فهرست الفبایی




231.«اسم» أَبِي‌ [17] ← ابو
پدر
آیات

وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامَاً آلِهَة‌ً إِنِّي‌ أَرَاك‌َ وَ قَوْمَك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (انعام: 74)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش‏] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مى‏كنى؟! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم.» (74)


وَ مَا كَان‌َ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ إِلاَّ عَنْ‌ مَوْعِدَة‌ٍ وَعَدَهَا إِيَّاه‌ُ فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ أَنَّه‌ُ عَدُوٌّ لِالله‌ِ تَبَرَّأَ مِنْه‌ُ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ لَأََوَّاه‌ٌ حَلِيم‌ٌ (توبه: 114)

و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند) امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود! (114)


إِذْ قَال‌َ يُوسُف‌ُ لِأَبِيه‌ِ يَا أبَت‌ِ إِنِّي‌ رَأَيْت‌ُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبَاً وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُم‌ْ لِي‌ سَاجِدِين‌َ (يوسف: 4)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند!» (4)


إِذْ قَالُوا لَيُوسُف‌ُ وَ أَخُوه‌ُ أَحَب‌ُّ إلَي‌ أَبِينَا مِنَّا وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِن‌َّ أَبَانَا لَفِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 8)

هنگامى كه (برادران) گفتند: «يوسف و برادرش [بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است! (8)


اقْتُلُوا يُوسُف‌َ أَوِ اطْرَحُوه‌ُ أَرْضَاً يَخْل‌ُ لَكُم‌ْ وَجْه‌ُ أَبِيكُم‌ْ وَ تَكُونُوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ قَوْمَاً صَالِحِين‌َ (يوسف: 9)

يوسف را بكشيد يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد تا توجه پدر، فقط به شما باشد و بعد از آن، (از گناه خود توبه مى‏كنيد و) افراد صالحى خواهيد بود! (9)


وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ‌ بِجَهَازِهِم‌ْ قَال‌َ ائْتُونِي‌ بِأَخ‌ٍ لَكُمْ‌ مِن‌ْ أَبِيكُم‌ْ أَلاَ تَرَوْن‌َ أَنِّي‌ أُوفِي‌ الْكَيْل‌َ وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِين‌َ (يوسف: 59)

و هنگامى كه (يوسف) بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: « (نوبت آينده) آن برادرى را كه از پدر داريد، نزد من آوريد! آيا نمى‏بينيد من حق پيمانه را ادا مى‏كنم، و من بهترين ميزبانان هستم؟! (59)


فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَي‌ أَبِيهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِع‌َ مِنَّا الْكَيْل‌ُ فَأَرْسِل‌ْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَل‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 63)

هنگامى كه به سوى پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! دستور داده شده كه (بدون حضور برادرمان بنيامين) پيمانه‏اى (از غلّه) به ما ندهند پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمى (از غلّه) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد!» (63)


ارْجِعُوا إِلَي‌ أَبِيكُم‌ْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِن‌َّ ابْنَك‌َ سَرَق‌َ وَ مَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَ مَا كُنَّا لِلْغَيْب‌ِ حَافِظِين‌َ (يوسف: 81)

شما به سوى پدرتان بازگرديد و بگوييد: پدر (جان)، پسرت دزدى كرد! و ما جز به آنچه مى‏دانستيم گواهى نداديم و ما از غيب آگاه نبوديم! (81)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ يَا أَبَت‌ِ لِم‌َ تَعْبُدُ مَا لاَ يَسْمَع‌ُ وَ لاَ يُبْصِرُ وَ لاَ يُغْنِي‌ عَنْك‌َ شَيْءً (مريم: 42)

هنگامى كه به پدرش گفت: «اى پدر! چرا چيزى را مى‏پرستى كه نه مى‏شنود، و نه مى‏بيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حلّ مى‏كند؟! (42)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَا هَذِه‌ِ التَّـمَاثِيل‌ُ الَّتِي‌ أَنْتُمْ‌ لَهَا عَاكِفُون‌َ (انبياء: 52)

آن هنگام كه به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسمه‏هاى بى‏روح چيست كه شما همواره آنها را پرستش مى‏كنيد؟!» (52)


وَ جَاهِدُوا فِي‌ الله‌ِ حَق‌َّ جِهَادِه‌ِ هُوَ اجْتَبَاكُم‌ْ وَ مَا جَعَل‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ مِن‌ْ حَرَج‌ٍ مِلَّة‌َ أَبِيكُم‌ْ إِبْرَاهِيم‌َ هُوَ سَمَّاكُم‌ُ الْمُسْلِمِين‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ فِي‌ هَذَا لِيَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ شَهِيدَاً عَلَيْكُم‌ْ وَ تَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ فَأَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَاعْتَصِمُوا بِالله‌ِ هُوَ مَوْلاَكُم‌ْ فَنِعْم‌َ الْمَوْلَي‌ وَ نِعْم‌َ النَّصِيرُ (حج: 78)

و در راه خدا جهاد كنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) كار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زكات را بدهيد، و به خدا تمسّك جوييد، كه او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايسته‏اى! (78)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَا تَعْبُدُون‌َ (شعراء: 70)

هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «چه چيز را مى‏پرستيد؟!» (70)


إِذْ قَال‌َ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ مَاذَا تَعْبُدُون‌َ (صافات: 85)

هنگامى كه به پدر و قومش گفت: «اينها چيست كه مى‏پرستيد؟! (85)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ وَ قَوْمِه‌ِ إِنَّنِي‌ بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ (زخرف: 26)

و به خاطر بياور هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش آزر] و قومش گفت: «من از آنچه شما مى‏پرستيد بيزارم. (26)


قَدْ كَانَت‌ْ لَكُم‌ْ أُسْوَة‌ٌ حَسَنَة‌ٌ فِي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِم‌ْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُم‌ْ وَ مِمَّا تَعْبُدُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ كَفَرْنَا بِكُم‌ْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُم‌ُ الْعَدَاوَة‌ُ وَالْبَغَضاءُ أَبَدَاً حَتَّي‌ تُؤْمِنُوا بِالله‌ِ وَحْدَه‌ُ إِلاَّ قَوْل‌َ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ لَأََسْتَغْفِرَن‌َّ لَك‌َ وَ مَا أَمْلِك‌ُ لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ رَبَّنَا عَلَيْك‌َ تَوَكَّلْنَا وَ إِلَيْك‌َ أَنَبْنَا وَ إِلَيْك‌َ الْمَصِيرُ (ممتحنه: 4)

براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غير از خدا مى‏پرستيد بيزاريم ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد!- جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش [عمويش آزر] گفت (و وعده داد) كه براى تو آمرزش طلب مى‏كنم، و در عين حال در برابر خداوند براى تو مالك چيزى نيستم (و اختيارى ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توكّل كرديم و به سوى تو بازگشتيم، و همه فرجامها بسوى تو است! (4)


وَ أُمِّه‌ِ وَ أَبِيه‌ِ (عبس: 35)

و از مادر و پدرش، (35)


تَبَّت‌ْ يَدَا أَبِي‌ لَهَب‌ٍ وَ تَب‌َّ (مسد: 1)

بريده باد هر دو دست ابو لهب (و مرگ بر او باد)! (1)



پدیدآورنده : دکتر صادق فرازی
همکاران : مرحمت زینالی ، فاطمه فرازی و روح الله فرازی
طراحی و پیاده سازی سایت : مهندس حسن زینالی


Email :
info@e-quran.net

Tel :
09022290333


تماس با ما  ¦  درباره ما

کلیه حقوق وب سایت محفوظ بوده واستفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است