ وَ هُوَ الْحَق‌ُّ مُصَدِّقَاً لِمَا مَعَهُم‌ْ قُل‌ْ فَلِم‌َ تَقْتُلُون‌َ أَنْبِيَاءَ الله‌ِ مِن‌ْ قَبْل‌ُ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 91)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به آنچه خداوند نازل فرموده، ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «ما به چيزى ايمان مى‏آوريم كه بر خود ما نازل شده است.» و به غير آن، كافر مى‏شوند در حالى كه حق است و آياتى را كه بر آنها نازل شده، تصديق مى‏كند. بگو: «اگر (راست مى‏گوييد، و به آياتى كه بر خودتان نازل شده) ايمان داريد، پس چرا پيامبران خدا را پيش از اين، به قتل مى‏رسانديد؟!» (91)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَقُولُوا رَاعِنَا وَ قُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 104)

اى افراد باايمان! (هنگامى كه از پيغمبر تقاضاى مهلت براى درك آيات قرآن مى‏كنيد) نگوييد: «راعنا» بلكه بگوييد: «انظرنا». (زيرا كلمه اول، هم به معنى «ما را مهلت بده!»، و هم به معنى «ما را تحميق كن!» مى‏باشد و دستاويزى براى دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده مى‏شود) بشنويد! و براى كافران (و استهزاكنندگان) عذاب دردناكى است. (104)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا الله‌ُ أَوْ تَأْتِينَا آيَة‌ٌ كَذَلِك‌َ قَال‌َ الَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِهِم‌ْ مِثْل‌َ قَوْلِهِم‌ْ تَشَابَهَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يُوقِنُون‌َ (بقره: 118)

افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمى‏گويد؟! و يا چرا آيه و نشانه‏اى براى خود ما نمى‏آيد؟!» پيشينيان آنها نيز، همين گونه سخن مى‏گفتند دلها و افكارشان مشابه يكديگر است ولى ما (به اندازه كافى) آيات و نشانه‏ها را براى اهل يقين (و حقيقت‏جويان) روشن ساخته‏ايم. (118)


إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ بَشِيرَاً وَ نَذِيرَاً وَ لاَ تُسْأَل‌ُ عَن‌ْ أَصْحَاب‌ِ الْجَحِيم‌ِ (بقره: 119)

ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن (مردم جهان) فرستاديم و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى! (119)


وَ إِذْ يَرْفَع‌ُ إِبْرَاهِيم‌ُ الْقَوَاعِدَ مِن‌َ الْبَيْت‌ِ وَ إِسْمَاعِيل‌ُ رَبَّنَا تَقَبَّل‌ْ مِنَّا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (بقره: 127)

و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل، پايه‏هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏بردند، (و مى‏گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (127)


رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْن‌ِ لَك‌َ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّة‌ً مُسْلِمَة‌ً لَك‌َ وَ أَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَ تُب‌ْ عَلَيْنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 128)

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير، كه تو توبه‏پذير و مهربانى! (128)


رَبَّنَا وَابْعَث‌ْ فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِك‌َ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (بقره: 129)

پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد، و پاكيزه كند زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار، قادرى)!» (129)


قُولُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَ مَا أُوتِي‌َ النَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 136)

بگوييد: «ما به خدا ايمان آورده‏ايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمى‏شويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمى‏شود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم.)» (136)


قُل‌ْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي‌ الله‌ِ وَ هُوَ رَبُّنَا وَ رَبُّكُم‌ْ وَ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُخْلِصُون‌َ (بقره: 139)

بگو: «آيا در باره خداوند با ما محاجه مى‏كنيد؟! در حالى كه او، پروردگار ما و شماست و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست و ما او را با اخلاص پرستش مى‏كنيم، (و موحد خالصيم).» (139)


كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُم‌ْ رَسُولاً مِنْكُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْكُم‌ْ آيَاتِنَا وَ يُزَكِّيكُم‌ْ وَ يُعَلِّمُكُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ يُعَلِّمُكُم‌ْ مَا لَم‌ْ تَكُونُوا تَعْلَمُون‌َ (بقره: 151)

همان‏گونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم،) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آنچه را نمى‏دانستيد، به شما ياد دهد. (151)


الَّذِين‌َ إِذَا أَصَابَتْهُم‌ْ مُصِيبَة‌ٌ قَالُوا إِنَّا لِالله‌ِ وَ إِنَّا إِلَيْه‌ِ رَاجِعُون‌َ (بقره: 156)

آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم!» (156)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوا لَوْ أَن‌َّ لَنَا كَرَّة‌ً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُم‌ْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِك‌َ يُرِيهِم‌ُ الله‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ حَسَرَات‌ٍ عَلَيْهِم‌ْ وَ مَا هُم‌ْ بِخَارِجِين‌َ مِن‌َ النَّارِ (بقره: 167)

و (در اين هنگام) پيروان مى‏گويند: «كاش بار ديگر به دنيا برمى‏گشتيم، تا از آنها [پيشوايان گمراه‏] بيزارى جوييم، آن چنان كه آنان (امروز) از ما بيزارى جستند! (آرى،) خداوند اين چنين اعمال آنها را به صورت حسرت‏زايى به آنان نشان مى‏دهد و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد! (167)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْقِلُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (بقره: 170)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)؟! (170)


فَإِذَا قَضَيْتُم‌ْ مَنَاسِكَكُم‌ْ فَاذْكُرُوا الله‌َ كَذِكْرِكُم‌ْ آبَاءَكُم‌ْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرَاً فَمِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌ الدُّنْيَا وَ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ (بقره: 200)

و هنگامى كه مناسكِ (حج) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانند يادآورى از پدرانتان (آن گونه كه رسم آن زمان بود) بلكه از آن هم بيشتر! (در اين مراسم، مردم دو گروهند:) بعضى از مردم مى‏گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، (نيكى) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‏اى ندارند. (200)


وَ مِنْهُم‌ْ مَنْ‌ يَقُول‌ُ رَبَّنَا آتِنَا فِي‌ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ حَسَنَة‌ً وَ قِنَا عَذَاب‌َ النَّارِ (بقره: 201)

و بعضى مى‏گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا (نيكى) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!» (201)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الْمَلَإِ مِنْ‌ بَنَي‌ إِسْرَائِيل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مُوسَي‌ إِذْ قَالُوا لِنَبِي‌ٍّ لَهُم‌ُ ابْعَث‌ْ لَنَا مَلِكَاً نُقَاتِل‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ قَال‌َ هَل‌ْ عَسَيْتُم‌ْ إِنْ‌ كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْقِتَال‌ُ أَنْ لاَ تُقَاتِلُوا قَالُوا وَ مَا لَنَا أَنْ لاَ نُقَاتِل‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ قَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ‌ دِيَارِنَا وَ أَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقِتَال‌ُ تَوَلَّوْا إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِالظَّالِمِين‌َ (بقره: 246)

آيا مشاهده نكردى جمعى از بنى اسرائيل را بعد از موسى، كه به پيامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهى) براى ما انتخاب كن! تا (زير فرمان او) در راه خدا پيكار كنيم. پيامبر آنها گفت: «شايد اگر دستور پيكار به شما داده شود، (سرپيچى كنيد، و) در راه خدا، جهاد و پيكار نكنيد!» گفتند: «چگونه ممكن است در راه خدا پيكار نكنيم، در حالى كه از خانه‏ها و فرزندانمان رانده شده‏ايم، (و شهرهاى ما به وسيله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسير شده‏اند)؟!» اما هنگامى كه دستور پيكار به آنها داده شد، جز عدّه كمى از آنان، همه سرپيچى كردند. و خداوند از ستمكاران، آگاه است. (246)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَدْ بَعَث‌َ لَكُم‌ْ طَالُوت‌َ مَلِكَاً قَالُوا أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ عَلَيْنَا وَ نَحْن‌ُ أَحَق‌ُّ بِالْمُلْك‌ِ مِنْه‌ُ وَ لَم‌ْ يُؤْت‌َ سَعَة‌ً مِن‌َ الْمَال‌ِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَاه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ زَادَه‌ُ بَسْطَة‌ً فِي‌ الْعِلْم‌ِ وَالْجِسْم‌ِ وَالله‌ُ يُؤْتِي‌ مُلْكَه‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 247)

و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است.» (247)


فَلَمَّا فَصَل‌َ طَالُوت‌ُ بِالْجُنُودِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ مُبْتَلِيكُمْ‌ بِنَهَرٍ فَمَنْ‌ شَرِب‌َ مِنْه‌ُ فَلَيْس‌َ مِنِّي وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَطْعَمْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ إِلاّ مَن‌ِ اغْتَرَف‌َ غُرْفَة‌ً بِيَدِه‌ِ فَشَرِبُوا مِنْه‌ُ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَلَمَّا جَاوَزَه‌ُ هُوَ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ قَالُوا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا الْيَوْم‌َ بِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا الله‌ِ كَم‌ْ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ قَلِيلَة‌ٍ غَلَبَت‌ْ فِئَة‌ً كَثِيرَة‌ً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 249)

و هنگامى كه طالوت (به فرماندهى لشكر بنى اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش مى‏كند آنها (كه به هنگام تشنگى،) از آن بنوشند، از من نيستند و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده كمى، همگى از آن آب نوشيدند. سپس هنگامى كه او، و افرادى كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمى نفرات خود، ناراحت شدند و عده‏اى) گفتند: «امروز، ما توانايى مقابله با (جالوت) و سپاهيان او را نداريم.» اما آنها كه مى‏دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است. (249)


وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغ‌ْ عَلَيْنَا صَبْرَاً وَ ثَبِّت‌ْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 250)

و هنگامى كه در برابر (جالوت) و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند: «پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز بگردان! (250)


آمَن‌َ الرَّسُول‌ُ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْه‌ِ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ وَالْمُؤْمِنُون‌َ كُل‌ٌّ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ كُتُبِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْ‌ رُسُلِه‌ِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا غُفْرَانَك‌َ رَبَّنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (بقره: 285)

پيامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، كاملًا مؤمن مى‏باشد.) و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‏اند (و مى‏گويند:) ما در ميان هيچ يك از پيامبران او، فرق نمى‏گذاريم (و به همه ايمان داريم). و (مؤمنان) گفتند: «ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا! (انتظارِ) آمرزش تو را (داريم) و بازگشت (ما) به سوى توست.» (285)


لاَ يُكَلِّف‌ُ الله‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَت‌ْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَت‌ْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِنْ‌ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَ لاَ تَحْمِل‌ْ عَلَيْنَا إِصْرَاً كَمَا حَمَلْتَه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَ لاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا بِه‌ِ وَاعْف‌ُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْت‌َ مَوْلاَنَا فَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (بقره: 286)

خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر ما فراموش يا خطا كرديم، ما را مؤاخذه مكن! پروردگارا! تكليف سنگينى بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان،) بر كسانى كه پيش از ما بودند، قرار دادى! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوى! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان! (286)


هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ مِنْه‌ُ آيَات‌ٌ مُحْكَمَات‌ٌ هُن‌َّ أُم‌ُّ الْكِتَاب‌ِ وَ أُخَرُ مُتَشَابِهات‌ٌ فَأَمَّا الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ زَيْغ‌ٌ فَيَتَّبِعُون‌َ مَا تَشَابَه‌َ مِنْه‌ُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَة‌ِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِه‌ِ وَ مَا يَعْلَم‌ُ تَأْوِيلَه‌ُ إِلاَّ الله‌ُ وَالرَّاسِخُون‌َ فِي‌ الْعِلْم‌ِ يَقُولُون‌َ آمَنَّا بِه‌ِ كُل‌ٌّ مِن‌ْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (آل‌عمران: 7)

او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» [صريح و روشن‏] است كه اساس اين كتاب مى‏باشد (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند (و اين حقيقت را درك نمى‏كنند). (7)


رَبَّنَا لاَ تُزِغ‌ْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَب‌ْ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْـك‌َ رَحْمَة‌ً إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْوَهَّاب‌ُ (آل‌عمران: 8)

(راسخانِ در علم، مى‏گويند:) «پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى! (8)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ جَامِع‌ُ النَّاس‌ِ لِيَوْم‌ٍ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (آل‌عمران: 9)

پروردگارا! تو مردم را، براى روزى كه ترديدى در آن نيست، جمع خواهى كرد زيرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمى‏كند. (ما به تو و رحمت بى‏پايانت، و به وعده رستاخيز و قيامت ايمان داريم.)» (9)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ بِذُنُوبِهِم‌ْ وَالله‌ُ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (آل‌عمران: 11)

(عادت آنان در انكار و تحريفِ حقايق،) همچون عادتِ آل فرعون و كسانى است كه پيش از آنها بودند آيات ما را تكذيب كردند، و خداوند آنها را به (كيفر) گناهانشان گرفت و خداوند، شديد العقاب است. (11)


الَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَاب‌َ النَّارِ (آل‌عمران: 16)

همان كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما ايمان آورده‏ايم پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!» (16)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا لَن‌ْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامَاً مَعْدُودَات‌ٍ وَ غَرَّهُم‌ْ فِي‌ دِينِهِمْ‌ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (آل‌عمران: 24)

اين عمل آنها، به خاطر آن است كه مى‏گفتند: «آتش (دوزخ)، جز چند روزى به ما نمى‏رسد. (و كيفر ما، به خاطر امتيازى كه بر اقوام ديگر داريم، بسيار محدود است.)» اين افترا (و دروغى كه به خدا بسته بودند،) آنها را در دينشان مغرور ساخت (و گرفتار انواع گناهان شدند). (24)


فَلَمَّا أَحَس‌َّ عِيسَي‌ مِنْهُم‌ُ الْكُفْرَ قَال‌َ مَن‌ْ أَنْصَارِي‌ إِلَي‌ الله‌ِ قَال‌َ الْحَوَارِيُّون‌َ نَحْن‌ُ أَنْصَارُ الله‌ِ آمَنَّا بِالله‌ِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 52)

هنگامى كه عيسى از آنان احساس كفر (و مخالفت) كرد، گفت: «كيست كه ياور من به سوى خدا (براى تبليغ آيين او) گردد؟» حواريان [شاگردانِ مخصوصِ او] گفتند: «ما ياوران خداييم به خدا ايمان آورديم و تو (نيز) گواه باش كه ما اسلام آورده‏ايم. (52)


رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْت‌َ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُول‌َ فَاكْتُبْنَا مَع‌َ الشَّاهِدِين‌َ (آل‌عمران: 53)

پروردگارا! به آنچه نازل كرده‏اى، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروى نموديم ما را در زمره گواهان بنويس!» (53)


فَمَن‌ْ حَاجَّك‌َ فِيه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ فَقُل‌ْ تَعَالَوْا نَدْع‌ُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُم‌ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُم‌ْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُم‌ْ ثُم‌َّ نَبْتَهِلْ‌ فَنَجْعَل‌ْ لَعْنَة‌َ الله‌ِ عَلَي‌ الْكَاذِبِين‌َ (آل‌عمران: 61)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ تَعَالَوْا إِلَي‌ كَلِمَة‌ٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ْ أَنْ لاَ نَعْبُدَ إِلاَّ الله‌َ وَ لاَ نُشْرِك‌َ بِه‌ِ شَيْءً وَ لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضَاً أَرْبَابَاً مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ فَإِنْ‌ تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 64)

بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم!» (64)


وَ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّه‌ِ إِليْك‌َ وَ مِنْهُمْ‌ مَن‌ْ إِنْ‌ تَأْمَنْه‌ُ بِدِينَارٍ لاَ يُؤَدِّه‌ِ إِلَيْك‌َ إِلاَّ مَا دُمْت‌َ عَلَيْه‌ِ قَائِمَاً ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا لَيْس‌َ عَلَيْنَا فِي‌ الْأُمِّيِّين‌َ سَبِيل‌ٌ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 75)

و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مى‏گردانند و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمى‏گردانند مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلّط) باشى! اين بخاطر آن است كه مى‏گويند: «ما در برابر امّيّين [غير يهود]، مسئول نيستيم.» و بر خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند (اين سخن دروغ است). (75)


قُل‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ وَ عِيسَي‌ وَالنَّبِيُّون‌َ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ لاَ نُفَرِّق‌ُ بَيْن‌َ أَحَدٍ مِنْهُم‌ْ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (آل‌عمران: 84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)


وَ مَا كَان‌َ قَوْلَهُم‌ْ إِلاَّ أَن‌ْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فِي‌ أَمْرِنَا وَ ثَبِّت‌ْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (آل‌عمران: 147)

سخنشان تنها اين بود كه: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرويهاى ما در كارها، چشم‏پوشى كن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان! (147)


ثُم‌َّ أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ الْغَم‌ِّ أَمَنَة‌ً نُعَاسَاً يَغْشَي‌ طَائِفَة‌ً مِنْكُم‌ْ وَ طَائِفَة‌ٌ قَدْ أَهَمَّتْهُم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ يَظُنُّون‌َ بِالله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ ظَن‌َّ الْجَاهِلِيَّة‌ِ يَقُولُون‌َ هَلْ‌ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ مِن‌ْ شَيْ‌ءٍ قُل‌ْ إِن‌َّ الْأَمْرَ كُلَّه‌ُ لِالله‌ِ يُخْفُون‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا لاَ يُبْدُون‌َ لَك‌َ يَقُولُون‌َ لَوْ كَان‌َ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ شَيْ‌ءٌ مَا قُتِلْنَا هَهُنَا قُل‌ْ لَوْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ لَبَرَزَ الَّذِين‌َ كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقَتْل‌ُ إِلَي‌ مَضَاجِعِهِم‌ْ وَ لِيَبْتَلِي‌َ الله‌ُ مَا فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ وَ لِيُمَحِّص‌َ مَا فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 154)

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند و مى‏گفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى‏شود؟!» بگو: «همه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزى را پنهان مى‏دارند كه براى تو آشكار نمى‏سازند مى‏گويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمى‏شديم!» بگو: «اگر هم در خانه‏هاى خود بوديد، آنهايى كه كشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوى آرامگاه‏هاى خود، بيرون مى‏آمدند (و آنها را به قتل مى‏رساندند). و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏هاست، با خبر است. (154)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَكُونُوا كَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ قَالُوا لِإِخْوانِهِم‌ْ إِذَا ضَرَبُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَوْ كَانُوا غُزَّيً‌ لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَ مَا قُتِلُوا لِيَجْعَل‌َ الله‌ُ ذَلِك‌َ حَسْرَة‌ً فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ وَالله‌ُ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (آل‌عمران: 156)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همانند كافران نباشيد كه چون برادرانشان به مسافرتى مى‏روند، يا در جنگ شركت مى‏كنند (و از دنيا مى‏روند و يا كشته مى‏شوند)، مى‏گويند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمى‏مردند و كشته نمى‏شدند!» (شما از اين گونه سخنان نگوييد،) تا خدا اين حسرت را بر دل آنها [كافران‏] بگذارد. خداوند، زنده مى‏كند و مى‏ميراند (و زندگى و مرگ، به دست اوست) و خدا به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست. (156)


الَّذِين‌َ قَالُوا لِإِخْوانِهِم‌ْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُل‌ْ فَادْرَءُوا عَن‌ْ أَنْفُسِكُم‌ُ الْمَوْت‌َ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 168)

(منافقان) آنها هستند كه به برادران خود- در حالى كه از حمايت آنها دست كشيده بودند- گفتند: «اگر آنها از ما پيروى مى‏كردند، كشته نمى‏شدند!» بگو: « (مگر شما مى‏توانيد مرگ افراد را پيش‏بينى كنيد؟!) پس مرگ را از خودتان دور سازيد اگر راست مى‏گوييد!» (168)


الَّذِين‌َ قَال‌َ لَهُم‌ُ النَّاس‌ُ إِن‌َّ النَّاس‌َ قَدْ جَمَعُوا لَكُم‌ْ فَاخْشَوْهُم‌ْ فَزَادَهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ وَ نِعْم‌َ الْوَكِيل‌ُ (آل‌عمران: 173)

اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشكر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع كرده‏اند از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست.» (173)


الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ عَهِدَ إِلَيْنَا أَنْ لاَ نُؤْمِن‌َ لِرَسُول‌ٍ حَتَّي‌ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَان‌ٍ تَأْكُلُه‌ُ النَّارُ قُل‌ْ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ بِالَّذِي‌ قُلْتُم‌ْ فَلِم‌َ قَتَلْتُمُوهُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 183)

(اينها) همان كسانى (هستند) كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) يك قربانى بياورد، كه آتش [صاعقه آسمانى‏] آن را بخورد!» بگو: «پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مى‏گوييد؟!» (183)


الَّذِين‌َ يَذْكُرُون‌َ الله‌َ قِيَامَاً وَ قُعُودَاً وَ عَلَي‌ جُنُوبِهِم‌ْ وَ يَتَفَكَّرُون‌َ فِي‌ خَلْق‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ رَبَّنَا مَا خَلَقْت‌َ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَك‌َ فَقِنَا عَذَاب‌َ النَّارِ (آل‌عمران: 191)

همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آن گاه كه بر پهلو خوابيده‏اند، ياد مى‏كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى‏انديشند (و مى‏گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار! (191)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ مَنْ‌ تُدْخِل‌ِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (آل‌عمران: 192)

پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (192)


رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيَاً يُنَادِي‌ لِلْإِيمَانِ أَن‌ْ آمِنُوا بِرَبِّكُم‌ْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَع‌َ الْأَبْرَارِ (آل‌عمران: 193)

پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران! (193)


رَبَّنَا وَ آتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَي‌ رُسُلِك‌َ وَ لاَ تُخْزِنَا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّك‌َ لاَ تُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (آل‌عمران: 194)

پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچ گاه از وعده خود، تخلف نمى‏كنى. (194)


مِن‌َ الَّذِين‌َ هَادُوا يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَواضِعِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ سَمِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَاسْمَع‌ْ غَيْرَ مُسْمَع‌ٍ وَ رَاعِنَا لَيَّاً بِأَلْسِنَتِهِم‌ْ وَ طَعْنَاً فِي‌ الدِّين‌ِ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ قَالُوا سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَاسْمَع‌ْ وَانْظُرْنَا لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَقْوَم‌َ وَ لَكِنْ‌ لَعَنَهُم‌ُ الله‌ُ بِكُفْرِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 46)

بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مى‏كنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مى‏گويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مى‏گويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مى‏گويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مى‏گفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمى‏آورند. (46)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْف‌َ نُصْلِيهِم‌ْ نَارَاً كُلَّمَا نَضِجَت‌ْ جُلُودُهُمْ‌ بَدَّلْنَاهُم‌ْ جُلُودَاً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَزِيزَاً حَكِيمَاً (نساء: 56)

كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هر گاه پوستهاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است (و روى حساب، كيفر مى‏دهد). (56)


وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِم‌ْ أَن‌ِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ‌ دِيَارِكُمْ‌ مَا فَعَلُوه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ مِنْهُم‌ْ وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ لَكَان‌َ خَيْرَاً لَهُم‌ْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتَاً (نساء: 66)

اگر (همانند بعضى از امتهاى پيشين،) به آنان دستور مى‏داديم: «يكديگر را به قتل برسانيد»، و يا: «از وطن و خانه خود، بيرون رويد»، تنها عده كمى از آنها عمل مى‏كردند! و اگر اندرزهايى را كه به آنان داده مى‏شد انجام مى‏دادند، براى آنها بهتر بود و موجب تقويت ايمان آنها مى‏شد. (66)


وَ إِذَاً لَآتَيْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ لَدُنَّا أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 67)

و در اين صورت، پاداش بزرگى از ناحيه خود به آنها مى‏داديم. (67)


وَ مَا لَكُم‌ْ لاَ تُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الرِّجَال‌ِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَان‌ِ الَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِن‌ْ هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌ِ الظَّالِم‌ِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ وَلِيَّاً وَاجْعَل‌ْ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ نَصِيرَاً (نساء: 75)

چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده‏اند، پيكار نمى‏كنيد؟! همان افراد (ستمديده‏اى) كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! (75)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ قِيل‌َ لَهُم‌ْ كُفُّوا أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ فَلَمَّا كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقِتَال‌ُ إِذَا فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَخْشَوْن‌َ النَّاس‌َ كَخَشْيَة‌ِ الله‌ِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَة‌ً وَ قَالُوا رَبَّنَا لِم‌َ كَتَبْت‌َ عَلَيْنَا الْقِتَال‌َ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ قُل‌ْ مَتَاع‌ُ الدُّنْيَا قَلِيل‌ٌ وَالْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِمَن‌ِ اتَّقَي‌ وَ لاَ تُظْلَمُون‌َ فَتِيلاً (نساء: 77)

آيا نديدى كسانى را كه (در مكّه) به آنها گفته شد: «فعلا) دست از جهاد بداريد! و نماز را برپا كنيد! و زكات بپردازيد!» (امّا آنها از اين دستور، ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان، از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر! و گفتند: «پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى؟! چرا اين فرمان را تا زمان نزديكى تأخير نينداختى؟!» به آنها بگو: «سرمايه زندگى دنيا، ناچيز است! و سراى آخرت، براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است! و به اندازه رشته شكافِ هسته خرمايى، به شما ستم نخواهد شد! (77)


إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ لِتَحْكُم‌َ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ بِمَا أَرَاك‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَكُنْ‌ لِلْخَائِنِين‌َ خَصِيمَاً (نساء: 105)

ما اين كتاب را بحق بر تو نازل كرديم تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى! (105)


يَسْأَلُك‌َ أَهْل‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْهِم‌ْ كِتَابَاً مِن‌َ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَي‌ أَكْبَرَ مِنْ‌ ذَلِك‌َ فَقَالُوا أَرِنَا الله‌َ جَهْرَة‌ً فَأَخَذَتْهُم‌ُ الصَّاعِقَة‌ُ بِظُلْمِهِم‌ْ ثُم‌َّ اتَّخَذُوا الْعِجْل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُم‌ُ الْبَيِّنَات‌ُ فَعَفَوْنَا عَنْ‌ ذَلِك‌َ وَ آتَيْنَا مُوسَي‌ سُلْطَانَاً مُبِينَاً (نساء: 153)

اهل كتاب از تو مى‏خواهند كتابى از آسمان (يك جا) بر آنها نازل كنى (در حالى كه اين يك بهانه است) آنها از موسى، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: «خدا را آشكارا به ما نشان ده!» و بخاطر اين ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامرى) را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، (به خدايى) انتخاب كردند، ولى ما از آن درگذشتيم (و عفو كرديم) و به موسى، برهان آشكارى داديم. (153)


فَبِمَـا نَقْضِهِمْ‌ مِيثَاقَهُم‌ْ وَ كُفْرِهِمْ‌ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ قَتْلِهِم‌ُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ وَ قَوْلِهِم‌ْ قُلُوبُنَا غُلْف‌ٌ بَل‌ْ طَبَع‌َ الله‌ُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 155)

(ولى) بخاطر پيمان‏شكنى آنها، و انكار آيات خدا، و كشتن پيامبران بناحق، و بخاطر اينكه (از روى استهزا) مى‏گفتند: «بر دلهاى ما، پرده افكنده (شده و سخنان پيامبر را درك نمى‏كنيم!» رانده درگاه خدا شدند.) آرى، خداوند بعلّت كفرشان، بر دلهاى آنها مهر زده كه جز عده كمى (كه راه حق مى‏پويند و لجاج ندارند،) ايمان نمى‏آورند. (155)


وَ قَوْلِهِم‌ْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيح‌َ عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ رَسُول‌َ الله‌ِ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ وَ مَا صَلَبُوه‌ُ وَ لَكِنْ‌ شُبِّه‌َ لَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مَا لَهُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِلاَّ اتِّبَاع‌َ الظَّن‌ِّ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ يَقِينَاً (نساء: 157)

و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند و قطعاً او را نكشتند! (157)


إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَي‌ نُوح‌ٍ وَالنَّبِيِّين‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ عِيسَي‌ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُونُس‌َ وَ هَارُون‌َ وَ سُلَيْمان‌َ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورَاً (نساء: 163)

ما به تو وحى فرستاديم همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [بنى اسرائيل‏] و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داوود زبور داديم. (163)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (مائده: 10)

و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، اهل دوزخند. (10)


وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُم‌ْ فَنَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ سَوْف‌َ يُنَبِّئُهُم‌ُ الله‌ُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُون‌َ (مائده: 14)

و از كسانى كه ادّعاى نصرانيّت (و يارى مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولى آنها قسمت مهمّى را از آنچه به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند از اين رو در ميان آنها، تا دامنه قيامت، عداوت و دشمنى افكنديم. و خداوند، (در قيامت) آنها را از آنچه انجام مى‏دادند (و نتايج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُولُنَا يُبَيِّن‌ُ لَكُم‌ْ كَثِيرَاً مِمَّا كُنْتُم‌ْ تُخْفُون‌َ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَعْفُو عَنْ‌ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ نُورٌ وَ كِتَاب‌ٌ مُبِين‌ٌ (مائده: 15)

اى اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسيارى از حقايق كتاب آسمانى را كه شما كتمان مى‏كرديد روشن مى‏سازد، به سوى شما آمد و از بسيارى از آن، (كه فعلًا افشاى آن مصلحت نيست،) صرف نظر مى‏نمايد. (آرى،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. (15)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رَسُولُنَا يُبَيِّن‌ُ لَكُم‌ْ عَلَي‌ فَتْرَة‌ٍ مِن‌َ الرُّسُل‌ِ أَنْ‌ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِن‌ْ بَشِيرٍ وَ لاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم‌ْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 19)

اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران، به سوى شما آمد در حالى كه حقايق را براى شما بيان مى‏كند تا مبادا (روز قيامت) بگوييد: «نه بشارت دهنده‏اى به سراغ ما آمد، و نه بيم دهنده‏اى»! (هم اكنون، پيامبر) بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده، به سوى شما آمد! و خداوند بر همه چيز تواناست. (19)


قَالُوا يَا مُوسي‌ إِن‌َّ فِيهَا قَوْمَاً جَبَّارِين‌َ وَ إِنَّا لَن‌ْ نَدْخُلَهَا حَتَّي‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُون‌َ (مائده: 22)

گفتند: «اى موسى! در آن (سرزمين)، جمعيّتى (نيرومند و) ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمى‏شويم تا آنها از آن خارج شوند اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد!» (22)


قَالُوا يَا مُوسَي‌ إِنَّا لَن‌ْ نَدْخُلَهَا أَبَدَاً مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَب‌ْ أَنْت‌َ وَ رَبُّك‌َ فَقَاتِلاَ إِنَّا هَهُنَا قَاعِدُون‌َ (مائده: 24)

(بنى اسرائيل) گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهيم شد! تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همين جا نشسته‏ايم»! (24)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ لاَ أَمْلِك‌ُ إِلاَّ نَفْسِي‌ وَ أَخِي‌ فَافْرُق‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْن‌َ الْقَوْم‌ِ الْفَاسِقِين‌َ (مائده: 25)

(موسى) گفت: «پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيّت گنهكار، جدايى بيفكن!» (25)


مِنْ‌ أَجْل‌ِ ذَلِك‌َ كَتَبْنَا عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنَّه‌ُ مَنْ‌ قَتَل‌َ نَفْسَاً بِغَيْرِ نَفْس‌ٍ أَوْ فَسَادٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَكَأَنَّمَا قَتَل‌َ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ مَن‌ْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَمُسْرِفُون‌َ (مائده: 32)

به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند. (32)


إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاة‌َ فِيهَا هُدَي‌ً وَ نُورٌ يَحْكُم‌ُ بِهَا النَّبِيُّون‌َ الَّذِين‌َ أَسْلَمُوا لِلَّذِين‌َ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّون‌َ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ وَ كَانُوا عَلَيْه‌ِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاس‌َ وَاخْشَوْن‌ِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي‌ ثَمَنَاً قَلِيلاً وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مائده: 44)

ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‏نمودند. بنا بر اين، (بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد! و از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند. (44)


فَتَرَي‌ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ يُسَارِعُون‌َ فِيهِم‌ْ يَقُولُون‌َ نَخْشَي‌ أَنْ‌ تُصِيبَنَا دَائِرَة‌ٌ فَعَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَأْتِي‌َ بِالْفَتْح‌ِ أَوْ أَمْرٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ فَيُصْبِحُوا عَلَي‌ مَا أَسَرُّوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ نَادِمِين‌َ (مائده: 52)

(ولى) كسانى را كه در دلهايشان بيمارى است مى‏بينى كه در (دوستى با آنان)، بر يكديگر پيشى مى‏گيرند، و مى‏گويند: «مى‏ترسيم حادثه‏اى براى ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم!)» شايد خداوند پيروزى يا حادثه ديگرى از سوى خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد و اين دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان گردند! (52)


قُل‌ْ يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ هَل‌ْ تَنْقِمُون‌َ مِنَّا إِلاَّ أَن‌ْ آمَنَّا بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ مَا أُنْزِل‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ أَن‌َّ أَكْثَرَكُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (مائده: 59)

بگو: «اى اهل كتاب! آيا به ما خرده مى‏گيريد؟ (مگر ما چه كرده‏ايم) جز اينكه به خداوند يگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پيش از اين نازل گرديده، ايمان آورده‏ايم. و اين، بخاطر آن است كه بيشتر شما، از راه حق، خارج شده‏ايد.» (59)


لَتَجِدَن‌َّ أَشَدَّ النَّاس‌ِ عَدَاوَة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِين‌َ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَن‌َّ أَقْرَبَهُمْ‌ مَوَدَّة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ مِنْهُم‌ْ قِسِّيسِين‌َ وَ رُهْبَانَاً وَ أَنَّهُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (مائده: 82)

بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند: «ما نصارى هستيم» اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمى‏ورزند. (82)


وَ إِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِل‌َ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ تَرَي‌ أَعْيُنَهُم‌ْ تَفِيض‌ُ مِن‌َ الدَّمْع‌ِ مِمَّا عَرَفُوا مِن‌َ الْحَق‌ِّ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَع‌َ الشَّاهِدِين‌َ (مائده: 83)

و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهاى آنها را مى‏بينى كه (از شوق،) اشك مى‏ريزد، بخاطر حقيقتى كه دريافته‏اند آنها مى‏گويند: «پروردگارا! ايمان آورديم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره ياران محمد) بنويس! (83)


وَ مَا لَنَا لاَ نُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ مَا جَاءَنَا مِن‌َ الْحَق‌ِّ وَ نَطْمَع‌ُ أَنْ‌ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الصَّالِحِين‌َ (مائده: 84)

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده است، ايمان نياوريم، در حالى كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» (84)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (مائده: 86)

و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، همانها اهل دوزخند. (86)


وَ أَطِيعُوا الله‌َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول‌َ وَاحْذَرُوا فَإِنْ‌ تَوَلِّيْتُم‌ْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَي‌ رَسُولِنَا الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (مائده: 92)

اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد! و (از مخالفت فرمان او) بترسيد! و اگر روى برگردانيد، (مستحق مجازات خواهيد بود و) بدانيد بر پيامبر ما، جز ابلاغ آشكار، چيز ديگرى نيست (و اين وظيفه را در برابر شما، انجام داده است). (92)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ تَعَالَوْا إِلَي‌ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ إِلَي‌ الرَّسُول‌ِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ آبَاؤُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ شَيْءً وَ لاَ يَهْتَدُون‌َ (مائده: 104)

و هنگامى كه به آنها گفته شود: «به سوى آنچه خدا نازل كرده، و به سوى پيامبر بياييد!»، مى‏گويند: «آنچه از پدران خود يافته‏ايم، ما را بس است!» آيا اگر پدران آنها چيزى نمى‏دانستند، و هدايت نيافته بودند (باز از آنها پيروى مى‏كنند)؟! (104)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا شَهَادَة‌ُ بَيْنِكُم‌ْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ حِين‌َ الْوَصِيَّة‌ِ اثْنَان‌ِ ذَوَا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ أَوْ آخَرَان‌ِ مِن‌ْ غَيْرِكُم‌ْ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَأَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ُ الْمَوْت‌ِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ‌ بَعْدِ الصَّلاَة‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ لاَ نَشْتَرِي‌ بِه‌ِ ثَمَنَاً وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ لاَ نَكْتُم‌ُ شَهَادَة‌َ الله‌ِ إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الْآثِمِين‌َ (مائده: 106)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آن جا مسلمانى نيافتيد،) دو نفر از غير خودتان را به گواهى بطلبيد، و اگر به هنگام اداى شهادت، در صدق آنها شك كرديد، آنها را بعد از نماز نگاه مى‏داريد تا سوگند ياد كنند كه: «ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم، هر چند در مورد خويشاوندان ما باشد! و شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم، كه از گناهكاران خواهيم بود!» (106)


فَإِن‌ْ عُثِرَ عَلَي‌ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمَاً فَآخَرَان‌ِ يَقُومَان‌ِ مَقَامَهُمَا مِن‌َ الَّذِين‌َ اسْتَحَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْأَوْلَيَان‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ لَشَهَادَتُنَا أَحَق‌ُّ مِنْ‌ شَهَادَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 107)

و اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو، مرتكب گناهى شده‏اند (و حق را كتمان كرده‏اند)، دو نفر از كسانى كه نسبت به ميت، اولى هستند، به جاى آنها قرار مى‏گيرند، و به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه: «گواهى ما، از گواهى آن دو، به حق نزديكتر است! و ما تجاوزى نكرده‏ايم كه اگر چنين كرده باشيم، از ظالمان خواهيم بود!» (107)


يَوْم‌َ يَجْمَع‌ُ الله‌ُ الرُّسُل‌َ فَيَقُول‌ُ مَاذَا أُجِبْتُم‌ْ قَالُوا لاَ عِلْم‌َ لَنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (مائده: 109)

(از) روزى (بترسيد) كه خداوند، پيامبران را جمع مى‏كند، و به آنها مى‏گويد: « (در برابر دعوت شما،) چه پاسخى به شما داده شد؟»، مى‏گويند: «ما چيزى نمى‏دانيم تو خود، از همه اسرار نهان آگاهى.» (109)


وَ إِذْ أَوْحَيْت‌ُ إِلَي‌ الْحَوَارِيِّين‌َ أَن‌ْ آمِنُوا بِي‌ وَ بِرَسُولِي‌ قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُون‌َ (مائده: 111)

و (به ياد آور) زمانى را كه به حواريون وحى فرستادم كه: «به من و فرستاده من، ايمان بياوريد!» آنها گفتند: «ايمان آورديم، و گواه باش كه ما مسلمانيم!» (111)


إِذْ قَال‌َ الْحَوارِيُّون‌َ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ هَل‌ْ يَسْتَطِيع‌ُ رَبُّك‌َ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا مَائِدَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ قَال‌َ اتَّقُوا الله‌َ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 112)

در آن هنگام كه حواريون گفتند: «اى عيسى بن مريم! آيا پروردگارت مى‏تواند مائده‏اى از آسمان بر ما نازل كند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!» (112)


قَالُوا نُرِيدُ أَنْ‌ نَأْكُل‌َ مِنْهَا وَ تَطْمَئِن‌َّ قُلُوبُنَا وَ نَعْلَم‌َ أَنْ‌ قَدْ صَدَقْتَنَا وَ نَكُون‌َ عَلَيْهَا مِن‌َ الشَّاهِدِين‌َ (مائده: 113)

گفتند: « (ما نظر بدى نداريم،) مى‏خواهيم از آن بخوريم، و دلهاى ما (به رسالت تو) مطمئن گردد و بدانيم به ما راست گفته‏اى و بر آن، گواه باشيم.» (113)


قَال‌َ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ اللَّهُم‌َّ رَبَّنَا أَنْزِل‌ْ عَلَيْنَا مَائِدَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ تَكُون‌ُ لَنَا عِيدَاً لِأََوَّلِنَا وَ آخِرِنَا وَ آيَة‌ً مِنْك‌َ وَارْزُقْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّازِقِين‌َ (مائده: 114)

عيسى بن مريم عرض كرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏اى بر ما بفرست! تا براى اول و آخر ما، عيدى باشد، و نشانه‏اى از تو و به ما روزى ده! تو بهترين روزى دهندگانى!» (114)


ثُم‌َّ لَم‌ْ تَكُنْ‌ فِتْنَتُهُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا وَالله‌ِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِين‌َ (انعام: 23)

سپس پاسخ و عذر آنها، چيزى جز اين نيست كه مى‏گويند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم!» (23)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَي‌ النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَ لاَ نُكَذِّب‌َ بِآيَات‌ِ رَبِّنَا وَ نَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (انعام: 27)

كاش (حال آنها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ) ايستاده‏اند، ببينى! مى‏گويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى‏شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم، و از مؤمنان مى‏بوديم! (27)


وَ قَالُوا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَ مَا نَحْن‌ُ بِمَبْعُوثِين‌َ (انعام: 29)

آنها گفتند: «چيزى جز اين زندگى دنياى ما نيست و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد!» (29)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ قَال‌َ أَلَيْس‌َ هَذَا بِالْحَق‌ِّ قَالُوا بَلَي‌ وَ رَبِّنَا قَال‌َ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْفُرُون‌َ (انعام: 30)

اگر آنها را به هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان ايستاده‏اند، ببينى! (به آنها) مى‏گويد: «آيا اين حق نيست؟» مى‏گويند: «آرى، قسم به پروردگارمان (حق است!)» مى‏گويد: «پس مجازات را بچشيد به سزاى آنچه انكار مى‏كرديد!» (30)


قَدْ خَسِرَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ الله‌ِ حَتَّي‌ إِذَا جَاءَتْهُم‌ُ السَّاعَة‌ُ بَغْتَة‌ً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَي‌ مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَ هُم‌ْ يَحْمِلُون‌َ أَوْزَارَهُم‌ْ عَلَي‌ ظُهُورِهِم‌ْ أَلاَ سَاءَ مَا يَزِرُون‌َ (انعام: 31)

آنها كه لقاى پروردگار را تكذيب كردند، مسلماً زيان ديدند (و اين تكذيب، ادامه مى يابد) تا هنگامى كه ناگهان قيامت به سراغشان بيايد مى‏گويند: «اى افسوس بر ما كه درباره آن، كوتاهى كرديم!» و آنها (بار سنگين) گناهانشان را بر دوش مى‏كشند چه بد بارى بر دوش خواهند داشت! (31)


وَ لَقَدْ كُذِّبَت‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فَصَبَرُوا عَلَي‌ مَا كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّي‌ أَتَاهُم‌ْ نَصْرُنَا وَ لاَ مُبَدِّل‌َ لِكَلِمَات‌ِ الله‌ِ وَ لَقَدْ جَاءَك‌َ مِنْ‌ نَبَإِ الْمُرْسَلِين‌َ (انعام: 34)

پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند و در برابر تكذيبها، صبر و استقامت كردند و (در اين راه،) آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد. (تو نيز چنين باش! و اين، يكى از سنتهاى الهى است) و هيچ چيز نمى‏تواند سنن خدا را تغيير دهد و اخبار پيامبران به تو رسيده است. (34)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُم‌ٌّ وَ بُكْم‌ٌّ فِي‌ الظُّلُمَات‌ِ مَنْ‌ يَشَإِ الله‌ُ يُضْلِلْه‌ُ وَ مَنْ‌ يَشَأْ يَجْعَلْه‌ُ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (انعام: 39)

آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، كرها و لالهايى هستند كه در تاريكيها قرار دارند. هر كس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه مى‏كند و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد. (39)


فَلَوْلاَ إِذْ جَاءَهُمْ‌ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَ لَكِنْ‌ قَسَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (انعام: 43)

چرا هنگامى كه مجازات ما به آنان رسيد، (خضوع نكردند و) تسليم نشدند؟! بلكه دلهاى آنها قساوت پيدا كرد و شيطان، هر كارى را كه مى‏كردند، در نظرشان زينت داد! (43)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُم‌ُ الْعَذَاب‌ُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (انعام: 49)

و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، عذاب (پروردگار) بخاطر نافرمانيها به آنان مى‏رسد. (49)


وَ كَذَلِك‌َ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لِيَقُولُوا أَهَؤُلاَءِ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ مِنْ بَيْنِنَا أَلَيْس‌َ الله‌ُ بِأَعْلَم‌َ بِالشَّاكِرِين‌َ (انعام: 53)

و اين چنين بعضى از آنها را با بعض ديگر آزموديم (توانگران را بوسيله فقيران) تا بگويند: «آيا اينها هستند كه خداوند از ميان ما (برگزيده، و) بر آنها منّت گذارده (و نعمت ايمان بخشيده است؟!» آيا خداوند، شاكران را بهتر نمى‏شناسد؟! (53)


وَ إِذَا جَاءَك‌َ الَّذِين‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِآيَاتِنَا فَقُل‌ْ سَلاَم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ كَتَب‌َ رَبُّكُم‌ْ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ الرَّحْمَة‌َ أَنَّه‌ُ مَن‌ْ عَمِل‌َ مِنْكُم‌ْ سُوءً بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَأَنَّه‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 54)

هر گاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده هر كس از شما كار بدى از روى نادانى كند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا مى‏شود چرا كه) او آمرزنده مهربان است.» (54)


وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْق‌َ عِبَادِه‌ِ وَ يُرْسِل‌ُ عَلَيْكُم‌ْ حَفَظَة‌ً حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ تَوَفَّتْه‌ُ رُسُلُنَا وَ هُم‌ْ لاَ يُفَرِّطُون‌َ (انعام: 61)

او بر بندگان خود تسلّط كامل دارد و مراقبانى بر شما مى‏گمارد تا زمانى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد (در اين موقع،) فرستادگان ما جان او را مى‏گيرند و آنها (در نگاهدارى حساب عمر و اعمال بندگان،) كوتاهى نمى‏كنند. (61)


قُل‌ْ مَنْ‌ يُنَجِّيكُمْ‌ مِنْ‌ ظُلُمَات‌ِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَه‌ُ تَضَرُّعَاً وَ خُفْيَة‌ً لَئِن‌ْ أَنْجَانَا مِنْ‌ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (انعام: 63)

بگو: «چه كسى شما را از تاريكيهاى خشكى و دريا رهايى مى‏بخشد؟ در حالى كه او را با حالت تضرع (و آشكارا) و در پنهانى مى‏خوانيد (و مى‏گوييد:) اگر از اين (خطرات و ظلمتها) ما را رهايى مى‏بخشد، از شكرگزاران خواهيم بود.» (63)


وَ إِذَا رَأَيْت‌َ الَّذِين‌َ يَخُوضُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا فَأَعْرِض‌ْ عَنْهُم‌ْ حَتَّي‌ يَخُوضُوا فِي‌ حَدِيث‌ٍ غَيْرِه‌ِ وَ إِنْ مَا يُنْسِيَنَّك‌َ الشَّيْطَان‌ُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 68)

هر گاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى‏كنند، از آنها روى بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند! و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيّت ستمگر منشين! (68)


قُل‌ْ أَنَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُنَا وَ لاَ يَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَي‌ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا الله‌ُ كَالَّذِي‌ اسْتَهْوَتْه‌ُ الشَّيَاطِين‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَيْرَان‌َ لَه‌ُ أَصْحَاب‌ٌ يَدْعُونَه‌ُ إِلَي‌ الْهُدَي‌ ائْتِنَا قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 71)

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (71)


وَ تِلْك‌َ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيم‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ نَرْفَع‌ُ دَرَجَات‌ٍ مَنْ‌ نَشَاءُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 83)

اينها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم! درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته بدانيم،) بالا مى‏بريم پروردگار تو، حكيم و داناست. (83)


وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَي‌ كَمَا خَلَقْنَاكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ وَ تَرَكْتُمْ‌ مَا خَوَّلْنَاكُم‌ْ وَرَاءَ ظُهُورِكُم‌ْ وَ مَا نَرَي‌ مَعَكُم‌ْ شُفَعَاءَكُم‌ُ الَّذِين‌َ زَعَمْتُم‌ْ أَنَّهُم‌ْ فِيكُم‌ْ شُرَكَاءُ لَقَدْ تَقَطَّع‌َ بَيْنَكُم‌ْ وَ ضَل‌َّ عَنْكُمْ‌ مَا كُنْتُم‌ْ تَزْعُمُون‌َ (انعام: 94)

و (روز قيامت به آنها گفته مى‏شود:) همه شما تنها به سوى ما بازگشت نموديد، همان‏گونه كه روز اوّل شما را آفريديم! و آنچه را به شما بخشيده بوديم، پشت سر گذارديد! و شفيعانى را كه شريك در شفاعت خود مى‏پنداشتيد، با شما نمى‏بينيم! پيوندهاى شما بريده شده است و تمام آنچه را تكيه‏گاه خود تصوّر مى‏كرديد، از شما دور و گم شده‏اند! (94)


وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌َ وَ كَلَّمَهُم‌ُ الْمَوْتَي‌ وَ حَشَرْنَا عَلَيْهِم‌ْ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ قُبُلاً مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ‌ يَشَاءَ الله‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ يَجْهَلُون‌َ (انعام: 111)

(و حتّى) اگر فرشتگان را بر آنها نازل مى‏كرديم، و مردگان با آنان سخن مى‏گفتند، و همه چيز را در برابر آنها جمع مى‏نموديم، هرگز ايمان نمى‏آوردند مگر آنكه خدا بخواهد! ولى بيشتر آنها نمى‏دانند! (111)


وَ يَوْم‌َ يَحْشُرُهُم‌ْ جَمِيعَاً يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ وَ قَال‌َ أَوْلِيَاؤُهُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ رَبَّنَا اسْتَمْتَع‌َ بَعْضُنَا بِبَعْض‌ٍ وَ بَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي‌ أَجَّلْت‌َ لَنَا قَال‌َ النَّارُ مَثْواكُم‌ْ خَالِدِين‌َ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاءَ الله‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 128)

در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد، (مى‏گويد:) اى جمعيّت شياطين و جن! شما افراد زيادى از انسانها را گمراه ساختيد! دوستان و پيروان آنها از ميان انسانها مى‏گويند: «پروردگارا! هر يك از ما دو گروه [پيشوايان و پيروان گمراه‏] از ديگرى استفاده كرديم (ما به لذّات هوس آلود و زودگذر رسيديم و آنها بر ما حكومت كردند) و به اجلى كه براى ما مقرّر داشته بودى رسيديم.» (خداوند) مى‏گويد: «آتش جايگاه شماست جاودانه در آن خواهيد ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حكيم و داناست. (128)


يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْكُم‌ْ يَقُصُّون‌َ عَلَيْكُم‌ْ آيَاتِي‌ وَ يُنْذِرُونَكُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَي‌ أَنْفُسِنَا وَ غَرَّتْهُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا وَ شَهِدُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَافِرِين‌َ (انعام: 130)

(در آن روز به آنها مى‏گويد:) اى گروه جنّ و انس! آيا رسولانى از شما به سوى شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بازگو مى‏كردند، و شما را از ملاقات چنين روزى بيم مى دادند؟! آنها مى‏گويند: «بر ضدّ خودمان گواهى مى‏دهيم (آرى،) ما بد كرديم)» و زندگى (پر زرق و برق) دنيا آنها را فريب داد و به زيان خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند! (130)


وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ مِمَّا ذَرَأَ مِن‌َ الْحَرْث‌ِ وَالْأَنْعَام‌ِ نَصِيبَاً فَقَالُوا هَذَا لِالله‌ِ بِزَعْمِهِم‌ْ وَ هَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَان‌َ لِشُرَكَائِهِم‌ْ فَلاَ يَصِل‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَا كَان‌َ لِالله‌ِ فَهُوَ يَصِل‌ُ إِلَي‌ شُرَكَائِهِم‌ْ سَاءَ مَا يَحْكُمُون‌َ (انعام: 136)

آنها [مشركان‏] سهمى از آنچه خداوند از زراعت و چهارپايان آفريده، براى او قرار دادند (و سهمى براى بتها!) و بگمان خود گفتند: «اين مال خداست! و اين هم مال شركاى ما [يعنى بتها] است!» آنچه مال شركاى آنها بود، به خدا نمى‏رسيد ولى آنچه مال خدا بود، به شركايشان مى‏رسيد! (آرى، اگر سهم بتها با كمبودى مواجه مى‏شد، مال خدا را به بتها مى‏دادند امّا عكس آن را مجاز نمى‏دانستند!) چه بد حكم مى‏كنند (كه علاوه بر شرك، حتّى خدا را كمتر از بتها مى‏دانند)! (136)


وَ قَالُوا مَا فِي‌ بُطُون‌ِ هَذِه‌ِ الْأَنْعَام‌ِ خَالِصَة‌ٌ لِذُكُورِنَا وَ مُحَرَّم‌ٌ عَلَي‌ أَزْوَاجِنَا وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مَيْتَة‌ً فَهُم‌ْ فِيه‌ِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِم‌ْ وَصْفَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 139)

و گفتند: «آنچه (از بچّه) در شكم اين حيوانات است، مخصوص مردان ماست و بر همسران ما حرام است! امّا اگر مرده باشد [مرده متولّد شود]، همگى در آن شريكند.» بزودى (خدا) كيفر اين توصيف (و احكام دروغين) آنها را مى‏دهد او حكيم و داناست. (139)


وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَادُوا حَرَّمْنَا كُل‌َّ ذِي‌ ظُفُرٍ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ وَالْغَنَم‌ِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِم‌ْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَت‌ْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَط‌َ بِعَظْم‌ٍ ذَلِك‌َ جَزَيْنَاهُمْ‌ بِبَغْيِهِم‌ْ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (انعام: 146)

و بر يهوديان، هر حيوان ناخن‏دار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلوها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مى‏كردند به آنها كيفر داديم و ما راست مى‏گوييم. (146)


سَيَقُول‌ُ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا أَشْرَكْنَا وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ كَذَّب‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ حَتَّي‌ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُل‌ْ هَل‌ْ عِنْدَكُمْ‌ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ فَتُخْرِجُوه‌ُ لَنَا إِنْ‌ تَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ تَخْرُصُون‌َ (انعام: 148)

بزودى مشركان (براى تبرئه خويش) مى‏گويند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما مشرك مى‏شديم و نه پدران ما و نه چيزى را تحريم مى‏كرديم!» كسانى كه پيش از آنها بودند نيز، همين گونه دروغ مى‏گفتند و سرانجام (طعم) كيفر ما را چشيدند. بگو: «آيا دليل روشنى (بر اين موضوع) داريد؟ پس آن را به ما نشان دهيد؟ شما فقط از پندارهاى بى‏اساس پيروى مى‏كنيد، و تخمينهاى نابجا مى‏زنيد.» (148)


قُل‌ْ هَلُم‌َّ شُهَدَاءَكُم‌ُ الَّذِين‌َ يَشْهَدُون‌َ أَن‌َّ الله‌َ حَرَّم‌َ هَذَا فَإِنْ‌ شَهِدُوا فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُم‌ْ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالْآخِرَة‌ِ وَ هُمْ‌ بِرَبِّهِم‌ْ يَعْدِلُون‌َ (انعام: 150)

بگو: «گواهان خود را، كه گواهى مى‏دهند خداوند اينها را حرام كرده است، بياوريد!» اگر آنها (بدروغ) گواهى دهند، تو با آنان (همصدا نشو! و) گواهى نده! و از هوى و هوس كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و براى خدا شريك قائلند، پيروى مكن! (150)


أَنْ‌ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِل‌َ الْكِتَاب‌ُ عَلَي‌ طَائِفَتَيْن‌ِ مِنْ‌ قَبْلِنَا وَ إِنْ‌ كُنَّا عَنْ‌ دِرَاسَتِهِم‌ْ لَغَافِلِين‌َ (انعام: 156)

(ما اين كتاب را با اين امتيازات نازل كرديم) تا نگوييد: «كتاب آسمانى تنها بر دو طايفه پيش از ما [يهود و نصارى‏] نازل شده بود و ما از بحث و بررسى آنها بى خبر بوديم»! (156)


أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا الْكِتَاب‌ُ لَكُنَّا أَهْدَي‌ مِنْهُم‌ْ فَقَدْ جَاءَكُمْ‌ بَيِّنَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ كَذَّب‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ صَدَف‌َ عَنْهَا سَنَجْزِي‌ الَّذِين‌َ يَصْدِفُون‌َ عَن‌ْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَاب‌ِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُون‌َ (انعام: 157)

يا نگوييد: «اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى‏شد، از آنها هدايت يافته‏تر بوديم»! اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان، و هدايت و رحمت براى شما آمد! پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده، و از آن روى گردانده است؟! اما بزودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‏گردانند، بخاطر همين اعراض بى‏دليلشان، مجازات شديد خواهيم كرد! (157)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ رَبُّك‌َ أَوْ يَأْتِي‌َ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ لاَ يَنْفَع‌ُ نَفْسَاً إِيمَانُهَا لَم‌ْ تَكُن‌ْ آمَنَت‌ْ مِنْ‌ قَبْل‌ُ أَوْ كَسَبَت‌ْ فِي‌ إِيمَانِهَا خَيْرَاً قُل‌ِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (انعام: 158)

آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند، يا خداوند (خودش) به سوى آنها بيايد، يا بعضى از آيات پروردگارت (و نشانه‏هاى رستاخيز)؟! اما آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت تحقّق پذيرد، ايمان‏آوردن افرادى كه قبلًا ايمان نياورده‏اند، يا در ايمانشان عمل نيكى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت! بگو: « (اكنون كه شما چنين انتظارات نادرستى داريد،) انتظار بكشيد ما هم انتظار (كيفر شما را) مى‏كشيم!» (158)


وَ كَمْ‌ مِنْ‌ قَرْيَة‌ٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءَهَا بَأْسُنَا بَيَاتَاً أَوْ هُم‌ْ قَائِلُون‌َ (اعراف: 4)

چه بسيار شهرها و آباديها كه آنها را (بر اثر گناه فراوانشان) هلاك كرديم! و عذاب ما شب‏هنگام، يا در روز هنگامى كه استراحت كرده بودند، به سراغشان آمد. (4)


فَمَا كَان‌َ دَعْوَاهُم‌ْ إِذْ جَاءَهُمْ‌ بَأْسُنَا إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (اعراف: 5)

و در آن موقع كه عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنى نداشتند جز اينكه گفتند: «ما ظالم بوديم!» (ولى اين اعتراف به گناه، ديگر دير شده بود و سودى به حالشان نداشت.) (5)


وَ مَن‌ْ خَفَّت‌ْ مَوَازِينُه‌ُ فَأُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ‌ بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 9)

و كسانى كه ميزانهاى (عمل) آنها سبك است، افرادى هستند كه سرمايه وجود خود را، بخاطر ظلم و ستمى كه نسبت به آيات ما مى‏كردند، از دست داده‏اند. (9)


قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (اعراف: 23)

گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم! و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود!» (23)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ لاَ يَفْتِنَنَّكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ كَمَا أَخْرَج‌َ أَبَوَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ يَنْزِع‌ُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّه‌ُ يَرَاكُم‌ْ هُوَ وَ قَبِيلُه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ تَرَوْنَهُم‌ْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 27)

اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند! (27)


وَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَة‌ً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَالله‌ُ أَمَرَنَا بِهَا قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 28)

و هنگامى كه كار زشتى انجام مى‏دهند مى‏گويند: «پدران خود را بر اين عمل يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است!» بگو: «خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟!» (28)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (اعراف: 36)

و آنها كه آيات ما را تكذيب كنند، و در برابر آن تكبّر ورزند، اهل دوزخند جاودانه در آن خواهند ماند. (36)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ أُولَئِك‌َ يَنَالُهُم‌ْ نَصِيبُهُمْ‌ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ حَتَّي‌ إِذَا جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُم‌ْ قَالُوا أَيْن‌َ مَا كُنْتُم‌ْ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا وَ شَهِدُوا عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَنَّهُم‌ْ كَانُوا كَافِرِين‌َ (اعراف: 37)

چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مى‏بندند، يا آيات او را تكذيب مى كنند؟! آنها نصيبشان را از آنچه مقدّر شده (از نعمتها و مواهب اين جهان) مى‏برند تا زمانى كه فرستادگان ما [فرشتگان قبض ارواح‏] به سراغشان روند و جانشان را بگيرند از آنها مى‏پرسند: «كجايند معبودهايى كه غير از خدا مى‏خوانديد؟! (چرا به يارى شما نمى‏آيند؟!)» مى‏گويند: «آنها (همه) گم شدند (و از ما دور گشتند!)» و بر ضدّ خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند! (37)


قَال‌َ ادْخُلُوا فِي‌ أُمَم‌ٍ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِكُمْ‌ مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ فِي‌ النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَت‌ْ أُمَّة‌ٌ لَعَنَت‌ْ أُخْتَهَا حَتَّي‌ إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعَاً قَالَت‌ْ أُخْرَاهُم‌ْ لِأُولاَهُم‌ْ رَبَّنَا هَؤُلاَءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِم‌ْ عَذَابَاً ضِعْفَاً مِن‌َ النَّارِ قَال‌َ لِكُل‌ٍّ ضِعْف‌ٌ وَ لَكِنْ‌ لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 38)

(خداوند به آنها) مى‏گويد: «در صفّ گروه‏هاى مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شويد!» هر زمان كه گروهى وارد مى‏شوند، گروه ديگر را لعن مى‏كنند تا همگى با ذلّت در آن قرار گيرند. (در اين هنگام) گروه پيروان درباره پيشوايان خود مى‏گويند: «خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن! (كيفرى براى گمراهيشان، و كيفرى بخاطر گمراه ساختن ما.)» مى‏فرمايد: «براى هر كدام (از شما) عذاب مضاعف است ولى نمى‏دانيد! (چرا كه پيروان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند، قدرتى بر اغواى مردم نداشتند.)» (38)


وَ قَالَت‌ْ أُولاَهُم‌ْ لِأُخْرَاهُم‌ْ فَمَا كَان‌َ لَكُم‌ْ عَلَيْنَا مِنْ‌ فَضْل‌ٍ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْسِبُون‌َ (اعراف: 39)

و پيشوايان آنها به پيروان خود مى‏گويند: «شما امتيازى بر ما نداشتيد پس بچشيد عذاب (الهى) را در برابر آنچه انجام مى‏داديد! (39)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لاَ تُفَتَّح‌ُ لَهُم‌ْ أَبْوَاب‌ُ السَّمَاءِ وَ لاَ يَدْخُلُون‌َ الْجَنَّة‌َ حَتَّي‌ يَلِج‌َ الْجَمَل‌ُ فِي‌ سَم‌ِّ الْخِيَاط‌ِ وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـجْرِمِين‌َ (اعراف: 40)

كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و در برابر آن تكبّر ورزيدند، (هرگز) درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‏شود و (هيچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! اين گونه، گنهكاران را جزا مى‏دهيم! (40)


وَ نَزَعْنَا مَا فِي‌ صُدُورِهِمْ‌ مِن‌ْ غِل‌ٍّ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِي‌َ لَوْلاَ أَن‌ْ هَدَانَا الله‌ُ لَقَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ وَ نُودُوا أَنْ‌ تِلْكُم‌ُ الْجَنَّة‌ُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (اعراف: 43)

و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند، برمى‏كنيم (تا در صفا و صميميّت با هم زندگى كنند) و از زير (قصرها و درختان) آنها، نهرها جريان دارد مى‏گويند: «ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى‏يافتيم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در اين هنگام) به آنان ندا داده مى‏شود كه: «اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏داديد، به ارث برديد!» (43)


وَ نَادَي‌ أَصْحَاب‌ُ الْجَنَّة‌ِ أَصْحَاب‌َ النَّارِ أَن‌ْ قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقَّاً فَهَل‌ْ وَجَدْتُم‌ْ مَا وَعَدَ رَبُّكُم‌ْ حَقَّاً قَالُوا نَعَم‌ْ فَأَذَّن‌َ مُؤَذِّن‌ٌ بَيْنَهُم‌ْ أَنْ‌ لَعْنَة‌ُ الله‌ِ عَلَي‌ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 44)

و بهشتيان دوزخيان را صدا مى‏زنند كه: «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، همه را حق يافتيم آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟!» در اين هنگام، ندادهنده‏اى در ميان آنها ندا مى‏دهد كه: «لعنت خدا بر ستمگران باد! (44)


وَ إِذَا صُرِفَت‌ْ أَبْصَارُهُم‌ْ تِلْقَاءَ أَصْحَاب‌ِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 47)

و هنگامى كه چشمشان به دوزخيان مى‏افتد مى‏گويند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!» (47)


وَ نَادَي‌ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ أَصْحَاب‌َ الْجَنَّة‌ِ أَن‌ْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِن‌َ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ حَرَّمَهُمَا عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (اعراف: 50)

و دوزخيان، بهشتيان را صدا مى‏زنند كه: « (محبّت كنيد) و مقدارى آب، يا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشيد!» آنها (در پاسخ) مى‏گويند: «خداوند اينها را بر كافران حرام كرده است!» (50)


الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا دِينَهُم‌ْ لَهْوَاً وَ لَعِبَاً وَ غَرَّتْهُم‌ُ الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا فَالْيَوْم‌َ نَنْسَاهُم‌ْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِم‌ْ هَذَا وَ مَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون‌َ (اعراف: 51)

همانها كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخت امروز ما آنها را فراموش مى‏كنيم، همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند. (51)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ تَأْوِيلَه‌ُ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ تَأْوِيلُه‌ُ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ نَسُوه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَاءَت‌ْ رُسُل‌ُ رَبِّنَا بِالْحَق‌ِّ فَهَلْ‌ لَنَا مِنْ‌ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَل‌َ غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‌ْ وَ ضَل‌َّ عَنْهُم‌ْ مَا كَانُوا يَفْتَرُون‌َ (اعراف: 53)

آيا آنها جز انتظار تأويل آيات (و فرا رسيدن تهديدهاى الهى) دارند؟ آن روز كه تأويل آنها فرا رسد، (كار از كار گذشته، و پشيمانى سودى ندارد و) كسانى كه قبلًا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند آيا (امروز) شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا (به ما اجازه داده شود به دنيا) بازگرديم، و اعمالى غير از آنچه انجام مى‏داديم، انجام دهيم؟!» (ولى) آنها سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند، همگى از نظرشان: گم مى‏شوند. (نه راه بازگشتى دارند، و نه شفيعانى!) (53)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (اعراف: 60)

(ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (60)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً عَمِين‌َ (اعراف: 64)

امّا سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند، رهايى بخشيديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق كرديم چه اينكه آنها گروهى نابينا (و كوردل) بودند. (64)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ سَفَاهَة‌ٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّك‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (اعراف: 66)

اشراف كافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانى و سبك مغزى) مى‏بينيم، و ما مسلّماً تو را از دروغگويان مى‏دانيم!» (66)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ الله‌َ وَحْدَه‌ُ وَ نَذَرَ مَا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْصَّادِقِين‌َ (اعراف: 70)

گفتند: «آيا به سراغ ما آمده‏اى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم، و آنچه را پدران ما مى‏پرستند، رها كنيم؟! پس اگر راست مى‏گويى آنچه را (از بلا و عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى، بياور»! (70)


فَأَنجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ قَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ مَا كَانُوا مُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 72)

سرانجام، او و كسانى را كه با او بودند، برحمت خود نجات بخشيديم و ريشه كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند، قطع كرديم! (72)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ لِلَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِمَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُم‌ْ أَتَعْلَمُون‌َ أَن‌َّ صَالِحَاً مُرْسَل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِل‌َ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 75)

(ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: «آيا (براستى) شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموريت يافته، ايمان آورده‏ايم.» (75)


قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي‌ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (اعراف: 76)

متكبران گفتند: « (ولى) ما به آنچه شما به آن ايمان آورده‏ايد، كافريم!» (76)


فَعَقَرُوا النَّاقَة‌َ وَ عَتَوْا عَن‌ْ أَمْرِ رَبِّهِم‌ْ وَ قَالُوا يَا صَالِح‌ُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (اعراف: 77)

سپس «ناقه» را پى كردند، و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستى، آنچه ما را با آن تهديد مى‏كنى، بياور!» (77)


وَ إِنْ‌ كَان‌َ طَائِفَة‌ٌ مِنْكُم‌ْ آمَنُوا بِالَّذِي‌ أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ وَ طَائِفَة‌ٌ لَم‌ْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّي‌ يَحْكُم‌َ الله‌ُ بَيْنَنَا وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين‌َ (اعراف: 87)

و اگر گروهى از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‏ام ايمان آورده‏اند، و گروهى ايمان نياورده‏اند، صبر كنيد تا خداوند ميان ما داورى كند، كه او بهترين داوران است! (87)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَنُخْرِجَنَّك‌َ يَا شُعَيْب‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَك‌َ مِنْ‌ قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُن‌َّ فِي‌ مِلَّتِنَا قَال‌َ أَوَ لَوْ كُنَّا كَارِهِين‌َ (اعراف: 88)

اشراف زورمند و متكبّر از قوم او گفتند: «اى شعيب! به يقين، تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‏اند، از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد، يا به آيين ما بازگرديد!» كفت: «آيا (مى‏خواهيد ما را بازگردانيد) اگر چه مايل نباشيم؟! (88)


قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً إِن‌ْ عُدْنَا فِي‌ مِلَّتِكُم‌ْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا الله‌ُ مِنْهَا وَ مَا يَكُون‌ُ لَنَا أَن‌ْ نَعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن‌ْ يَشَاءَ الله‌ُ رَبُّنَا وَسِع‌َ رَبُّنَا كُل‌َّ شَي‌ْءٍ عِلْمَاً عَلَي‌ الله‌ِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَح‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْن‌َ قَوْمِنَا بِالْحَق‌ِّ وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْفَاتِحِين‌َ (اعراف: 89)

اگر ما به آيين شما بازگرديم، بعد از آنكه خدا ما را از آن نجات بخشيده، به خدا دروغ بسته‏ايم و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اينكه خدايى كه پروردگار ماست بخواهد علم پروردگار ما، به همه چيز احاطه دارد. تنها بر خدا توكل كرده‏ايم. پروردگارا! ميان ما و قوم ما بحق داورى كن، كه تو بهترين داورانى!» (89)


ثُم‌َّ بَدَّلْنَا مَكَان‌َ السَّيِّئَة‌ِ الْحَسَنَة‌َ حَتَّي‌ عَفَوْا وَ قَالُوا قَدْ مَس‌َّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُم‌ْ بَغْتَة‌ً وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (اعراف: 95)

سپس (هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت)، نيكى (و فراوانى نعمت و رفاه) را به جاى بدى (و ناراحتى و گرفتارى) قرار داديم آن چنان كه فزونى گرفتند، (و همه‏گونه نعمت و بركت يافتند، و مغرور شدند،) و گفتند: « (تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم) به پدران ما نيز ناراحتيهاى جسمى و مالى رسيد.» چون چنين شد، آنها را ناگهان (به سبب اعمالشان) گرفتيم (و مجازات كرديم)، در حالى كه نمى‏فهميدند. (95)


أَفَأَمِن‌َ أَهْل‌ُ الْقُرَي‌ أَن‌ْ يَأْتِيَهُم‌ْ بَأْسُنَا بَيَاتَاً وَ هُم‌ْ نَائِمُون‌َ (اعراف: 97)

آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد در حالى كه در خواب باشند؟! (97)


أَوَ أَمِن‌َ أَهْل‌ُ الْقُرَي‌ أَن‌ْ يَأْتِيَهُم‌ْ بَأْسُنَا ضُحَي‌ً وَ هُم‌ْ يَلْعَبُون‌َ (اعراف: 98)

آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما هنگام روز به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند؟! (98)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ْ مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَظَلَمُوا بِهَا فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُفْسِدِين‌َ (اعراف: 103)

سپس بدنبال آنها [پيامبران پيشين‏] موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم اما آنها (با عدم پذيرش)، به آن (آيات) ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چگونه بود! (103)


وَ جَاءَ الْسَّحَرَة‌ُ فِرْعَوْن‌َ قَالُوا إِن‌َّ لَنَا لَأََجْرَاً إِن‌ْ كُنَّا نَحْن‌ُ الْغَالِبين‌َ (اعراف: 113)

ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آيا اگر ما پيروز گرديم، اجر و پاداش مهمى خواهيم داشت؟!» (113)


قَالُوا إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا مُنْقَلِبُون‌َ (اعراف: 125)

(ساحران) گفتند: « (مهم نيست،) ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! (125)


وَ مَا تَنْقِم‌ُ مِنَّا إِلاَّ أَن‌ْ آمَنَّا بِآيَات‌ِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغ‌ْ عَلَيْنَا صَبْرَاً وَ تَوَفَّنَا مُسْلِمِين‌َ (اعراف: 126)

انتقام تو از ما، تنها بخاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش- هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آورديم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ريز! (و آخرين درجه شكيبايى را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بميران!» (126)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ أَتَذَرُ مُوسَي‌ وَ قَوْمَه‌ُ لِيُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ يَذَرَك‌َ وَ آلِهَتَك‌َ قَال‌َ سَنُقَتِّل‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ نَسْتَحْيِي‌ نِسَاءَهُم‌ْ وَ إِنَّا فَوْقَهُم‌ْ قَاهِرُون‌َ (اعراف: 127)

و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى كه در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودى پسرانشان را مى‏كشيم، و دخترانشان را زنده نگه مى‏داريم (تا به ما خدمت كنند) و ما بر آنها كاملًا مسلّطيم!» (127)


قَالُوا أُوذِينَا مِن‌ْ قَبْل‌ِ أَن‌ْ تَأْتِيَنَا وَ مِن‌ْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَال‌َ عَسَي‌ رَبُّكُم‌ْ أَن‌ْ يُهْلِك‌َ عَدُوَّكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِفَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَيَنْظُرَ كَيْف‌َ تَعْمَلُون‌َ (اعراف: 129)

گفتند: «پيش از آنكه به سوى ما بيايى آزار ديديم، (هم اكنون) پس از آمدنت نيز آزار مى‏بينيم! (كى اين آزارها سر خواهد آمد؟)» گفت: «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مى‏كنيد!» (129)


فَإِذَا جَاءَتْهُم‌ُ الْحَسَنَة‌ُ قَالُوا لَنَا هَذِه‌ِ وَ إِن‌ْ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَي‌ وَ مَن‌ْ مَعَه‌ُ أَلاَ إِنَّمَا طَائِرُهُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 131)

(اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلكه) هنگامى كه نيكى (و نعمت) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «بخاطر خود ماست.» ولى موقعى كه بدى (و بلا) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «از شومى موسى و كسان اوست»! آگاه باشيد سرچشمه همه اينها، نزد خداست ولى بيشتر آنها نمى‏دانند! (131)


وَ قَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِه‌ِ مِن‌ْ آيَة‌ٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْن‌ُ لَك‌َ بِمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 132)

و گفتند: «هر زمان نشانه و معجزه‏اى براى ما بياورى كه سحرمان كنى، ما به تو ايمان نمى‏آوريم!» (132)


وَ لَمَّا وَقَع‌َ عَلَيْهِم‌ُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَي‌ ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ بِمَا عَهِدَ عِنْدَك‌َ لَئِن‌ْ كَشَفْت‌َ عَنَّا الْرِّجْزَ لَنُؤْمِنَن‌َّ لَك‌َ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَك‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (اعراف: 134)

هنگامى كه بلا بر آنها مسلط مى‏شد، مى‏گفتند: «اى موسى! از خدايت براى ما بخواه به عهدى كه با تو كرده، رفتار كند! اگر اين بلا را از ما مرتفع سازى، قطعاً به تو ايمان مى‏آوريم، و بنى اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد!» (134)


فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ فِي‌ الْيَم‌ِّ بِأَنَّهُم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 136)

سرانجام از آنها انتقام گرفتيم، و آنان را در دريا غرق كرديم زيرا آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند. (136)


وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَي‌ قَوْم‌ٍ يَعْكُفُون‌َ عَلَي‌ أَصْنَام‌ٍ لَهُم‌ْ قَالُوا يَا مُوسَي‌ اجْعَل‌ْ لَنَا إِلَهَاً كَمَا لَهُم‌ْ آلِهَة‌ٌ قَال‌َ إِنَّكُم‌ْ قَوْم‌ٌ تَجْهَلُون‌َ (اعراف: 138)

و بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بتهايشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: «تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان‏گونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند!» گفت: «شما جمعيّتى جاهل و نادان هستيد! (138)


وَ لَمَّا جَاءَ مُوسَي‌ لِمِيقَاتِنَا وَ كَلَّمَه‌ُ رَبُّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ أَرِنِي‌ أَنْظُرْ إِلَيْك‌َ قَال‌َ لَن‌ْ تَرَانِي‌ وَ لَكِنِ‌ انْظُرْ إِلَي‌ الْجَبَل‌ِ فَإِنِ‌ اسْتَقَرَّ مَكَانَه‌ُ فَسَوْف‌َ تَرَانِي‌ فَلَمَّا تَجَلَّي‌ رَبُّه‌ُ لِلْجَبَل‌ِ جَعَلَه‌ُ دَكَّاً وَ خَرَّ مُوسَي‌ صَعِقَاً فَلَمَّا أَفَاق‌َ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ تُبْت‌ُ إِلَيْك‌َ وَ أَنَا أَوَّل‌ُ الْمُؤْمِنِين‌َ (اعراف: 143)

و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم!» گفت: «هرگز مرا نخواهى ديد! ولى به كوه بنگر، اگر در جاى خود ثابت ماند، مرا خواهى ديد!» اما هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد، آن را همسان خاك قرار داد و موسى مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد، عرض كرد: «خداوندا! منزهى تو (از اينكه با چشم تو را ببينم)! من به سوى تو بازگشتم! و من نخستين مؤمنانم!» (143)


سَأَصْرِف‌ُ عَن‌ْ آيَاتِي‌ الَّذِين‌َ يَتَكَبَّرُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ إِنْ‌ يَرَوْا كُل‌َّ آيَة‌ٍ لاَ يُؤْمِنُوا بِهَا وَ إِنْ‌ يَرَوْا سَبِيل‌َ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوه‌ُ سَبِيلاً وَ إِنْ‌ يَرَوْا سَبِيل‌َ الْغَي‌ِّ يَتَّخِذُوه‌ُ سَبِيلاً ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا عَنْهَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 146)

بزودى كسانى را كه در روى زمين بناحق تكبّر مى‏ورزند، از (ايمان به) آيات خود، منصرف مى‏سازم! آنها چنانند كه اگر هر آيه و نشانه‏اى را ببينند، به آن ايمان نمى‏آورند اگر راه هدايت را ببينند، آن را راه خود انتخاب نمى‏كنند و اگر طريق گمراهى را ببينند، آن را راه خود انتخاب مى‏كنند! (همه اينها) بخاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند، و از آن غافل بودند! (146)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ لِقَاءِ الْآخِرَة‌ِ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ هَل‌ْ يُجْزَوْن‌َ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (اعراف: 147)

و كسانى كه آيات، و ديدار رستاخيز را تكذيب (و انكار) كنند، اعمالشان نابود مى گردد آيا جز آنچه را عمل مى‏كردند پاداش داده مى‏شوند؟! (147)


وَ لَمَّا سُقِط‌َ فِي‌ أَيْدِيهِم‌ْ وَ رَأَوْا أَنَّهُم‌ْ قَدْ ضَلُّوا قَالُوا لَئِنْ‌ لَم‌ْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَ يَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (اعراف: 149)

و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد، و ديدند گمراه شده‏اند، گفتند: «اگر پروردگارمان به ما رحم نكند، و ما را نيامرزد، بطور قطع از زيانكاران خواهيم بود!» (149)


قَال‌َ رَب‌ِّ اغْفِرْ لِي‌ وَ لِأَخِي‌ وَ أَدْخِلْنَا فِي‌ رَحْمَتِك‌َ وَ أَنْت‌َ أَرْحَم‌ُ الرَّاحِمِين‌َ (اعراف: 151)

(موسى) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بيامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترين مهربانانى!» (151)


وَاخْتَارَ مُوسَي‌ قَوْمَه‌ُ سَبْعِين‌َ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُم‌ُ الرَّجْفَة‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ لَوْ شِئْت‌َ أَهْلَكْتَهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِيَّاي‌َ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ فِتْنَتُك‌َ تُضِل‌ُّ بِهَا مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَهْدِي‌ مَنْ‌ تَشَاءُ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الْغَافِرِين‌َ (اعراف: 155)

موسى از قوم خود، هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاك شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر مى‏خواستى، مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى! آيا ما را به آنچه سفيهانمان انجام داده‏اند، (مجازات و) هلاك مى‏كنى؟! اين، جز آزمايش تو، چيز ديگر نيست كه هر كس را بخواهى (و مستحق بدانى)، به وسيله آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى (و شايسته ببينى)، هدايت مى‏كنى! تو ولىّ مايى، و ما را بيامرز، بر ما رحم كن، و تو بهترين آمرزندگانى! (155)


وَاكْتُب‌ْ لَنَا فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْك‌َ قَال‌َ عَذَابِي‌ أُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَن‌ْ أَشَاءُ وَ رَحْمَتِي‌ وَسِعَت‌ْ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 156)

و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كرده‏ايم! « (خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى) گفت:» مجازاتم را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقرّر خواهم داشت! (156)


وَ قَطَّعْنَاهُم‌ُ اثْنَتَي‌ْ عَشْرَة‌َ أَسْبَاطَاً أُمَمَاً وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ مُوسَي‌ إِذِ اسْتَسْقَاه‌ُ قَوْمُه‌ُ أَن‌ِ اضْرِب‌ بِعَصَاك‌َ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَت‌ْ مِنْه‌ُ اثْنَتَا عَشْرَة‌َ عَيْنَاً قَدْ عَلِم‌َ كُل‌ُّ أُنَاس‌ٍ مَشْرَبَهُم‌ْ وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْغَمَام‌َ وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْهِم‌ُ الْمَن‌َّ وَالسَّلْوَي‌ كُلُوا مِنْ‌ طَيِّبَات‌ِ مَا رَزَقْنَاكُم‌ْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَكِنْ‌ كَانُوا أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 160)

ما آنها را به دوازده گروه- كه هر يك شاخه‏اى (از دودمان اسرائيل) بود- تقسيم كرديم. و هنگامى كه قوم موسى (در بيابان) از او تقاضاى آب كردند، به او وحى فرستاديم كه: «عصاى خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون جست آن چنان كه هر گروه، چشمه و آبشخور خود را مى‏شناخت. و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها «مَن» و «سَلوى» فرستاديم (و به آنان گفتيم:) از روزيهاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم، بخوريد! (و شكر خدا را بجا آوريد! آنها نافرمانى و ستم كردند ولى) به ما ستم نكردند، لكن به خودشان ستم مى‏نمودند. (160)


فَخَلَف‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ خَلْف‌ٌ وَرِثُوا الْكِتَاب‌َ يَأْخُذُون‌َ عَرَض‌َ هَذَا الْأَدْنَي‌ وَ يَقُولُون‌َ سَيُغْفَرُ لَنَا وَ إِنْ‌ يَأْتِهِم‌ْ عَرَض‌ٌ مِثْلُه‌ُ يَأْخُذُوه‌ُ أَلَم‌ْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم‌ْ مِيثَاق‌ُ الْكِتَاب‌ِ أَنْ‌ لاَ يَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ وَ دَرَسُوا مَا فِيه‌ِ وَالدَّارُ الْآخِرَة‌ُ خَيْرٌ لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ أَفَلاَ تَعْقِلُون‌َ (اعراف: 169)

پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند كه وارث كتاب (آسمانى، تورات) شدند (امّا با اين حال،) متاع اين دنياى پست را گرفته، (بر اطاعت فرمان خدا ترجيح مى‏دهند) و مى‏گويند: « (اگر ما گنهكاريم توبه مى‏كنيم و) بزودى بخشيده خواهيم شد!» اما اگر متاع ديگرى همانند آن به دستشان بيفتد، آن را (نيز) مى‏گيرند، (و باز حكم خدا را پشت سر مى‏افكنند.) آيا پيمان كتاب (خدا) از آنها گرفته نشده كه بر خدا (دروغ نبندند، و) جز حق نگويند، و آنان بارها آن را خوانده‏اند؟! و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است، آيا نمى‏فهميد؟! (169)


وَالَّذِين‌َ يُمَسِّكُون‌َ بِالْكِتَاب‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ إِنَّا لاَ نُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُصْلِحِين‌َ (اعراف: 170)

و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جويند، و نماز را برپا دارند، (پاداش بزرگى خواهند داشت زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد! (170)


وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَنِي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ ظُهُورِهِم‌ْ ذُرِّيَّتَهُم‌ْ وَ أَشْهَدَهُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَلَسْت‌ُ بِرَبِّكُم‌ْ قَالُوا بَلَي‌ شَهِدْنَا أَنْ‌ تَقُولُوا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّا كُنَّا عَن‌ْ هَذَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 172)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172)


أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَك‌َ آبَاؤُنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّة‌ً مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (اعراف: 173)

يا بگوييد: «پدرانمان پيش از ما مشرك بودند، ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم (و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم) آيا ما را به آنچه باطل‏گرايان انجام دادند مجازات مى‏كنى؟!» (173)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ الَّذِي‌ آتَيْنَاه‌ُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخ‌َ مِنْهَا فَأَتْبَعَه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ فَكَان‌َ مِن‌َ الْغَاوِين‌َ (اعراف: 175)

و بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد! (175)


وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاه‌ُ بِهَا وَ لَكِنَّه‌ُ أَخْلَدَ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ وَاتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ فَمَثَلُه‌ُ كَمَثَل‌ِ الْكَلْب‌ِ إِنْ‌ تَحْمِل‌ْ عَلَيْه‌ِ يَلْهَث‌ْ أَوْ تَتْرُكْه‌ُ يَلْهَث‌ْ ذَلِك‌َ مَثَل‌ُ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُص‌ِ الْقَصَص‌َ لَعَلَّهُم‌ْ يَتَفَكَّرُون‌َ (اعراف: 176)

و اگر مى‏خواستيم، (مقام) او را با اين آيات (و علوم و دانشها) بالا مى‏برديم (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست پس او را به حال خود رها كرديم) و او به پستى گراييد، و از هواى نفس پيروى كرد! مثل او همچون سگ (هار) است كه اگر به او حمله كنى، دهانش را باز، و زبانش را برون مى‏آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همين كار را مى‏كند (گويى چنان تشنه دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمى‏شود! (اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند اين داستانها را (براى آنها) بازگو كن، شايد بينديشند (و بيدار شوند)! (176)


سَاءَ مَثَلاً الْقَوْم‌ُ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ أَنْفُسَهُم‌ْ كَانُوا يَظْلِمُون‌َ (اعراف: 177)

چه بد مثلى دارند گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند و آنها تنها به خودشان ستم مى‏نمودند! (177)


وَالَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ‌ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 182)

و آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد. (182)


هُوَ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ جَعَل‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُن‌َ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَت‌ْ حَمْلاً خَفِيفَاً فَمَرَّت‌ْ بِه‌ِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ‌ دَعَوَا الله‌َ رَبَّهُمَا لَئِن‌ْ آتَيْتَنَا صَالِحَاً لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (اعراف: 189)

او خدايى است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد. سپس هنگامى كه با او آميزش كرد، حملى سبك برداشت، كه با وجود آن، به كارهاى خود ادامه مى‏داد و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحى به ما دهى، از شاكران خواهيم بود!» (189)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْل‌َ هَذَا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (انفال: 31)

و هنگامى كه آيات ما بر آنها خوانده مى‏شود، مى‏گويند: «شنيديم (چيز مهمّى نيست) ما هم اگر بخواهيم مثل آن را مى‏گوييم اينها همان افسانه‏هاى پيشينيان است!» (ولى دروغ مى‏گويند، و هرگز مثل آن را نمى‏آورند.) (31)


وَ إِذْ قَالُوا اللَّهُم‌َّ إِنْ‌ كَان‌َ هَذَا هُوَ الْحَق‌َّ مِن‌ْ عِنْدِك‌َ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَة‌ً مِن‌َ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (انفال: 32)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه گفتند: «پروردگارا! اگر اين حق است و از طرف توست، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! يا عذاب دردناكى براى ما بفرست!» (32)


وَاعْلَمُوا أَنَّ مَا غَنِمْتُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَأَن‌َّ لِالله‌ِ خُمُسَه‌ُ وَ لِلرَّسُول‌ِ وَ لِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ آمَنْتُمْ‌ بِالله‌ِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَي‌ عَبْدِنَا يَوْم‌َ الْفُرْقَان‌ِ يَوْم‌َ الْتَقَي‌ الْجَمْعَان‌ِ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (انفال: 41)

بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى‏ايمان) [روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آورده‏ايد و خداوند بر هر چيزى تواناست! (41)


إِنْ لاَ تَنْصُرُوه‌ُ فَقَدْ نَصَرَه‌ُ الله‌ُ إِذْ أَخْرَجَه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ثَانِي‌َ اثْنَيْن‌ِ إِذْ هُمَا فِي‌ الْغَارِ إِذْ يَقُول‌ُ لِصَاحِبِه‌ِ لاَ تَحْزَن‌ْ إِن‌َّ الله‌َ مَعَنَا فَأَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَيَّدَه‌ُ بِجُنُودٍ لَم‌ْ تَرَوْهَا وَ جَعَل‌َ كَلِمَة‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا السُّفْلَي‌ وَ كَلِمَة‌ُ الله‌ِ هِي‌َ الْعُلْيَا وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 40)

اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد، او را تقويت نمود و گفتار (و هدف) كافران را پايين قرار داد، (و آنها را با شكست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آيين او)، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است! (40)


إِنْ‌ تُصِبْك‌َ حَسَنَة‌ٌ تَسُؤْهُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُصِبْك‌َ مُصِيبَة‌ٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْل‌ُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُم‌ْ فَرِحُون‌َ (توبه: 50)

هر گاه نيكى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‏كند و اگر مصيبتى به تو رسد، مى‏گويند: «ما تصميم خود را از پيش گرفته‏ايم.» و بازمى‏گردند در حالى كه خوشحالند! (50)


قُلْ‌ لَن‌ْ يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَب‌َ الله‌ُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (توبه: 51)

بگو: «هيچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد، مگر آنچه خداوند براى ما نوشته و مقرّر داشته است او مولا (و سرپرست) ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند!» (51)


قُل‌ْ هَل‌ْ تَرَبَّصُون‌َ بِنَا إِلاَّ إِحْدَي‌ الْحُسْنَيَيْن‌ِ وَ نَحْن‌ُ نَتَرَبَّص‌ُ بِكُم‌ْ أَنْ‌ يُصِيبَكُم‌ُ الله‌ُ بِعَذَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ مُتَرَبِّصُون‌َ (توبه: 52)

بگو: «آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟! (: يا پيروزى يا شهادت) ولى ما انتظار داريم كه خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، يا (در اين جهان) به دست ما (مجازات شويد) اكنون كه چنين است، شما انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‏كشيم!» (52)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ رَضُوا مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ سَيُؤْتِينَا الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ رَسُولُه‌ُ إِنَّا إِلَي‌ الله‌ِ رَاغِبُون‌َ (توبه: 59)

(در حالى كه) اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگويند: «خداوند براى ما كافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند ما تنها رضاى او را مى‏طلبيم.» (براى آنها بهتر است)! (59)


وَ مِنْهُم‌ْ مَن‌ْ عَاهَدَ الله‌َ لَئِن‌ْ آتَانَا مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لَنَصَّدَّقَن‌َّ وَ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (توبه: 75)

بعضى از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود!» (75)


وَ إِذَا أُنْزِلَت‌ْ سُورَة‌ٌ أَن‌ْ آمِنُوا بِالله‌ِ وَ جَاهِدُوا مَع‌َ رَسُولِه‌ِ اسْتَأْذَنَك‌َ أُولُوا الطَّوْل‌ِ مِنْهُم‌ْ وَ قَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ‌ مَع‌َ الْقَاعِدِين‌َ (توبه: 86)

و هنگامى كه سوره‏اى نازل شود (و به آنان دستور دهد) كه: «به خدا ايمان بياوريد! و همراه پيامبرش جهاد كنيد!»، افرادى از آنها [گروه منافقان‏] كه توانايى دارند، از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گويند: «بگذار ما با قاعدين [آنها كه از جهاد معافند] باشيم!» (86)


يَعْتَذِرُون‌َ إِلَيْكُم‌ْ إِذَا رَجَعْتُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ قُل‌ْ لاَ تَعْتَذِرُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لَكُم‌ْ قَدْ نَبَّأَنَا الله‌ُ مِن‌ْ أَخْبَارِكُم‌ْ وَ سَيَرَي‌ الله‌ُ عَمَلَكُم‌ْ وَ رَسُولُه‌ُ ثُم‌َّ تُرَدُّون‌َ إِلَي‌ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ وَالشَّهَادَة‌ِ فَيُنَبِّئُكُم‌ْ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (توبه: 94)

هنگامى كه بسوى آنها (كه از جهاد تخلّف كردند) باز گرديد، از شما عذرخواهى مى‏كنند بگو: «عذرخواهى نكنيد، ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد! چرا كه خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته و خدا و رسولش، اعمال شما را مى‏بينند سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگشت داده مى‏شويد و او شما را به آنچه انجام مى‏داديد، آگاه مى‏كند (و جزا مى‏دهد!)» (94)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِين‌َ هُم‌ْ عَن‌ْ آيَاتِنَا غَافِلُون‌َ (يونس: 7)

آنها كه ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند، و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند، و آنها كه از آيات ما غافلند، (7)


وَ لَوْ يُعَجِّل‌ُ الله‌ُ لِلنَّاس‌ِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُمْ‌ بِالْخَيْرِ لَقُضِي‌َ إِلَيْهِم‌ْ أَجَلُهُم‌ْ فَنَذَرُ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا فِي‌ طُغْيَانِهِم‌ْ يَعْمَهُون‌َ (يونس: 11)

اگر همان گونه كه مردم در به دست آوردن «خوبى» ها عجله دارند، خداوند در مجازاتشان شتاب مى‏كرد، (بزودى) عمرشان به پايان مى‏رسيد (و همگى نابود مى‏شدند) ولى كسانى را كه ايمان به لقاى ما ندارند، به حال خود رها مى‏كنيم تا در طغيانشان سرگردان شوند! (11)


وَ إِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِه‌ِ أَوْ قَاعِدَاً أَوْ قَائِمَاً فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْه‌ُ ضُرَّه‌ُ مَرَّ كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَدْعُنَا إِلَي‌ ضُرٍّ مَسَّه‌ُ كَذَلِك‌َ زُيِّن‌َ لِلْمُسْرِفِين‌َ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (يونس: 12)

هنگامى كه به انسان زيان (و ناراحتى) رسد، ما را (در هر حال:) در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است، مى‏خواند امّا هنگامى كه ناراحتى را از او برطرف ساختيم، چنان مى‏رود كه گويى هرگز ما را براى حل مشكلى كه به او رسيده بود، نخوانده است! اين گونه براى اسرافكاران، اعمالشان زينت داده شده است (كه زشتى اين عمل را درك نمى‏كنند)! (12)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا ائْت‌ِ بِقُرْآن‌ٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْه‌ُ قُل‌ْ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أُبَدِّلَه‌ُ مِنْ‌ تِلْقَاءِ نَفْسِي‌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (يونس: 15)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15)


وَ يَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ هَؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ الله‌ِ قُل‌ْ أَتُنَبِّئُون‌َ الله‌َ بِمَا لاَ يَعلَم‌ُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ سُبْحَانَه‌ُ وَ تَعَالَي‌ عَمَّا يُشْرِكُون‌َ (يونس: 18)

آنها غير از خدا، چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند، و نه سودى مى‏بخشد و مى‏گويند: «اينها شفيعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آيا خدا را به چيزى خبر مى‏دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتايانى كه قرار مى‏دهند! (18)


وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاس‌َ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُم‌ْ إِذَا لَهُمْ‌ مَكْرٌ فِي‌ آيَاتِنَا قُل‌ِ الله‌ُ أَسْرَع‌ُ مَكْرَاً إِن‌َّ رُسُلَنَا يَكْتُبُون‌َ مَا تَمْكُرُون‌َ (يونس: 21)

هنگامى كه به مردم، پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است، رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‏كنند (، و براى آن نعمت و رحمت توجيهات ناروا مى‏كنند) بگو: «خداوند سريعتر از شما مكر [چاره‏جويى‏] مى‏كند و رسولان [فرشتگان‏] ما، آنچه نيرنگ مى‏كنيد (و نقشه مى‏كشيد)، مى‏نويسند!» (21)


هُوَ الَّذِي‌ يُسَيِّرُكُم‌ْ فِي‌ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّي‌ إِذَا كُنْتُم‌ْ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ جَرَيْن‌َ بِهِمْ‌ بِرِيح‌ٍ طَيِّبَة‌ٍ وَ فَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيح‌ٌ عَاصِف‌ٌ وَ جَاءَهُم‌ُ الْمَوْج‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَكَان‌ٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ أُحِيط‌َ بِهِم‌ْ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ لَئِن‌ْ أَنْجَيْتَنَا مِن‌ْ هَذِه‌ِ لَنَكُونَن‌َّ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (يونس: 22)

او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد زمانى كه در كشتى قرار مى‏گيريد، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حركت ميدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شديدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آيد و گمان مى‏كنند هلاك خواهند شد در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند كه: «اگر ما را از اين گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهيم بود!» (22)


فَلَمَّا أَنْجَاهُم‌ْ إِذَا هُم‌ْ يَبْغُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنَّمَا بَغْيُكُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِكُمْ‌ مَتَاع‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا ثُم‌َّ إِلَيْنَا مَرجِعُكُم‌ْ فَنُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُمْ‌ تَعْمَلُون‌َ (يونس: 23)

امّا هنگامى كه خدا آنها را رهايى بخشيد، (باز) به ناحق، در زمين ستم ميكنند. اى مردم! ستمهاى شما، به زيان خود شماست! از زندگى دنيا بهره (ميبريد)، سپس بازگشت شما بسوى ماست و ما، شما را به آنچه عمل ميكرديد، خبر ميدهيم! (23)


إِنَّمَا مَثَل‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ مِمَّا يَأْكُل‌ُ النَّاس‌ُ وَالْأَنْعَام‌ُ حَتَّي‌ إِذَا أَخَذَت‌ِ الْأَرْض‌ُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَت‌ْ وَ ظَن‌َّ أَهْلُهَا أَنَّهُم‌ْ قَادِرُون‌َ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارَاً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ تَغْن‌َ بِالْأَمْس‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (يونس: 24)

مثل زندگى دنيا، همانند آبى است كه از آسمان نازل كرده‏ايم كه در پى آن، گياهان (گوناگون) زمين- كه مردم و چهارپايان از آن مى‏خورند- مى‏رويد تا زمانى كه زمين، زيبايى خود را يافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند كه مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد (سرما يا صاعقه‏اى را بر آن مسلّط مى‏سازيم) و آن چنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز (چنين كشتزارى) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براى گروهى كه مى‏انديشند، شرح مى‏دهيم! (24)


فَكَفَي‌ بِالله‌ِ شَهِيدَاً بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنَّا عَن‌ْ عِبَادَتِكُم‌ْ لَغَافِلِين‌َ (يونس: 29)

(آنها در پاسخ مى‏گويند:) همين بس كه خدا ميان ما و شما گواه باشد، اگر ما از عبادت شما غافل بوديم! (29)


وَ إِنْ مَا نُرِيَنَّك‌َ بَعْض‌َ الَّذِي‌ نَعِدُهُم‌ْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّك‌َ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُم‌ْ ثُم‌َّ الله‌ُ شَهِيدٌ عَلَي‌ مَا يَفْعَلُون‌َ (يونس: 46)

اگر ما، پاره‏اى از مجازاتهايى را كه به آنها وعده داده‏ايم، (در حال حيات تو (به تو نشان دهيم، و يا) پيش از آنكه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنيا ببريم، در هر حال، بازگشتشان به سوى ماست سپس خداوند بر آنچه آنها انجام مى‏دادند گواه است! (46)


مَتَاع‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا ثُم‌َّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُم‌ْ ثُم‌َّ نُذِيقُهُم‌ُ الْعَذَاب‌َ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (يونس: 70)

بهره‏اى (ناچيز) از دنيا دارند سپس بازگشتشان بسوى ماست و بعد، به آنها مجازات شديد به سزاى كفرشان مى‏چشانيم! (70)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَنَجَّيْنَاه‌ُ وَ مَنْ‌ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ جَعَلْنَاهُم‌ْ خَلائِف‌َ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ الْمُنْذَرِين‌َ (يونس: 73)

امّا آنها او را تكذيب كردند! و ما، او و كسانى را كه با او در كشتى بودند، نجات داديم و آنان را جانشين (و وارث كافران) قرار داديم و كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق نموديم! پس ببين عاقبت كار كسانى كه انذار شدند (و به انذار الهى اهميّت ندادند)، چگونه بود! (73)


ثُم‌َّ بَعَثْنَا مِنْ‌ بَعْدِهِمْ‌ مُوسَي‌ وَ هَارُون‌َ إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمَاً مُجْرِمِين‌َ (يونس: 75)

بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم اما آنها تكبّر كردند (و زير بار حق نرفتند چرا كه) آنها گروهى مجرم بودند! (75)


فَلَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا إِن‌َّ هَذَا لَسِحْرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 76)

و هنگامى كه حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «اين، سحرى است آشكار!» (76)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آباءَنَا وَ تَكُون‌َ لَكُمَا الْكِبْرِيَاءُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا نَحْن‌ُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 78)

گفتند: «آيا آمده‏اى كه ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم، منصرف سازى و بزرگى (و رياست) در روى زمين، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ايمان نمى‏آوريم!» (78)


فَقَالُوا عَلَي‌ الله‌ِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَة‌ً لِلْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (يونس: 85)

گفتند: «تنها بر خدا توكل داريم پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمگر قرار مده! (85)


وَ نَجِّنَا بِرَحْمَتِك‌َ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الْكَافِرِين‌َ (يونس: 86)

و ما را با رحمتت از (دست) قوم كافر رهايى بخش! (86)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبَّنَا إِنَّك‌َ آتَيْت‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَأَه‌ُ زِينَة‌ً وَ أَمْوَالاً فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ‌ سَبِيلِك‌َ رَبَّنَا اطْمِس‌ْ عَلَي‌ أَمْوَالِهِم‌ْ وَاشْدُدْ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُوا حَتَّي‌ يَرَوُا الْعَذَاب‌َ الْأَلِيم‌َ (يونس: 88)

موسى گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالى (سرشار) در زندگى دنيا داده‏اى، پروردگارا! در نتيجه (بندگانت را) از راه تو گمراه مى‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود كن! و (بجرم گناهانشان،) دلهايشان را سخت و سنگين ساز، به گونه‏اى كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند!» (88)


فَالْيَوْم‌َ نُنَجِّيك‌َ بِبَدَنِك‌َ لِتَكُون‌َ لِمَن‌ْ خَلْفَك‌َ آيَة‌ً وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ عَن‌ْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون‌َ (يونس: 92)

ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند! (92)


ثُم‌َّ نُنَجِّي‌ رُسُلَنَا وَالَّذِين‌َ آمَنُوا كَذَلِك‌َ حَقَّاً عَلَيْنَا نُنْجِ الْمُؤْمِنِين‌َ (يونس: 103)

سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و كسانى را كه (به آنان) ايمان مى‏آورند، نجات مى‏دهيم و همين گونه، بر ما حق است كه مؤمنان (به تو) را (نيز) رهايى بخشيم! (103)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً ثُم‌َّ نَزَعْنَاهَا مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَؤُوس‌ٌ كَفُورٌ (هود: 9)

و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! (9)


فَقَال‌َ الْمَلَأُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا نَرَاك‌َ إِلاَّ بَشَرَاً مِثْلَنَا وَ مَا نَرَاك‌َ اتَّبَعَك‌َ إِلاَّ الَّذِين‌َ هُم‌ْ أَرَاذِلُنَا بَادِي‌َ الرَّأْي‌ِ وَ مَا نَرَي‌ لَكُم‌ْ عَلَيْنَا مِنْ‌ فَضْل‌ٍ بَل‌ْ نَظُنُّكُم‌ْ كَاذِبِين‌َ (هود: 27)

اشراف كافر قومش (در پاسخ او) گفتند: «ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بينيم! و كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، جز گروهى اراذل ساده‏لوح، مشاهده نمى‏كنيم و براى شما فضيلتى نسبت به خود نمى‏بينيم بلكه شما را دروغگو تصور مى‏كنيم!» (27)


قَالُوا يَا نُوح‌ُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْت‌َ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (هود: 32)

(نوح) گفت: «اگر خدا اراده كند، خواهد آورد و شما قدرت فرار (از آن را) نخواهيد داشت! (32)


وَاصْنَع‌ِ الْفُلْك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا وَ لاَ تُخَاطِبْنِي‌ فِي‌ الَّذين‌َ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ‌ مُغْرَقُون‌َ (هود: 37)

و (اكنون) در حضور ما و طبق وحى ما، كشتى بساز! و درباره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن، كه (همه) آنها غرق شدنى هستند!» (37)


وَ يَصْنَع‌ُ الْفُلْك‌َ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْه‌ِ مَلَأٌَ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ سَخِرُوا مِنْه‌ُ قَال‌َ إِنْ‌ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ‌ كَمَا تَسْخَرُون‌َ (هود: 38)

او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى‏گذشتند، او را مسخره مى‏كردند (ولى نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مى‏كنيد، ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد! (38)


حَتَّي‌ إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِل‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ وَ مَن‌ْ آمَن‌َ وَ مَا آمَن‌َ مَعَه‌ُ إِلاَّ قَلِيل‌ٌ (هود: 40)

(اين وضع هم چنان ادامه يافت) تا آن زمان كه فرمان ما فرا رسيد، و تنور جوشيدن گرفت (به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن)- مگر آنها كه قبلًا وعده هلاك آنان داده شده [همسر و يكى از فرزندانت‏]- و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند! (40)


وَ هِي‌َ تَجْرِي‌ بِهِم‌ْ فِي‌ مَوْج‌ٍ كَالْجِبَال‌ِ وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ ابْنَه‌ُ وَ كَان‌َ فِي‌ مَعْزِل‌ٍ يَا بُنَي‌َّ ارْكَب‌ْ مَعَنَا وَ لاَ تَكُنْ‌ مَع‌َ الْكَافِرِين‌َ (هود: 42)

و آن كشتى، آنها را از ميان امواجى همچون كوه‏ها حركت ميداد (در اين هنگام،) نوح فرزندش را كه در گوشه‏اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با كافران مباش!» (42)


قِيل‌َ يَا نُوح‌ُ اهْبِط‌ْ بِسَلاَم‌ٍ مِنَّا وَ بَرَكَات‌ٍ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ أُمَم‌ٍ مِمَّنْ‌ مَعَك‌َ وَ أُمَم‌ٌ سَنُمَتِّعُهُم‌ْ ثُم‌َّ يَمَسُّهُمْ‌ مِنَّا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (هود: 48)

(به نوح) گفته شد: «اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهايى كه با تواند، فرود آى! و امتهاى نيز هستند كه ما آنها را از نعمتها بهره‏مند خواهيم ساخت، سپس عذاب دردناكى از سوى ما به آنها مى‏رسد (، چرا كه اين نعمتها را كفران مى‏كنند!)» (48)


قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَة‌ٍ وَ مَا نَحْن‌ُ بِتَارِكِي‌ آلِهَتِنَا عَنْ‌ قَوْلِك‌َ وَ مَا نَحْن‌ُ لَك‌َ بِمُؤْمِنِين‌َ (هود: 53)

گفتند: «اى هود! تو دليل روشنى براى ما نياورده‏اى! و ما خدايان خود را بخاطر حرف تو، رها نخواهيم كرد! و ما (اصلًا) به تو ايمان نمى‏آوريم! (53)


إِنْ‌ نَقُول‌ُ إِلاَّ اعْتَرَاك‌َ بَعْض‌ُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَال‌َ إِنِّي‌ أُشْهِدُ الله‌َ وَاشْهَدُوا أَنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (هود: 54)

ما (درباره تو) فقط مى‏گوييم: بعضى از خدايان ما، به تو زيان رسانده (و عقلت را ربوده) اند!» (هود) گفت: «من خدا را به شهادت مى‏طلبم، شما نيز گواه باشيد كه من بيزارم از آنچه شريك (خدا) قرار مى‏دهيد ... (54)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ نَجَّيْنَاهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (هود: 58)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، «هود» و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را از عذاب شديد، رهايى بخشيديم! (58)


قَالُوا يَا صَالِح‌ُ قَدْ كُنْت‌َ فِينَا مَرْجُوَّاً قَبْل‌َ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ‌ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (هود: 62)

گفتند: «اى صالح! تو پيش از اين، مايه اميد ما بودى! آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند، نهى مى‏كنى؟! در حالى كه ما، در مورد آنچه به سوى آن دعوتمان مى‏كنى، در شك و ترديد هستيم!» (62)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ مِن‌ْ خِزْي‌ِ يَوْمِئِذٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ الْقَوِي‌ُّ الْعَزِيرُ (هود: 66)

و هنگامى كه فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم چرا كه پروردگارت قوى و شكست ناپذير است! (66)


وَ لَقَدْ جَاءَت‌ْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ‌ بِالْبُشْرَي‌ قَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ سَلاَم‌ٌ فَمَا لَبِث‌َ أَنْ‌ جَاءَ بِعِجْل‌ٍ حَنِيذٍ (هود: 69)

فرستادگان ما [فرشتگان‏] براى ابراهيم بشارت آوردند گفتند: «سلام!» (او نيز) گفت: «سلام!» و طولى نكشيد كه گوساله بريانى (براى آنها) آورد. (69)


فَلَمَّا رَأَي‌ أَيْدِيَهُم‌ْ لاَ تَصِل‌ُ إِلَيْه‌ِ نَكِرَهُم‌ْ وَ أَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 70)

(اما) هنگامى كه ديد دست آنها به آن نمى‏رسد (و از آن نمى‏خورند، كار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم!» (70)


فَلَمَّا ذَهَب‌َ عَن‌ْ إِبْرَاهِيم‌َ الرَّوْع‌ُ وَ جَاءَتْه‌ُ الْبُشْرَي‌ يُجَادِلُنَا فِي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 74)

هنگامى كه ترس ابراهيم فرو نشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مى‏كرد ... (74)


وَ لَمَّا جَاءَت‌ْ رُسُلُنَا لُوطَاً سِي‌ءَ بِهِم‌ْ وَ ضَاق‌َ بِهِم‌ْ ذَرْعَاً وَ قَال‌َ هَذَا يَوْم‌ٌ عَصِيب‌ٌ (هود: 77)

و هنگامى كه رسولان ما [فرشتگان عذاب‏] به سراغ لوط آمدند، از آمدنشان ناراحت شد و قلبش پريشان گشت و گفت: «امروز روز سختى است!» (زيرا آنها را نشناخت و ترسيد قوم تبهكار مزاحم آنها شوند.) (77)


قَالُوا لَقَدْ عَلِمْت‌َ مَا لَنَا فِي‌ بَنَاتِك‌َ مِن‌ْ حَق‌ٍّ وَ إِنَّك‌َ لَتَعْلَم‌ُ مَا نُرِيدُ (هود: 79)

گفتند: «تو كه مى‏دانى ما تمايلى به دختران تو نداريم و خوب مى‏دانى ما چه مى‏خواهيم!» (79)


قَالُوا يَا لُوط‌ُ إِنَّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ْ يَصِلُوا إِلَيْك‌َ فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُم‌ْ إِن‌َّ مَوْعِدَهُم‌ُ الصُّبْح‌ُ أَلَيْس‌َ الصُّبْح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ (هود: 81)

(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت، كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست؟!» (81)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَ أَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَة‌ً مِنْ‌ سِجِّيل‌ٍ مَنْضُودٍ (هود: 82)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و بارانى از سنگ [گِلهاى متحجر] متراكم بر روى هم، بر آنها نازل نموديم ... (82)


قَالُوا يَا شُعَيْب‌ُ أَصَلاتُك‌َ تَأْمُرُك‌َ أَنْ‌ نَتْرُك‌َ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ‌ نَفْعَل‌َ فِي‌ أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّك‌َ لَأَنْت‌َ الْحَلِيم‌ُ الرَّشِيدُ (هود: 87)

گفتند: «اى شعيب! آيا نمازت به تو دستور مى‏دهد كه آنچه را پدرانمان مى‏پرستيدند، ترك كنيم يا آنچه را مى‏خواهيم در اموالمان انجام ندهيم؟! تو كه مرد بردبار و فهميده‏اى هستى!» (87)


قَالُوا يَا شُعَيْب‌ُ مَا نَفْقَه‌ُ كَثِيرَاً مِمَّا تَقُول‌ُ وَ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِينَا ضَعِيفَاً وَ لَوْلاَ رَهْطُك‌َ لَرَجَمْنَاك‌َ وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ (هود: 91)

گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مى‏گويى، ما نمى‏فهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى‏يابيم و اگر (بخاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى‏كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!» (91)


وَ لَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ أَخَذَت‌ِ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا الصَّيْحَة‌ُ فَأَصْبَحُوا فِي‌ دِيَارِهِم‌ْ جَاثِمِين‌َ (هود: 94)

و هنگامى كه فرمان ما فرا رسيد، شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود نجات داديم و آنها را كه ستم كردند، صيحه (آسمانى) فرو گرفت و در ديار خود، به رو افتادند (و مردند) ... (94)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا وَ سُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (هود: 96)

ما، موسى را با آيات خود و دليل آشكارى فرستاديم ... (96)


فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاَءِ مَا يَعْبُدُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُم‌ْ نَصِيبَهُم‌ْ غَيْرَ مَنْقُوص‌ٍ (هود: 109)

پس شكّ و ترديدى (در باطل بودن) معبودهايى كه آنها مى‏پرستند، به خود راه مده! آنها همان‏گونه اين معبودها را پرستش مى‏كنند كه پدرانشان قبلًا مى‏پرستيدند، و ما نصيب آنان را بى‏كم و كاست خواهيم داد! (109)


وَ قُلْ‌ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنَّا عَامِلُون‌َ (هود: 121)

و به آنها كه ايمان نمى‏آورند، بگو: «هر چه در قدرت داريد، انجام دهيد! ما هم انجام مى‏دهيم! (121)


وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (هود: 122)

و انتظار بكشيد! ما هم منتظريم! (122)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (يوسف: 2)

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما درك كنيد (و بينديشيد)! (2)


إِذْ قَالُوا لَيُوسُف‌ُ وَ أَخُوه‌ُ أَحَب‌ُّ إلَي‌ أَبِينَا مِنَّا وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِن‌َّ أَبَانَا لَفِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 8)

هنگامى كه (برادران) گفتند: «يوسف و برادرش [بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است! (8)


قَالُوا يَا أَبَانَا مَا لَك‌َ لاَ تَأْمَنَّا عَلَي‌ يُوسُف‌َ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَنَاصِحُون‌َ (يوسف: 11)

(و براى انجام اين كار، برادران نزد پدر آمدند و) گفتند: «پدرجان! چرا تو درباره (برادرمان) يوسف، به ما اطمينان نمى‏كنى؟! در حالى كه ما خيرخواه او هستيم! (11)


أَرْسِلْه‌ُ مَعَنَا غَدَاً يَرْتَع‌ْ وَ يَلْعَب‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 12)

فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذاى كافى بخورد و تفريح كند و ما نگهبان او هستيم!» (12)


قَالُوا لَئِن‌ْ أَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِنَّا إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (يوسف: 14)

گفتند: «با اينكه ما گروه نيرومندى هستيم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زيانكاران خواهيم بود (و هرگز چنين چيزى) ممكن نيست!)» (14)


قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِق‌ُ وَ تَرَكْنَا يُوسُف‌َ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ مَا أَنْت‌َ بِمُؤْمِن‌ٍ لَنَا وَ لَوْ كُنَّا صَادِقِين‌َ (يوسف: 17)

گفتند: «اى پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهى كرد، هر چند راستگو باشيم!» (17)


وَ قَال‌َ الَّذِي‌ اشْتَرَاه‌ُ مِنْ‌ مِصْرَ لِامْرَأَتِه‌ِ أَكْرِمِي‌ مَثْوَاه‌ُ عَسَي‌ أَنْ‌ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَه‌ُ وَلَدَاً وَ كَذَلِك‌َ مَكَّنَّا لِيُوسُف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لِنُعَلِّمَه‌ُ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَالله‌ُ غَالِب‌ٌ عَلَي‌ أَمْرِه‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 21)

و آن كس كه او را از سرزمين مصر خريد [عزيز مصر]، به همسرش گفت: «مقام وى را گرامى دار، شايد براى ما سودمند باشد و يا او را بعنوان فرزند انتخاب كنيم!» و اينچنين يوسف را در آن سرزمين متمكّن ساختيم! (ما اين كار را كرديم، تا او را بزرگ داريم و) از علم تعبير خواب به او بياموزيم خداوند بر كار خود پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (21)


وَ لَقَدْ هَمَّت‌ْ بِه‌ِ وَ هَم‌َّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ‌ رَأي‌ بُرْهَان‌َ رَبِّه‌ِ كَذَلِك‌َ لِنَصْرِف‌َ عَنْه‌ُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِين‌َ (يوسف: 24)

آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! (24)


وَ قَال‌َ نِسْوَة‌ٌ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ امْرَأَۀُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قَدْ شَغَفَهَا حُبَّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 30)

(اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (30)


وَ دَخَل‌َ مَعَه‌ُ السِّجْن‌َ فَتَيَان‌ِ قَال‌َ أَحَدُهُمَا إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَعْصِرُ خَمْرَاً وَ قَال‌َ الْآخَرُ إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَحْمِل‌ُ فَوْق‌َ رَأْسِي‌ خُبْزَاً تَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْه‌ُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِه‌ِ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 36)

و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند يكى از آن دو گفت: «من در خواب ديدم كه (انگور براى) شراب مى‏فشارم!» و ديگرى گفت: «من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مى‏كنم و پرندگان از آن مى‏خورند ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى‏بينيم.» (36)


وَاتَّبَعْت‌ُ مِلَّة‌َ آبَائِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ مَا كَان‌َ لَنَا أَنْ‌ نُشْرِك‌َ بِالله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ ذَلِك‌َ مِنْ‌ فَضْل‌ِ الله‌ِ عَلَيْنَا وَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَشْكُرُون‌َ (يوسف: 38)

من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم! براى ما شايسته نبود چيزى را همتاى خدا قرار دهيم اين از فضل خدا بر ما و بر مردم است ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‏كنند! (38)


يُوسُف‌ُ أَيُّهَا الصِّدِّيق‌ُ أَفْتِنَا فِي‌ سَبْع‌ِ بَقَرَات‌ٍ سِمَان‌ٍ يَأْكُلُهُن‌َّ سَبْع‌ٌ عِجَاف‌ٌ وَ سَبْع‌ِ سُنْبُلات‌ٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يَابِسَات‌ٍ لَعَلِّي‌ أَرْجِع‌ُ إِلَي‌ النَّاس‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 46)

(او به زندان آمد، و چنين گفت:) يوسف، اى مرد بسيار راستگو! درباره اين خواب اظهار نظر كن كه هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر مى‏خورند و هفت خوشه تر، و هفت خوشه خشكيده تا من بسوى مردم بازگردم، شايد (از تعبير اين خواب) آگاه شوند! (46)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ أَسْتَخْلِصْه‌ُ لِنَفْسِي‌ فَلَمَّا كَلَّمَه‌ُ قَال‌َ إِنَّك‌َ الْيَوْم‌َ لَدَيْنَا مَكِين‌ٌ أَمِين‌ٌ (يوسف: 54)

پادشاه گفت: «او [يوسف‏] را نزد من آوريد، تا وى را مخصوص خود گردانم!» هنگامى كه (يوسف نزد وى آمد و) با او صحبت كرد، (پادشاه به عقل و درايت او پى برد و) گفت: «تو امروز نزد ما جايگاهى والا دارى، و مورد اعتماد هستى!» (54)


وَ كَذَلِك‌َ مَكَّنَّا لِيُوسُف‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْث‌ُ يَشَاءُ نُصِيب‌ُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ‌ نَشَاءُ وَ لاَ نُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 56)

و اين گونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم، كه هر جا مى‏خواست در آن منزل مى‏گزيد (و تصرّف مى‏كرد)! ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) ميبخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم! (56)


قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْه‌ُ أَبَاه‌ُ وَ إِنَّا لَفَاعِلُون‌َ (يوسف: 61)

گفتند: «ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد (و سعى مى‏كنيم موافقتش را جلب نمائيم) و ما اين كار را خواهيم كرد!» (61)


فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَي‌ أَبِيهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِع‌َ مِنَّا الْكَيْل‌ُ فَأَرْسِل‌ْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَل‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 63)

هنگامى كه به سوى پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! دستور داده شده كه (بدون حضور برادرمان بنيامين) پيمانه‏اى (از غلّه) به ما ندهند پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمى (از غلّه) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد!» (63)


وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُم‌ْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُم‌ْ رُدَّت‌ْ إِلَيْهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي‌ هَذه‌ِ بِضَاعَتُنَا رُدَّت‌ْ إِلَيْنَا وَ نَميرُ أَهْلَنَا وَ نَحْفَظ‌ُ أَخَانَا وَ نَزْدَادُ كَيْل‌َ بَعِيرٍ ذَلِك‌َ كَيْل‌ٌ يَسِيرٌ (يوسف: 65)

و هنگامى كه متاع خود را گشودند، ديدند سرمايه آنها به آنها بازگردانده شده! گفتند: «پدر! ما ديگر چه ميخواهيم؟! اين سرمايه ماست كه به ما باز پس گردانده شده است! (پس چه بهتر كه برادر را با ما بفرستى) و ما براى خانواده خويش موادّ غذايى مى‏آوريم و برادرمان را حفظ خواهيم كرد و يك بار شتر زيادتر دريافت خواهيم داشت اين پيمانه (بار) كوچكى است!» (65)


قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيرُ إِن‌َّ لَه‌ُ أَبَاً شَيْخَاً كَبِيرَاً فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَه‌ُ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنين‌َ (يوسف: 78)

گفتند: «اى عزيز! او پدر پيرى دارد (كه سخت ناراحت مى‏شود) يكى از ما را به جاى او بگير ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم!» (78)


قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ أَنْ‌ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ‌ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَه‌ُ إِنَّا إِذَاً لَظَالِمُون‌َ (يوسف: 79)

گفت: «پناه بر خدا كه ما غير از آن كس كه متاع خود را نزد او يافته‏ايم بگيريم در آن صورت، از ظالمان خواهيم بود!» (79)


ارْجِعُوا إِلَي‌ أَبِيكُم‌ْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِن‌َّ ابْنَك‌َ سَرَق‌َ وَ مَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَ مَا كُنَّا لِلْغَيْب‌ِ حَافِظِين‌َ (يوسف: 81)

شما به سوى پدرتان بازگرديد و بگوييد: پدر (جان)، پسرت دزدى كرد! و ما جز به آنچه مى‏دانستيم گواهى نداديم و ما از غيب آگاه نبوديم! (81)


وَاسْأَل‌ِ الْقَرْيَة‌َ الَّتِي‌ كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي‌ أَقْبَلْنَا فِيهَا وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (يوسف: 82)

(و اگر اطمينان ندارى،) از آن شهر كه در آن بوديم سؤال كن، و نيز از آن قافله كه با آن آمديم (بپرس)! و ما (در گفتار خود) صادق هستيم!» (82)


فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَة‌ٍ مُزْجَاة‌ٍ فَأَوْف‌ِ لَنَا الْكَيْل‌َ وَ تَصَدَّق‌ْ عَلَيْنَا إِن‌َّ الله‌َ يَجْزِي‌ الْمُتَصَدِّقِين‌َ (يوسف: 88)

هنگامى كه آنها بر او [يوسف‏] وارد شدند، گفتند: «اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته، و متاع كمى (براى خريد موادّ غذايى) با خود آورده‏ايم پيمانه را براى ما كامل كن و بر ما تصدّق و بخشش نما، كه خداوند بخشندگان را پاداش مى‏دهد!» (88)


قَالُوا أَإِنَّك‌َ لَأَنْت‌َ يُوسُف‌ُ قَال‌َ أَنَا يُوسُف‌ُ وَ هَذَا أَخِي‌ قَدْ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ وَ يَصْبِرْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 90)

گفتند: «آيا تو همان يوسفى؟!» گفت: « (آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!» (90)


قَالُوا تَالله‌ِ لَقَدْ آثَرَك‌َ الله‌ُ عَلَيْنَا وَ إِنْ‌ كُنَّا لَخَاطِئِين‌َ (يوسف: 91)

گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برترى بخشيده و ما خطاكار بوديم!» (91)


قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين‌َ (يوسف: 97)

گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!» (97)


حَتَّي‌ إِذَا اسْتَيْأَس‌َ الرُّسُل‌ُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُم‌ْ نَصْرُنَا فَنُجِّي‌َ مَنْ‌ نَشَاءُ وَ لاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَن‌ِ الْقَوْم‌ِ الْمُـجْرِمِين‌َ (يوسف: 110)

(پيامبران به دعوت خود، و دشمنان آنها به مخالفت خود هم چنان ادامه دادند) تا آن گاه كه رسولان مأيوس شدند، و (مردم) گمان كردند كه به آنان دروغ گفته شده است در اين هنگام، يارى ما به سراغ آنها آمد آنان را كه خواستيم نجات يافتند و مجازات و عذاب ما از قوم گنهكار بازگردانده نمى‏شود! (110)


وَ إِنْ‌ تَعْجَب‌ْ فَعَجَب‌ٌ قَوْلُهُم‌ْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابَاً أَإِنَّا لَفِي‌ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ الْأَغْلال‌ُ فِي‌ أَعْنَاقِهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (رعد: 5)

و اگر (از چيزى) تعجب مى‏كنى، عجيب گفتار آنهاست كه مى‏گويند: «آيا هنگامى كه ما خاك شديم، (بار ديگر زنده مى‏شويم و) به خلقت جديدى بازمى‏گرديم؟!» آنها كسانى هستند كه به پروردگارشان كافر شده‏اند و آنان غل و زنجيرها در گردنشان است و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (5)


وَ إِنْ‌ مَا نُرِيَنَّك‌َ بَعْض‌َ الَّذِي‌ نَعِدُهُم‌ْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّك‌َ فَإِنَّمَا عَلَيْك‌َ الْبَلاغ‌ُ وَ عَلَيْنَا الْحِسَاب‌ُ (رعد: 40)

و اگر پاره‏اى از مجازاتها را كه به آنها وعده مى‏دهيم به تو نشان دهيم، يا (پيش از فرا رسيدن اين مجازاتها) تو را بميرانيم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستى و حساب (آنها) بر ماست. (40)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي‌ الْأَرْض‌َ نَنْقُصُهَا مِن‌ْ أَطْرَافِهَا وَالله‌ُ يَحْكُم‌ُ لاَ مُعَقِّب‌َ لِحُكْمِه‌ِ وَ هُوَ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (رعد: 41)

آيا نديدند كه ما پيوسته به سراغ زمين مى‏آييم و از اطراف (و جوانب) آن كم مى‏كنيم؟! (و جامعه‏ها، تمدّنها، و دانشمندان تدريجاً از ميان مى‏روند.) و خداوند حكومت مى‏كند و هيچ كس را ياراى جلوگيرى يا ردّ احكام او نيست و او سريع الحساب است! (41)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا أَن‌ْ أَخْرِج‌ْ قَوْمَك‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ‌ بِأَيَّام‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (ابراهيم: 5)

ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آور! در اين، نشانه‏هايى است براى هر صبر كننده شكرگزار! (5)


أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ لاَ يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ الله‌ُ جاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ بِالْبَيِّنات‌ِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُم‌ْ فِي‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ قَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِنَّا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (ابراهيم: 9)

آيا خبر كسانى كه پيش از شما بودند، به شما نرسيد؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آنها كه پس از ايشان بودند همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، ولى آنها (از روى تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد، كافريم! و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى‏خوانيد، شكّ و ترديد داريم!» (9)


قَالَت‌ْ رُسُلُهُم‌ْ أَفِي‌ الله‌ِ شَك‌ٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يَدْعُوكُم‌ْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُؤَخِّرَكُم‌ْ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً قَالُوا إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُون‌َ أَنْ‌ تَصُدُّونَا عَمَّا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (ابراهيم: 10)

رسولان آنها گفتند: «آيا در خدا شكّ است؟! خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده او شما را دعوت مى‏كند تا گناهانتان را ببخشد، و تا موعد مقرّرى شما را باقى گذارد!» آنها گفتند: « (ما اينها را نمى‏فهميم! همين اندازه مى‏دانيم كه) شما انسانهايى همانند ما هستيد، مى‏خواهيد ما را از آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند بازداريد شما دليل و معجزه روشنى براى ما بياوريد!» (10)


قَالَت‌ْ لَهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ إِنْ‌ نَحْن‌ُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ يَمُن‌ُّ عَلَي‌ مَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ مَا كَان‌َ لَنَا أَنْ‌ نَأْتِيَكُمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُؤْمِنُون‌َ (ابراهيم: 11)

پيامبرانشان به آنها گفتند: «درست است كه ما بشرى همانند شما هستيم، ولى خداوند بر هر كس از بندگانش بخواهد (و شايسته بداند)، نعمت مى‏بخشد (و مقام رسالت عطا مى‏كند)! و ما هرگز نمى‏توانيم معجزه‏اى جز بفرمان خدا بياوريم! (و از تهديدهاى شما نمى‏هراسيم) افراد باايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند! (11)


وَ مَا لَنَا أَنْ لاَ نَتَوَكَّل‌َ عَلَي‌ الله‌ِ وَ قَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَ لَنَصْبِرَن‌َّ عَلَي‌ مَا آذَيْتُمُونَا وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَلْيَتَوَكَّل‌ِ الْمُتَوَكِّلُون‌َ (ابراهيم: 12)

و چرا بر خدا توكّل نكنيم، با اينكه ما را به راه‏هاى (سعادت) رهبرى كرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهاى شما صبر خواهيم كرد (و دست از رسالت خويش بر نمى‏داريم)! و توكّل كنندگان، بايد فقط بر خدا توكّل كنند!» (12)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِرُسُلِهِم‌ْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ‌ مِن‌ْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُن‌َّ فِي‌ مِلَّتِنَا فَأَوْحَي‌ إِلَيْهِم‌ْ رَبُّهُم‌ْ لَنُهْلِكَن‌َّ الظَّالِمِين‌َ (ابراهيم: 13)

(ولى) كافران به پيامبران خود گفتند: «ما قطعاً شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد، مگر اينكه به آيين ما بازگرديد!» در اين حال، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد كه: «ما ظالمان را هلاك مى‏كنيم! (13)


وَ بَرَزُوا لِالله‌ِ جَمِيعَاً فَقَال‌َ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُم‌ْ تَبَعَاً فَهَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُغْنُون‌َ عَنَّا مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا الله‌ُ لَهَدَيْنَاكُم‌ْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَم‌ْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (ابراهيم: 21)

و (در قيامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر مى‏شوند در اين هنگام، ضعفا [دنباله‏روان نادان‏] به مستكبران (و رهبران گمراه) مى‏گويند: «ما پيروان شما بوديم! آيا (اكنون كه بخاطر پيروى از شما گرفتار مجازات الهى شده‏ايم،) شما حاضريد سهمى از عذاب الهى را بپذيريد و از ما برداريد؟» آنها مى‏گويند: «اگر خدا ما را هدايت كرده بود، ما نيز شما را هدايت مى‏كرديم! (ولى كار از اينها گذشته است،) چه بيتابى كنيم و چه شكيبايى، تفاوتى براى ما ندارد راه گريزى براى ما نيست!» (21)


رَبَّنَا إِنِّي‌ أَسْكَنْت‌ُ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ بِوَادٍ غَيْرِ ذِي‌ زَرْع‌ٍ عِنْدَ بَيْتِك‌َ الْمُـحَرَّم‌ِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاَة‌َ فَاجْعَل‌ْ أَفْئِدَة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ تَهْوِي‌ إِلَيْهِم‌ْ وَارْزُقْهُمْ‌ مِن‌َ الَّثمَرَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَشْكُرُون‌َ (ابراهيم: 37)

پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏آب و علفى، در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى ده شايد آنان شكر تو را بجاى آورند! (37)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ تَعْلَم‌ُ مَا نُخْفِي‌ وَ مَا نُعْلِن‌ُ وَ مَا يَخْفَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ (ابراهيم: 38)

پروردگارا! تو مى‏دانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مى‏كنيم و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست! (38)


رَب‌ِّ اجْعَلْنِي‌ مُقِيم‌َ الصَّلاَة‌ِ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ رَبَّنَا وَ تَقَبَّل‌ْ دُعَاءِ (ابراهيم: 40)

پروردگارا: مرا برپا كننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نيز چنين فرما)، پروردگارا: دعاى مرا بپذير! (40)


رَبَّنَا اغْفِرْ لِي‌ وَ لِوَالِدَي‌َّ وَ لِلْمُؤْمِنِين‌َ يَوْم‌َ يَقُوم‌ُ الْحِسَاب‌ُ (ابراهيم: 41)

پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز كه حساب برپا مى‏شود، بيامرز! (41)


وَ أَنْذِرِ النَّاس‌َ يَوْم‌َ يَأْتِيهِم‌ُ الْعَذَاب‌ُ فَيَقُول‌ُ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَي‌ أَجَل‌ٍ قَرِيب‌ٍ نُجِب‌ْ دَعْوَتَك‌َ وَ نَتَّبِع‌ِ الرُّسُل‌َ أَوَ لَم‌ْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ زَوَال‌ٍ (ابراهيم: 44)

و مردم را از روزى كه عذاب الهى به سراغشان مى‏آيد، بترسان! آن روز كه ظالمان مى‏گويند: «پروردگارا! مدّت كوتاهى ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذيريم و از پيامبران پيروى كنيم!» (امّا پاسخ مى‏شنوند كه:) مگر قبلًا سوگند ياد نكرده بوديد كه زوال و فنايى براى شما نيست؟! (44)


لَوْمَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَة‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (حجر: 7)

اگر راست مى‏گويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‏زورى؟!» (7)


إِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (حجر: 9)

ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)


لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَت‌ْ أَبْصَارُنَا بَل‌ْ نَحْن‌ُ قَوْم‌ٌ مَسْحُورُون‌َ (حجر: 15)

باز مى‏گويند: «ما را چشم‏بندى كرده‏اند بلكه ما (سر تا پا) سحر شده‏ايم!» (15)


وَ إِنْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُه‌ُ وَ مَا نُنَزِّلُه‌ُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‌ٍ (حجر: 21)

و خزائن همه چيز، تنها نزد ماست ولى ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمى‏كنيم! (21)


وَ إِنَّا لَنَحْن‌ُ نُحْيِي‌ وَ نُمِيت‌ُ وَ نَحْن‌ُ الْوَارِثُون‌َ (حجر: 23)

ماييم كه زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم و ماييم وارث (همه جهان)! (23)


إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَقَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ إِنَّا مِنْكُم‌ْ وَجِلُون‌َ (حجر: 52)

هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند (ابراهيم) گفت: «ما از شما بيمناكيم!» (52)


قَالُوا لاَ تَوْجَل‌ْ إِنَّا نُبَشِّرُك‌َ بِغُلاَم‌ٍ عَلِيم‌ٍ (حجر: 53)

گفتند: «نترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‏دهيم!» (53)


قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ٍ مُجْرِمِين‌َ (حجر: 58)

گفتند: «ما به سوى قومى گنهكار مأموريت يافته‏ايم (تا آنها را هلاك كنيم)! (58)


إِلاَّ آل‌َ لُوط‌ٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (حجر: 59)

مگر خاندان لوط، كه همگى آنها را نجات خواهيم داد ... (59)


وَ أَتَيْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (حجر: 64)

ما واقعيّت مسلّمى را براى تو آورده‏ايم و راست مى‏گوييم! (64)


وَ آتَيْنَاهُم‌ْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين‌َ (حجر: 81)

ما آيات خود را به آنان داديم ولى آنها از آن روى گرداندند! (81)


إِنَّا كَفَيْنَاك‌َ الْمُسْتَهْزِئِين‌َ (حجر: 95)

ما شرّ استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد (95)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ الله‌ُ مَا عَبَدْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ نَحْن‌ُ وَ لاَ آبَاؤُنَا وَ لاَ حَرَّمْنَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ كَذَلِك‌َ فَعَل‌َ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ فَهَل‌ْ عَلَي‌ الرُّسُل‌ِ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (نحل: 35)

مشركان گفتند: «اگر خدا مى‏خواست، نه ما و نه پدران ما، غير او را پرستش نمى‏كرديم و چيزى را بدون اجازه او حرام نمى‏ساختيم!» (آرى،) كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز همين كارها را انجام دادند ولى آيا پيامبران وظيفه‏اى جز ابلاغ آشكار دارند؟! (35)


إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَي‌ْءٍ إِذَا أَرَدْنَاه‌ُ أَنْ‌ نَقُول‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (نحل: 40)

(رستاخيز مردگان براى ما مشكل نيست زيرا) وقتى چيزى را اراده مى‏كنيم، فقط به آن مى‏گوييم: «موجود باش!» بلافاصله موجود مى‏شود. (40)


ضَرَب‌َ الله‌ُ مَثَلاً عَبْدَاً مَمْلُوكَاً لاَ يَقْدِرُ عَلَي‌ شَي‌ْءٍ وَ مَنْ‌ رَزَقْنَاه‌ُ مِنَّا رِزْقَاً حَسَنَاً فَهُوَ يُنْفِق‌ُ مِنْه‌ُ سِرَّاً وَ جَهْرَاً هَل‌ْ يَسْتَوُون‌َ الْحَمْدُ لِالله‌ِ بَل‌ْ أَكْثَرُهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (نحل: 75)

خداوند مثالى زده: برده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست و انسان (با ايمانى) را كه از جانب خود، رزقى نيكو به او بخشيده‏ايم، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده، انفاق مى‏كند آيا اين دو نفر يكسانند؟! شكر مخصوص خداست، ولى اكثر آنها نمى‏دانند! (75)


وَ إِذَا رَأَي‌ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُم‌ْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاَءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِين‌َ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ‌ دُونِك‌َ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌َ إِنَّكُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (نحل: 86)

و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مى‏بينند، مى‏گويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مى‏خوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مى‏گويند: «شما دروغگو هستيد! (شما هواى نفس خود را پرستش مى‏كرديد!)» (86)


سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ أَسْرَي‌ بِعَبْدِه‌ِ لَيْلاً مِن‌َ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ إِلَي‌ الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي‌ الَّذِي‌ بَارَكْنَا حَوْلَه‌ُ لِنُرِيَه‌ُ مِن‌ْ آيَاتِنَا إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْبَصِيرُ (اسراء: 1)

پاك و منزّه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى- كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم چرا كه او شنوا و بيناست. (1)


فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاَهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُم‌ْ عِبَادَاً لَنََا أُولِي‌ بَأْس‌ٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلاَل‌َ الدِّيَارِ وَ كَان‌َ وَعْدَاً مَفْعُولاً (اسراء: 5)

هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پيكارجوى خود را بر ضدّ شما ميانگيزيم (تا شما را سخت در هم كوبند حتى براى به دست آوردن مجرمان)، خانه‏ها را جستجو مى‏كنند و اين وعده‏اى است قطعى! (5)


وَ قَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامَاً وَ رُفَاتَاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُون‌َ خَلْقَاً جَدِيدَاً (اسراء: 49)

و گفتند: «آيا هنگامى كه ما، استخوانهاى پوسيده و پراكنده‏اى شديم، دگر بار آفرينش تازه‏اى خواهيم يافت؟!» (49)


أَوْ خَلْقَاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ فَسَيَقُولُون‌َ مَنْ‌ يُعِيدُنَا قُل‌ِ الَّذِي‌ فَطَرَكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ فَسَيُنْغِضُون‌َ إِلَيْك‌َ رُؤُوسَهُم‌ْ وَ يَقُولُون‌َ مَتَي‌ هُوَ قُل‌ْ عَسَي‌ أَنْ‌ يَكُون‌َ قَرِيبَاً (اسراء: 51)

يا هر مخلوقى كه در نظر شما، از آن هم سخت‏تر است (و از حيات و زندگى دورتر مى‏باشد، باز خدا قادر است شما را به زندگى مجدد بازگرداند). آنها بزودى مى گويند: «چه كسى ما را بازمى‏گرداند؟!» بگو: «همان كسى كه نخستين بار شما را آفريد.» آنان سر خود را (از روى تعجب و انكار،) به سوى تو خم مى‏كنند و مى‏گويند: «در چه زمانى خواهد بود؟!» بگو: «شايد نزديك باشد! (51)


وَ مَا مَنَعَنَا أَنْ‌ نُرْسِل‌َ بِالْآيَات‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ كَذَّب‌َ بِهَا الْأَوَّلُون‌َ وَ آتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَة‌َ مُبْصِرَة‌ً فَظَلَمُوا بِهَا وَ مَا نُرْسِل‌ُ بِالْآيَات‌ِ إِلاَّ تَخْوِيفَاً (اسراء: 59)

هيچ چيز مانع ما نبود كه اين معجزات (درخواستى بهانه‏جويان) را بفرستيم جز اينكه پيشينيان (كه همين درخواستها را داشتند، و با ايشان هماهنگ بودند)، آن را تكذيب كردند (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه داديم (معجزه‏اى) كه روشنگر بود اما بر آن ستم كردند (و ناقه را كشتند). ما معجزات را فقط براى بيم دادن (و اتمام حجت) مى‏فرستيم. (59)


أَم‌ْ أَمِنْتُم‌ْ أَنْ‌ يُعِيدَكُم‌ْ فِيه‌ِ تَارَة‌ً أُخْرَي‌ فَيُرْسِل‌َ عَلَيْكُم‌ْ قَاصِفَاً مِن‌َ الرِّيح‌ِ فَيُغْرِقَكُمْ‌ بِمَا كَفَرْتُم‌ْ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُوا لَكُم‌ْ عَلَيْنَا بِه‌ِ تَبِيعَاً (اسراء: 69)

يا اينكه ايمن هستيد كه بار ديگر شما را به دريا بازگرداند، و تندباد كوبنده‏اى بر شما بفرستد، و شما را بخاطر كفرتان غرق كند، سپس دادخواه و خونخواهى در برابر ما پيدا نكنيد؟! (69)


وَ إِنْ‌ كَادُوا لَيَفْتِنُونَك‌َ عَن‌ِ الَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ لِتَفْتَرِي‌َ عَلَيْنَا غَيْرَه‌ُ وَ إِذَاً لَاتَّخَذُوك‌َ خَلِيلاً (اسراء: 73)

نزديك بود آنها تو را (با وسوسه‏هاى خود) از آنچه بر تو وحى كرده‏ايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى و در آن صورت، تو را به دوستى خود برميگزينند! (73)


إِذَاً لَأََذَقْنَاك‌َ ضِعْف‌َ الْحَيَاة‌ِ وَ ضِعْف‌َ الْمَمَات‌ِ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُ لَك‌َ عَلَيْنَا نَصِيرَاً (اسراء: 75)

اگر چنين مى‏كردى، ما دو برابر مجازات (مشركان) در زندگى دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مى‏چشانديم سپس در برابر ما، ياورى براى خود نمى‏يافتى! (75)


سُنَّة‌َ مَنْ‌ قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَك‌َ مِنْ‌ رُسُلِنَا وَ لاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً (اسراء: 77)

اين سنت (ما در مورد) پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم و هرگز براى سنت ما تغيير و دگرگونى نخواهى يافت! (77)


وَ لَئِنْ‌ شِئْنَا لَنَذْهَبَن‌َّ بِالَّذِي‌ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ ثُم‌َّ لاَ تَجِدُ لَك‌َ بِه‌ِ عَلَيْنَا وَكِيلاً (اسراء: 86)

و اگر بخواهيم، آنچه را بر تو وحى فرستاده‏ايم، از تو مى‏گيريم سپس كسى را نمى‏يابى كه در برابر ما، از تو دفاع كند ... (86)


وَ قَالُوا لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لَك‌َ حَتَّي‌ تَفْجُرَ لَنَا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ يَنْبُوعَاً (اسراء: 90)

و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمى‏آوريم تا اينكه چشمه‏جوشانى از اين سرزمين (خشك و سوزان) براى ما خارج سازى ... (90)


أَوْ تُسْقِط‌َ السَّمَاءَ كَمَا زَعَمْت‌َ عَلَيْنَا كِسَفَاً أَوْ تَأْتِي‌َ بِالله‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ِ قَبِيلاً (اسراء: 92)

يا قطعات (سنگهاى) آسمان را- آن چنان كه مى‏پندارى- بر سر ما فرود آرى يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياورى ... (92)


أَوْ يَكُون‌َ لَك‌َ بَيْت‌ٌ مِنْ‌ زُخْرُف‌ٍ أَوْ تَرْقَي‌ فِي‌ السَّمَاءِ وَ لَن‌ْ نُؤْمِن‌َ لِرُقِيِّك‌َ حَتَّي‌ تُنَزِّل‌َ عَلَيْنَا كِتَابَاً نَقْرَأُه‌ُ قُل‌ْ سُبْحَان‌َ رَبِّي‌ هَل‌ْ كُنْت‌ُ إِلاَّ بَشَرَاً رَسُولاً (اسراء: 93)

يا براى تو خانه‏اى پر نقش و نگار از طلا باشد يا به آسمان بالا روى حتى اگر به آسمان روى، ايمان نمى‏آوريم مگر آنكه نامه‏اى بر ما فرود آورى كه آن را بخوانيم! «بگو:» منزه است پروردگارم (از اين سخنان بى‏معنى)! مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟! (93)


ذَلِك‌َ جَزَاؤُهُمْ‌ بِأَنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا وَ قَالُوا أَإِذَا كُنَّا عِظَامَاً وَ رُفَاتَاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُون‌َ خَلْقَاً جَدِيدَاً (اسراء: 98)

اين كيفر آنهاست، بخاطر اينكه نسبت به آيات ما كافر شدند و گفتند: «آيا هنگامى كه ما استخوانهاى پوسيده و خاكهاى پراكنده‏اى شديم، بار ديگر آفرينش تازه‏اى خواهيم يافت؟!» (98)


وَ يَقُولُون‌َ سُبْحَان‌َ رَبِّنَا إِنْ‌ كَان‌َ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولاً (اسراء: 108)

و مى‏گويند: «منزّه است پروردگار ما، كه وعده‏هايش به يقين انجام شدنى است!» (108)


إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَي‌ الْأَرْض‌ِ زِينَة‌ً لَهَا لِنَبْلُوَهُم‌ْ أَيُّهُم‌ْ أَحْسَن‌ُ عَمَلاً (كهف: 7)

ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم كه كدامينشان بهتر عمل مى‏كنند! (7)


وَ إِنَّا لَجَاعِلُون‌َ مَا عَلَيْهَا صَعِيدَاً جُرُزَاً (كهف: 8)

(ولى) اين زرق و برقها پايدار نيست، و ما (سرانجام) قشر روى زمين را خاك بى گياهى قرار مى‏دهيم! (8)


أَم‌ْ حَسِبْت‌َ أَن‌َّ أَصْحَاب‌َ الْكَهْف‌ِ وَالرَّقِيم‌ِ كَانُوا مِن‌ْ آيَاتِنَا عَجَبَاً (كهف: 9)

آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟! (9)


إِذْ أَوَي‌ الْفِتْيَة‌ُ إِلَي‌ الْكَهْف‌ِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ‌ لَدُنْك‌َ رَحْمَة‌ً وَ هَيِّئْ لَنَا مِن‌ْ أَمْرِنَا رَشَدَاً (كهف: 10)

زمانى را به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن، و راه نجاتى براى ما فراهم ساز!» (10)


وَ رَبَطْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَب‌ُّ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لَن‌ْ نَدْعُوَا مِنْ‌ دُونِه‌ِ إِلَهَاً لَقَدْ قُلْنَا إِذَاً شَطَطَاً (كهف: 14)

و دلهايشان را محكم ساختيم در آن موقع كه قيام كردند و گفتند: «پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است هرگز غير او معبودى را نمى‏خوانيم كه اگر چنين كنيم، سخنى بگزاف گفته‏ايم. (14)


هَؤُلاَءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ آلِهَة‌ً لَوْلاَ يَأْتُون‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِسُلْطَان‌ٍ بَيِّن‌ٍ فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً (كهف: 15)

اين قوم ما هستند كه معبودهايى جز خدا انتخاب كرده‏اند چرا دليل آشكارى (بر اين كار) نمى‏آورند؟! و چه كسى ظالمتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد؟!» (15)


وَاصْبِرْ نَفْسَك‌َ مَع‌َ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ رَبَّهُمْ‌ بِالْغَدَاة‌ِ وَالْعَشِي‌ِّ يُرِيدُون‌َ وَجْهَه‌ُ وَ لاَ تَعْدُ عَيْنَاك‌َ عَنْهُم‌ْ تُرِيدُ زِينَة‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ لاَ تُطِع‌ْ مَن‌ْ أَغْفَلْنَا قَلْبَه‌ُ عَنْ‌ ذِكْرِنَا وَاتَّبَع‌َ هَوَاه‌ُ وَ كَان‌َ أَمْرُه‌ُ فُرُطَاً (كهف: 28)

با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مى‏خوانند، و تنها رضاى او را مى‏طلبند! و هرگز بخاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير! و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن! همانها كه از هواى نفس پيروى كردند، و كارهايشان افراطى است. (28)


وَ قُل‌ِ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَنْ‌ شَاءَ فَلْيُوْمِنْ‌ وَ مَنْ‌ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِين‌َ نَارَاً أَحَاط‌َ بِهِم‌ْ سُرَادِقُهَا وَ إِنْ‌ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْل‌ِ يَشْوِي‌ الْوُجُوه‌َ بِئْس‌َ الشَّرَاب‌ُ وَ سَاءَت‌ْ مُرْتَفَقَاً (كهف: 29)

بگو: «اين حقّ است از سوى پروردگارتان! هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود)، و هر كس ميخواهد كافر گردد!» ما براى ستمگران آتشى آماده كرديم كه سراپرده‏اش آنان را از هر سو احاطه كرده است! و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته صورتها را بريان مى‏كند! چه بد نوشيدنى، و چه بد محل اجتماعى است! (29)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ إِنَّا لاَ نُضِيع‌ُ أَجْرَ مَن‌ْ أَحْسَن‌َ عَمَلاً (كهف: 30)

مسلّماً كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، ما پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد! (30)


وَ عُرِضُوا عَلَي‌ رَبِّك‌َ صَفَّاً لَقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ بَل‌ْ زَعَمْتُم‌ْ أَنْ لَن‌ْ نَجْعَل‌َ لَكُمْ‌ مَوْعِدَاً (كهف: 48)

آنها همه در يك صف به (پيشگاه) پروردگارت عرضه مى‏شوند (و به آنان گفته مى‏شود:) همگى نزد ما آمديد، همان گونه كه نخستين بار شما را آفريديم! اما شما گمان مى‏كرديد ما هرگز موعدى برايتان قرار نخواهيم داد! (48)


وَ وُضِع‌َ الْكِتَاب‌ُ فَتَرَي‌ الْمُـجْرِمِين‌َ مُشْفِقِين‌َ مِمَّا فِيه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ يَا وَيْلَتَنَا مَا ل‌ِ هَذَا الْكِتَاب‌ِ لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَة‌ً وَ لاَ كَبِيرَة‌ً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرَاً وَ لاَ يِظْلِم‌ُ رَبُّك‌َ أَحَدَاً (كهف: 49)

و كتاب [كتابى كه نامه اعمال همه انسانهاست‏] در آن جا گذارده مى‏شود، پس گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند و مى‏گويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالى است كه) همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند. (49)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ فَأَعْرَض‌َ عَنْهَا وَ نَسِي‌َ مَا قَدَّمَت‌ْ يَدَاه‌ُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ أَكِنَّة‌ً أَنْ‌ يَفْقَهُوه‌ُ وَ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرَاً وَ إِنْ‌ تَدْعُهُم‌ْ إِلَي‌ الْهُدَي‌ فَلَن‌ْ يَهْتَدُوا إِذَاً أَبَدَاً (كهف: 57)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، و از آن روى گرداند، و آنچه را با دستهاى خود پيش فرستاد فراموش كرد؟! ما بر دلهاى اينها پرده‏هايى افكنده‏ايم تا نفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داده‏ايم (تا صداى حق را نشنوند)! و از اين رو اگر آنها را به سوى هدايت بخوانى، هرگز هدايت نمى‏شوند! (57)


فَلَمَّا جَاوَزَا قَال‌َ لِفَتَاه‌ُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ‌ سَفَرِنَا هَذَا نَصَبَاً (كهف: 62)

هنگامى كه از آن جا گذشتند، (موسى) به يار همسفرش گفت: «غذاى ما را بياور، كه سخت از اين سفر خسته شده‏ايم!» (62)


فَوَجَدَا عَبْدَاً مِن‌ْ عِبَادِنَا آتَيْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ عَلَّمْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا عِلْمَاً (كهف: 65)

(در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم. (65)


إِنَّا مَكَّنَّا لَه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ آتَيْنَاه‌ُ مِنْ‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ سَبَبَاً (كهف: 84)

ما به او در روى زمين، قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم. (84)


وَ أَمَّا مَن‌ْ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلَه‌ُ جَزَاءً الْحُسْنَي‌ وَ سَنَقُول‌ُ لَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِنَا يُسْرَاً (كهف: 88)

و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت و ما دستور آسانى به او خواهيم داد.» (88)


قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْن‌ِ إِن‌َّ يَأْجُوج‌َ وَ مَأْجُوج‌َ مُفْسِدُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَهَل‌ْ نَجْعَل‌ُ لَك‌َ خَرْجَاً عَلَي‌ أَنْ‌ تَجْعَل‌َ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُم‌ْ سَدَّاً (كهف: 94)

(آن گروه به او) گفتند: «اى ذو القرنين يأجوج و مأجوج در اين سرزمين فساد مى‏كنند آيا ممكن است ما هزينه‏اى براى تو قرار دهيم، كه ميان ما و آنها سدّى ايجاد كنى؟!» (94)


أَفَحَسِب‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنْ‌ يَتَّخِذُوا عِبَادِي‌ مِنْ‌ دُونِي‌ أَوْلِيَاءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّم‌َ لِلْكَافِرِين‌َ نُزُلاً (كهف: 102)

آيا كافران پنداشتند مى‏توانند بندگانم را به جاى من اولياى خود انتخاب كنند؟! ما جهنم را براى پذيرايى كافران آماده كرده‏ايم! (102)


يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُك‌َ بِغُلاَم‌ٍ اسْمُه‌ُ يَحْيَي‌ لَم‌ْ نَجْعَلْ‌ لَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ سَمِيَّاً (مريم: 7)

اى زكريا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش «يحيى» است و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم! (7)


وَ حَنَانَاً مِنْ‌ لَدُنَّا وَ زَكَاة‌ً وَ كَان‌َ تَقِيَّاً (مريم: 13)

و رحمت و محبّتى از ناحيه خود به او بخشيديم، و پاكى (دل و جان)! و او پرهيزگار بود! (13)


فَاتَّخَذَت‌ْ مِنْ‌ دُونِهِم‌ْ حِجَابَاً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّل‌َ لَهَا بَشَرَاً سَوِيَّاً (مريم: 17)

و ميان خود و آنان حجابى افكند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد! (17)


قَال‌َ كَذَلِك‌ِ قَال‌َ رَبُّك‌ِ هُوَ عَلَيَّ‌ هَيِّن‌ٌ وَ لِنَجْعَلَه‌ُ آيَة‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ كَان‌َ أَمْرَاً مقْضِيَّاً (مريم: 21)

گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما! و اين امرى است پايان يافته (و جاى گفتگو ندارد)!» (21)


أَسْمِع‌ْ بِهِم‌ْ وَ أَبْصِرْ يَوْم‌َ يَأْتُونَنَا لَكِنِ‌ الظَّالِمُون‌َ الْيَوْم‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (مريم: 38)

در آن روز كه نزد ما مى‏آيند، چه گوشهاى شنوا و چه چشمهاى بينايى پيدا مى‏كنند! ولى اين ستمگران امروز در گمراهى آشكارند! (38)


إِنَّا نَحْن‌ُ نَرِث‌ُ الْأَرْض‌َ وَ مَن‌ْ عَلَيْهَا وَ إِلَيْنَا يُرْجَعُون‌َ (مريم: 40)

ما، زمين و تمام كسانى را كه بر آن هستند، به ارث مى‏بريم و همگى بسوى ما بازگردانده مى‏شوند! (40)


وَ وَهَبْنَا لَهُم‌ْ مِنْ‌ رَحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُم‌ْ لِسَان‌َ صِدْق‌ٍ عَلِيَّاً (مريم: 50)

و از رحمت خود به آنان عطا كرديم و براى آنها نام نيك و مقام برجسته‏اى (در ميان همه امّتها) قرار داديم! (50)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ مِنْ‌ رَحْمَتِنَا أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ نَبِيَّاً (مريم: 53)

و ما از رحمت خود، برادرش هارون را- كه پيامبر بود- به او بخشيديم. (53)


تِلْك‌َ الْجَنَّة‌ُ الَّتِي‌ نُورِث‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا مَنْ‌ كَان‌َ تَقِيَّاً (مريم: 63)

اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود، به ارث مى‏دهيم. (63)


وَ مَا نَتَنَزَّل‌ُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّك‌َ لَه‌ُ مَا بَيْن‌َ أَيْدِينَا وَ مَا خَلْفَنَا وَ مَا بَيْن‌َ ذَلِك‌َ وَ مَا كَان‌َ رَبُّك‌َ نَسِيَّاً (مريم: 64)

(پس از تأخير وحى، جبرئيل به پيامبر عرض كرد:) ما جز بفرمان پروردگار تو، نازل نمى‏شويم آنچه پيش روى ما، و پشت سر ما، و آنچه ميان اين دو مى‏باشد، همه از آن اوست و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده (و نيست)! (64)


أَوَ لاَ يَذْكُرُ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِن‌ْ قَبْل‌ُ وَ لَم‌ْ يَك‌ُ شَيْءً (مريم: 67)

آيا انسان به خاطر نمى‏آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟! (67)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا أَي‌ُّ الْفَرِيقَيْن‌ِ خَيْرٌ مَقَامَاً وَ أَحْسَن‌ُ نَدِيَّاً (مريم: 73)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‏شود، كافران به مؤمنان مى‏گويند: «كدام يك از دو گروه [ما و شما] جايگاهش بهتر، و جلسات انس و مشورتش زيباتر، و بخشش او بيشتر است؟!» (73)


أَفَرَأيْت‌َ الَّذِي‌ كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَ قَال‌َ لَأَُوتَيَن‌َّ مَالاً وَ وَلَدَاً (مريم: 77)

آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كافر شد، و گفت: «اموال و فرزندان فراوانى به من داده خواهد شد»؟! (77)


وَ نَرِثُه‌ُ مَا يَقُول‌ُ وَ يَأْتِينَا فَرْدَاً (مريم: 80)

آنچه را او مى‏گويد (از اموال و فرزندان)، از او به ارث مى‏بريم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد! (80)


أَلَم‌ْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِين‌َ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ تَؤُزُّهُم‌ْ أَزَّاً (مريم: 83)

آيا نديدى كه ما شياطين را بسوى كافران فرستاديم تا آنان را شديداً تحريك كنند؟! (83)


لِنُرِيَك‌َ مِن‌ْ آيَاتِنَا الْكُبْرَي‌ (طه: 23)

تا از نشانه‏هاى بزرگ خويش به تو نشان دهيم. (23)


إِنَّك‌َ كُنْت‌َ بِنَا بَصِيرَاً (طه: 35)

چرا كه تو هميشه از حال ما آگاه بوده‏اى!» (35)


قَالاَ رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَفْرُط‌َ عَلَيْنَا أَوْ أَنْ‌ يَطْغَي‌ (طه: 45)

(موسى و هارون) گفتند: «پروردگارا! از اين مى‏ترسيم كه بر ما پيشى گيرد (و قبل از بيان حق، ما را آزار دهد) يا طغيان كند (و نپذيرد)!» (45)


فَأْتِيَاه‌ُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّك‌َ فَأَرْسِلْ‌ مَعَنَا بَني‌ إِسْرائِيل‌َ وَ لاَ تُعَذِّبْهُم‌ْ قَدْ جِئْنَاك‌َ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَالسَّلاَم‌ُ عَلَي‌ مَن‌ِ اتَّبَع‌َ الْهُدَي‌ (طه: 47)

به سراغ او برويد و بگوييد: «ما فرستادگان پروردگار توايم! بنى اسرائيل را با ما بفرست و آنان را شكنجه و آزار مكن! ما نشانه روشنى از سوى پروردگارت براى تو آورده‏ايم! و درود بر آن كس باد كه از هدايت پيروى مى‏كند! (47)


إِنَّا قَدْ أُوحِي‌َ إِلَيْنَا أَن‌َّ الْعَذَاب‌َ عَلَي‌ مَنْ‌ كَذَّب‌َ وَ تَوَلَّي‌ (طه: 48)

به ما وحى شده كه عذاب بر كسى است كه (آيات الهى را) تكذيب كند و سرپيچى نمايد!» (48)


قَال‌َ رَبُّنَا الَّذِي‌ أَعْطَي‌ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ خَلْقَه‌ُ ثُم‌َّ هَدَي‌ (طه: 50)

گفت: «پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرينش او بوده داده سپس هدايت كرده است!» (50)


وَ لَقَدْ أَرَيْنَاه‌ُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّب‌َ وَ أَبَي‌ (طه: 56)

ما همه آيات خود را به او نشان داديم اما او تكذيب كرد و سرباز زد! (56)


قَال‌َ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِن‌ْ أَرْضِنَا بِسِحْرِك‌َ يَا مُوسَي‌ (طه: 57)

گفت: «اى موسى! آيا آمده‏اى كه با سحر خود، ما را از سرزمينمان بيرون كنى؟! (57)


فَلَنَأْتِيَنَّك‌َ بِسِحْرٍ مِثْلِه‌ِ فَاجْعَل‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَك‌َ مَوْعِدَاً لاَ نُخْلِفُه‌ُ نَحْن‌ُ وَ لاَ أَنْت‌َ مَكَانَاً سُوَي‌ً (طه: 58)

قطعاً ما هم سحرى همانند آن براى تو خواهيم آورد! هم اكنون (تاريخش را تعيين كن، و) موعدى ميان ما و خودت قرار ده كه نه ما و نه تو، از آن تخلّف نكنيم آن هم در مكانى كه نسبت به همه يكسان باشد!» (58)


قَال‌َ آمَنْتُم‌ْ لَه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ آَذَن‌َ لَكُم‌ْ إِنَّه‌ُ لَكَبِيرُكُم‌ُ الَّذِي‌ عَلَّمَكُم‌ُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَن‌َّ أَيْدِيَكُم‌ْ وَ أَرْجُلَكُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُم‌ْ فِي‌ جُذُوع‌ِ النَّخْل‌ِ وَ لَتَعْلَمُن‌َّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابَاً وَ أَبْقَي‌ (طه: 71)

(فرعون) گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم به او ايمان آورديد؟! مسلّماً او بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است! به يقين دستها و پاهايتان را بطور مخالف قطع مى‏كنم و شما را از تنه‏هاى نخل به دار مى‏آويزم و خواهيد دانست مجازات كدام يك از ما دردناكتر و پايدارتر است!» (71)


قَالُوا لَن‌ْ نُؤْثِرَك‌َ عَلَي‌ مَا جَاءَنَا مِن‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَالَّذِي‌ فَطَرَنَا فَاقْض‌ِ مَا أَنْت‌َ قَاض‌ٍ إِنَّمَا تَقْضِي‌ هَذِه‌ِ الْحَيَاة‌َ الدُّنْيَا (طه: 72)

گفتند: «سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدّم نخواهيم داشت! هر حكمى مى‏خواهى بكن تو تنها در اين زندگى دنيا مى‏توانى حكم كنى! (72)


إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَ مَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْه‌ِ مِن‌َ السِّحْرِ وَالله‌ُ خَيْرٌ وَ أَبْقَي‌ (طه: 73)

ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحميل كردى ببخشايد و خدا بهتر و پايدارتر است!» (73)


قَال‌َ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَك‌َ مِنْ‌ بَعْدِك‌َ وَ أَضَلَّهُم‌ُ السَّامِرِي‌ُّ (طه: 85)

فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت!» (85)


قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَك‌َ بِمَلْكِنَا وَ لَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارَاً مِنْ‌ زِينَة‌ِ الْقَوْم‌ِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِك‌َ أَلْقَي‌ السَّامِرِي‌ُّ (طه: 87)

گفتند: «ما به ميل و اراده خود از وعده تو تخلّف نكرديم بلكه مقدارى از زيورهاى قوم را كه با خود داشتيم افكنديم!» و سامرى اينچنين القا كرد ... (87)


قَالُوا لَن‌ْ نَبْرَح‌َ عَلَيْه‌ِ عَاكِفِين‌َ حَتَّي‌ يَرْجِع‌َ إِلَيْنَا مُوسَي‌ (طه: 91)

ولى آنها گفتند: «ما هم چنان گرد آن مى‏گرديم (و به پرستش گوساله ادامه مى‏دهيم) تا موسى به سوى ما بازگردد!» (91)


كَذَلِك‌َ نَقُص‌ُّ عَلَيْك‌َ مِن‌ْ أَنْبَاءِ مَا قَدْ سَبَق‌َ وَ قَدْ آتَيْنَاك‌َ مِنْ‌ لَدُنَّا ذِكْرَاً (طه: 99)

اين گونه بخشى از اخبار پيشين را براى تو بازگو مى‏كنيم و ما از نزد خود، ذكر (و قرآنى) به تو داديم! (99)


قَال‌َ كَذَلِك‌َ أَتَتْك‌َ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَ كَذَلِك‌َ الْيَوْم‌َ تُنْسَي‌ (طه: 126)

مى‏فرمايد: «آن گونه كه آيات من براى تو آمد، و تو آنها را فراموش كردى امروز نيز تو فراموش خواهى شد!» (126)


وَ قَالُوا لَوْلاَ يَأْتِينَا بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ أَوَ لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بَيِّنَة‌ُ مَا فِي‌ الصُّحُف‌ِ الْأُولَي‌ (طه: 133)

گفتند: «چرا (پيامبر) معجزه و نشانه‏اى از سوى پروردگارش براى ما نمى‏آورد؟! (بگو:) آيا خبرهاى روشنى كه در كتابهاى (آسمانى) نخستين بوده، براى آنها نيامد؟! (133)


وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ‌ بِعَذَاب‌ٍ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْت‌َ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِع‌َ آيَاتِك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ نَذِل‌َّ وَ نَخْزَي‌ (طه: 134)

اگر ما آنان را پيش از آن (كه قرآن نازل شود) با عذابى هلاك مى‏كرديم، (در قيامت) مى‏گفتند: «پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آنكه ذليل و رسوا شويم!» (134)


بَل‌ْ قَالُوا أَضْغَاث‌ُ أَحْلاَم‌ٍ بَل‌ِ افْتَرَاه‌ُ بَل‌ْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَة‌ٍ كَمَا أُرْسِل‌َ الْأَوَّلُون‌َ (انبياء: 5)

آنها گفتند: « (آنچه محمّد (ص) آورده وحى نيست) بلكه خوابهايى آشفته است! اصلًا آن را بدروغ به خدا بسته نه، بلكه او يك شاعر است! (اگر راست مى‏گويد) بايد معجزه‏اى براى ما بياورد همان گونه كه پيامبران پيشين (با معجزات) فرستاده شدند!» (5)


فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ‌ مِنْهَا يَرْكُضُون‌َ (انبياء: 12)

هنگامى كه عذاب ما را احساس كردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند! (12)


قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 14)

گفتند: «اى واى بر ما! به يقين ما ستمگر بوديم!» (14)


لَوْ أَرَدْنَا أَنْ‌ نَتَّخِذَ لَهوَاً لَاتَّخَذْنَاه‌ُ مِنْ‌ لَدُنَّا إِنْ‌ كُنَّا فَاعِلِين‌َ (انبياء: 17)

(بفرض محال) اگر مى‏خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم، چيزى متناسب خود انتخاب مى‏كرديم! (17)


كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ ذَائِقَة‌ُ الْمَوْت‌ِ وَ نَبْلُوكُمْ‌ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَة‌ً وَ إِلَيْنَا تُرْجَعُون‌َ (انبياء: 35)

هر انسانى طعم مرگ را مى‏چشد! و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مى‏كنيم و سرانجام بسوى ما بازگردانده مى‏شويد! (35)


أَم‌ْ لَهُم‌ْ آلِهَة‌ٌ تَمْنَعُهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِنَا لاَ يَسْتَطيعُون‌َ نَصْرَ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ لاَ هُمْ‌ مِنَّا يُصْحَبُون‌َ (انبياء: 43)

آيا آنها خدايانى دارند كه مى‏توانند در برابر ما از آنان دفاع كنند؟! (اين خدايان ساختگى، حتّى) نمى‏توانند خودشان را يارى دهند (تا چه رسد به ديگران) و نه از ناحيه ما با نيرويى يارى مى‏شوند! (43)


بَل‌ْ مَتَّعْنَا هَؤُلاَءِ وَ آبَاءَهُم‌ْ حَتَّي‌ طَال‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْعُمُرُ أَفَلاَ يَرَوْن‌َ أَنَّا نَأْتِي‌ الْأَرْض‌َ نَنْقُصُهَا مِن‌ْ أَطْرَافِهَا أَفَهُم‌ُ الْغَالِبُون‌َ (انبياء: 44)

ما آنها و پدرانشان را (از نعمتها) بهره‏مند ساختيم، تا آنجا كه عمر طولانى پيدا كردند (و مايه غرور و طغيانشان شد) آيا نمى‏بينند كه ما پيوسته به سراغ زمين آمده، و از آن (و اهلش) مى‏كاهيم؟! آيا آنها غالبند (يا ما)؟! (44)


وَ لَئِنْ‌ مَسَّتْهُم‌ْ نَفْحَة‌ٌ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 46)

اگر كمترين عذاب پروردگارت به آنان برسد، فريادشان بلند مى‏شود كه: «اى واى بر ما! ما همگى ستمگر بوديم!» (46)


وَ نَضَع‌ُ الْمَوَازِين‌َ الْقِسْط‌َ لِيَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ فَلاَ تُظْلَم‌ُ نَفْس‌ٌ شَيْءً وَ إِنْ‌ كَان‌َ مِثْقَال‌َ حَبَّة‌ٍ مِن‌ْ خَرْدَل‌ٍ أَتَيْنَا بِهَا وَ كَفَي‌ بِنَا حَاسِبِين‌َ (انبياء: 47)

ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى‏كنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود و اگر بمقدار سنگينى يك دانه خردل (كار نيك و بدى) باشد، ما آن را حاضر مى‏كنيم و كافى است كه ما حساب‏كننده باشيم! (47)


قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِين‌َ (انبياء: 53)

گفتند: «ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مى‏كنند.» (53)


قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَق‌ِّ أَم‌ْ أَنْت‌َ مِن‌َ اللاَّعِبِين‌َ (انبياء: 55)

گفتند: «آيا مطلب حقّى براى ما آورده‏اى، يا شوخى مى‏كنى؟!» (55)


قَالُوا مَنْ‌ فَعَل‌َ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (انبياء: 59)

(هنگامى كه منظره بتها را ديدند،) گفتند: «هر كس با خدايان ما چنين كرده، قطعاً از ستمگران است (و بايد كيفر سخت ببيند)!» (59)


قَالُوا أَأَنْت‌َ فَعَلْت‌َ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيم‌ُ (انبياء: 62)

(هنگامى كه ابراهيم را حاضر كردند،) گفتند: «تو اين كار را با خدايان ما كرده‏اى، اى ابراهيم؟!» (62)


وَ جَعَلْنَاهُم‌ْ أَئِمَّة‌ً يَهْدُون‌َ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِم‌ْ فِعْل‌َ الْخَيْرَات‌ِ وَ إِقَام‌َ الصَّلاَة‌ِ وَ إِيتَاءَ الزَّكَاة‌ِ وَ كَانُوا لَنَا عَابِدِين‌َ (انبياء: 73)

و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مى‏كردند. (73)


وَ أَدْخَلْنَاه‌ُ فِي‌ رَحْمَتِنَا إِنَّه‌ُ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انبياء: 75)

و او را در رحمت خود داخل كرديم و او از صالحان بود. (75)


وَ نَصَرْنَاه‌ُ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْم‌َ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (انبياء: 77)

و او را در برابر جمعيّتى كه آيات ما را تكذيب كرده بودند يارى داديم چرا كه قوم بدى بودند از اين رو همه آنها را غرق كرديم! (77)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ فَكَشَفْنَا مَا بِه‌ِ مِنْ‌ ضُرٍّ وَ آتَيْنَاه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِن‌ْ عِنْدِنَا وَ ذِكْرَي‌ لِلْعَابِدِين‌َ (انبياء: 84)

ما دعاى او را مستجاب كرديم و ناراحتيهايى را كه داشت برطرف ساختيم و خاندانش را به او بازگردانديم و همانندشان را بر آنها افزوديم تا رحمتى از سوى ما و تذكّرى براى عبادت‏كنندگان باشد. (84)


وَ أَدْخَلْنَاهُم‌ْ فِي‌ رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ‌ مِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (انبياء: 86)

و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختيم چرا كه آنها از صالحان بودند. (86)


فَاسْتَجَبْنَا لَه‌ُ وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ يَحْيَي‌ وَ أَصْلَحْنَا لَه‌ُ زَوْجَه‌ُ إِنَّهُم‌ْ كَانُوا يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْخَيْرَات‌ِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبَاً وَ رَهَبَاً وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِين‌َ (انبياء: 90)

ما هم دعاى او را پذيرفتيم، و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را (كه نازا بود) برايش آماده (باردارى) كرديم چرا كه آنان (خاندانى بودند كه) همواره در كارهاى خير بسرعت اقدام مى‏كردند و در حال بيم و اميد ما را مى‏خواندند و پيوسته براى ما (خاضع و) خاشع بودند. (90)


وَالَّتِي‌ أَحْصَنَت‌ْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ‌ رُوحِنَا وَ جَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَة‌ً لِلْعَالَمِين‌َ (انبياء: 91)

و به ياد آور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش [مسيح‏] را نشانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم! (91)


وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ‌ بَيْنَهُم‌ْ كُل‌ٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُون‌َ (انبياء: 93)

(گروهى از پيروان ناآگاه آنها) كار خود را به تفرقه در ميان خود كشاندند (ولى سرانجام) همگى بسوى ما بازمى‏گردند! (93)


فَمَن‌ْ يَعْمَل‌ْ مِن‌َ الصَّالِحَات‌ِ وَ هُوَ مُؤْمِن‌ٌ فَلاَ كُفْرَان‌َ لِسَعْيِه‌ِ وَ إِنَّا لَه‌ُ كَاتِبُون‌َ (انبياء: 94)

و هر كس چيزى از اعمال شايسته بجا آورد، در حالى كه ايمان داشته باشد، كوشش او ناسپاسى نخواهد شد و ما تمام اعمال او را (براى پاداش) مى‏نويسيم. (94)


وَاقْتَرَب‌َ الْوَعْدُ الْحَق‌ُّ فَإِذَا هِي‌َ شَاخِصَة‌ٌ أَبْصَارُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي‌ غَفْلَة‌ٍ مِن‌ْ هَذَا بَل‌ْ كُنَّا ظَالِمِين‌َ (انبياء: 97)

و وعده حقّ [قيامت‏] نزديك مى‏شود در آن هنگام چشمهاى كافران از وحشت از حركت بازمى‏ماند (مى‏گويند:) اى واى بر ما كه از اين (جريان) در غفلت بوديم بلكه ما ستمكار بوديم! (97)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ سَبَقَت‌ْ لَهُمْ‌ مِنَّا الْحُسْنَي‌ أُولَئِك‌َ عَنْهَا مُبْعَدُون‌َ (انبياء: 101)

(امّا) كسانى كه از قبل، وعده نيك از سوى ما به آنها داده شده [مؤمنان صالح‏] از آن دور نگاهداشته مى‏شوند. (101)


يَوْم‌َ نَطْوِي‌ السَّمَاءَ كَطَي‌ِّ السِّجِل‌ِّ لِلْكُتُب‌ِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّل‌َ خَلْق‌ٍ نُعِيدُه‌ُ وَعْدَاً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِين‌َ (انبياء: 104)

در آن روز كه آسمان را چون طومارى در هم مى‏پيچيم، (سپس) همان گونه كه آفرينش را آغاز كرديم، آن را بازمى‏گردانيم اين وعده‏اى است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهيم داد. (104)


قَال‌َ رَب‌ِّ احْكُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ وَ رََبُّنَا الرَّحْمَن‌ُ الْمُسْتَعَان‌ُ عَلَي‌ مَا تَصِفُون‌َ (انبياء: 112)

(و پيامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داورى فرما (و اين طغيانگران را كيفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است كه در برابر نسبتهاى نارواى شما، از او استمداد مى‏طلبم!» (112)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ فِي‌ رَيْب‌ٍ مِن‌َ الْبَعْث‌ِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ ثُم‌َّ مِن‌ْ عَلَقَة‌ٍ ثُم‌َّ مِنْ‌ مُضْغَة‌ٍ مُخَلَّقَة‌ٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَة‌ٍ لِنُبَيِّن‌َ لَكُم‌ْ وَ نُقِرُّ فِي‌ الْأَرْحَام‌ِ مَا نَشَاءُ إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً ثُم‌َّ نُخْرِجُكُم‌ْ طِفْلاً ثُم‌َّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُم‌ْ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُتَوَفَّي‌ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرَدُّ إِلَي‌ أَرْذَل‌ِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَم‌َ مِنْ‌ بَعْدِ عِلْم‌ٍ شَيْءً وَ تَرَي‌ الْأَرْض‌َ هَامِدَة‌ً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّت‌ْ وَ رَبَت‌ْ وَ أَنْبَتَت‌ْ مِنْ‌ كُل‌ِّ زَوْج‌ٍ بَهِيج‌ٍ (حج: 5)

اى مردم! اگر در رستاخيز شك داريد، (به اين نكته توجّه كنيد كه:) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، كه بعضى داراى شكل و خلقت است و بعضى بدون شكل تا براى شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم)! و جنين‏هايى را كه بخواهيم تا مدّت معيّنى در رحم (مادران) قرار مى‏دهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط مى‏كنيم) بعد شما را بصورت طفل بيرون مى‏آوريم سپس هدف اين است كه به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضى از شما مى‏ميرند و بعضى آن قدر عمر مى‏كنند كه به بدترين مرحله زندگى (و پيرى) مى‏رسند آن چنان كه بعد از علم و آگاهى، چيزى نمى‏دانند! (از سوى ديگر،) زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده مى‏بينى، اما هنگامى كه آب باران بر آن فرو مى‏فرستيم، به حركت درمى‏آيد و مى‏رويد و از هر نوع گياهان زيبا مى‏روياند! (5)


الَّذِين‌َ أُخْرِجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِمْ‌ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ إِلاَّ أَنْ‌ يَقُولُوا رَبُّنَا الله‌ُ وَ لَوْلاَ دَفْع‌ُ الله‌ِ النَّاس‌َ بَعْضَهُمْ‌ بِبَعْض‌ٍ لَهُدِّمَت‌ْ صَوَامِع‌ُ وَ بِيَع‌ٌ وَ صَلَوَات‌ٌ وَ مَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْم‌ُ الله‌ِ كَثِيرَاً وَ لَيَنْصُرَن‌َّ الله‌ُ مَنْ‌ يَنْصُرُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج: 40)

همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينكه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى يكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‏ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‏شود، ويران مى‏گردد! و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند خداوند قوى و شكست ناپذير است. (40)


وَالَّذِين‌َ سَعَوْا فِي‌ آيَاتِنَا مُعَاجِزِين‌َ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَحِيم‌ِ (حج: 51)

و آنها كه در (محو) آيات ما تلاش كردند، و چنين مى‏پنداشتند كه مى‏توانند بر اراده حتمى ما غالب شوند، اصحاب دوزخند!» (51)


وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (حج: 57)

و كسانى كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، عذاب خواركننده‏اى براى آنهاست! (57)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ تَعْرِف‌ُ فِي‌ وُجُوه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكَادُون‌َ يَسْطُون‌َ بِالَّذِين‌َ يَتْلُون‌َ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِنَا قُل‌ْ أَفَأُنَبِّئُكُم‌ْ بِشَرٍّ مِنْ‌ ذَلِكُم‌ُ النَّارُ وَعَدَهَا الله‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ بِئْس‌َ الْمَصِيرُ (حج: 72)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‏شود، در چهره كافران آثار انكار مشاهده مى‏كنى، آن چنان كه نزديك است برخيزند و با مشت به كسانى كه آيات ما را بر آنها ميخوانند حمله كنند! بگو: «آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؟ همان آتش سوزنده [دوزخ‏] كه خدا به كافران وعده داده و بد سرانجامى است!» (72)


وَ أَنْزَلْنَا مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّا عَلَي‌ ذَهَاب‌ٍ بِه‌ِ لَقَادِرُون‌َ (مؤمنون: 18)

و از آسمان، آبى به اندازه معيّن نازل كرديم و آن را در زمين (در جايگاه مخصوصى) ساكن نموديم و ما بر از بين بردن آن كاملًا قادريم! (18)


فَقَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُم‌ْ يُرِيدُ أَنْ‌ يَتَفَضَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي‌ آبَائِنَا الْأَوَّلِين‌َ (مؤمنون: 24)

جمعيّت اشرافى (و مغرور) از قوم نوح كه كافر بودند گفتند: «اين مرد جز بشرى همچون شما نيست، كه مى‏خواهد بر شما برترى جويد! اگر خدا مى‏خواست (پيامبرى بفرستد) فرشتگانى نازل مى‏كرد ما چنين چيزى را هرگز در نياكان خود نشنيده‏ايم! (24)


فَأَوْحَينَا إِلَيْه‌ِ أَن‌ِ اصْنَع‌ِ الْفُلْك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُك‌ْ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ٍّ زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَبَق‌َ عَلَيْه‌ِ الْقَوْل‌ُ مِنْهُم‌ْ وَ لاَ تُخَاطِبْنِي‌ فِي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ‌ مُغْرَقُون‌َ (مؤمنون: 27)

ما به نوح وحى كرديم كه: «كشتى را در حضور ما، و مطابق وحى ما بساز. و هنگامى كه فرمان ما (براى غرق آنان) فرا رسد، و آب از تنور بجوشد (كه نشانه فرا رسيدن طوفان است)، از هر يك از انواع حيوانات يك جفت در كشتى سوار كن و همچنين خانواده‏ات را، مگر آنانى كه قبلًا وعده هلاكشان داده شده [همسر و فرزند كافرت‏] و ديگر درباره ستمگران با من سخن مگو، كه آنان همگى هلاك خواهند شد. (27)


فَإِذَا اسْتَوَيْت‌َ أَنْت‌َ وَ مَنْ‌ مَعَك‌َ عَلَي‌ الْفُلْك‌ِ فَقُل‌ِ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ نَجَّانَا مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (مؤمنون: 28)

و هنگامى كه تو و همه كسانى كه با تو هستند بر كشتى سوار شديد، بگو: «ستايش براى خدايى است كه ما را از قوم ستمگر نجات بخشيد!» (28)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوت‌ُ وَ نَحْيَا وَ مَا نَحْن‌ُ بِمَبْعُوثِين‌َ (مؤمنون: 37)

مسلّماً غير از اين زندگى دنياى ما، چيزى در كار نيست پيوسته گروهى از ما مى‏ميريم، و نسل ديگرى جاى ما را مى‏گيرد و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد! (37)


ثُم‌َّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّمَا جَاءَ أُمَّة‌ً رَسُولُهَا كَذَّبُوه‌ُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُمْ‌ بَعْضَاً وَ جَعَلْنَاهُم‌ْ أَحَادِيث‌َ فَبُعْدَاً لِقَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (مؤمنون: 44)

سپس رسولان خود را يكى پس از ديگرى فرستاديم هر زمان رسولى براى (هدايت) قومى مى‏آمد، او را تكذيب مى‏كردند ولى ما اين امّتهاى سركش را يكى پس از ديگرى هلاك نموديم، و آنها را احاديثى قرار داديم (چنان محو شدند كه تنها نام و گفتگويى از آنان باقى ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومى كه ايمان نمى‏آورند! (44)


ثُم‌َّ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ وَ أَخَاه‌ُ هَارُون‌َ بِآيَاتِنَا وَ سُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (مؤمنون: 45)

سپس موسى و برادرش هارون را با آيات خود و دليلى روشن فرستاديم ... (45)


فَقَالُوا أَنُؤْمِن‌ُ لِبَشَرَيْن‌ِ مِثْلِنَا وَ قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُون‌َ (مؤمنون: 47)

آنها گفتند: «آيا ما به دو انسان همانند خودمان ايمان بياوريم، در حالى كه قوم آنها بردگان ما هستند؟!» (47)


وَ لاَ نُكَلِّف‌ُ نَفْسَاً إِلاَّ وُسْعَهَا وَ لَدَيْنَا كِتَاب‌ٌ يَنْطِق‌ُ بِالْحَق‌ِّ وَ هُم‌ْ لاَ يُظْلَمُون‌َ (مؤمنون: 62)

و ما هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمى‏كنيم و نزد ما كتابى است كه (تمام اعمال بندگان را ثبت كرده و) بحق سخن مى‏گويد و به آنان هيچ ستمى نمى‏شود. (62)


لاَ تَجْأَرُوا الْيَوْم‌َ إِنَّكُمْ‌ مِنَّا لاَ تُنْصَرُون‌َ (مؤمنون: 65)

(امّا به آنها گفته مى‏شود:) امروز فرياد نكنيد، زيرا از سوى ما يارى نخواهيد شد! (65)


قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابَاً وَ عِظَامَاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُون‌َ (مؤمنون: 82)

آنها گفتند: «آيا هنگامى كه مرديم و خاك و استخوانهايى (پوسيده) شديم، آيا بار ديگر برانگيخته خواهيم شد؟! (82)


لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْن‌ُ وَ آبَاؤُنَا هَذَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (مؤمنون: 83)

اين وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده اين فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!» (83)


وَ إِنَّا عَلَي‌ أَنْ‌ نُرِيَك‌َ مَا نَعِدُهُم‌ْ لَقَادِرُون‌َ (مؤمنون: 95)

و ما تواناييم كه آنچه را به آنها وعده مى‏دهيم به تو نشان دهيم! (95)


قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَت‌ْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَ كُنَّا قَوْمَاً ضَالِّين‌َ (مؤمنون: 106)

مى‏گويند: «پروردگارا! بدبختى ما بر ما چيره شد، و ما قوم گمراهى بوديم! (106)


رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِن‌ْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُون‌َ (مؤمنون: 107)

پروردگارا! ما را از اين (دوزخ) بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم (و مستحق عذاب)!» (107)


إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَرِيق‌ٌ مِن‌ْ عِبَادِي‌ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ أَنْت‌َ خَيْرُ الرَّاحِمِين‌َ (مؤمنون: 109)

(فراموش كرده‏ايد) گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم ما را ببخش و بر ما رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى! (109)


أَفَحَسِبْتُم‌ْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُم‌ْ عَبَثَاً وَ أَنَّكُم‌ْ إِلَيْنَا لاَ تُرْجَعُون‌َ (مؤمنون: 115)

آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟ (115)


وَ لَوْلاَ إِذْ سَمِعْتُمُوه‌ُ قُلْتُمْ‌ مَا يَكُون‌ُ لَنَا أَنْ‌ نَتَكَلَّم‌َ بِهَذَا سُبْحَانَك‌َ هَذَا بُهْتَان‌ٌ عَظِيم‌ٌ (نور: 16)

چرا هنگامى كه آن را شنيديد نگفتيد: «ما حق نداريم كه به اين سخن تكلّم كنيم خداوندا منزّهى تو، اين بهتان بزرگى است»؟! (16)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ مَا كَان‌َ يَنْبَغِي‌ لَنَا أَنْ‌ نَتَّخِذَ مِنْ‌ دُونِك‌َ مِن‌ْ أَوْلِيَاءَ وَ لَكِنْ‌ مَتَّعْتَهُم‌ْ وَ آبَاءَهُم‌ْ حَتَّي‌ نَسُوا الذِّكْرَ وَ كَانُوا قَوْمَاً بُورَاً (فرقان: 18)

(در پاسخ) مى‏گويند: «منزّهى تو! براى ما شايسته نبود كه غير از تو اوليايى برگزينيم، ولى آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودى تا اينكه (به جاى شكر نعمت) ياد تو را فراموش كردند و تباه و هلاك شدند.» (18)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْنَا الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ نَرَي‌ رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ وَ عَتَوْ عُتُوَّاً كَبِيرَاً (فرقان: 21)

و كسانى كه اميدى به ديدار ما ندارند (و رستاخيز را انكار مى‏كنند) گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم خود نمى‏بينيم؟!» آنها درباره خود تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند! (21)


فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَي‌ الْقَوْم‌ِ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرنَاهُم‌ْ تَدْمِيرَاً (فرقان: 36)

و گفتيم: «به سوى اين قوم كه آيات ما را تكذيب كردند برويد!» (امّا آن مردم به مخالفت برخاستند) و ما به شدّت آنان را درهم كوبيديم! (36)


إِنْ‌ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَن‌ْ آلِهَتِنَا لَوْلاَ أَنْ‌ صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَ سَوْف‌َ يَعْلَمُون‌َ حِين‌َ يَرَوْن‌َ الْعَذَاب‌َ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ سَبِيلاً (فرقان: 42)

اگر ما بر پرستش خدايانمان استقامت نمى‏كرديم، بيم آن مى‏رفت كه ما را گمراه سازد! امّا هنگامى كه عذاب الهى را ببينند، بزودى مى‏فهمند چه كسى گمراهتر بوده است! (42)


ثُم‌َّ قَبَضْنَاه‌ُ إِلَيْنَا قَبْضَاً يَسِيرَاً (فرقان: 46)

سپس آن را آهسته جمع مى‏كنيم (و نظام سايه و آفتاب را حاكم مى‏سازيم)! (46)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَن‌ِ قَالُوا وَ مَا الرَّحْمَن‌ُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَ زَادَهُم‌ْ نُفُورَاً (فرقان: 60)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «براى خداوند رحمان سجده كنيد!» مى‏گويند: «رحمان چيست؟! (ما اصلًا رحمان را نمى‏شناسيم!) آيا براى چيزى سجده كنيم كه تو به ما دستور مى‏دهى؟!» (اين سخن را مى‏گويند) و بر نفرتشان افزوده مى‏شود! (60)


وَالَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا اصْرِف‌ْ عَنَّا عَذَاب‌َ جَهَنَّم‌َ إِن‌َّ عَذَابَهَا كَان‌َ غَرَامَاً (فرقان: 65)

و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است! (65)


وَالَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا هَب‌ْ لَنَا مِن‌ْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّيَّاتِنَا قُرَّة‌َ أَعْيُن‌ٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِين‌َ إِمَامَاً (فرقان: 74)

و كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مايه روشنى چشم ما قرار ده، و ما را براى پرهيزگاران پيشوا گردان!» (74)


قَال‌َ كَلاَّ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُمْ‌ مُسْتَمِعُون‌َ (شعراء: 15)

فرمود: «چنين نيست، (آنان كارى نمى‏توانند انجام دهند)! شما هر دو با آيات ما (براى هدايتشان) برويد ما با شما هستيم و (سخنانتان را) مى‏شنويم! (15)


فَأْتِيَا فِرْعَوْن‌َ فَقُولاَ إِنَّا رَسُول‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (شعراء: 16)

به سراغ فرعون برويد و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم (16)


أَن‌ْ أَرْسِل‌ْ مَعَنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ (شعراء: 17)

بنى اسرائيل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند) (17)


قَال‌َ أَلَم‌ْ نُرَبِّك‌َ فِينَا وَلِيدَاً وَ لَبِثْت‌َ فِينَا مِن‌ْ عُمُرِك‌َ سِنِين‌َ (شعراء: 18)

(فرعون) گفت: «آيا ما تو را در كودكى در ميان خود پرورش نداديم، و سالهايى از زندگيت را در ميان ما نبودى؟! (18)


لَعَلَّنَا نَتَّبِع‌ُ السَّحَرَة‌َ إِنْ‌ كَانُوا هُم‌ُ الْغَالِبِين‌َ (شعراء: 40)

تا اگر ساحران پيروز شوند، از آنان پيروى كنيم؟!» (40)


فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَة‌ُ قَالُوا لِفِرْعَوْن‌َ أَإِن‌َّ لَنَا لَأََجْرَاً إِنْ‌ كُنَّا نَحْن‌ُ الْغَالِبِين‌َ (شعراء: 41)

هنگامى كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آيا اگر ما پيروز شويم، پاداش مهمّى خواهيم داشت؟» (41)


فَأَلْقَوْا حِبَالَهُم‌ْ وَ عِصِيَّهُم‌ْ وَ قَالُوا بِعِزَّة‌ِ فِرْعَوْن‌َ إِنَّا لَنَحْن‌ُ الْغَالِبُون‌َ (شعراء: 44)

آنها طنابها و عصاهاى خود را افكندند و گفتند: «به عزّت فرعون، ما قطعاً پيروزيم!» (44)


قَالُوا لاَ ضَيْرَ إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا مُنْقَلِبُون‌َ (شعراء: 50)

گفتند: «مهمّ نيست، (هر كارى از دستت ساخته است بكن)! ما بسوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! (50)


إِنَّا نَطْمَع‌ُ أَنْ‌ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ‌ كُنَّا أَوَّل‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 51)

ما اميدواريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد، چرا كه ما نخستين ايمان‏آورندگان بوديم!» (51)


وَ إِنَّهُم‌ْ لَنَا لَغَائِظُون‌َ (شعراء: 55)

و اينها ما را به خشم آورده‏اند (55)


وَ إِنَّا لَجَمِيع‌ٌ حَاذِرُون‌َ (شعراء: 56)

و ما همگى آماده پيكاريم!» (56)


فَلَمَّا تَرَاءَي‌ الْجَمْعَان‌ِ قَال‌َ أَصْحَاب‌ُ مُوسَي‌ إِنَّا لَمُدْرَكُون‌َ (شعراء: 61)

هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: «ما در چنگال فرعونيان گرفتار شديم!» (61)


قَالُوا بَل‌ْ وَجَدْنَا آباءَنَا كَذَلِك‌َ يَفْعَلُون‌َ (شعراء: 74)

گفتند: «ما فقط نياكان خود را يافتيم كه چنين مى‏كنند.» (74)


وَ مَا أَضَلَّنَا إِلاَّ الْمُـجْرِمُون‌َ (شعراء: 99)

امّا كسى جز مجرمان ما را گمراه نكرد! (99)


فَمَا لَنَا مِنْ‌ شَافِعِين‌َ (شعراء: 100)

(افسوس كه امروز) شفاعت‏كنندگانى براى ما وجود ندارد، (100)


فَلَوْ أَن‌َّ لَنَا كَرَّة‌ً فَنَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (شعراء: 102)

اى كاش بار ديگر (به دنيا) بازگرديم و از مؤمنان باشيم!» (102)


قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْت‌َ أَم‌ْ لَم‌ْ تَكُنْ‌ مِن‌َ الْوَاعِظِين‌َ (شعراء: 136)

آنها [قوم عاد] گفتند: «براى ما تفاوت نمى‏كند، چه ما را انذار كنى يا نكنى (بيهوده خود را خسته مكن)! (136)


مَا أَنْت‌َ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا فَأْت‌ِ بِآيَة‌ٍ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 154)

تو فقط بشرى همچون مايى اگر راست مى‏گويى آيت و نشانه‏اى بياور!» (154)


وَ مَا أَنْت‌َ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا وَ إِنْ‌ نَظُنُّك‌َ لَمِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (شعراء: 186)

تو بشرى همچون مايى، تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه از دروغگويانى! (186)


فَأَسْقِط‌ْ عَلَيْنَا كِسَفَاً مِن‌َ السَّمَاءِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (شعراء: 187)

اگر راست مى‏گويى، سنگهايى از آسمان بر سر ما بباران!» (187)


أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُون‌َ (شعراء: 204)

آيا براى عذاب ما عجله مى‏كنند؟! (204)


فَلَمَّا جَاءَتْهُم‌ْ آيَاتُنَا مُبْصِرَة‌ً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (نمل: 13)

و هنگامى كه آيات روشنى‏بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: «اين سحرى است آشكار!» (13)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ وَ سُلَيْمَـان‌َ عِلْمَاً وَ قَالاَ الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ فَضَّلَنَا عَلَي‌ كَثِيرٍ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ (نمل: 15)

و ما به داوود و سليمان، دانشى عظيم داديم و آنان گفتند: «ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد.» (15)


قَالُوا تَقَاسَمُوا بِالله‌ِ لَنُبَيِّتَنَّه‌ُ وَ أَهْلَه‌ُ ثُم‌َّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّه‌ِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِك‌َ أَهْلِه‌ِ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (نمل: 49)

آنها گفتند: «بياييد قسم ياد كنيد به خدا كه بر او [صالح‏] و خانواده اش شبيخون مى زنيم (و آنها را به قتل مى‏رسانيم) سپس به ولىّ دم او مى‏گوييم: ما هرگز از هلاكت خانواده او خبر نداشتيم و در اين گفتار خود صادق هستيم!» (49)


فَانْظُرْ كَيْف‌َ كَان‌َ عَاقِبَة‌ُ مَكْرِهِم‌ْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُم‌ْ وَ قَوْمَهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (نمل: 51)

بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد، كه ما آنها و قومشان همگى را نابود كرديم (51)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَإِذَا كُنَّا تُرَابَاً وَ آبَاؤُنَا أَإِنَّا لَمُـخْرَجُون‌َ (نمل: 67)

و كافران گفتند: «آيا هنگامى كه ما و پدرانمان خاك شديم، (زنده مى‏شويم و) از دل خاك بيرون مى‏آييم؟! (67)


لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْن‌ُ وَ آبَاؤُنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِين‌َ (نمل: 68)

اين وعده‏اى است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده اينها همان افسانه‏هاى خرافى پيشينيان است!» (68)


وَ مَا أَنْت‌َ بِهَادِي‌ الْعُمْي‌ِ عَنْ‌ ضَلاَلَتِهِم‌ْ إِنْ‌ تُسْمِع‌ُ إِلاَّ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ‌ مُسْلِمُون‌َ (نمل: 81)

و نيز نمى‏توانى كوران را از گمراهيشان برهانى تو فقط ميتوانى سخن خود را به گوش كسانى برسانى كه آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليمند! (81)


وَ إِذَا وَقَع‌َ الْقَوْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ أَخْرَجْنَا لَهُم‌ْ دَابَّة‌ً مِن‌َ الْأَرْض‌ِ تُكَلِّمُهُم‌ْ أَن‌َّ النَّاس‌َ كَانُوا بِآيَاتِنَا لاَ يُوقِنُون‌َ (نمل: 82)

و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند)، جنبنده‏اى را از زمين براى آنها خارج مى‏كنيم كه با آنان تكلّم مى‏كند (و مى‏گويد) كه مردم به آيات ما ايمان نمى‏آوردند. (82)


وَ يَوْم‌َ نَحْشُرُ مِنْ‌ كُل‌ِّ أُمَّة‌ٍ فَوْجَاً مِمَّنْ‌ يُكَذِّب‌ُ بِآيَاتِنَا فَهُم‌ْ يُوزَعُون‌َ (نمل: 83)

(به خاطر آور) روزى را كه ما از هر امّتى، گروهى را از كسانى كه آيات ما را تكذيب مى‏كردند محشور مى‏كنيم و آنها را نگه مى‏داريم تا به يكديگر ملحق شوند! (83)


أَلَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْل‌َ لِيَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (نمل: 86)

يا نديدند كه ما شب را براى آرامش آنها قرار داديم و روز را روشنى‏بخش؟! در اين امور نشانه‏هاى روشنى است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند (و آماده قبول حقند). (86)


وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ أُم‌ِّ مُوسَي‌ أَن‌ْ أَرْضِعِيه‌ِ فَإِذَا خِفْت‌ِ عَلَيْه‌ِ فَأَلْقِيه‌ِ فِي‌ الْيَم‌ِّ وَ لاَ تَخَافِي‌ وَ لاَ تَحْزَنِي‌ إِنَّا رَادُّوه‌ُ إِلَيْك‌ِ وَ جَاعِلُوه‌ُ مِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (قصص: 7)

ما به مادر موسى الهام كرديم كه: «او را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى، وى را در دريا (ى نيل) بيفكن و نترس و غمگين مباش، كه ما او را به تو بازمى‏گردانيم، و او را از رسولان قرار مى‏دهيم!» (7)


وَ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ فِرْعَوْن‌َ قُرَّت‌ُ عَيْن‌ٍ لِي‌ وَ لَك‌َ لاَ تَقْتُلُوه‌ُ عَسَي‌ أَنْ‌ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَه‌ُ وَلَدَاً وَ هُم‌ْ لاَ يَشْعُرُون‌َ (قصص: 9)

همسر فرعون (چون ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نكشيد شايد براى ما مفيد باشد، يا او را بعنوان پسر خود برگزينيم!» و آنها نمى‏فهميدند (كه دشمن اصلى خود را در آغوش خويش مى‏پرورانند)! (9)


وَ لَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَن‌َ وَجَدَ عَلَيْه‌ِ أُمَّة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ يَسْقُون‌َ وَ وَجَدَ مِنْ‌ دُونِهِم‌ُ امْرَأَتَيْن‌ِ تَذُودَان‌ِ قَال‌َ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لاَ نَسْقِي‌ حَتَّي‌ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَيْخ‌ٌ كَبِيرٌ (قصص: 23)

و هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب مى‏كنند و در كنار آنان دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نمى‏شوند موسى) به آن دو گفت: «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهيد؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمى‏دهيم تا چوپانها همگى خارج شوند و پدر ما پير مرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)!» (23)


فَجاءَتْه‌ُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي‌ عَلَي‌ اسْتِحْيَاءٍ قَالَت‌ْ إِن‌َّ أَبِي‌ يَدْعُوك‌َ لِيَجْزِيَك‌َ أَجْرَ مَا سَقَيْت‌َ لَنَا فَلَمَّا جَاءَه‌ُ وَ قَص‌َّ عَلَيْه‌ِ الْقَصَص‌َ قَال‌َ لاَ تَخَف‌ْ نَجَوْت‌َ مِن‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (قصص: 25)

ناگهان يكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى‏داشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مى‏كند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد.» هنگامى كه موسى نزد او [شعيب‏] آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: «نترس، از قوم ظالم نجات يافتى!» (25)


قَال‌َ سَنَشُدُّ عَضُدَك‌َ بِأَخِيك‌َ وَ نَجْعَل‌ُ لَكُمَا سُلْطَانَاً فَلاَ يَصِلُون‌َ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتَُمَا وَ مَن‌ِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُون‌َ (قصص: 35)

فرمود: «بزودى بازوان تو را بوسيله برادرت محكم (و نيرومند) مى‏كنيم، و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏دهيم و به بركت آيات ما، بر شما دست نمى‏يابند شما و پيروانتان پيروزيد!» (35)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا بَيِّنَات‌ٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُفْتَرَي‌ً وَ مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي‌ آبَائِنَا الْأَوَّلِين‌َ (قصص: 36)

هنگامى كه موسى معجزات روشن ما را براى آنان آورد، گفتند: «اين چيزى جز سحر نيست كه بدروغ به خدا بسته شده ما هرگز چنين چيزى را در نياكان خود نشنيده‏ايم!» (36)


وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُه‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُم‌ْ إِلَيْنَا لاَ يُرْجَعُون‌َ (قصص: 39)

(سرانجام) فرعون و لشكريانش بدون حقّ در زمين استكبار كردند، و پنداشتند بسوى ما بازگردانده نمى‏شوند! (39)


وَ لَكِنَّا أَنْشَأْنَا قُرُونَاً فَتَطَاوَل‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْعُمُرُ وَ مَا كُنْت‌َ ثَاوِيَاً فِي‌ أَهْل‌ِ مَدْيَن‌َ تَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِنَا وَ لَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِين‌َ (قصص: 45)

ولى ما اقوامى را در اعصار مختلف خلق كرديم، و زمانهاى طولانى بر آنها گذشت (كه آثار انبيا از دلهايشان محو شد پس تو را با كتاب آسمانيت فرستاديم)! تو هرگز در ميان مردم مدين اقامت نداشتى تا (از وضع آنان آگاه باشى و) آيات ما را براى آنها [مشركان مكّه‏] بخوانى، ولى ما بوديم كه تو را فرستاديم (و اين آيات را در اختيارت قرار داديم)! (45)


وَ لَوْلاَ أَنْ‌ تُصِيبَهُمْ‌ مُصِيبَة‌ٌ بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْت‌َ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِع‌َ آيَاتِك‌َ وَ نَكُون‌َ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ (قصص: 47)

هر گاه (پيش از فرستادن پيامبرى) مجازات و مصيبتى بر اثر اعمالشان به آنان مى‏رسيد، مى‏گفتند: «پروردگارا! چرا رسولى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم؟!» (47)


فَلَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلاَ أُوتِي‌َ مِثْل‌َ مَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ أَوَ لَم‌ْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِي‌َ مُوسَي‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَالُوا سِحْرَان‌ِ تَظَاهَرَا وَ قَالُوا إِنَّا بِكُل‌ٍّ كَافِرُون‌َ (قصص: 48)

ولى هنگامى كه حقّ از نزد ما براى آنها آمد گفتند: «چرا مثل همان چيزى كه به موسى داده شد به اين پيامبر داده نشده است؟!» مگر بهانه‏جويانى همانند آنان، معجزاتى را كه در گذشته به موسى داده شد، انكار نكردند و گفتند: «اين دو نفر [موسى و هارون‏] دو ساحرند كه دست به دست هم داده‏اند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر دو كافريم»؟! (48)


وَ إِذَا يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ قَالُوا آمَنَّا بِه‌ِ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ مُسْلِمِين‌َ (قصص: 53)

و هنگامى كه بر آنان خوانده شود مى‏گويند: «به آن ايمان آورديم اينها همه حق است و از سوى پروردگار ماست ما پيش از اين هم مسلمان بوديم!» (53)


وَ إِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْه‌ُ وَ قَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ سَلاَم‌ٌ عَلَيْكُم‌ْ لاَ نَبْتَغِي‌ الْجَاهِلِين‌َ (قصص: 55)

و هر گاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گويند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نيستيم!» (55)


وَ قَالُوا إِنْ‌ نَتَّبِع‌ِ الْهُدَي‌ مَعَك‌َ نُتَخَطَّف‌ْ مِن‌ْ أَرْضِنَا أَوَ لَم‌ْ نُمَكِّنْ‌ لَهُم‌ْ حَرَمَاً آمِنَاً يُجْبَي‌ إِلَيْه‌ِ ثَمَرَات‌ُ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ رِزْقَاً مِنْ‌ لَدُنَّا وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (قصص: 57)

آنها گفتند: «ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، ما را از سرزمينمان مى‏ربايند!» آيا ما حرم امنى در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزى (از هر شهر و ديارى) بسوى آن آورده مى‏شود؟! رزقى است از جانب ما ولى بيشتر آنان نمى‏دانند! (57)


وَ مَا كَان‌َ رَبُّك‌َ مُهْلِك‌َ الْقُرَي‌ حَتَّي‌ يَبْعَث‌َ فِي‌ أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِنَا وَ مَا كُنَّا مُهْلِكِي‌ الْقُرَي‌ إِلاَّ وَ أَهْلُهَا ظَالِمُون‌َ (قصص: 59)

و پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نمى‏كرد تا اينكه در كانون آنها پيامبرى مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند و ما هرگز آباديها و شهرها را هلاك نكرديم مگر آنكه اهلش ظالم بودند! (59)


قَال‌َ الَّذِين‌َ حَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌ُ رَبَّنَا هَؤُلاَءِ الَّذِين‌َ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُم‌ْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْك‌َ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُون‌َ (قصص: 63)

گروهى (از معبودان) كه فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است ميگويند: «پروردگارا! ما اينها [عابدان‏] را گمراه كرديم (آرى) ما آنها را گمراه كرديم همان‏گونه كه خودمان گمراه شديم ما از آنان به سوى تو بيزارى مى‏جوييم آنان در حقيقت ما را نمى‏پرستيدند (بلكه هواى نفس خود را پرستش مى‏كردند)!» (63)


فَخَرَج‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ فِي‌ زِينَتِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يُرِيدُون‌َ الْحَيَاة‌َ الدُّنْيَا يَا لَيْت‌َ لَنَا مِثْل‌َ مَا أُوتِي‌َ قَارُون‌ُ إِنَّه‌ُ لَذُو حَظ‌ٍّ عَظِيم‌ٍ (قصص: 79)

(روزى قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه خواهان زندگى دنيا بودند گفتند: «اى كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستى كه او بهره عظيمى دارد!» (79)


وَ أَصْبَح‌َ الَّذِين‌َ تَمَنَّوْا مَكَانَه‌ُ بِالْأَمْس‌ِ يَقُولُون‌َ وَيْكَأَن‌َّ الله‌َ يُبْسُط‌ُ الرِّزْق‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَ يَقْدِرُ لَوْلاَ أَنْ‌ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا لَخَسَف‌َ بِنَا وَيْكَأَنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْكَافِرُون‌َ (قصص: 82)

و آنها كه ديروز آرزو مى‏كردند بجاى او باشند (هنگامى كه اين صحنه را ديدند) گفتند: «واى بر ما! گويى خدا روزى را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش مى‏دهد يا تنگ مى‏گيرد! اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نيز به قعر زمين فرو مى برد! اى واى گويى كافران هرگز رستگار نمى‏شوند! (82)


أَم‌ْ حَسِب‌َ الَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ السَّيِّئَات‌ِ أَنْ‌ يَسْبِقُونَا سَاءَ مَا يَحْكُمُون‌َ (عنكبوت: 4)

آيا كسانى كه اعمال بد انجام مى‏دهند گمان كردند بر قدرت ما چيره خواهند شد؟! چه بد داورى مى‏كنند! (4)


وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ يَقُول‌ُ آمَنَّا بِالله‌ِ فَإِذَا أُوذِي‌َ فِي‌ الله‌ِ جَعَل‌َ فِتْنَة‌َ النَّاس‌ِ كَعَذَاب‌ِ الله‌ِ وَ لَئِنْ‌ جَاءَ نَصْرٌ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَيَقُولُن‌َّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُم‌ْ أَوَ لَيْس‌َ الله‌ُ بِأَعْلَم‌َ بِمَا فِي‌ صُدُورِ الْعَالَمِين‌َ (عنكبوت: 10)

و از مردم كسانى هستند كه مى‏گويند: «به خدا ايمان آورده‏ايم!» اما هنگامى كه در راه خدا شكنجه و آزار مى‏بينند، آزار مردم را همچون عذاب الهى مى‏شمارند (و از آن سخت وحشت مى‏كنند) ولى هنگامى كه پيروزى از سوى پروردگارت (براى شما) بيايد، مى‏گويند: «ما هم با شما بوديم (و در اين پيروزى شريكيم)»!! آيا خداوند به آنچه در سينه‏هاى جهانيان است آگاه‏تر نيست؟! (10)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِل‌ْ خَطَايَاكُم‌ْ وَ مَا هُمْ‌ بِحَامِلِين‌َ مِن‌ْ خَطَايَاهُمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (عنكبوت: 12)

و كافران به مؤمنان گفتند: «شما از راه ما پيروى كنيد، (و اگر گناهى دارد) ما گناهانتان را بر عهده خواهيم گرفت!» آنان هرگز چيزى از گناهان اينها را بر دوش نخواهند گرفت آنان به يقين دروغگو هستند! (12)


أَإِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ وَ تَقْطَعُون‌َ السَّبِيل‌َ وَ تَأْتُون‌َ فِي‌ نَادِيكُم‌ُ الْمُنْكَرَ فَمَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَاب‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (عنكبوت: 29)

آيا شما به سراغ مردان مى‏رويد و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏كنيد و در مجلستان اعمال ناپسند انجام مى‏دهيد؟! «اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:» اگر راست مى‏گويى عذاب الهى را براى ما بياور! (29)


وَ لَمَّا جَاءَت‌ْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيم‌َ بِالْبُشْرَي‌ قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْل‌ِ هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌ِ إِن‌َّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِين‌َ (عنكبوت: 31)

و هنگامى كه فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) براى ابراهيم آوردند، گفتند: «ما اهل اين شهر و آبادى را [و به شهرهاى قوم لوط اشاره كردند] هلاك خواهيم كرد، چرا كه اهل آن ستمگرند!» (31)


وَ لَمَّا أَنْ‌ جَاءَت‌ْ رُسُلُنَا لُوطَاً سِي‌ءَ بِهِم‌ْ وَ ضَاق‌َ بِهِم‌ْ ذَرْعَاً وَ قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ وَ لاَ تَحْزَن‌ْ إِنَّا مُنَجُّوك‌َ وَ أَهْلَك‌َ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ كَانَت‌ْ مِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (عنكبوت: 33)

هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بد حال و دلتنگ شد گفتند: «نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى‏ماند. (33)


إِنَّا مُنْزِلُون‌َ عَلَي‌ أَهْل‌ِ هَذِه‌ِ الْقَرْيَة‌ِ رِجْزَاً مِن‌َ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون‌َ (عنكبوت: 34)

ما بر اهل اين شهر و آبادى به خاطر گناهانشان، عذابى از آسمان فرو خواهيم ريخت!» (34)


وَ لاَ تُجَادِلُوا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ إِلاَّ بِالَّتِي‌ هِي‌َ أَحْسَن‌ُ إِلاَّ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا مِنْهُم‌ْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي‌ أُنْزِل‌َ إِلَيْنَا وَ أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ إِلَهُنَا وَ إِلَهُكُم‌ْ وَاحِدٌ وَ نَحْن‌ُ لَه‌ُ مُسْلِمُون‌َ (عنكبوت: 46)

با اهل كتاب جز به روشى كه از همه نيكوتر است مجادله نكنيد، مگر كسانى از آنان كه ستم كردند و (به آنها) بگوييد: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ايمان آورده‏ايم، و معبود ما و شما يكى است، و ما در برابر او تسليم هستيم!» (46)


وَ كَذَلِك‌َ أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ فَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مِن‌ْ هَؤُلاَءِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِه‌ِ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الْكَافِرُون‌َ (عنكبوت: 47)

و اين گونه، كتاب [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده‏ايم به اين كتاب ايمان مى‏آورند و بعضى از اين گروه [مشركان‏] نيز به آن مؤمن مى‏شوند و آيات ما را جز كافران انكار نمى‏كنند. (47)


بَل‌ْ هُوَ آيَات‌ٌ بَيِّنَات‌ٌ فِي‌ صُدُورِ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُون‌َ (عنكبوت: 49)

ولى اين آيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد و آيات ما را جز ستمگران انكار نمى‏كنند! (49)


أَوَ لَم‌ْ يَكْفِهِم‌ْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ يُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَرَحْمَة‌ً وَ ذِكْرَي‌ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (عنكبوت: 51)

آيا براى آنان كافى نيست كه اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه پيوسته بر آنها تلاوت مى‏شود؟! در اين، رحمت و تذكّرى است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند (و اين معجزه بسيار واضحى است). (51)


كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ ذَائِقَة‌ُ الْمَوْت‌ِ ثُم‌َّ إِلَيْنَا تُرْجَعُون‌َ (عنكبوت: 57)

هر انسانى مرگ را مى‏چشد، سپس شما را بسوى ما بازمى‏گردانند. (57)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمَاً آمِنَاً وَ يُتَخَطَّف‌ُ النَّاس‌ُ مِن‌ْ حَوْلِهِم‌ْ أَفَبِالْبَاطِل‌ِ يُؤْمِنُون‌َ وَ بِنِعْمَة‌ِ الله‌ِ يَكْفُرُون‌َ (عنكبوت: 67)

آيا نديدند كه ما حرم امنى (براى آنها) قرار داديم در حالى كه مردم را در اطراف آنان (در بيرون اين حرم) مى‏ربايند؟! آيا به باطل ايمان مى‏آورند و نعمت خدا را كفران مى‏كنند؟! (67)


وَالَّذِين‌َ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُم‌ْ سُبُلَنَا وَ إِن‌َّ الله‌َ لَمَع‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (عنكبوت: 69)

و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم كرد و خداوند با نيكوكاران است. (69)


وَ أَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَ لِقَاءِ الْآخِرَة‌ِ فَأُولَئِك‌َ فِي‌ الْعَذَاب‌ِ مُحْضَرُون‌َ (روم: 16)

و امّا آنان كه به آيات ما و لقاى آخرت كافر شدند، در عذاب الهى احضار مى‏شوند. (16)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ رُسُلاً إِلَي‌ قَوْمِهِم‌ْ فَجَاءُوهُمْ‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ فَانْتَقَمْنَا مِن‌َ الَّذِين‌َ أَجْرَمُوا وَ كَان‌َ حَقَّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِين‌َ (روم: 47)

و پيش از تو پيامبرانى را بسوى قومشان فرستاديم آنها با دلايل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولى (هنگامى كه اندرزها سودى نداد) از مجرمان انتقام گرفتيم (و مؤمنان را يارى كرديم) و يارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما! (47)


وَ مَا أَنْت‌َ بِهَادِ الْعُمْي‌ِ عَنْ‌ ضَلاَلَتِهِم‌ْ إِنْ‌ تُسْمِع‌ُ إِلاَّ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ‌ مُسْلِمُون‌َ (روم: 53)

و (نيز) نمى‏توانى نابينايان را از گمراهيشان هدايت كنى تو تنها سخنت را به گوش كسانى مى‏رسانى كه ايمان به آيات ما مى‏آورند و در برابر حق تسليمند! (53)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْه‌ِ آيَاتُنَا وَلَّي‌ مُسْتَكْبِرَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي‌ أُذُنَيْه‌ِ وَقْرَاً فَبَشِّرْه‌ُ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (لقمان: 7)

و هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مى‏شود، مستكبرانه روى برمى‏گرداند، گويى آن را نشنيده است گويى اصلًا گوشهايش سنگين است! او را به عذابى دردناك بشارت ده! (7)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ قَالُوا بَل‌ْ نَتَّبِع‌ُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْه‌ِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ كَان‌َ الشَّيْطاَن‌ُ يَدْعُوهُم‌ْ إِلَي‌ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (لقمان: 21)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مى‏گويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!» آيا حتّى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيّت مى‏كنند)؟! (21)


وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَلاَ يَحْزُنْك‌َ كُفْرُه‌ُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُم‌ْ فَنُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا عَمِلُوا إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (لقمان: 23)

و كسى كه كافر شود، كفر او تو را غمگين نسازد بازگشت همه آنان به سوى ماست و ما آنها را از اعمالى كه انجام داده‏اند (و نتايج شوم آن) آگاه خواهيم ساخت خداوند به آنچه درون سينه‏هاست آگاه است. (23)


وَ إِذَا غَشِيَهُمْ‌ مَوْج‌ٌ كَالظُّلَل‌ِ دَعَوُا الله‌َ مُخْلِصِين‌َ لَه‌ُ الدِّين‌َ فَلَمَّا نَجَّاهُم‌ْ إِلَي‌ الْبَرِّ فَمِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُل‌ُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ (لقمان: 32)

و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند امّا وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مى‏گيرند (و به ايمان خود وفادار مى‏مانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مى‏گيرند) ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! (32)


وَ قَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ أَإِنَّا لَفِي‌ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ بَل‌ْ هُمْ‌ بِلقَاءِ رَبِّهِم‌ْ كَافِرُون‌َ (سجده: 10)

آنها گفتند: «آيا هنگامى كه ما (مرديم و) در زمين گم شديم، آفرينش تازه‏اى خواهيم يافت؟!» ولى آنان لقاى پروردگارشان را انكار مى‏كنند (و مى‏خواهند با انكار معاد، آزادانه به هوسرانى خويش ادامه دهند). (10)


وَ لَوْ تَرَي‌ إِذِ الْمُـجْرِمُون‌َ نَاكِسُوا رُؤُوسِهِم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَ سَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَل‌ْ صَالِحَاً إِنَّا مُوقِنُون‌َ (سجده: 12)

و اگر ببينى مجرمان را هنگامى كه در پيشگاه پروردگارشان سر به زير افكنده، مى‏گويند: «پروردگارا! آنچه وعده كرده بودى ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته‏اى انجام دهيم ما (به قيامت) يقين داريم!» (12)


فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُم‌ْ لِقَاءَ يَوْمِكُم‌ْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُم‌ْ وَ ذُوقُوا عَذَاب‌َ الْخُلْدِ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (سجده: 14)

(و به آنها مى‏گويم:) بچشيد (عذاب جهنم را)! بخاطر اينكه ديدار امروزتان را فراموش كرديد، ما نيز شما را فراموش كرديم و بچشيد عذاب جاودان را به خاطر اعمالى كه انجام مى‏داديد! (14)


إِنَّمَا يُؤْمِن‌ُ بِآيَاتِنَا الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدَاً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ هُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (سجده: 15)

تنها كسانى كه به آيات ما ايمان مى‏آورند كه هر وقت اين آيات به آنان يادآورى شود به سجده مى‏افتند و تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏آورند، و تكبّر نمى‏كنند. (15)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّنْ‌ ذُكِّرَ بِآيَات‌ِ رَبِّه‌ِ ثُم‌َّ أَعْرَض‌َ عَنْهَا إِنَّا مِن‌َ الْمُـجْرِمِين‌َ مُنْتَقِمُون‌َ (سجده: 22)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او يادآورى شده و او از آن اعراض كرده است؟! مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت! (22)


وَ جَعَلْنَا مِنْهُم‌ْ أَئِمَّة‌ً يَهْدُون‌َ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُون‌َ (سجده: 24)

و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند. (24)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوق‌ُ الْمَاءَ إِلَي‌ الْأَرْض‌ِ الْجُرُزِ فَنُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً تَأْكُل‌ُ مِنْه‌ُ أَنْعَامُهُم‌ْ وَ أَنْفُسُهُم‌ْ أَفَلاَ يُبْصِرُون‌َ (سجده: 27)

آيا نديدند كه ما آب را بسوى زمينهاى خشك مى‏رانيم و بوسيله آن زراعتهايى مى‏رويانيم كه هم چهارپايانشان از آن مى‏خورند و هم خودشان تغذيه مى‏كنند آيا نمى بينند؟! (27)


وَ إِذْ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ مَا وَعَدَنَا الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ إِلاَّ غُرُورَاً (احزاب: 12)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه منافقان و بيماردلان مى‏گفتند: «خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند!» (12)


وَ إِذْ قَالَتْ‌ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُم‌ْ يَا أَهْل‌َ يَثْرِب‌َ لاَ مُقَام‌َ لَكُم‌ْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِن‌ُ فَرِيق‌ٌ مِنْهُم‌ُ النَّبِي‌َّ يَقُولُون‌َ إِن‌َّ بُيُوتَنَا عَوْرَة‌ٌ وَ مَا هِي‌َ بِعَوْرَة‌ٍ إِنْ‌ يُرِيدُون‌َ إِلاَّ فِرَارَاً (احزاب: 13)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست به خانه‏هاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!»، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (13)


قَدْ يَعْلَم‌ُ الله‌ُ الْمُعَوِّقِين‌َ مِنْكُم‌ْ وَالْقَائِلِين‌َ لِإِخْوانِهِم‌ْ هَلُم‌َّ إِلَيْنَا وَ لاَ يَأْتُون‌َ الْبَأْس‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (احزاب: 18)

خداوند كسانى كه مردم را از جنگ بازمى‏داشتند و كسانى را كه به برادران خود مى‏گفتند: «بسوى ما بياييد (و خود را از معركه بيرون كشيد)» بخوبى مى‏شناسد و آنها (مردمى ضعيفند و) جز اندكى پيكار نمى‏كنند! (18)


وَ لَمَّا رَأَي‌ الْمُؤْمِنُون‌َ الْأَحْزَاب‌َ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ صَدَق‌َ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ مَا زَادَهُم‌ْ إِلاَّ إِيمَانَاً وَ تَسْلِيمَاً (احزاب: 22)

(امّا) مؤمنان وقتى لشكر احزاب را ديدند گفتند: «اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‏اند!» و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود. (22)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ شَاهِدَاً وَ مُبَشِّرَاً وَ نَذِيرَاً (احزاب: 45)

اى پيامبر! ما تو را گواه فرستاديم و بشارت‏دهنده و انذاركننده! (45)


يَا أَيُّهَا النَّبِي‌ُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَك‌َ أَزْوَاجَك‌َ الاَّتِي‌‌ آتَيْت‌َ أُجُورَهُن‌َّ وَ مَا مَلَكَت‌ْ يَمِينُك‌َ مِمَّا أَفَاءَ الله‌ُ عَلَيْك‌َ وَ بَنَات‌ِ عَمِّك‌َ وَ بَنَات‌ِ عَمَّاتِك‌َ وَ بَنَات‌ِ خَالِك‌َ وَ بَنَات‌ِ خَالاَتِك‌َ الاَّتِي‌‌ هَاجَرْن‌َ مَعَك‌َ وَامْرَأَة‌ً مُؤْمِنَة‌ً إِنْ‌ وَهَبَت‌ْ نَفْسَهَا لِلنَّبِي‌ِّ إِن‌ْ أَرَادَ النَّبِي‌ُّ أَنْ‌ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَة‌ً لَك‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِم‌ْ فِي‌ أَزْوَاجِهِم‌ْ وَ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُهُم‌ْ لِكَيْلاَ يَكُون‌َ عَلَيْك‌َ حَرَج‌ٌ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَفُورَاً رَحِيمَاً (احزاب: 50)

اى پيامبر! ما همسران تو را كه مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال كرديم، و همچنين كنيزانى كه از طريق غنايمى كه خدا به تو بخشيده است مالك شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دايى تو، و دختران خاله‏ها كه با تو مهاجرت كردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پيامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزيند امّا چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه ديگر مؤمنان ما مى‏دانيم براى آنان در مورد همسرانشان و كنيزانشان چه حكمى مقرّر داشته‏ايم (و مصلحت آنان چه حكمى را ايجاب مى‏كند) اين بخاطر آن است كه مشكلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از اين راه حاميان فزونترى فراهم سازى) و خداوند آمرزنده و مهربان است! (50)


يَوْم‌َ تُقَلَّب‌ُ وُجُوهُهُم‌ْ فِي‌ النَّارِ يَقُولُون‌َ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا الله‌َ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَاْ (احزاب: 66)

در آن روز كه صورتهاى آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از كار خويش پشيمان مى‏شوند و) مى‏گويند: «اى كاش خدا و پيامبر را اطاعت كرده بوديم!» (66)


وَ قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ كُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبيلَاْ (احزاب: 67)

و مى‏گويند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم و ما را گمراه ساختند! (67)


رَبَّنَا آتِهِم‌ْ ضِعْفَيِن‌ِ مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ وَالْعَنْهُم‌ْ لَعْنَاً كَبِيرَاً (احزاب: 68)

پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگى فرما!» (68)


إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَة‌َ عَلَي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَالْجِبَال‌ِ فَأَبَيْن‌َ أَنْ‌ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْن‌َ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَان‌ُ إِنَّه‌ُ كَان‌َ ظَلُومَاً جَهُولاً (احزاب: 72)

ما امانت (تعهّد، تكليف، و ولايت الهيّه) را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند امّا انسان آن را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم كرد)! (72)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لاَ تَأْتِينَا السَّاعَة‌ُ قُل‌ْ بَلَي‌ وَ رَبِّي‌ لَتَأْتِيَنَّكُم‌ْ عَالِم‌ِ الْغَيْب‌ِ لاَ يَعْزُب‌ُ عَنْه‌ُ مِثْقَال‌ُ ذَرَّة‌ٍ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ لاَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ أَصْغَرُ مِنْ‌ ذَلِك‌َ وَ لاَ أَكْبَرُ إِلاَّ فِي‌ كِتَاب‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 3)

كافران گفتند: «قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد!» بگو: «آرى به پروردگارم سوگند كه به سراغ شما خواهد آمد، خداوندى كه از غيب آگاه است و به اندازه سنگينى ذرّه‏اى در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتابى آشكار ثبت است!» (3)


وَالَّذِين‌َ سَعَوْا فِي‌ آيَاتِنَا مُعَاجِزِين‌َ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مِنْ‌ رِجْزٍ أَلِيم‌ٌ (سبأ: 5)

و كسانى كه سعى در (تكذيب) آيات ما داشتند و گمان كردند مى‏توانند از حوزه قدرت ما بگريزند، عذابى بد و دردناك خواهند داشت! (5)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا دَاوُدَ مِنَّا فَضْلاً يَا جِبَال‌ُ أَوِّبِي‌ مَعَه‌ُ وَالطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَه‌ُ الْحَدِيدَ (سبأ: 10)

و ما به داوود از سوى خود فضيلتى بزرگ بخشيديم (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم:) اى كوه‏ها و اى پرندگان! با او هم‏آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براى او نرم كرديم. (10)


وَ لِسُلَيْمَـان‌َ الرِّيح‌َ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَ رَوَاحُهَا شَهْرٌ وَ أَسَلْنَا لَه‌ُ عَيْن‌َ الْقِطْرِ وَ مِن‌َ الْجِن‌ِّ مَنْ‌ يَعْمَل‌ُ بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ بِإِذْن‌ِ رَبِّه‌ِ وَ مَنْ‌ يَزِغ‌ْ مِنْهُم‌ْ عَن‌ْ أَمْرِنَا نُذِقْه‌ُ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ السَّعِيرِ (سبأ: 12)

و براى سليمان باد را مسخّر ساختيم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مى‏پيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را و چشمه مس (مذاب) را براى او روان ساختيم و گروهى از جنّ پيش روى او به اذن پروردگارش كار مى‏كردند و هر كدام از آنها كه از فرمان ما سرپيچى مى‏كرد، او را عذاب آتش سوزان مى‏چشانيم! (12)


فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْن‌َ أَسْفَارِنَا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُم‌ْ فَجَعَلْنَاهُم‌ْ أَحَادِيث‌َ وَ مَزَّقْنَاهُم‌ْ كُل‌َّ مُمَزَّق‌ٍ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (سبأ: 19)

ولى (اين ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! ميان سفرهاى ما دورى بيفكن» (تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنيا سفر كنند! و به اين طريق) آنها به خويشتن ستم كردند! و ما آنان را داستانهايى (براى عبرت ديگران) قرار داديم و جمعيّتشان را متلاشى ساختيم در اين ماجرا، نشانه‏هاى عبرتى براى هر صابر شكرگزار است. (19)


قُل‌ْ مَنْ‌ يَرْزُقُكُمْ‌ مِن‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ قُل‌ِ الله‌ُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُم‌ْ لَعَلَي‌ هُدَي‌ً أَوْ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (سبأ: 24)

بگو: «چه كسى شما را از آسمانها و زمين روزى مى‏دهد؟» بگو: «اللَّه! و ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشكارى هستيم!» (24)


قُل‌ْ يَجْمَع‌ُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُم‌َّ يَفْتَح‌ُ بَيْنَنَا بِالْحَق‌ِّ وَ هُوَ الْفَتَّاح‌ُ الْعَلِيم‌ُ (سبأ: 26)

بگو: «پروردگار ما همه ما را جمع مى‏كند، سپس در ميان ما بحق داورى مى‏نمايد (و صفوف مجرمان را از نيكوكاران جدا مى‏سازد)، و اوست داور (و جدا كننده) آگاه!» (26)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا بَل‌ْ مَكْرُ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ‌ نَكْفُرَ بِالله‌ِ وَ نَجْعَل‌َ لَه‌ُ أَندَادَاً وَ أَسَرُّوا النَّدَامَة‌َ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَاب‌َ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلاَل‌َ فِي‌ أَعْنَاق‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا هَل‌ْ يُجْزَوْن‌َ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (سبأ: 33)

و مستضعفان به مستكبران مى‏گويند: «وسوسه‏هاى فريبكارانه شما در شب و روز (مايه گمراهى ما شد)، هنگامى كه به ما دستور مى‏داديد كه به خداوند كافر شويم و همتايانى براى او قرار دهيم!» و آنان هنگامى كه عذاب (الهى) را مى‏بينند پشيمانى خود را پنهان مى‏كنند (تا بيشتر رسوا نشوند)! و ما غل و زنجيرها در گردن كافران مى نهيم آيا جز آنچه عمل مى‏كردند به آنها جزا داده مى‏شود؟! (33)


وَ مَا أَرْسَلْنَا فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِنْ‌ نَذِيرٍ إِلاَّ قَال‌َ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (سبأ: 34)

و ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرى بيم‏دهنده نفرستاديم مگر اينكه مترفين آنها (كه مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‏ايد كافريم!» (34)


وَ مَا أَمْوَالُكُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُكُمْ‌ بِالَّتِي‌ تُقَرِّبُكُم‌ْ عِنْدَنَا زُلْفَي‌ إِلاَّ مَن‌ْ آمَن‌َ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَأُولَئِكَ‌ لَهُم‌ْ جَزَاءُ الضِّعْف‌ِ بِمَا عَمِلُوا وَ هُم‌ْ فِي‌ الْغُرُفَات‌ِ آمِنُون‌َ (سبأ: 37)

اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرّب نمى‏سازد، جز كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالحى انجام دهند كه براى آنان پاداش مضاعف در برابر كارهايى است كه انجام داده‏اند و آنها در غرفه‏هاى (بهشتى) در (نهايت) امنيّت خواهند بود! (37)


وَالَّذِين‌َ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ آيَاتِنَا مُعَاجِزِين‌َ أُولَئِك‌َ فِي‌ الْعَذَاب‌ِ مُحْضَرُون‌َ (سبأ: 38)

و كسانى كه براى انكار و ابطال آيات ما تلاش مى‏كنند و مى‏پندارند از چنگ قدرت ما فرار خواهند كرد، در عذاب (الهى) احضار مى‏شوند! (38)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ أَنْت‌َ وَلِيُّنَا مِنْ‌ دُونِهِمْ‌ بَل‌ْ كَانُوا يَعْبُدُون‌َ الْجِن‌َّ أَكْثَرُهُمْ‌ بِهِمْ‌ مُؤْمِنُون‌َ (سبأ: 41)

آنها مى‏گويند: «منزّهى (از اينكه همتايى داشته باشى)! تنها تو ولىّ مايى، نه آنها (آنها ما را پرستش نمى‏كردند) بلكه جنّ را پرستش مى‏نمودند و اكثرشان به آنها ايمان داشتند!» (41)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ رَجُل‌ٌ يُرِيدُ أَنْ‌ يَصُدَّكُم‌ْ عَمَّا كَان‌َ يَعْبُدُ آبَاؤُكُم‌ْ وَ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ إِفْك‌ٌ مُفْتَرَي‌ً وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلْحَق‌ِّ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (سبأ: 43)

و هنگامى كه آيات روشنگر ما بر آنان خوانده مى‏شود، مى‏گويند: «او فقط مردى است كه مى‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‏پرستيدند بازدارد!» و مى‏گويند: «اين جز دروغ بزرگى كه (به خدا) بسته شده چيز ديگرى نيست!» و كافران هنگامى كه حق به سراغشان آمد گفتند: «اين، جز افسونى آشكار نيست!» (43)


إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ بَشِيرَاً وَ نَذِيرَاً وَ إِنْ‌ مِن‌ْ أُمَّة‌ٍ إِلاَّ خَلاَ فِيهَا نَذِيرٌ (فاطر: 24)

ما تو را بحق براى بشارت و انذار فرستاديم و هر امّتى در گذشته انذاركننده‏اى داشته است! (24)


ثُم‌َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَاب‌َ الَّذِين‌َ اصْطَفَيْنَا مِن‌ْ عِبَادِنَا فَمِنْهُم‌ْ ظَالِم‌ٌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مِنْهُمْ‌ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُم‌ْ سَابِق‌ٌ بِالْخَيْرَات‌ِ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَضْل‌ُ الْكَبِيرُ (فاطر: 32)

سپس اين كتاب (آسمانى) را به گروهى از بندگان برگزيده خود به ميراث داديم (امّا) از ميان آنها عده‏اى بر خود ستم كردند، و عده‏اى ميانه رو بودند، و گروهى به اذن خدا در نيكيها (از همه) پيشى گرفتند، و اين، همان فضيلت بزرگ است! (32)


وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ أَذْهَب‌َ عَنَّا الْحَزَن‌َ إِن‌َّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ (فاطر: 34)

آنها مى‏گويند: «حمد (و ستايش) براى خداوندى است كه اندوه را از ما برطرف ساخت پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است! (34)


الَّذِي‌ أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَة‌ِ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَب‌ٌ وَ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب‌ٌ (فاطر: 35)

همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت (جاويدان) جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى! (35)


وَ هُم‌ْ يَصْطَرِخُون‌َ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَل‌ْ صَالِحَاً غَيْرَ الَّذِي‌ كُنَّا نَعْمَل‌ُ أَوَ لَم‌ْ نُعَمِّرْكُمْ‌ مَا يَتَذَكَّرُ فِيه‌ِ مَنْ‌ تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُم‌ُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِين‌َ مِنْ‌ نَصِيرٍ (فاطر: 37)

آنها در دوزخ فرياد مى‏زنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مى‏داديم!» (در پاسخ به آنان گفته مى‏شود:) آيا شما را به اندازه‏اى كه هر كس اهل تذكّر است در آن متذكّر مى‏شود عمر نداديم، و انذاركننده (الهى) به سراغ شما نيامد؟! اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! (37)


إِنَّا جَعَلْنَا فِي‌ أَعْنَاقِهِم‌ْ أَغْلاَلاً فَهِي‌َ إِلَي‌ الْأَذْقَان‌ِ فَهُمْ‌ مُقْمَحُون‌َ (يس: 8)

ما در گردنهاى آنان غلهايى قرار داديم كه تا چانه‏ها ادامه دارد و سرهاى آنان را به بالا نگاه داشته است! (8)


إِنَّا نَحْن‌ُ نُحْي‌ِ الْمَوْتَي‌ وَ نَكْتُب‌ُ مَا قَدَّمُوا وَ آثَارَهُم‌ْ وَ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ أَحْصَيْنَاه‌ُ فِي‌ إِمَام‌ٍ مُبِين‌ٍ (يس: 12)

به يقين ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را مى نويسيم و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم! (12)


إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِم‌ُ اثْنَيْن‌ِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِث‌ٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ‌ مُرْسَلُون‌َ (يس: 14)

هنگامى كه دو نفر از رسولان را بسوى آنها فرستاديم، امّا آنان رسولان (ما) را تكذيب كردند پس براى تقويت آن دو، شخص سوّمى فرستاديم، آنها همگى گفتند: «ما فرستادگان (خدا) به سوى شما هستيم!» (14)


قَالُوا مَا أَنْتُم‌ْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنَا وَ مَا أَنْزَل‌َ الرَّحْمَن‌ُ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ إِلاَّ تَكْذِبُون‌َ (يس: 15)

امّا آنان (در جواب) گفتند: «شما جز بشرى همانند ما نيستيد، و خداوند رحمان چيزى نازل نكرده، شما فقط دروغ مى‏گوييد!» (15)


قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَم‌ُ إِنَّا إِلَيْكُم‌ْ لَمُرْسَلُون‌َ (يس: 16)

(رسولان ما) گفتند: «پروردگار ما آگاه است كه ما قطعاً فرستادگان (او) به سوى شما هستيم، (16)


وَ مَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (يس: 17)

و بر عهده ما چيزى جز ابلاغ آشكار نيست!» (17)


قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُم‌ْ لَئِنْ‌ لَم‌ْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَـمَسَّنَّكُمْ‌ مِنَّا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (يس: 18)

آنان گفتند: «ما شما را به فال بد گرفته‏ايم (و وجود شما را شوم مى‏دانيم)، و اگر (از اين سخنان) دست برنداريد شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكى از ما به شما خواهد رسيد! (18)


وَ إِنْ‌ كُل‌ٌّ لَمَّا جَمِيع‌ٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُون‌َ (يس: 32)

و همه آنان (روز قيامت) نزد ما احضار مى‏شوند! (32)


وَ آيَة‌ٌ لَهُم‌ْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُم‌ْ فِي‌ الْفُلْك‌ِ الْمَشْحُون‌ِ (يس: 41)

نشانه‏اى (ديگر از عظمت پروردگار) براى آنان است كه ما فرزندانشان را در كشتيهايى پر (از وسايل و بارها) حمل كرديم. (41)


إِلاَّ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ مَتَاعَاً إِلَي‌ حِين‌ٍ (يس: 44)

مگر اينكه رحمت ما شامل حال آنان شود، و تا زمان معيّنى از اين زندگى بهره گيرند! (44)


قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن‌ْ بَعَثَنَا مِنْ‌ مَرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَن‌ُ وَ صَدَق‌َ الْمُرْسَلُون‌َ (يس: 52)

مى‏گويند: «اى واى بر ما! چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت؟! (آرى) اين همان است كه خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند!» (52)


إِنْ‌ كَانَت‌ْ إِلاَّ صَيْحَة‌ً وَاحِدَة‌ً فَإِذَا هُم‌ْ جَمِيع‌ٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُون‌َ (يس: 53)

صيحه واحدى بيش نيست، (فريادى عظيم برمى‏خيزد) ناگهان همگى نزد ما احضار مى‏شوند! (53)


الْيَوْم‌َ نَخْتِم‌ُ عَلَي‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ تُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِم‌ْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ‌ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون‌َ (يس: 65)

امروز بر دهانشان مُهر مى‏نهيم، و دستهايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان كارهايى را كه انجام مى‏دادند شهادت مى‏دهند! (65)


أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ‌ مِمَّا عَمِلَت‌ْ أَيْدِينَا أَنْعَامَاً فَهُم‌ْ لَهَا مَالِكُون‌َ (يس: 71)

آيا نديدند كه از آنچه با قدرت خود به عمل آورده‏ايم چهارپايانى براى آنان آفريديم كه آنان مالك آن هستند؟! (71)


فَلاَ يَحْزُنْك‌َ قَوْلُهُم‌ْ إِنَّا نعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ (يس: 76)

پس سخنانشان تو را غمگين نسازد، ما آنچه را پنهان مى‏دارند و آنچه را آشكار مى‏كنند مى‏دانيم! (76)


أَوَ لَم‌ْ يَرَ الْإِنْسَان‌ُ أَنَّا خَلَقْنَاه‌ُ مِنْ‌ نُطْفَة‌ٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيم‌ٌ مُبِين‌ٌ (يس: 77)

آيا انسان نمى‏داند كه ما او را از نطفه‏اى بى‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه) به مخاصمه آشكار (با ما) برخاست! (77)


وَ ضَرَب‌َ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِي‌َ خَلْقَه‌ُ قَال‌َ مَنْ‌ يُحْيِي‌ الْعِظَام‌َ وَ هِي‌َ رَمِيم‌ٌ (يس: 78)

و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مى‏كند در حالى كه پوسيده است؟!» (78)


إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَة‌ٍ الْكَوَاكِب‌ِ (صافات: 6)

ما آسمان نزديك [پايين‏] را با ستارگان آراستيم، (6)


فَاسْتَفْتِهِم‌ْ أَهُم‌ْ أَشَدُّ خَلْقَاً أَمْ‌ مَن‌ْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ‌ مِنْ‌ طِين‌ٍ لاَزِب‌ٍ (صافات: 11)

از آنان بپرس: «آيا آفرينش (و معاد) آنان سخت‏تر است يا آفرينش فرشتگان (و آسمانها و زمين)؟! ما آنان را از گل چسبنده‏اى آفريديم! (11)


أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابَاً وَ عِظَامَاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُون‌َ (صافات: 16)

آيا هنگامى كه ما مُرديم و به خاك و استخوان مبدّل شديم، بار ديگر برانگيخته خواهيم شد؟! (16)


أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُون‌َ (صافات: 17)

يا پدران نخستين ما (بازمى‏گردند)؟!» (17)


وَ قَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْم‌ُ الدِّين‌ِ (صافات: 20)

و مى‏گويند: «اى واى بر ما، اين روز جزاست!» (20)


قَالُوا إِنَّكُم‌ْ كُنْتُم‌ْ تَأْتُونَنَا عَن‌ِ الْيَـمِين‌ِ (صافات: 28)

گروهى (مى‏گويند: «شما رهبران گمراهى بوديد كه به ظاهر) از طريق خيرخواهى و نيكى وارد شديد امّا جز فريب چيزى در كارتان نبود)!» (28)


وَ مَا كَان‌َ لَنَا عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ بَل‌ْ كُنْتُم‌ْ قَوْمَاً طَاغِين‌َ (صافات: 30)

ما هيچ گونه سلطه‏اى بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومى طغيانگر بوديد! (30)


فَحَق‌َّ عَلَيْنَا قَوْل‌ُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُون‌َ (صافات: 31)

اكنون فرمان پروردگارمان بر همه ما مسلّم شده، و همگى از عذاب او مى‏چشيم! (31)


فَأَغْوَيْنَاكُم‌ْ إِنَّا كُنَّا غَاوِين‌َ (صافات: 32)

ما شما را گمراه كرديم، همان گونه كه خود گمراه بوديم! (32)


إِنَّا كَذَلِك‌َ نَفْعَل‌ُ بِالْمُـجْرِمِين‌َ (صافات: 34)

ما اين گونه با مجرمان رفتار مى‏كنيم! (34)


وَ يَقُولُون‌َ أَإِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُون‌ٍ (صافات: 36)

و پيوسته مى‏گفتند: «آيا ما معبودان خود را بخاطر شاعرى ديوانه رها كنيم؟!» (36)


أَإِذَا مِتْنَا وَ كُنَّا تُرَابَاً وَ عِظَامَاً أَإِنَّا لَمَدِينُون‌َ (صافات: 53)

كه وقتى ما مُرديم و به خاك و استخوان مبدّل شديم، (بار ديگر) زنده مى‏شويم و جزا داده خواهيم شد؟!» (53)


إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولَي‌ وَ مَا نَحْن‌ُ بِمُعَذَّبِين‌َ (صافات: 59)

و جز همان مرگ اول، مرگى به سراغ ما نخواهد آمد، و ما هرگز عذاب نخواهيم شد. (59)


إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَة‌ً لِلظَّالِمِين‌َ (صافات: 63)

ما آن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم! (63)


وَ لَقَدْ نَادَانَا نُوح‌ٌ فَلَنِعْم‌َ الْمُـجِيبُون‌َ (صافات: 75)

و نوح، ما را خواند (و ما دعاى او را اجابت كرديم) و چه خوب اجابت كننده‏اى هستيم! (75)


إِنَّا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (صافات: 80)

ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (80)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 81)

چرا كه او از بندگان باايمان ما بود! (81)


قَدْ صَدَّقْت‌َ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (صافات: 105)

آن رؤيا را تحقق بخشيدى (و به مأموريت خود عمل كردى)!» ما اين گونه، نيكوكاران را جزا مى‏دهيم! (105)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 111)

او از بندگان باايمان ما است! (111)


إِنَّا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (صافات: 121)

ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (121)


إِنَّهُمَا مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 122)

آن دو از بندگان مؤمن ما بودند! (122)


إِنَّا كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـحْسِنِين‌َ (صافات: 131)

ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! (131)


إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين‌َ (صافات: 132)

او از بندگان مؤمن ما است! (132)


وَ مَا مِنَّا إِلاَّ لَه‌ُ مَقَام‌ٌ مَعْلُوم‌ٌ (صافات: 164)

و هيچ يك از ما نيست جز آنكه مقام معلومى دارد (164)


وَ إِنَّا لَنَحْن‌ُ الصَّافُّون‌َ (صافات: 165)

و ما همگى (براى اطاعت فرمان خداوند) به صف ايستاده‏ايم (165)


وَ إِنَّا لَنَحْن‌ُ الْمُسَبِّحُون‌َ (صافات: 166)

و ما همه تسبيح‏گوى او هستيم! (166)


لَوْ أَن‌َّ عِنْدَنَا ذِكْرَاً مِن‌َ الْأَوَّلِين‌َ (صافات: 168)

«اگر يكى از كتابهاى پيشينيان نزد ما بود، (168)


وَ لَقَدْ سَبَقَت‌ْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِين‌َ (صافات: 171)

وعده قطعى ما براى بندگان فرستاده ما از پيش مسلّم شده ... (171)


وَ إِن‌َّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُون‌َ (صافات: 173)

و لشكر ما پيروزند! (173)


أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُون‌َ (صافات: 176)

آيا آنها براى عذاب ما شتاب مى‏كنند؟! (176)


أَأُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ الذِّكْرُ مِنْ‌ بَيْنِنَا بَل‌ْ هُم‌ْ فِي‌ شَك‌ٍّ مِنْ‌ ذِكْرِي‌ بَلْ‌ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَاب‌ِ (ص: 8)

آيا از ميان همه ما، قرآن تنها بر او [محمّد] نازل شده؟!» آنها در حقيقت در اصل وحى من ترديد دارند، بلكه آنان هنوز عذاب الهى را نچشيده‏اند (كه اين چنين گستاخانه سخن مى‏گويند)! (8)


وَ قَالُوا رَبَّنَا عَجِّلْ‌ لَنَا قِطَّنَا قَبْل‌َ يَوْم‌ِ الْحِسَاب‌ِ (ص: 16)

آنها (از روى خيره‏سرى) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!» (16)


اصْبِرْ عَلَي‌ مَا يَقُولُون‌َ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 17)

در برابر آنچه مى‏گويند شكيبا باش، و به خاطر بياور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه‏كننده بود! (17)


إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَال‌َ مَعَه‌ُ يُسَبِّحْن‌َ بِالْعَشِي‌ِّ وَالْإِشْرَاق‌ِ (ص: 18)

ما كوه‏ها را مسخّر او ساختيم كه هر شامگاه و صبحگاه با او تسبيح مى‏گفتند! (18)


إِذْ دَخَلُوا عَلَي‌ دَاوُدَ فَفَزِع‌َ مِنْهُم‌ْ قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ خَصْمان‌ِ بَغَي‌ بَعْضُنَا عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَنَا بِالْحَق‌ِّ وَ لاَ تُشْطِط‌ْ وَاهْدِنَا إِلَي‌ سَوَاءِ الصِّرَاط‌ِ (ص: 22)

در آن هنگام كه (بى‏مقدمه) بر او وارد شدند و او از ديدن آنها وحشت كرد گفتند: «نترس، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده اكنون در ميان ما بحق داورى كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت كن! (22)


فَغَفَرْنَا لَه‌ُ ذَلِك‌َ وَ إِن‌َّ لَه‌ُ عِنْدَنَا لَزُلْفَي‌ وَ حُسْن‌َ مَآب‌ٍ (ص: 25)

ما اين عمل را بر او بخشيديم و او نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نيكوست! (25)


يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاك‌َ خَلِيفَة‌ً فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَاحْكُمْ‌ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ بِالْحَق‌ِّ وَ لاَ تَتَّبِع‌ِ الْهَوَي‌ فَيُضِلَّك‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَضِلُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْم‌َ الْحِسَاب‌ِ (ص: 26)

اى داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم پس در ميان مردم بحق داورى كن، و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى بخاطر فراموش كردن روز حساب دارند! (26)


هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُن‌ْ أَوْ أَمْسِك‌ْ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (ص: 39)

(و به او گفتيم:) اين عطاى ما است، به هر كس مى‏خواهى (و صلاح مى‏بينى) ببخش، و از هر كس مى‏خواهى امساك كن، و حسابى بر تو نيست (تو امين هستى)! (39)


وَ إِن‌َّ لَه‌ُ عِنْدَنَا لَزُلْفَي‌ وَ حُسْن‌َ مَآب‌ٍ (ص: 40)

و براى او [سليمان‏] نزد ما مقامى ارجمند و سرانجامى نيكوست! (40)


وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوب‌َ إِذْ نَادَي‌ رَبَّه‌ُ أَنِّي‌ مَسَّنِي‌َ الشَّيْطَان‌ُ بِنُصْب‌ٍ وَ عَذَاب‌ٍ (ص: 41)

و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است. (41)


وَ وَهَبْنَا لَه‌ُ أَهْلَه‌ُ وَ مِثْلَهُمْ‌ مَعَهُم‌ْ رَحْمَة‌ً مِنَّا وَ ذِكْرَي‌ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (ص: 43)

و خانواده‏اش را به او بخشيديم، و همانند آنها را بر آنان افزوديم، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى انديشمندان. (43)


وَ خُذْ بِيَدِك‌َ ضِغْثَاً فَاضْرِب‌ْ بِه‌ِ وَ لاَ تَحْنَث‌ْ إِنَّا وَجَدْنَاه‌ُ صَابِرَاً نِعْم‌َ الْعَبْدُ إِنَّه‌ُ أَوَّاب‌ٌ (ص: 44)

(و به او گفتيم:) بسته‏اى از ساقه‏هاى گندم (يا مانند آن) را برگير و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خود را مشكن! ما او را شكيبا يافتيم چه بنده خوبى كه بسيار بازگشت‏كننده (به سوى خدا) بود! (44)


وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ أُولِي‌ الْأَيْدِي‌ وَالْأَبصَارِ (ص: 45)

و به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را، صاحبان دستها (ى نيرومند) و چشمها (ى بينا)! (45)


إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ‌ بِخَالِصَة‌ٍ ذِكْرَي‌ الدَّارِ (ص: 46)

ما آنها را با خلوص ويژه‏اى خالص كرديم، و آن يادآورى سراى آخرت بود! (46)


وَ إِنَّهُم‌ْ عِنْدَنَا لَمِن‌َ الْمُصْطَفَيْن‌َ الْأَخْيَارِ (ص: 47)

و آنها نزد ما از برگزيدگان و نيكانند! (47)


إِن‌َّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَه‌ُ مِنْ‌ نَفَادٍ (ص: 54)

اين روزى ما است كه هرگز آن را پايانى نيست! (54)


قَالُوا بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ لاَ مَرْحَبَاً بِكُم‌ْ أَنْتُم‌ْ قَدَّمْتُمُوه‌ُ لَنَا فَبِئْس‌َ الْقَرَارُ (ص: 60)

آنها (به رؤساى خود) مى‏گويند: «بلكه خوشامد بر شما مباد كه اين عذاب را شما براى ما فراهم ساختيد! چه بد قرارگاهى است اينجا!» (60)


قَالُوا رَبَّنَا مَنْ‌ قَدَّم‌َ لَنَا هَذَا فَزِدْه‌ُ عَذَابَاً ضِعْفَاً فِي‌ النَّارِ (ص: 61)

(سپس) مى‏گويند: «پروردگارا! هر كس اين عذاب را براى ما فراهم ساخته، عذابى مضاعف در آتش بر او بيفزا!» (61)


وَ قَالُوا مَا لَنَا لاَ نَرَي‌ رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ‌ مِن‌َ الْأَشْرَارِ (ص: 62)

آنها مى‏گويند: «چرا مردانى را كه ما از اشرار مى‏شمرديم (در اينجا، در آتش دوزخ) نمى‏بينيم؟! (62)


إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ فَاعْبُدِ الله‌َ مُخْلِصَاً لَه‌ُ الدِّين‌َ (زمر: 2)

ما اين كتاب را بحقّ بر تو نازل كرديم پس خدا را پرستش كن و دين خود را براى او خالص گردان! (2)


أَلاَ لِالله‌ِ الدِّين‌ُ الْخَالِص‌ُ وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مِنْ‌ دُونِه‌ِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُم‌ْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَي‌ الله‌ِ زُلْفَي‌ إِن‌َّ الله‌َ يَحْكُم‌ُ بَيْنَهُم‌ْ فِي‌ مَا هُم‌ْ فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَن‌ْ هُوَ كَاذِب‌ٌ كَفَّارٌ (زمر: 3)

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند و دليلشان اين بود كه: «اينها را نمى‏پرستيم مگر بخاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند»، خداوند روز قيامت ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‏كند خداوند آن كس را كه دروغگو و كفران‏كننده است هرگز هدايت نمى‏كند! (3)


إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ لِلنَّاس‌ِ بِالْحَق‌ِّ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَلِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْهِمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (زمر: 41)

ما اين كتاب (آسمانى) را براى مردم بحق بر تو نازل كرديم هر كس هدايت را پذيرد به نفع خود اوست و هر كس گمراهى را برگزيند، تنها به زيان خود گمراه مى‏گردد و تو مأمور اجبار آنها به هدايت نيستى. (41)


فَإِذَا مَس‌َّ الْإِنْسَان‌َ ضُرٌّ دَعَانَا ثُم‌َّ إِذَا خَوَّلْنَاه‌ُ نِعْمَة‌ً مِنَّا قَال‌َ إِنَّمَا أُوتِيتُه‌ُ عَلَي‌ عِلْم‌ٍ بَل‌ْ هِي‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (زمر: 49)

هنگامى كه انسان را زيانى رسد، ما را (براى حلّ مشكلش) مى‏خواند سپس هنگامى كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى‏گويد: «اين نعمت را بخاطر كاردانى خودم به من داده‏اند» ولى اين وسيله آزمايش (آنها) است، امّا بيشترشان نمى‏دانند. (49)


وَ قَالُوا الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ صَدَقَنَا وَعْدَه‌ُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْض‌َ نَتَبَوَّأُ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ حَيْث‌ُ نَشَاءُ فَنِعْم‌َ أَجْرُ الْعَامِلِين‌َ (زمر: 74)

آنها مى‏گويند: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعده خويش درباره ما وفا كرد و زمين (بهشت) را ميراث ما قرار داد كه هر جا را بخواهيم منزلگاه خود قرار دهيم چه نيكوست پاداش عمل كنندگان!» (74)


الَّذِين‌َ يَحْمِلُون‌َ الْعَرْش‌َ وَ مَن‌ْ حَوْلَه‌ُ يُسَبِّحُون‌َ بِحَمْدِ رَبِّهِم‌ْ وَ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ يَسْتَغْفِرُون‌َ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْت‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ رَحْمَة‌ً وَ عِلْمَاً فَاغْفِرْ لِلَّذِين‌َ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَك‌َ وَ قِهِم‌ْ عَذَاب‌َ الْجَحِيم‌ِ (غافر: 7)

فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏كنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (و مى گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار! (7)


رَبَّنَا وَ أَدْخِلْهُم‌ْ جَنَّات‌ِ عَدْن‌ٍ الَّتِي‌ وَعَدْتَهُم‌ْ وَ مَنْ‌ صَلَح‌َ مِن‌ْ آبَائِهِم‌ْ وَ أَزْوَاجِهِم‌ْ وَ ذُرِّيِّاتِهِم‌ْ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (غافر: 8)

پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏اى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى! (8)


قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْن‌ِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن‌ِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَل‌ْ إِلَي‌ خُرُوج‌ٍ مِنْ‌ سَبِيل‌ٍ (غافر: 11)

آنها مى‏گويند: «پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى اكنون به گناهان خود معترفيم آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟» (11)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا وَ سُلْطَان‌ٍ مُبِين‌ٍ (غافر: 23)

ما موسى را با آيات خود و دليل روشن فرستاديم ... (23)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُم‌ْ وَ مَا كَيْدُ الْكَافِرِين‌َ إِلاَّ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ (غافر: 25)

و هنگامى كه حقّ را از سوى ما براى آنها آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده‏اند بكشيد و زنانشان را (براى اسارت و خدمت) زنده بگذاريد!» امّا نقشه كافران جز در گمراهى نيست (و نقش بر آب مى‏شود). (25)


يَا قَوْم‌ِ لَكُم‌ُ الْمُلْك‌ُ الْيَوْم‌َ ظَاهِرِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَمَنْ‌ يَنْصُرُنَا مِنْ‌ بَأْس‌ِ الله‌ِ إِنْ‌ جَاءَنَا قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ مَا أُرِيكُم‌ْ إِلاَّ مَا أَرَي‌ وَ مَا أَهْدِيكُم‌ْ إِلاَّ سَبِيل‌َ الرَّشَادِ (غافر: 29)

اى قوم من! امروز حكومت از آن شماست و در اين سرزمين پيروزيد اگر عذاب خدا به سراغ ما آيد، چه كسى ما را يارى خواهد كرد؟!» فرعون گفت: «من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نمى‏دهم، و شما را جز به راه صحيح راهنمايى نمى‏كنم! (دستور، همان قتل موسى است!)» (29)


لاَ جَرَم‌َ أَنَّ مَا تَدْعُونَنِي‌ إِلَيْه‌ِ لَيْس‌َ لَه‌ُ دَعْوَة‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ لاَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ وَ أَن‌َّ مَرَدَّنَا إِلَي‌ الله‌ِ وَ أَن‌َّ الْمُسْرِفِين‌َ هُم‌ْ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ (غافر: 43)

قطعاً آنچه مرا بسوى آن مى‏خوانيد، نه دعوت (و حاكميّتى) در دنيا دارد و نه در آخرت و تنها بازگشت ما در قيامت بسوى خداست و مسرفان اهل آتشند! (43)


وَ إِذْ يَتَحَاجُّون‌َ فِي‌ النَّارِ فَيَقُول‌ُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُم‌ْ تَبَعَاً فَهَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُغْنُون‌َ عَنَّا نَصِيبَاً مِن‌َ النَّارِ (غافر: 47)

به خاطر بياور هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم محاجّه مى‏كنند ضعيفان به مستكبران مى‏گويند: «ما پيرو شما بوديم، آيا شما (امروز) سهمى از آتش را بجاى ما پذيرا مى‏شويد؟!» (47)


قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُل‌ٌّ فِيهَا إِن‌َّ الله‌َ قَدْ حَكَم‌َ بَيْن‌َ الْعِبَادِ (غافر: 48)

مستكبران مى‏گويند: «ما همگى در آن هستيم، زيرا خداوند در ميان بندگانش (بعدالت) حكم كرده است!» (48)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ فِي‌ النَّارِ لِخَزَنَة‌ِ جَهَنَّم‌َ ادْعُوا رَبَّكُم‌ْ يُخَفِّف‌ْ عَنَّا يَوْمَاً مِن‌َ الْعَذَاب‌ِ (غافر: 49)

و آنها كه در آتشند به مأموران دوزخ مى‏گويند: «از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد!» (49)


إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِين‌َ آمَنُوا فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ يَوْم‌َ يَقُوم‌ُ الْأَشْهَادُ (غافر: 51)

ما به يقين پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آورده‏اند، در زندگى دنيا و (در آخرت) روزى كه گواهان به پا مى‏خيزند يارى مى‏دهيم! (51)


الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِالْكِتَاب‌ِ وَ بِمَا أَرْسَلْنَا بِه‌ِ رُسُلَنَا فَسَوْف‌َ يَعْلَمُون‌َ (غافر: 70)

همان كسانى كه كتاب (آسمانى) و آنچه رسولان خود را بدان فرستاده‏ايم تكذيب كردند امّا بزودى (نتيجه كار خود را) مى‏دانند! (70)


مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ‌ لَم‌ْ نَكُنْ‌ نَدْعُوا مِنْ‌ قَبْل‌ُ شَيْءً كَذَلِك‌َ يُضِل‌ُّ الله‌ُ الْكَافِرِين‌َ (غافر: 74)

همان معبودهايى را كه جز خدا پرستش مى‏كرديد؟!» آنها مى‏گويند: «همه از نظر ما پنهان و گم شدند بلكه ما اصلًا پيش از اين چيزى را پرستش نمى‏كرديم»! اين گونه خداوند كافران را گمراه مى‏سازد! (74)


فَاصْبِرْ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ فَإِنْ مَا نُرِيَنَّك‌َ بَعْض‌َ الَّذِي‌ نَعِدُهُم‌ْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّك‌َ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُون‌َ (غافر: 77)

پس (اى پيامبر) صبر كن كه وعده خدا حقّ است و هر گاه قسمتى از مجازاتهايى را كه به آنها وعده داده‏ايم در حال حياتت به تو ارائه دهيم، يا تو را (پيش از آن) از دنيا ببريم (مهمّ نيست) چرا كه همه آنان را تنها بسوى ما باز مى‏گردانند! (77)


فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِالله‌ِ وَحْدَه‌ُ وَ كَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِه‌ِ مُشْرِكِين‌َ (غافر: 84)

هنگامى كه عذاب (شديد) ما را ديدند گفتند: «هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايى كه همتاى او مى‏شمرديم كافر شديم!» (84)


فَلَم‌ْ يَك‌ُ يَنْفَعُهُم‌ْ إِيمَانُهُم‌ْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّت‌َ الله‌ِ الَّتِي‌ قَدْ خَلَت‌ْ فِي‌ عِبَادِه‌ِ وَ خَسِرَ هُنَالِك‌َ الْكَافِرُون‌َ (غافر: 85)

امّا هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند، ايمانشان براى آنها سودى نداشت! اين سنّت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده، و آنجا كافران زيانكار شدند! (85)


وَ قَالُوا قُلُوبُنَا فِي‌ أَكِنَّة‌ٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ وَ فِي‌ آذَانِنَا وَقْرٌ وَ مِن‌ْ بَيْنِنَا وَ بَيْنِك‌َ حِجَاب‌ٌ فَاعْمَل‌ْ إِنَّنَا عَامِلُون‌َ (فصلت: 5)

آنها گفتند: «قلبهاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مى‏كنى در پوششهايى قرار گرفته و در گوشهاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو حجابى وجود دارد پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم براى خود عمل مى‏كنيم!» (5)


إِذْ جَاءَتْهُم‌ُ الرُّسُل‌ُ مِن‌ بَيْن‌ِ أَيْدِيهِم‌ْ وَ مِن‌ْ خَلْفِهِم‌ْ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأََنْزَل‌َ مَلاَئِكَة‌ً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (فصلت: 14)

در آن هنگام كه رسولان از پيش رو و پشت سر (و از هر سو) به سراغشان آمدند (و آنان را دعوت كردند) كه جز خدا را نپرستيد آنها گفتند: «اگر پروردگار ما مى‏خواست فرشتگانى نازل مى‏كرد از اين رو ما به آنچه شما مبعوث به آن هستيد كافريم!» (14)


فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ قَالُوا مَن‌ْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّة‌ً أَوَ لَم‌ْ يَرَوْا أَن‌َّ الله‌َ الَّذِي‌ خَلَقَهُم‌ْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُم‌ْ قُوَّة‌ً وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون‌َ (فصلت: 15)

امّا قوم عاد بناحق در زمين تكبّر ورزيدند و گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است؟!» آيا نمى‏دانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آنها قويتر است؟ و (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار مى‏كردند. (15)


وَ قَالُوا لِجُلُودِهِم‌ْ لِم‌َ شَهِدتُم‌ْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا الله‌ُ الَّذِي‌ أَنْطَق‌َ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُم‌ْ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ وَ إِلَيْه‌ِ تُرْجَعُون‌َ (فصلت: 21)

آنها به پوستهاى تنشان مى‏گويند: «چرا بر ضدّ ما گواهى داديد؟!» آنها جواب مى‏دهند: «همان خدايى كه هر موجودى را به نطق درآورده ما را گويا ساخته و او شما را نخستين بار آفريد، و بازگشتتان بسوى اوست! (21)


ذَلِك‌َ جَزَاءُ أَعْدَاءِ الله‌ِ النَّارُ لَهُم‌ْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاءً بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون‌َ (فصلت: 28)

اين آتش كيفر دشمنان خدا است، سراى جاويدشان در آن خواهد بود، كيفرى است بخاطر اينكه آيات ما را انكار مى‏كردند. (28)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْن‌ِ أَضَلاَّنَا مِن‌َ الْجِن‌ِّ وَالْإِنْس‌ِ نَجْعَلْهُمَا تَحْت‌َ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِن‌َ الْأَسْفَلِين‌َ (فصلت: 29)

كافران گفتند: «پروردگارا! آنهايى كه از جنّ و انس ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا زير پاى خود نهيم (و لگدمالشان كنيم) تا از پست ترين مردم باشند!» (29)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ قَالُوا رَبُّنَا الله‌ُ ثُم‌َّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّل‌ُ عَلَيْهِم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَنْ لاَ تَخَافُوا وَ لاَ تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّة‌ِ الَّتِي‌ كُنْتُم‌ْ تُوعَدُون‌َ (فصلت: 30)

به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! (30)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يُلْحِدُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا لاَ يَخْفَوْن‌َ عَلَيْنَا أَفَمَنْ‌ يُلْقَي‌ فِي‌ النَّارِ خَيْرٌ أَمْ‌ مَنْ‌ يَأْتِي‌ آمِنَاً يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُم‌ْ إِنَّه‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (فصلت: 40)

كسانى كه آيات ما را تحريف مى‏كنند بر ما پوشيده نخواهند بود! آيا كسى كه در آتش افكنده مى‏شود بهتر است يا كسى كه در نهايت امن و امان در قيامت به عرصه محشر مى‏آيد؟! هر كارى مى‏خواهيد بكنيد، او به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست! (40)


إِلَيْه‌ِ يُرَدُّ عِلْم‌ُ السَّاعَة‌ِ وَ مَا تَخْرُج‌ُ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ٍ مِن‌ْ أَكْمَامِهَا وَ مَا تَحْمِل‌ُ مِن‌ْ أُنْثَي‌ وَ لاَ تَضَع‌ُ إِلاَّ بِعِلْمِه‌ِ وَ يَوْم‌َ يُنَادِيهِم‌ْ أَيْن‌َ شُرَكَائِي‌ قَالُوا آذَنَّاك‌َ مَا مِنَّا مِنْ‌ شَهِيدٍ (فصلت: 47)

علم به قيامت (و لحظه وقوع آن) تنها به خدا بازمى‏گردد هيچ ميوه‏اى از غلاف خود خارج نمى‏شود، و هيچ زنى باردار نمى‏گردد و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او و آن روز كه آنها را ندا مى‏دهد (و مى‏گويد:) كجايند شريكانى كه براى من مى‏پنداشتيد؟! مى‏گويند: « (پروردگارا!) ما عرضه داشتيم كه هيچ گواهى بر گفته خود نداريم!» (47)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ رَحْمَة‌ً مِنَّا مِن‌ْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي‌ وَ مَا أَظُنُّ السَّاعَة‌َ قَائِمَة‌ً وَ لَئِنْ‌ رُجِعْت‌ُ إِلَي‌ رَبِّي‌ إِن‌َّ لِي‌ عِنْدَه‌ُ لَلْحُسْنَي‌ فَلَنُنَبِّئَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ غَلِيظ‌ٍ (فصلت: 50)

و هر گاه او را رحمتى از سوى خود بعد از ناراحتى كه به او رسيده بچشانيم مى‏گويد: «اين بخاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى‏كنم قيامت برپا شود و (بفرض كه قيامتى باشد،) هر گاه بسوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او پاداشهاى نيك است. ما كافران را از اعمالى كه انجام داده‏اند (بزودى) آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آنها مى‏چشانيم. (50)


سَنُرِيهِم‌ْ آيَاتِنَا فِي‌ الْآفَاق‌ِ وَ فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَتَبَيَّن‌َ لَهُم‌ْ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ أَوَ لَم‌ْ يَكْف‌ِ بِرَبِّك‌َ أَنَّه‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدٌ (فصلت: 53)

به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟! (53)


فَلِذَلِك‌َ فَادْع‌ُ وَاسْتَقِم‌ْ كَمَا أُمِرْت‌َ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَ قُل‌ْ آمَنْت‌ُ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِنْ‌ كِتَاب‌ٍ وَ أُمِرْت‌ُ لِأَعْدِل‌َ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّنَا وَ رَبُّكُم‌ْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَكُم‌ْ أَعْمَالُكُم‌ْ لاَ حُجَّة‌َ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الله‌ُ يَجْمَع‌ُ بَيْنَنَا وَ إِلَيْه‌ِ الْمَصِيرُ (شوري: 15)

پس به همين خاطر تو نيز آنان را به سوى اين آيين واحد الهى دعوت كن و آن چنان كه مأمور شده‏اى استقامت نما، و از هوى و هوسهاى آنان پيروى مكن، و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‏ام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم خداوند پروردگار ما و شماست نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصى در ميان ما نيست و خداوند ما و شما را در يك جا جمع مى‏كند، و بازگشت (همه) به سوى اوست!» (15)


وَ يَعْلَم‌َ الَّذِين‌َ يُجَادِلُون‌َ فِي‌ آيَاتِنَا مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (شوري: 35)

كسانى كه در آيات ما مجادله مى‏كنند بدانند هيچ گريزگاهى ندارند! (35)


فَإِنْ‌ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلَنَاك‌َ عَلَيْهِم‌ْ حَفِيظَاً إِن‌ْ عَلَيْك‌َ إِلاَّ الْبَلاَغ‌ُ وَ إِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً فَرِح‌َ بِهَا وَ إِنْ‌ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ بِمَا قَدَّمَت‌ْ أَيْدِيهِم‌ْ فَإِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ كَفُورٌ (شوري: 48)

و اگر روى‏گردان شوند (غمگين مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‏ايم وظيفه تو تنها ابلاغ رسالت است! و هنگامى كه ما رحمتى از سوى خود به انسان بچشانيم به آن دلخوش مى‏شود، و اگر بلايى بخاطر اعمالى كه انجام داده‏اند به آنها رسد (به كفران مى‏پردازند)، چرا كه انسان بسيار كفران‏كننده است! (48)


وَ كَذَلِك‌َ أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ رُوحَاً مِن‌ْ أَمْرِنَا مَا كُنْت‌َ تَدْرِي‌ مَا الْكِتَاب‌ُ وَ لاَ الْإِيمَانُ وَ لَكِنْ‌ جَعَلْنَاه‌ُ نُورَاً نَهْدِي‌ بِه‌ِ مَنْ‌ نَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِنَا وَ إِنَّك‌َ لَتَهْدِي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (شوري: 52)

همان گونه (كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز روحى را بفرمان خود وحى كرديم تو پيش از اين نمى‏دانستى كتاب و ايمان چيست (و از محتواى قرآن آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى‏كنيم و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى‏كنى. (52)


إِنَّا جَعَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (زخرف: 3)

كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، شايد شما (آن را) درك كنيد! (3)


وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ أُم‌ِّ الْكِتَاب‌ِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ‌ حَكِيم‌ٌ (زخرف: 4)

و آن در «أمّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپايه و استوار است! (4)


لِتَسْتَوُوا عَلَي‌ ظُهُورِه‌ِ ثُم‌َّ تَذْكُرُوا نِعْمَة‌َ رَبِّكُم‌ْ إِذَا اسْتَوَيْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ وَ تَقُولُوا سُبْحَان‌َ الَّذِي‌ سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَه‌ُ مُقْرِنِين‌َ (زخرف: 13)

تا بر پشت آنها بخوبى قرار گيريد سپس هنگامى كه بر آنها سوار شديد، نعمت پروردگارتان را متذكّر شويد و بگوييد: «پاك و منزّه است كسى كه اين را مسخّر ما ساخت، و گر نه ما توانايى تسخير آن را نداشتيم (13)


وَ إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُون‌َ (زخرف: 14)

و ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم!» (14)


بَل‌ْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَي‌ أُمَّة‌ٍ وَ إِنَّا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ مُهْتَدُون‌َ (زخرف: 22)

بلكه آنها مى‏گويند: «ما نياكان خود را بر آئينى يافتيم، و ما نيز به پيروى آنان هدايت يافته‏ايم.» (22)


وَ كَذَلِك‌َ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ فِي‌ قَرْيَة‌ٍ مِنْ‌ نَذِيرٍ إِلاَّ قَال‌َ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَي‌ أُمَّة‌ٍ وَ إِنَّا عَلَي‌ آثَارِهِمْ‌ مُقْتَدُون‌َ (زخرف: 23)

و اين گونه در هيچ شهر و ديارى پيش از تو پيامبر انذاركننده‏اى نفرستاديم مگر اينكه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مى‏كنيم.» (23)


قَال‌َ أَوَ لَوْ جِئْتُكُمْ‌ بِأَهْدَي‌ مِمَّا وَجَدْتُم‌ْ عَلَيْه‌ِ آبَاءَكُمْ‌ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (زخرف: 24)

(پيامبرشان) گفت: «آيا اگر من آيينى هدايت‏بخش‏تر از آنچه پدرانتان را بر آن يافتيد آورده باشم (باز هم انكار مى‏كنيد)؟!» گفتند: « (آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد كافريم!» (24)


وَ لَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَ إِنَّا بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (زخرف: 30)

هنگامى كه حق به سراغشان آمد گفتند: «اين سحر است، و ما نسبت به آن كافريم»! (30)


حَتَّي‌ إِذَا جَاءَنَا قَال‌َ يَا لَيْت‌َ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَك‌َ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْن‌ِ فَبِئْس‌َ الْقَرِين‌ُ (زخرف: 38)

تا زمانى كه (در قيامت) نزد ما حاضر شود مى‏گويد: اى كاش ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود چه بد همنشينى بودى! (38)


فَإِنْ مَا نَذْهَبَن‌َّ بِك‌َ فَإِنَّا مِنْهُمْ‌ مُنْتَقِمُون‌َ (زخرف: 41)

و هر گاه تو را از ميان آنها ببريم، حتماً از آنان انتقام خواهيم گرفت (41)


أَوْ نُرِيَنَّك‌َ الَّذِي‌ وَعَدْنَاهُم‌ْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ‌ مُقْتَدِرُون‌َ (زخرف: 42)

يا اگر (زنده بمانى و) و آنچه را (از عذاب) به آنان وعده داده‏ايم به تو نشان دهيم، باز ما بر آنها مسلّطيم! (42)


وَاسْأَل‌ْ مَن‌ْ أَرْسَلْنَا مِنْ‌ قَبْلِك‌َ مِنْ‌ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ‌ دُون‌ِ الرَّحْمَن‌ِ آلِهَة‌ً يُعْبَدُون‌َ (زخرف: 45)

از رسولانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس: آيا غير از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار داديم؟! (45)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا إِلَي‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِه‌ِ فَقَال‌َ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (زخرف: 46)

ما موسى را با آيات خود به سوى فرعون و درباريان او فرستاديم (موسى به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانيانم» (46)


فَلَمَّا جَاءَهُمْ‌ بِآيَاتِنَا إِذَا هُمْ‌ مِنْهَا يَضْحَكُون‌َ (زخرف: 47)

ولى هنگامى كه او آيات ما را براى آنها آورد، به آن مى‏خنديدند! (47)


وَ قَالُوا يَا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ بِمَا عَهِدَ عِنْدَك‌َ إِنَّنَا لَمُهْتَدُون‌َ (زخرف: 49)

(وقتى گرفتار بلا مى‏شدند مى) گفتند: «اى ساحر! پروردگارت را به عهدى كه با تو كرده بخوان (تا ما را از اين بلا برهاند) كه ما هدايت خواهيم يافت (و ايمان مى‏آوريم)!» (49)


فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ فَأَغْرَقْنَاهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (زخرف: 55)

امّا هنگامى كه ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتيم و همه را غرق كرديم. (55)


وَ قَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَم‌ْ هُوَ مَا ضَرَبُوه‌ُ لَك‌َ إِلاَّ جَدَلاً بَل‌ْ هُم‌ْ قَوْم‌ٌ خَصِمُون‌َ (زخرف: 58)

و گفتند: «آيا خدايان ما بهترند يا او [مسيح‏]؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسيح نيز در دوزخ است، چرا كه معبود واقع شده)!» ولى آنها اين مثل را جز از طريق جدال (و لجاج) براى تو نزدند آنان گروهى كينه‏توز و پرخاشگرند! (58)


الَّذِين‌َ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَ كَانُوا مُسْلِمِين‌َ (زخرف: 69)

همان كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند. (69)


وَ نَادَوْا يَا مَالِك‌ُ لِيَقْض‌ِ عَلَيْنَا رَبُّك‌َ قَال‌َ إِنَّكُمْ‌ مَاكِثُون‌َ (زخرف: 77)

آنها فرياد مى‏كشند: «اى مالك دوزخ! (اى كاش) پروردگارت ما را بميراند (تا آسوده شويم)!» مى‏گويد: «شما در اين جا ماندنى هستيد!» (77)


أَم‌ْ أَبْرَمُوا أَمْرَاً فَإِنَّا مُبْرِمُون‌َ (زخرف: 79)

بلكه آنها تصميم محكم بر توطئه گرفتند ما نيز اراده محكمى (درباره آنها) داريم! (79)


أَم‌ْ يَحْسَبُون‌َ أَنَّا لاَ نَسْمَع‌ُ سِرَّهُم‌ْ وَ نَجْوَاهُمْ‌ بَلَي‌ وَ رُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُون‌َ (زخرف: 80)

آيا آنان مى‏پندارند كه ما اسرار نهانى و سخنان درگوشى آنان را نمى‏شنويم؟ آرى، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و مى‏نويسند! (80)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ فِي‌ لَيْلَة‌ٍ مُبَارَكَة‌ٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِين‌َ (دخان: 3)

كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم ما همواره انذاركننده بوده‏ايم! (3)


أَمْرَاً مِن‌ْ عِنْدِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِين‌َ (دخان: 5)

(آرى، نزول قرآن) فرمانى بود از سوى ما ما (محمد (ص) را) فرستاديم! (5)


رَبَّنَا اكْشِف‌ْ عَنَّا الْعَذَاب‌َ إِنَّا مُؤْمِنُون‌َ (دخان: 12)

(مى‏گويند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف كن كه ايمان مى‏آوريم. (12)


إِنَّا كَاشِفُوا الْعَذَاب‌ِ قَلِيلاً إِنَّكُم‌ْ عَائِدُون‌َ (دخان: 15)

ما عذاب را كمى برطرف مى‏سازيم، ولى باز به كارهاى خود بازمى‏گرديد! (15)


يَوْم‌َ نَبْطِش‌ُ الْبَطْشَة‌َ الْكُبْرَي‌ إِنَّا مُنْتَقِمُون‌َ (دخان: 16)

(ما از آنها انتقام مى‏گيريم) در آن روز كه آنها را با قدرت خواهيم گرفت آرى ما انتقام گيرنده‏ايم! (16)


إِن‌ْ هِي‌َ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الْأُولَي‌ وَ مَا نَحْن‌ُ بِمُنْشَرِين‌َ (دخان: 35)

«مرگ ما جز همان مرگ اول نيست و هرگز برانگيخته نخواهيم شد! (35)


فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (دخان: 36)

اگر راست مى‏گوييد پدران ما را (زنده كنيد و) بياوريد (تا گواهى دهند)!» (36)


وَ إِذَا عَلِم‌َ مِن‌ْ آيَاتِنَا شَيْءً اتَّخَذَهَا هُزُوَاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (جاثيه: 9)

و هر گاه از بعضى آيات ما آگاه شود، آن را به باد استهزا مى‏گيرد براى آنان عذاب خواركننده‏اى است! (9)


وَ قَالُوا مَا هِي‌َ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوت‌ُ وَ نَحْيَا وَ مَا يُهْلِكُنَا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ مَا لَهُمْ‌ بِذَلِك‌َ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَظُنُّون‌َ (جاثيه: 24)

آنها گفتند: «چيزى جز همين زندگى دنياى ما در كار نيست گروهى از ما مى‏ميرند و گروهى جاى آنها را مى‏گيرند و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمى‏كند!» آنان به اين سخن كه مى‏گويند علمى ندارند، بلكه تنها حدس مى‏زنند (و گمانى بى‏پايه دارند)! (24)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ مَا كَان‌َ حُجَّتَهُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (جاثيه: 25)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، دليلى در برابر آن ندارند جز اينكه مى‏گويند: «اگر راست مى‏گوييد پدران ما را (زنده كنيد) و بياوريد (تا گواهى دهند)!» (25)


هَذَا كِتَابُنَا يَنْطِق‌ُ عَلَيْكُمْ‌ بِالْحَق‌ِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخ‌ُ مَا كُنْتُم‌ْ تَعْمَلُون‌َ (جاثيه: 29)

اين كتاب ما است كه بحق با شما سخن مى‏گويد (و اعمال شما را بازگو مى‏كند) ما آنچه را انجام مى‏داديد مى‏نوشتيم! (29)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلْحَق‌ِّ لَمَّا جَاءَهُم‌ْ هَذَا سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (احقاف: 7)

هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‏شود، كافران در برابر حقّى كه براى آنها آمده مى‏گويند: «اين سحرى آشكار است!» (7)


وَ قَال‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لِلَّذِين‌َ آمَنُوا لَوْ كَان‌َ خَيْرَاً مَا سَبَقُونَا إِلَيْه‌ِ وَ إِذْ لَم‌ْ يَهْتَدُوا بِه‌ِ فَسَيَقُولُون‌َ هَذَا إِفْك‌ٌ قَدِيم‌ٌ (احقاف: 11)

كافران درباره مؤمنان چنين گفتند: «اگر (اسلام) چيز خوبى بود، هرگز آنها (در پذيرش آن) بر ما پيشى نمى‏گرفتند!» و چون خودشان بوسيله آن هدايت نشدند مى‏گويند: «اين يك دروغ قديمى است!» (11)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ قَالُوا رَبُّنَا الله‌ُ ثُم‌َّ اسْتَقَامُوا فَلاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (احقاف: 13)

كسانى كه گفتند: «پروردگار ما اللَّه است»، سپس استقامت كردند، نه ترسى براى آنان است و نه اندوهگين مى‏شوند. (13)


قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَن‌ْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ‌ كُنْت‌َ مِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (احقاف: 22)

آنها گفتند: «آيا آمده‏اى كه ما را (با دروغهايت) از معبودانمان بازگردانى؟! اگر راست مى‏گويى عذابى را كه به ما وعده مى‏دهى بياور!» (22)


فَلَمَّا رَأَوْه‌ُ عَارِضَاً مُسْتَقْبِل‌َ أَوْدِيَتِهِم‌ْ قَالُوا هَذَا عَارِض‌ٌ مُمْطِرُنَا بَل‌ْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ‌ بِه‌ِ رِيح‌ٌ فِيهَا عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (احقاف: 24)

هنگامى كه آن (عذاب الهى) را بصورت ابر گسترده‏اى ديدند كه بسوى درّه‏ها و آبگيرهاى آنان در حركت است (خوشحال شدند) گفتند: «اين ابرى است كه بر ما مى‏بارد!» (ولى به آنها گفته شد:) اين همان چيزى است كه براى آمدنش شتاب مى‏كرديد، تندبادى است (وحشتناك) كه عذاب دردناكى در آن است! (24)


قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابَاً أُنْزِل‌َ مِنْ‌ بَعْدِ مُوسَي‌ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ يَهْدِي‌ إِلَي‌ الْحَق‌ِّ وَ إِلَي‌ طَرِيق‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (احقاف: 30)

گفتند: «اى قوم ما! ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، هماهنگ با نشانه‏هاى كتابهاى پيش از آن، كه به سوى حقّ و راه راست هدايت مى‏كند. (30)


يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِي‌َ الله‌ِ وَ آمِنُوا بِه‌ِ يَغْفِرْ لَكُمْ‌ مِنْ‌ ذُنُوبِكُم‌ْ وَ يُجِرْكُمْ‌ مِن‌ْ عَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (احقاف: 31)

اى قوم ما! دعوت كننده الهى را اجابت كنيد و به او ايمان آوريد تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذابى دردناك پناه دهد! (31)


وَ يَوْم‌َ يُعْرَض‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا عَلَي‌ النَّارِ أَلَيْس‌َ هَذَا بِالْحَق‌ِّ قَالُوا بَلَي‌ وَ رَبِّنَا قَال‌َ فَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ بِمَا كُنْتُم‌ْ تَكْفُرُون‌َ (احقاف: 34)

روزى را به ياد آور كه كافران را بر آتش عرضه مى‏دارند (و به آنها گفته مى‏شود:) آيا اين حقّ نيست؟! مى‏گويند: «آرى، به پروردگارمان سوگند (كه حقّ است)!» (در اين هنگام خداوند) مى‏گويد: «پس عذاب را بخاطر كفرتان بچشيد!» (34)


إِنَّا فَتَحْنَا لَك‌َ فَتْحَاً مُبِينَاً (فتح: 1)

ما براى تو پيروزى آشكارى فراهم ساختيم! ... (1)


إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ شَاهِدَاً وَ مُبَشِّرَاً وَ نَذِيرَاً (فتح: 8)

به يقين ما تو را گواه (بر اعمال آنها) و بشارت‏دهنده و بيم‏دهنده فرستاديم، (8)


سَيَقُول‌ُ لَك‌َ الْمُـخَلَّفُون‌َ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُون‌َ بِأَلْسِنَتِهِمْ‌ مَا لَيْس‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ قُل‌ْ فَمَنْ‌ يَمْلِك‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً إِن‌ْ أَرَادَ بِكُم‌ْ ضَرَّاً أَوْ أَرَادَ بِكُم‌ْ نَفْعَاً بَل‌ْ كَان‌َ الله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (فتح: 11)

بزودى متخلّفان از اعراب باديه‏نشين (عذرتراشى كرده) مى‏گويند: « (حفظ) اموال و خانواده‏هاى ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستيم در سفر حديبيه تو را همراهى كنيم)، براى ما طلب آمرزش كن!» آنها به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دل ندارند! بگو: «چه كسى مى‏تواند در برابر خداوند از شما دفاع كند هر گاه زيانى براى شما بخواهد، و يا اگر نفعى اراده كند (مانع گردد)؟! و خداوند به همه كارهايى كه انجام مى‏دهيد آگاه است!» (11)


وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يؤْمِن‌ْ بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِين‌َ سَعِيرَاً (فتح: 13)

آن كس كه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده (سرنوشتش دوزخ است)، چرا كه ما براى كافران آتش فروزان آماده كرده‏ايم! (13)


سَيَقُول‌ُ الْمُـخَلَّفُون‌َ إِذَا انْطَلَقْتُم‌ْ إِلَي‌ مَغَانِم‌َ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُم‌ْ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يُبَدِّلُوا كَلاَم‌َ الله‌ِ قُلْ‌ لَن‌ْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُم‌ْ قَال‌َ الله‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ فَسَيَقُولُون‌َ بَل‌ْ تَحْسُدُونَنَا بَل‌ْ كَانُوا لاَ يَفْقَهُون‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (فتح: 15)

هنگامى كه شما براى به دست آوردن غنايمى حركت كنيد، متخلّفان (حديبيه) مى‏گويند: «بگذاريد ما هم در پى شما بيائيم، آنها مى‏خواهند كلام خدا را تغيير دهند بگو: «هرگز نبايد بدنبال ما بياييد اين گونه خداوند از قبل گفته است!» آنها به زودى مى‏گويند: «شما نسبت به ما حسد مى‏ورزيد!» ولى آنها جز اندكى نمى‏فهمند! (15)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ‌ مِنْ‌ ذَكَرٍ وَ أُنْثَي‌ وَ جَعَلْنَاكُم‌ْ شُعُوبَاً وَ قَبَائِل‌َ لِتَعَارَفُوا إِن‌َّ أَكْرَمَكُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ أَتْقَاكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ خَبِيرٌ (حجرات: 13)

اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (اينها ملاك امتياز