فهرست الفبایی




1782.«حرف» إِن‌َّ [1682]
بدرستیکه / قطعا / حتما / بیقین / همچنین / همینطور / آری / ... [البته إنّ واقع در (إنّما) به تعداد 142 مورد را نیز شامل است.]
آیات

إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِم‌ْ أَأَنْذَرْتَهُم‌ْ أَم‌ْ لَم‌ْ تُنْذِرْهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (بقره: 6)

كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏كند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد. (6)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْن‌ُ مُصْلِحُون‌َ (بقره: 11)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: «ما فقط اصلاح كننده‏ايم»! (11)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ هُم‌ُ الْمُفْسِدُون‌َ وَ لَكِنْ‌ لاَ يَشْعُرُون‌َ (بقره: 12)

آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند ولى نمى‏فهمند. (12)


وَ إِذَا قِيل‌َ لَهُم‌ْ آمِنُوا كَمَا آمَن‌َ النَّاس‌ُ قَالُوا أَنُؤْمِن‌ُ كَمَا آمَن‌َ السُّفَهَاءُ أَلاَ إِنَّهُم‌ْ هُم‌ُ السُّفَهَاءُ وَ لَكِنْ‌ لاَ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 13)

و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مى‏گويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمى‏دانند! (13)


وَ إِذَا لَقُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا إِلَي‌ شَيَاطِينِهِم‌ْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ إِنَّمَا نَحْن‌ُ مُسْتَهْزِئُون‌َ (بقره: 14)

و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مى‏كنند، و مى‏گويند: «ما ايمان آورده‏ايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مى‏كنند، مى‏گويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مى‏كنيم!» (14)


يَكَادُ الْبَرْق‌ُ يَخْطَف‌ُ أَبْصَارَهُم‌ْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُم‌ْ مَشَوْا فِيه‌ِ وَ إِذَا أَظْلَم‌َ عَلَيْهِم‌ْ قَامُوا وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَذَهَب‌َ بِسَمْعِهِم‌ْ وَ أَبْصَارِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 20)

(روشنايى خيره كننده) برق، نزديك است چشمانشان را بربايد. هر زمان كه (برق جستن مى‏كند، و صفحه بيابان را) براى آنها روشن مى‏سازد، (چند گامى) در پرتو آن راه مى‏روند و چون خاموش مى‏شود، توقف مى‏كنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بين مى‏برد چرا كه خداوند بر هر چيز تواناست. (20)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَسْتَحْيِي‌ أَن‌ْ يَضْرِب‌َ مَثَلاً مَا بَعُوضَة‌ً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِين‌َ آمَنُوا فَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ رَبِّهِم‌ْ وَ أَمَّا الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَيَقُولُون‌َ مَاذَا أَرَادَ الله‌ُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِل‌ُّ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ يَهْدِي‌ بِه‌ِ كَثِيرَاً وَ مَا يُضِل‌ُّ بِه‌ِ إِلاَّ الْفَاسِقِين‌َ (بقره: 26)

خداوند از اين كه (به موجودات ظاهرا كوچكى مانند) پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند شرم نمى‏كند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده‏اند، مى‏دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان و اما آنها كه راه كفر را پيموده‏اند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى‏گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» (آرى،) خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى‏كند ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏سازد! (26)


وَ إِذْ قَال‌َ رَبُّك‌َ لِلْمَلاَئِكَة‌ِ إِنِّي‌ جَاعِل‌ٌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ خَلِيفَة‌ً قَالُوا أَتَجْعَل‌ُ فِيهَا مَن‌ْ يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِك‌ُ الدِّمَاءَ وَ نَحْن‌ُ نُسَبِّح‌ُ بِحَمْدِك‌َ وَ نُقَدِّس‌ُ لَك‌َ قَال‌َ إِنِّي‌ أَعْلَم‌ُ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 30)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمين، جانشينى [نماينده‏اى‏] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند؟! (زيرا موجودات زمينى ديگر، كه قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا مى‏آوريم، و تو را تقديس مى‏كنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.» (30)


قَالُوا سُبْحَانَك‌َ لاَ عِلْم‌َ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (بقره: 32)

فرشتگان عرض كردند: «منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده‏اى، نمى‏دانيم تو دانا و حكيمى.» (32)


قَال‌َ يَا آدَم‌ُ أَنْبِئْهُم‌ْ بِأَسْمَائِهِم‌ْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُم‌ْ بِأَسْمَائِهِم‌ْ قَال‌َ أَلَم‌ْ أَقُل‌ْ لَكُم‌ْ إِنِّي‌ أَعْلَم‌ُ غَيْب‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ أَعْلَم‌ُ مَا تُبْدُون‌َ وَ مَا كُنْتُم‌ْ تَكْتُمُون‌َ (بقره: 33)

فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) اين موجودات آگاه كن.» هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را ميدانم؟! و نيز ميدانم آنچه را شما آشكار ميكنيد، و آنچه را پنهان ميداشتيد!» (33)


فَتَلَقَّي‌ آدَم‌ُ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ كَلِمَات‌ٍ فَتَاب‌َ عَلَيْه‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 37)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت (و با آنها توبه كرد.) و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است. (37)


وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَة‌ِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَة‌ٌ إِلاَّ عَلَي‌ الْخَاشِعِين‌َ (بقره: 45)

از صبر و نماز يارى جوييد (و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد) و اين كار، جز براى خاشعان، گران است. (45)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ يَا قَوْم‌ِ إِنَّكُم‌ْ ظَلَمْتُم‌ْ أَنْفُسَكُم‌ْ بِاتِّخَاذِكُم‌ُ الْعِجْل‌َ فَتُوبُوا إِلَي‌ بَارِئِكُم‌ْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ ذَلِكُم‌ْ خَيْرٌ لَكُم‌ْ عِنْدَ بَارِئِكُم‌ْ فَتَاب‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِنَّه‌ُ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 54)

و زمانى را كه موسى به قوم خود گفت: «اى قوم من! شما با انتخاب گوساله (براى پرستش) به خود ستم كرديد! پس توبه كنيد و به سوى خالق خود باز گرديد! و خود را [يكديگر را] به قتل برسانيد! اين كار، براى شما در پيشگاه پروردگارتان بهتر است.» سپس خداوند توبه شما را پذيرفت زيرا كه او توبه‏پذير و رحيم است. (54)


وَ إِذْ قُلْتُم‌ْ يَا مُوسَي‌ لَن‌ْ نَصْبِرَ عَلَي‌ طَعَام‌ٍ وَاحِدٍ فَادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُخْرِج‌ْ لَنَا مِمَّا تُنْبِت‌ُ الْأَرْض‌ُ مِن‌ْ بَقْلِهَا وَ قِثَّائِهَا وَ فُومِهَا وَ عَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا قَال‌َ أَتَسْتَبْدِلُون‌َ الَّذِي‌ هُوَ أَدْنَي‌ بِالَّذِي‌ هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرَاً فَإِن‌َّ لَكُم‌ْ مَا سَأَلْتُم‌ْ وَ ضُرِبَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الذِّلَّة‌ُ وَالْمَسْكَنَة‌ُ وَ بَاءُوا بِغَضَب‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ كَانُوا يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ النَّبِيِّين‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ ذَلِك‌َ بِمَا عَصَوْا وَ كَانُوا يَعْتَدُون‌َ (بقره: 61)

و (نيز به خاطر بياوريد) زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفاء كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مى‏روياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پست‏تر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مى‏كنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد زيرا هر چه خواستيد، در آنجا براى شما هست.» و (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند. (61)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَالَّذِين‌َ هَادُوا وَالنَّصَارَي‌ وَالصَّابِئِين‌َ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِندَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 62)

كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است و هيچ گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، بر طبق وظايف و فرمان دين عمل كرده‏اند، مأجور و رستگارند.) (62)


وَ إِذْ قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تَذْبَحُوا بَقَرَة‌ً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوَاً قَال‌َ أَعُوذُ بِالله‌ِ أَن‌ْ أَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (بقره: 67)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه موسى به قوم خود گفت: «خداوند به شما دستور مى‏دهد ماده گاوى را ذبح كنيد (و قطعه‏اى از بدن آن را به مقتولى كه قاتل او شناخته نشده بزنيد، تا زنده شود و قاتل خويش را معرفى كند و غوغا خاموش گردد.)» گفتند: «آيا ما را مسخره مى‏كنى؟» (موسى) گفت: «به خدا پناه مى‏برم از اينكه از جاهلان باشم!» (67)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ فَارِض‌ٌ وَ لاَ بِكْرٌ عَوَان‌ٌ بَيْن‌َ ذَلِك‌َ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُون‌َ (بقره: 68)

گفتند: « (پس) از خداى خود بخواه كه براى ما روشن كند اين ماده گاو چگونه ماده گاوى باشد؟» گفت: خداوند مى‏فرمايد: «ماده گاوى است كه نه پير و از كار افتاده باشد، و نه بكر و جوان بلكه ميان اين دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهيد.» (68)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ صَفْرَاءُ فَاقِع‌ٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين‌َ (بقره: 69)

گفتند: «از پروردگار خود بخواه كه براى ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ «گفت: خداوند مى‏گويد: «گاوى باشد زرد يك دست، كه رنگ آن، بينندگان را شاد و مسرور سازد.» (69)


قَالُوا ادْع‌ُ لَنَا رَبَّك‌َ يُبَيِّن‌ْ لَنَا مَا هِي‌َ إِن‌َّ الْبَقَرَ تَشَابَه‌َ عَلَيْنَا وَ إِنَّا إِن‌ْ شَاءَ الله‌ُ لَمُهْتَدُون‌َ (بقره: 70)

گفتند: «از خدايت بخواه براى ما روشن كند كه چگونه گاوى بايد باشد؟ زيرا اين گاو براى ما مبهم شده! و اگر خدا بخواهد ما هدايت خواهيم شد!» (70)


قَال‌َ إِنَّه‌ُ يَقُول‌ُ إِنَّهَا بَقَرَة‌ٌ لاَ ذَلُول‌ٌ تُثِيرُ الْأَرْض‌َ وَ لاَ تَسْقِي‌ الْحَرْث‌َ مُسَلَّمَة‌ٌ لاَ شِيَة‌َ فِيهَا قَالُوا الْآن‌َ جَئْت‌َ بِالْحَق‌ِّ فَذَبَحُوهَا وَ مَا كَادُوا يَفْعَلُون‌َ (بقره: 71)

گفت: خداوند مى‏فرمايد: «گاوى باشد كه نه براى شخم زدن رام شده و نه براى زراعت آبكشى كند از هر عيبى بركنار باشد، و حتى هيچ گونه رنگ ديگرى در آن نباشد.» گفتند: «الان حق مطلب را آوردى!» سپس (چنان گاوى را پيدا كردند و) آن را سر بريدند ولى مايل نبودند اين كار را انجام دهند. (71)


ثُم‌َّ قَسَت‌ْ قُلُوبُكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ فَهِي‌َ كَالْحِجَارَة‌ِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة‌ً وَ إِن‌َّ مِن‌َ الْحِجَارَة‌ِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْه‌ُ الْأَنْهَارُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّق‌ُ فَيَخْرُج‌ُ مِنْه‌ُ الْمَاءُ وَ إِن‌َّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِط‌ُ مِن‌ْ خَشْيَة‌ِ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 74)

سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا كه پاره‏اى از سنگها مى‏شكافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود و پاره‏اى از آنها شكاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏كند و پاره‏اى از خوف خدا (از فراز كوه) به زير مى‏افتد (اما دلهاى شما، نه از خوف خدا مى‏تپد، و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانى است!) و خداوند از اعمال شما غافل نيست. (74)


قُل‌ْ مَن‌ْ كَان‌َ عَدُوَّاً لِجِبْرِيل‌َ فَإِنَّه‌ُ نَزَّلَه‌ُ عَلَي‌ قَلْبِك‌َ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ مُصَدِّقَاً لِمَا بَيْن‌َ يَدَيْه‌ِ وَ هُدَي‌ً وَ بُشْرَي‌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ (بقره: 97)

(آنها مى‏گويند: «چون فرشته‏اى كه وحى را بر تو نازل مى‏كند، جبرئيل است، و ما با جبرئيل دشمن هستيم، به تو ايمان نمى‏آوريم!») بگو: «كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است در حالى كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مى‏كند و هدايت و بشارت است براى مؤمنان.» (97)


مَن‌ْ كَان‌َ عَدُوَّاً لِالله‌ِ وَ مَلاَئِكَتِه‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ جِبْرِيل‌َ وَ مِيكَال‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِين‌َ (بقره: 98)

كسى كه دشمن خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل باشد (كافر است و) خداوند دشمن كافران است. (98)


وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِين‌ُ عَلَي‌ مُلْك‌ِ سُلَيَمان‌َ وَ مَا كَفَرَ سُلَيْمان‌ُ وَ لَكِنَّ‌ الشَّيَاطِين‌َ كَفَرُوا يُعَلِّمُون‌َ النَّاس‌َ السِّحْرَ وَ مَا أُنْزِل‌َ عَلَي‌ الْمَلَكَيْن‌ِ بِبَابِل‌َ هَارُوت‌َ وَ مَارُوت‌َ وَ مَا يُعَلِّمَان‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ حَتَّي‌ يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْن‌ُ فِتْنَة‌ٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُون‌َ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُون‌َ بِه‌ِ بَيْن‌َ الْمَرْءِ وَ زَوْجِه‌ِ وَ مَا هُم‌ْ بِضَارِّين‌َ بِه‌ِ مِن‌ْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ يَتَعَلَّمُون‌َ مَا يَضُرُّهُم‌ْ وَ لاَ يَنْفَعُهُم‌ْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَن‌ِ اشْتَرَاه‌ُ مَا لَه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ مِن‌ْ خَلاَق‌ٍ وَ لَبِئْس‌َ مَا شَرَوا بِه‌ِ أَنْفُسَهُم‌ْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون‌َ (بقره: 102)

و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى‏خواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مى‏دادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمى‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مى‏گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند. آنها قسمتهايى را فرامى‏گرفتند كه به آنان زيان مى‏رسانيد و نفعى نمى‏داد. و مسلما مى‏دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏دانستند!! (102)


وَدَّ كَثِيرٌ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَوْ يَرُدُّونَكُم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ إِيمَانِكُم‌ْ كُفَّارَاً حَسَدَاً مِن‌ْ عِندِ أَنْفُسِهِم‌ْ مِن‌ْ بَعْدِ مَا تَبَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ الله‌ُ بِأَمْرِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 109)

بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد- كه در وجود آنها ريشه دوانده- آرزو مى‏كردند شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد خداوند بر هر چيزى تواناست. (109)


وَ أَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ وَ آتُوا الزَّكَاة‌َ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ تَجِدُوه‌ُ عِنْدَ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 110)

و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و هر كار خيرى را براى خود از پيش مى‏فرستيد، آن را نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت خداوند به اعمال شما بيناست. (110)


وَ لِالله‌ِ الْمَشْرِق‌ُ وَالْمَغْرِب‌ُ فَأَيْنََمَا تُوَلُّوا فَثَم‌َّ وَجْه‌ُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 115)

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو كنيد، خدا آنجاست! خداوند بى‏نياز و داناست! (115)


بَدِيع‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُن‌ْ فَيَكُون‌ُ (بقره: 117)

هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مى‏شود. (117)


إِنَّا أَرْسَلْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ بَشِيرَاً وَ نَذِيرَاً وَ لاَ تُسْأَل‌ُ عَن‌ْ أَصْحَاب‌ِ الْجَحِيم‌ِ (بقره: 119)

ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن (مردم جهان) فرستاديم و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى! (119)


وَ لَن‌ْ تَرْضَي‌ عَنْك‌َ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصَارَي‌ حَتَّي‌ تَتَّبِع‌َ مِلَّتَهُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُمْ‌ بَعْدَ الَّذِي‌ جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ مَا لَك‌َ مِن‌َ الله‌ِ مِن‌ْ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (بقره: 120)

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور كامل، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آيين (تحريف يافته) آنان، پيروى كنى. بگو: «هدايت، تنها هدايت الهى است!» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى، بعد از آنكه آگاه شده‏اى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود. (120)


وَ إِذِ ابْتَلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ رَبُّه‌ُ بِكَلِمَات‌ٍ فَأَتَمَّهُن‌َّ قَال‌َ إِنِّي‌ جَاعِلُك‌َ لِلنَّاس‌ِ إِمَامَاً قَال‌َ وَ مِن‌ْ ذُرِّيَتِي‌ قَال‌َ لاَ يَنَال‌ُ عَهْدِي‌ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 124)

(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». (124)


وَ إِذْ يَرْفَع‌ُ إِبْرَاهِيم‌ُ الْقَوَاعِدَ مِن‌َ الْبَيْت‌ِ وَ إِسْمَاعِيل‌ُ رَبَّنَا تَقَبَّل‌ْ مِنَّا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (بقره: 127)

و (نيز به ياد آوريد) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل، پايه‏هاى خانه (كعبه) را بالا مى‏بردند، (و مى‏گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (127)


رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْن‌ِ لَك‌َ وَ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّة‌ً مُسْلِمَة‌ً لَك‌َ وَ أَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَ تُب‌ْ عَلَيْنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (بقره: 128)

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذير، كه تو توبه‏پذير و مهربانى! (128)


رَبَّنَا وَابْعَث‌ْ فِيهِم‌ْ رَسُولاً مِنْهُم‌ْ يَتْلُو عَلَيْهِم‌ْ آيَاتِك‌َ وَ يُعَلِّمُهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ وَالْحِكْمَة‌َ وَ يُزَكِّيهِم‌ْ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (بقره: 129)

پروردگارا! در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيز، تا آيات تو را بر آنان بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد، و پاكيزه كند زيرا تو توانا و حكيمى (و بر اين كار، قادرى)!» (129)


وَ مَنْ‌ يَرْغَب‌ُ عَنْ‌ مِلَّة‌ِ إِبْرَاهِيم‌َ إِلاَّ مَنْ‌ سَفِه‌َ نَفْسَه‌ُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْنَاه‌ُ فِي‌ الدُّنْيَا وَ إِنَّه‌ُ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ لَمِن‌َ الصَّالِحِين‌َ (بقره: 130)

جز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روى‏گردان خواهد شد؟! ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر، از صالحان است. (130)


وَ وَصَّي‌ بِهَا إِبْرَاهِيم‌ُ بَنِيه‌ِ وَ يَعْقُوب‌ُ يَا بَنِي‌َّ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَي‌ لَكُم‌ُ الدِّين‌َ فَلاَ تَمُوتُن‌َّ إِلاِّ وَ أَنْتُمْ‌ مُسْلِمُون‌َ (بقره: 132)

و ابراهيم و يعقوب (در واپسين لحظات عمر،) فرزندان خود را به اين آيين، وصيت كردند (و هر كدام به فرزندان خويش گفتند:) «فرزندان من! خداوند اين آيين پاك را براى شما برگزيده است و شما، جز به آيين اسلام [تسليم در برابر فرمان خدا] از دنيا نرويد!» (132)


فَإِنْ‌ آمَنُوا بِمِثْل‌ِ مَا آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ فَقَدِ اهتَدَوْا وَ إِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُم‌ْ فِي‌ شِقَاق‌ٍ فَسَيَكْفِيكَهُم‌ُ الله‌ُ وَ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (بقره: 137)

اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آورده‏ايد ايمان بياورند، هدايت يافته‏اند و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا شده‏اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مى‏كند و او شنونده و داناست. (137)


أَم‌ْ تَقُولُون‌َ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌َ كَانُوا هُودَاً أَوْ نَصَاري‌ قُل‌ْ أَأَنْتُم‌ْ أَعْلَم‌ُ أَم‌ِ الله‌ُ وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ْ كَتَم‌َ شَهَادَة‌ً عِنْدَه‌ُ مِن‌َ الله‌ِ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 140)

يا مى‏گوييد: «ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مى‏دانيد يا خدا؟! (و با اينكه مى‏دانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند، چرا حقيقت را كتمان مى‏كنيد؟)» و چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه گواهى و شهادت الهى را كه نزد اوست، كتمان مى‏كند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست. (140)


وَ كَذَلِك‌َ جَعَلْنَاكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَسَطَاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ يَكُون‌َ الرَّسُول‌ُ عَلَيْكُم‌ْ شَهِيدَاً وَ مَا جَعَلْنَا الْقِبْلَة‌َ الَّتِي‌ كُنْت‌َ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَم‌َ مَنْ‌ يَتَّبِع‌ُ الرَّسُول‌َ مِمَّن‌ْ يَنْقَلِب‌ُ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ لَكَبِيرَة‌ً إِلاَّ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَدَي‌ الله‌ُ وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُضِيع‌َ إِيمَانَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِالنَّاس‌ِ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 143)

همان‏گونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‏اى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مى‏كنند، از آنها كه به جاهليت بازمى‏گردند، مشخص شوند. و مسلماً اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان [نماز] شما را ضايع نمى‏گرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)


قَدْ نَرَي‌ تَقَلُّب‌َ وَجْهِك‌َ فِي‌ السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّك‌َ قِبْلَة‌ً تَرْضَاهَا فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ حَيْثُمَا كُنْتُم‌ْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُم‌ْ شَطْرَه‌ُ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ لَيَعْلَمُون‌َ أَنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا يَعْمَلُون‌َ (بقره: 144)

نگاه‏هاى انتظارآميز تو را به سوى آسمان (براى تعيين قبله نهايى) مى‏بينيم! اكنون تو را به سوى قبله‏اى كه از آن خشنود باشى، باز مى‏گردانيم. پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن! و هر جا باشيد، روى خود را به سوى آن بگردانيد! و كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده، بخوبى مى‏دانند اين فرمانِ حقى است كه از ناحيه پروردگارشان صادر شده (و در كتابهاى خود خوانده‏اند كه پيغمبر اسلام، به سوى دو قبله، نماز مى‏خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفى داشتن اين آيات) غافل نيست! (144)


وَ لَئِن‌ْ أَتَيْت‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ بِكُل‌ِّ آيَة‌ٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَك‌َ وَ مَا أَنْت‌َ بِتَابِع‌ٍ قِبْلَتَهُم‌ْ وَ مَا بَعْضُهُمْ‌ بِتَابِع‌ٍ قِبْلَة‌َ بَعْض‌ٍ وَ لَئِن‌ِ اتَّبَعْت‌َ أَهْوَاءَهُم‌ْ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَك‌َ مِن‌َ الْعِلْم‌ِ إِنَّك‌َ إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 145)

سوگند كه اگر براى (اين گروه از) اهل كتاب، هر گونه آيه (و نشانه و دليلى) بياورى، از قبله تو پيروى نخواهند كرد و تو نيز، هيچ گاه از قبله آنان، پيروى نخواهى نمود. (آنها نبايد تصور كنند كه بار ديگر، تغيير قبله امكان‏پذير است!) و حتى هيچ يك از آنها، پيروى از قبله ديگرى نخواهد كرد! و اگر تو، پس از اين آگاهى، متابعت هوسهاى آنها كنى، مسلماً از ستمگران خواهى بود! (145)


الَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَعْرِفُونَه‌ُ كَمَا يَعْرِفُون‌َ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فَرِيقَاً مِنْهُم‌ْ لَيَكْتُمُون‌َ الْحَق‌َّ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (بقره: 146)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند! (146)


وَ لِكُل‌ٍّ وِجْهَة‌ٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَات‌ِ أَيْنَمَا تَكُونُوا يَأْت‌ِ بِكُم‌ُ الله‌ُ جَمِيعَاً إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (بقره: 148)

هر طايفه‏اى قبله‏اى دارد كه خداوند آن را تعيين كرده است (بنا بر اين، زياد در باره قبله گفتگو نكنيد! و به جاى آن،) در نيكى‏ها و اعمال خير، بر يكديگر سبقت جوييد! هر جا باشيد، خداوند همه شما را (براى پاداش و كيفر در برابر اعمال نيك و بد، در روز رستاخيز،) حاضر مى‏كند زيرا او، بر هر كارى تواناست. (148)


وَ مِن‌ْ حَيْث‌ُ خَرَجْت‌َ فَوَل‌ِّ وَجْهَك‌َ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَلْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ مَا الله‌ُ بِغَافِل‌ٍ عَمَّا تَعْمَلُون‌َ (بقره: 149)

از هر جا (و از هر شهر و نقطه‏اى) خارج شدى، (به هنگام نماز،) روى خود را به جانب «مسجد الحرام» كن! اين دستور حقى از طرف پروردگار توست! و خداوند، از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست! (149)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 153)

اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است. (153)


الَّذِين‌َ إِذَا أَصَابَتْهُم‌ْ مُصِيبَة‌ٌ قَالُوا إِنَّا لِالله‌ِ وَ إِنَّا إِلَيْه‌ِ رَاجِعُون‌َ (بقره: 156)

آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم!» (156)


إِن‌َّ الصَّفَا وَالْمَرْوَة‌َ مِنْ‌ شَعَائِرِ الله‌ِ فَمَن‌ْ حَج‌َّ الْبَيْت‌َ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْه‌ِ أَنْ‌ يَطَّوَّف‌َ بِهِمَا وَ مَنْ‌ تَطَوَّع‌َ خَيْرَاً فَإِن‌َّ الله‌َ شَاكِرٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 158)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست! بنا بر اين، كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مى‏دهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى‏رويّه مشركان، كه بتهايى بر اين دو كوه نصب كرده بودند، از موقعيّت اين دو مكان مقدّس نمى‏كاهد!) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است. (158)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَلْنَا مِن‌َ الْبَيِّنَات‌ِ وَالْهُدَي‌ مِنْ‌ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاه‌ُ لِلنَّاس‌ِ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ أُولَئِك‌َ يَلْعَنُهُم‌ُ الله‌ُ وَ يَلْعَنُهُم‌ُ اللاَّعِنُون‌َ (بقره: 159)

كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كرده‏ايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مى‏كند و همه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند (159)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ كُفَّارٌ أُولَئِك‌َ عَلَيْهِم‌ْ لَعْنَة‌ُ الله‌ِ وَالْمَلاَئِكَة‌ِ وَالنَّاس‌ِ أَجْمَعِين‌َ (بقره: 161)

كسانى كه كافر شدند، و در حالِ كفر از دنيا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! (161)


إِن‌َّ فِي‌ خَلْق‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْك‌ِ الَّتِي‌ تَجْرِي‌ فِي‌ الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَع‌ُ النَّاس‌َ وَ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ مِنْ‌ مَاءٍ فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا وَ بَث‌َّ فِيهَا مِنْ‌ كُل‌ِّ دَابَّة‌ٍ وَ تَصْرِيف‌ِ الرِّيَاح‌ِ وَالسَّحَاب‌ِ الْمُسَخَّرِ بَيْن‌َ السَّمَاءِ وَالْأَرْض‌ِ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (بقره: 164)

در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتيهايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏انديشند! (164)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ كُلُوا مِمَّا فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوات‌ِ الشَّيْطان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (بقره: 168)

اى مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد! چه اينكه او، دشمن آشكار شماست! (168)


إِنَّمَا يَأْمُرُكُم‌ْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَ أَنْ‌ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (بقره: 169)

او شما را فقط به بديها و كار زشت فرمان مى‏دهد (و نيز دستور مى‏دهد) آنچه را كه نمى‏دانيد، به خدا نسبت دهيد. (169)


إِنَّمَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌َ وَالدَّم‌َ وَ لَحْم‌َ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ بِه‌ِ لِغَيْرِ الله‌ِ فَمَن‌ِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ‌ٍ وَ لاَ عَادٍ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 173)

خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوك و آنچه را نام غيرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام كرده است. (ولى) آن كس كه مجبور شود، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد، گناهى بر او نيست (و مى‏تواند براى حفظ جان خود، در موقع ضرورت، از آن بخورد) خداوند بخشنده و مهربان است. (173)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْتُمُون‌َ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَشْتَرُون‌َ بِه‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ مَا يَأْكُلُون‌َ فِي‌ بُطُونِهِم‌ْ إِلاَّ النَّارَ وَ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ُ الله‌ُ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لاَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (بقره: 174)

كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد و آنان را پاكيزه نمى‏كند و براى آنها عذاب دردناكى است. (174)


ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ الله‌َ نَزَّل‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِي‌ الْكِتَاب‌ِ لَفِي‌ شِقَاق‌ٍ بَعِيدٍ (بقره: 176)

اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب (آسمانى) را به حق، (و توأم با نشانه‏ها و دلايل روشن،) نازل كرده و آنها كه در آن اختلاف مى‏كنند، (و با كتمان و تحريف، اختلاف به وجود مى‏آورند،) در شكاف و (پراكندگى) عميقى قرار دارند. (176)


فَمَنْ‌ بَدَّلَه‌ُ بَعْدَ مَا سَمِعَه‌ُ فَإِنَّمَا إِثْمُه‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يُبَدِّلُونَه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 181)

پس كسانى كه بعد از شنيدنش آن را تغيير دهند، گناه آن، تنها بر كسانى است كه آن (وصيّت) را تغيير مى‏دهند خداوند، شنوا و داناست. (181)


فَمَن‌ْ خَاف‌َ مِنْ‌ مُوص‌ٍ جَنَفَاً أَوْ إِثْمَاً فَأَصْلَح‌َ بَيْنَهُم‌ْ فَلاَ إِثْم‌َ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 182)

و كسى كه از انحرافِ وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه)، يا از گناه او (كه مبادا وصيّت به كار خلافى كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد، گناهى بر او نيست (و مشمولِ حكم تبديلِ وصيّت نمى‏باشد.) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (182)


وَ إِذَا سَأَلَك‌َ عِبَادِي‌ عَنِّي‌ فَإِنِّي‌ قَرِيب‌ٌ أُجِيب‌ُ دَعْوَة‌َ الدَّاع‌ِ إِذَا دَعَان‌ِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي‌ لَعَلَّهُم‌ْ يَرْشُدُون‌َ (بقره: 186)

و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو:) من نزديكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گويم! پس بايد دعوت مرا بپذيرند، و به من ايمان بياورند، تا راه يابند (و به مقصد برسند)! (186)


وَ قَاتِلُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ الَّذِين‌َ يُقَاتِلُونَكُم‌ْ وَ لاَ تَعْتَدُوا إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُعْتَدِين‌َ (بقره: 190)

و در راه خدا، با كسانى كه با شما مى‏جنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا تعدّى‏كنندگان را دوست نمى‏دارد! (190)


فَإِن‌ِ انْتَهَوْا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 192)

و اگر خوددارى كردند، خداوند آمرزنده و مهربان است. (192)


وَ أَنْفِقُوْا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُم‌ْ إِلَي‌ التَّهْلُكَة‌ِ وَ أَحْسِنُوا إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُـحْسِنِين‌َ (بقره: 195)

و در راهِ خدا، انفاق كنيد! و (با ترك انفاق،) خود را به دست خود، به هلاكت نيفكنيد! و نيكى كنيد! كه خداوند، نيكوكاران را دوست مى‏دارد. (195)


الْحَج‌ُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَات‌ٌ فَمَنْ‌ فَرَض‌َ فِيهِن‌َّ الْحَج‌ِّ فَلاَ رَفَث‌َ وَ لاَ فُسُوق‌َ وَ لاَ جِدَال‌َ فِي‌ الْحَج‌ِّ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ يَعْلَمْه‌ُ الله‌ُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِن‌َّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي‌ وَاتَّقُون‌ِ يَا أُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (بقره: 197)

حج، در ماه‏هاى معينى است! و كسانى كه (با بستن احرام، و شروع به مناسك حج،) حج را بر خود فرض كرده‏اند، (بايد بدانند كه) در حج، آميزش جنسى با زنان، و گناه و جدال نيست! و آنچه از كارهاى نيك انجام دهيد، خدا آن را مى‏داند. و زاد و توشه تهيه كنيد، كه بهترين زاد و توشه، پرهيزكارى است! و از من بپرهيزيد اى خردمندان! (197)


ثُم‌َّ أَفِيضُوا مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَفَاض‌َ النَّاس‌ُ وَاسْتَغْفِرُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 199)

سپس از همان جا كه مردم كوچ مى‏كنند، (به سوى سرزمين منى) كوچ كنيد! و از خداوند، آمرزش بطلبيد، كه خدا آمرزنده مهربان است! (199)


يَا أيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي‌ السِّلْم‌ِ كَافَّة‌ً وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيَطان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (بقره: 208)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد همگى در صلح و آشتى درآييد! و از گامهاى شيطان، پيروى نكنيد كه او دشمن آشكار شماست (208)


سَل‌ْ بَنِي‌ إِسرَائِيل‌َ كَم‌ْ آتَيْنَاهُم‌ْ مِن‌ْ آيَة‌ٍ بَيِّنَة‌ٍ وَ مَنْ‌ يُبَدِّل‌ْ نِعْمَة‌َ الله‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَتْه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (بقره: 211)

از بنى اسرائيل بپرس: «چه اندازه نشانه‏هاى روشن به آنها داديم؟» (ولى آنان، نعمتها و امكانات مادى و معنوى را كه خداوند در اختيارشان گذاشته بود، در راه غلط به كار گرفتند.) و كسى كه نعمت خدا را، پس از آن كه به سراغش آمد، تبديل كند (و در مسير خلاف به كار گيرد، گرفتار عذاب شديد الهى خواهد شد) كه خداوند شديد العقاب است. (211)


أَم‌ْ حَسِبْتُم‌ْ أَنْ‌ تَدْخُلُوا الْجَنَّة‌َ وَ لَمَّا يَأْتِكُم‌ْ مَثَل‌ُ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ مَسَّتْهُم‌ُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّي‌ يَقُول‌َ الرَّسُول‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ مَتَي‌ نَصْرُ الله‌ِ أَلاَ إِن‌َّ نَصْرَ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ (بقره: 214)

آيا گمان كرديد داخل بهشت مى‏شويد، بى‏آنكه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان كه گرفتاريها و ناراحتيها به آنها رسيد، و آن چنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: «پس يارى خدا كى خواهد آمد؟!» (در اين هنگام، تقاضاى يارى از او كردند، و به آنها گفته شد:) آگاه باشيد، يارىِ خدا نزديك است! (214)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا يُنْفِقُون‌َ قُل‌ْ مَا أَنْفَقْتُم‌ْ مِن‌ْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْن‌ِ وَالْأَقْرَبِين‌َ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 215)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مى‏داند). (215)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَالَّذِين‌َ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ أُولَئِك‌َ يَرْجُون‌َ رَحْمَة‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 218)

كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد نموده‏اند، آنها اميد به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است. (218)


فِي‌ الدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ الْيَتَامَي‌ قُل‌ْ إِصْلاَح‌ٌ لَهُم‌ْ خَيْرٌ وَ إِنْ‌ تُخَالِطُوهُم‌ْ فَإِخْوَانُكُم‌ْ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ الْمُفْسِدَ مِن‌َ الْمُصْلِح‌ِ وَ لَوْ شَاءَ الله‌ُ لَأَعْنَتَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (بقره: 220)

(تا انديشه كنيد) درباره دنيا و آخرت! و از تو در باره يتيمان سؤال مى‏كنند، بگو: «اصلاح كار آنان بهتر است. و اگر زندگى خود را با زندگى آنان بياميزيد، (مانعى ندارد) آنها برادر (دينى) شما هستند.» (و همچون يك برادر با آنها رفتار كنيد!) خداوند، مفسدان را از مصلحان، بازمى‏شناسد. و اگر خدا بخواهد، شما را به زحمت مى‏اندازد (و دستور مى‏دهد در عين سرپرستى يتيمان، زندگى و اموال آنها را بكلى از اموال خود، جدا سازيد ولى خداوند چنين نمى‏كند) زيرا او توانا و حكيم است. (220)


وَ يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ المَـحِيض‌ِ قُل‌ْ هُوَ أَذَي‌ً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي‌ الْمَـحِيض‌ِ وَ لاَ تَقْرَبُوهُن‌َّ حَتَّي‌ يَطْهُرْن‌َ فَإِذَا تَطَهَّرْن‌َ فَأْتُوهُن‌َّ مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَمَرَكُم‌ُ الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ التَّوَّابِين‌َ وَ يُحِب‌ُّ الْمُتَطَهِّرِين‌َ (بقره: 222)

و از تو، در باره خون حيض سؤال مى‏كنند، بگو: «چيز زيانبار و آلوده‏اى است از اين رو در حالت قاعدگى، از آنان كناره‏گيرى كنيد! و با آنها نزديكى ننمايد، تا پاك شوند! و هنگامى كه پاك شدند، از طريقى كه خدا به شما فرمان داده، با آنها آميزش كنيد! خداوند، توبه‏كنندگان را دوست دارد، و پاكان را (نيز) دوست دارد. (222)


لِلَّذِين‌َ يُؤْلُون‌َ مِنْ‌ نِسَائِهِم‌ْ تَرَبُّص‌ُ أَرْبَعَة‌ِ أَشْهُرٍ فَإِنْ‌ فَاءُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (بقره: 226)

كسانى كه زنان خود را «ايلاء» مى‏نمايند [سوگند ياد مى‏كنند كه با آنها، آميزش جنسى ننمايند،] حق دارند چهار ماه انتظار بكشند. (و در ضمن اين چهار ماه، وضع خود را با همسر خويش، از نظر ادامه زندگى يا طلاق، روشن سازند.) اگر (در اين فرصت،) بازگشت كنند، (چيزى بر آنها نيست زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (226)


وَ إِن‌ْ عَزَمُوا الطَّلاق‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 227)

و اگر تصميم به جدايى گرفتند، (آن هم با شرايطش مانعى ندارد) خداوند شنوا و داناست. (227)


وَ إِنْ‌ طَلَّقْتُمُوهُن‌َّ مِنْ‌ قَبْل‌ِ أَنْ‌ تَمَسُّوهُن‌َّ وَ قَدْ فَرَضْتُم‌ْ لَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً فَنِصْف‌ُ مَا فَرَضْتُم‌ْ إِلاَّ أَنْ‌ يَعْفُون‌َ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي‌ بِيَدِه‌ِ عُقْدَة‌ُ النِّكَاح‌ِ وَ أَنْ‌ تَعْفُوا أَقْرَب‌ُ لِلتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَنْسَوُا الْفَضْل‌َ بَيْنَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (بقره: 237)

و اگر آنان را، پيش از آن كه با آنها تماس بگيريد و (آميزش جنسى كنيد) طلاق دهيد، در حالى كه مهرى براى آنها تعيين كرده‏ايد، (لازم است) نصف آنچه را تعيين كرده‏ايد (به آنها بدهيد) مگر اينكه آنها (حق خود را) ببخشند يا (در صورتى كه صغير و سفيه باشند، ولىّ آنها، يعنى) آن كس كه گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت كردن شما (و بخشيدن تمام مهر به آنها) به پرهيزكارى نزديكتر است، و گذشت و نيكوكارى را در ميان خود فراموش نكنيد، كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست! (237)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِين‌َ خَرَجُوا مِنْ‌ دِيَارِهِم‌ْ وَ هُم‌ْ أُلُوف‌ٌ حَذَرَ الْمَوْت‌ِ فَقَال‌َ لَهُم‌ُ الله‌ُ مُوتُوا ثُم‌َّ أَحْيَاهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لَذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَشْكُرُون‌َ (بقره: 243)

آيا نديدى جمعيتى را كه از ترس مرگ، از خانه‏هاى خود فرار كردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند (كه به بهانه بيمارى طاعون، از شركت در ميدان جهاد خوددارى نمودند). خداوند به آنها گفت: بميريد! (و به همان بيمارى، كه آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده كرد (و ماجراى زندگى آنها را درس عبرتى براى آيندگان قرار داد.) خداوند نسبت به بندگان خود احسان مى‏كند ولى بيشتر مردم، شكر (او را) بجا نمى‏آورند. (243)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَدْ بَعَث‌َ لَكُم‌ْ طَالُوت‌َ مَلِكَاً قَالُوا أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لَه‌ُ الْمُلْك‌ُ عَلَيْنَا وَ نَحْن‌ُ أَحَق‌ُّ بِالْمُلْك‌ِ مِنْه‌ُ وَ لَم‌ْ يُؤْت‌َ سَعَة‌ً مِن‌َ الْمَال‌ِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَاه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ وَ زَادَه‌ُ بَسْطَة‌ً فِي‌ الْعِلْم‌ِ وَالْجِسْم‌ِ وَالله‌ُ يُؤْتِي‌ مُلْكَه‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (بقره: 247)

و پيامبرشان به آنها گفت: «خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» گفتند: «چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!» گفت: «خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است.» (247)


وَ قَال‌َ لَهُم‌ْ نَبِيُّهُم‌ْ إِن‌َّ آيَة‌َ مُلْكِه‌ِ أَنْ‌ يَأْتِيَكُم‌ُ التَّابُوت‌ُ فِيه‌ِ سَكِينَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ بَقِيَّة‌ٌ مِمَّا تَرَك‌َ آل‌ُ مُوسَي‌ وَ آل‌ُ هَارُون‌َ تَحْمِلُه‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (بقره: 248)

و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حكومت او، اين است كه (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى كه فرشتگان، آن را حمل مى‏كنند. در اين موضوع، نشانه‏اى (روشن) براى شماست اگر ايمان داشته باشيد.» (248)


فَلَمَّا فَصَل‌َ طَالُوت‌ُ بِالْجُنُودِ قَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ مُبْتَلِيكُمْ‌ بِنَهَرٍ فَمَنْ‌ شَرِب‌َ مِنْه‌ُ فَلَيْس‌َ مِنِّي وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَطْعَمْه‌ُ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ إِلاّ مَن‌ِ اغْتَرَف‌َ غُرْفَة‌ً بِيَدِه‌ِ فَشَرِبُوا مِنْه‌ُ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَلَمَّا جَاوَزَه‌ُ هُوَ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ قَالُوا لاَ طَاقَة‌َ لَنَا الْيَوْم‌َ بِجَالُوت‌َ وَ جُنُودِه‌ِ قَال‌َ الَّذِين‌َ يَظُنُّون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا الله‌ِ كَم‌ْ مِنْ‌ فِئَة‌ٍ قَلِيلَة‌ٍ غَلَبَت‌ْ فِئَة‌ً كَثِيرَة‌ً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَالله‌ُ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (بقره: 249)

و هنگامى كه طالوت (به فرماندهى لشكر بنى اسرائيل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسيله يك نهر آب، آزمايش مى‏كند آنها (كه به هنگام تشنگى،) از آن بنوشند، از من نيستند و آنها كه جز يك پيمانه با دست خود، بيشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده كمى، همگى از آن آب نوشيدند. سپس هنگامى كه او، و افرادى كه با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به‏در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از كمى نفرات خود، ناراحت شدند و عده‏اى) گفتند: «امروز، ما توانايى مقابله با (جالوت) و سپاهيان او را نداريم.» اما آنها كه مى‏دانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند!» و خداوند، با صابران و استقامت‏كنندگان) است. (249)


تِلْك‌َ آيَات‌ُ الله‌ِ نَتْلُوهَا عَلَيْك‌َ بِالحَق‌ِّ وَ إِنَّك‌َ لَمِن‌َ الْمُرْسَلِين‌َ (بقره: 252)

اينها، آيات خداست كه به حق، بر تو مى‏خوانيم و تو از رسولان (ما) هستى. (252)


أَلَم‌ْ تَرَ إِلَي‌ الَّذِي‌ حَاج‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ فِي‌ رَبِّه‌ِ أَن‌ْ آتَاه‌ُ الله‌ُ الْمُلْك‌َ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ رَبِّي‌َ الَّذِي‌ يُحْيِي وَ يُمِيت‌ُ قَال‌َ أَنَا أُحْيِي‌ وَ أُمِيت‌ُ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ يَأْتِي‌ بِالشَّمْس‌ِ مِن‌َ الْمَشْرِق‌ِ فَأْت‌ِ بِهَا مِن‌َ الْمَغْرِب‌ِ فَبُهِت‌َ الَّذِي‌ كَفَرَ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (بقره: 258)

آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود) هنگامى كه ابراهيم گفت: «خداى من آن كسى است كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند.» او گفت: «من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم!» (و براى اثبات اين كار و مشتبه ساختن بر مردم دستور داد دو زندانى را حاضر كردند، فرمان آزادى يكى و قتل ديگرى را داد) ابراهيم گفت: «خداوند، خورشيد را از افق مشرق مى‏آورد (اگر راست مى‏گويى كه حاكم بر جهان هستى تويى،) خورشيد را از مغرب بياور!» (در اينجا) آن مرد كافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمى‏كند. (258)


وَ مَا أَنْفَقْتُمْ‌ مِنْ‌ نَفَقَة‌ٍ أَوْ نَذَرْتُمْ‌ مِنْ‌ نَذْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ يَعْلَمُه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (بقره: 270)

و هر چيز را كه انفاق مى‏كنيد، يا (اموالى را كه) نذر كرده‏ايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مى‏داند. و ستمگران ياورى ندارند. (270)


لِلْفُقَرَاءِ الَّذِين‌َ أُحْصِرُوا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ لاَ يَسْتَطِيعُون‌َ ضَرْبَاً فِي‌ الْأَرْض‌ِ يَحْسَبُهُم‌ُ الْجَاهِل‌ُ أَغْنِيَاءَ مِن‌َ التَّعَفُّف‌ِ تَعْرِفُهُمْ‌ بِسِيَماهُم‌ْ لاَ يَسْأَلُون‌َ النَّاس‌َ إِلْحَافَاً وَ مَا تُنْفِقُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (بقره: 273)

(انفاقِ شما، مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند (و توجّه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدانِ جهاد، به آنها اجازه نمى‏دهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارتى بزنند) نمى‏توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‏اى به دست آورند) و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره‏هايشان مى‏شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند. (اين است مشخّصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است. (273)


الَّذِين‌َ يَأْكُلُون‌َ الرِّبَا لاَ يَقُومُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيْطَان‌ُ مِن‌َ الْمَس‌ِّ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْع‌ُ مِثْل‌ُ الرِّبَا وَ أَحَل‌َّ الله‌ُ الْبَيْع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبَا فَمَنْ‌ جَاءَه‌ُ مَوْعِظَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَانْتَهَي‌ فَلَه‌ُ مَا سَلَف‌َ وَ أَمْرُه‌ُ إِلَي‌ الله‌ِ وَ مَن‌ْ عَادَ فَأُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (بقره: 275)

كسانى كه ربا مى‏خورند، (در قيامت) برنمى‏خيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده (و نمى‏تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمين مى‏خورد، گاهى بپا مى‏خيزد). اين، به خاطر آن است كه گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى ميان آن دو نيست.)» در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! (زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است.) و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و (از رباخوارى) خوددارى كند، سودهايى كه در سابق [قبل از نزول حكم تحريم‏] به دست آورده، مال اوست (و اين حكم، گذشته را شامل نمى‏گردد) و كار او به خدا واگذار مى‏شود (و گذشته او را خواهد بخشيد.) امّا كسانى كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند)، اهل آتشند و هميشه در آن مى‏مانند. (275)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاة‌َ وَ آتَوُا الزَّكَاة‌َ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ وَ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (بقره: 277)

كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مى‏شوند. (277)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوْا إِذَا تَدَايَنْتُمْ‌ بِدَيْن‌ٍ إِلَي‌ أََجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً فَاكْتُبُوه‌ُ وَلْيَكْتُبْ‌ بَيْنَكُم‌ْ كَاتِب‌ٌ بِالْعَدْل‌ِ وَ لاَ يَأْب‌َ كَاتِب‌ٌ أَنْ‌ يَكْتُب‌َ كَمَا عَلَّمَه‌ُ الله‌ُ فَلْيَكْتُب‌ْ وَلْـيُمْلِل‌ِ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ وَلْيَتَّق‌ِ الله‌َ رَبَّه‌ُ وَ لاَ يَبْخَس‌ْ مِنْه‌ُ شَيْءً فَإِنْ‌ كَان‌َ الَّذِي‌ عَلَيْه‌ِ الْحَق‌ُّ سَفِيهَاً أَوْ ضَعِيفَاً أَوْ لاَ يَسْتَطِيع‌ُ أَنْ‌ يُمِل‌َّ هُوَ فَلْيُمْلِل‌ْ وَلِيُّه‌ُ بِالْعَدْل‌ِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِیدَيْن‌ِ مِنْ‌ رِجَالِكُم‌ْ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُونَا رَجُلَيْن‌ِ فَرَجِل‌ٌ وَامْرَأَتَان‌ِ مِمَّن‌ تَرْضَوْن‌َ مِن‌َ الشُّهَدَاءِ أَنْ‌ تَضِل‌َّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَي‌ وَ لاَ يَأْب‌َ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَ لاَ تَسْأَمُوا أَنْ‌ تَكْتُبُوه‌ُ صَغِيرَاً أَوْ كَبِيرَاً إِلَي‌ أَجَلِه‌ِ ذَلِكُم‌ْ أَقْسَط‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ أَقْوَم‌ُ لِلشَّهَادَة‌ِ وَ أَدْنَي‌ أَنْ لاَ تَرْتَابُوا إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ تِجَارَة‌ً حَاضِرَة‌ً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُم‌ْ فَلَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ لاَ تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُم‌ْ وَ لاَ يُضَارَّ كَاتِب‌ٌ وَ لاَ شَهِيدٌ وَ إِن‌ْ تَفْعَلُوا فَإِنَّه‌ُ فُسُوق‌ٌ بِكُمْ‌ وَاتَّقُوا الله‌َ وَ يُعَلِّمُكُم‌ْ الله‌ُ وَالله‌ُ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (بقره: 282)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدّت‏دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و بايد نويسنده‏اى از روى عدالت، (سند را) در ميان شما بنويسد! و كسى كه قدرت بر نويسندگى دارد، نبايد از نوشتن- همان طور كه خدا به او تعليم داده- خوددارى كند! پس بايد بنويسد، و آن كس كه حق بر عهده اوست، بايد املا كند، و از خدا كه پروردگار اوست بپرهيزد، و چيزى را فروگذار ننمايد! و اگر كسى كه حق بر ذمه اوست، سفيه (يا از نظر عقل) ضعيف (و مجنون) است، يا (به خاطر لال بودن،) توانايى بر املا كردن ندارد، بايد ولىّ او (به جاى او،) با رعايت عدالت، املا كند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر اين حقّ) شاهد بگيريد! و اگر دو مرد نبودند، يك مرد و دو زن، از كسانى كه مورد رضايت و اطمينان شما هستند، انتخاب كنيد! (و اين دو زن، بايد با هم شاهد قرار گيرند،) تا اگر يكى انحرافى يافت، ديگرى به او يادآورى كند. و شهود نبايد به هنگامى كه آنها را (براى شهادت) دعوت مى‏كنند، خوددارى نمايند! و از نوشتن (بدهىِ خود،) چه كوچك باشد يا بزرگ، ملول نشويد (هر چه باشد بنويسيد)! اين، در نزد خدا به عدالت نزديكتر، و براى شهادت مستقيم تر، و براى جلوگيرى از ترديد و شك (و نزاع و گفتگو) بهتر مى‏باشد مگر اينكه داد و ستد نقدى باشد كه بين خود، دست به دست مى‏كنيد. در اين صورت، گناهى بر شما نيست كه آن را ننويسيد. ولى هنگامى كه خريد و فروش (نقدى) مى‏كنيد، شاهد بگيريد! و نبايد به نويسنده و شاهد، (به خاطر حقگويى،) زيانى برسد (و تحت فشار قرار گيرند)! و اگر چنين كنيد، از فرمان پروردگار خارج شده‏ايد. از خدا بپرهيزيد! و خداوند به شما تعليم مى‏دهد خداوند به همه چيز داناست. (282)


وَ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ عَلَي‌ سَفَرٍ وَ لَم‌ْ تَجِدُوا كَاتِبَاً فَرِهَان‌ٌ مَقْبُوضَة‌ٌ فَإِن‌ْ أَمِن‌َ بَعْضُكُمْ‌ بَعْضَاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي‌ اؤْتُمِن‌َ أَمَانَتَه‌ُ وَلْيَتَّق‌ِ الله‌َ رَبَّه‌ُ وَ لاَ تَكْتُمُوا الشَّهَادَة‌َ وَ مَنْ‌ يَكْتُمْهَا فَإِنَّه‌ُ آثِم‌ٌ قَلْبُه‌ُ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ عَلِيم‌ٌ (بقره: 283)

و اگر در سفر بوديد، و نويسنده‏اى نيافتيد، گروگان بگيريد! (گروگانى كه در اختيار طلبكار قرار گيرد.) و اگر به يكديگر اطمينان (كامل) داشته باشيد، (گروگان لازم نيست، و) بايد كسى كه امين شمرده شده (و بدون گروگان، چيزى از ديگرى گرفته)، امانت (و بدهى خود را بموقع) بپردازد و از خدايى كه پروردگار اوست. بپرهيزد! و شهادت را كتمان نكنيد! و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گناهكار است. و خداوند، به آنچه انجام مى‏دهيد، داناست. (283)


مِنْ‌ قَبْل‌ُ هُدَي‌ً لِلنَّاس‌ِ وَ أَنْزَل‌َ الْفُرْقَان‌َ إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ شَدِيدٌ وَالله‌ُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (آل‌عمران: 4)

پيش از آن، براى هدايت مردم فرستاد و (نيز) كتابى كه حق را از باطل مشخّص مى‏سازد، نازل كرد كسانى كه به آيات خدا كافر شدند، كيفر شديدى دارند و خداوند (براى كيفرِ بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است. (4)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَخْفَي‌ عَلَيْه‌ِ شَي‌ْءٌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ (آل‌عمران: 5)

هيچ چيز، در آسمان و زمين، بر خدا مخفى نمى‏ماند. (بنا بر اين، تدبير آنها بر او مشكل نيست.) (5)


رَبَّنَا لاَ تُزِغ‌ْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَب‌ْ لَنَا مِنْ‌ لَدُنْـك‌َ رَحْمَة‌ً إِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْوَهَّاب‌ُ (آل‌عمران: 8)

(راسخانِ در علم، مى‏گويند:) «پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى! (8)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ جَامِع‌ُ النَّاس‌ِ لِيَوْم‌ٍ لاَ رَيْب‌َ فِيه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (آل‌عمران: 9)

پروردگارا! تو مردم را، براى روزى كه ترديدى در آن نيست، جمع خواهى كرد زيرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمى‏كند. (ما به تو و رحمت بى‏پايانت، و به وعده رستاخيز و قيامت ايمان داريم.)» (9)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ تُغْنِيَ‌ عَنْهُم‌ْ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ْ وَقُودُ النَّارِ (آل‌عمران: 10)

ثروتها و فرزندانِ كسانى كه كافر شدند، نمى‏تواند آنان را از (عذابِ) خداوند باز دارد (و از كيفر، رهايى بخشد.) و آنان خود، آتشگيره دوزخند. (10)


قَدْ كَان‌َ لَكُم‌ْ آيَة‌ٌ فِي‌ فِئَتَيْن‌ِ الْتَقَتَا فِئَة‌ٌ تُقَاتِل‌ُ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ أُخْرَي‌ كَافِرَة‌ٌ يَرَوْنَهُمْ‌ مِثْلَيْهِم‌ْ رَأْي‌َ الْعَيْن‌ِ وَالله‌ُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَعِبْرَة‌ً لِأُولِي‌ الْأَبْصَارِ (آل‌عمران: 13)

در دو گروهى كه (در ميدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه (و درس عبرتى) براى شما بود: يك گروه، در راه خدا نبرد مى‏كرد و جمع ديگرى كه كافر بود، (در راه شيطان و بت،) در حالى كه آنها (گروه مؤمنان) را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، مى‏ديدند. (و اين خود عاملى براى وحشت و شكست آنها شد.) و خداوند، هر كس را بخواهد (و شايسته بداند)، با يارى خود، تأييد مى‏كند. در اين، عبرتى است براى بينايان! (13)


الَّذِين‌َ يَقُولُون‌َ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَاب‌َ النَّارِ (آل‌عمران: 16)

همان كسانى كه مى‏گويند: «پروردگارا! ما ايمان آورده‏ايم پس گناهان ما را بيامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!» (16)


إِن‌َّ الدِّين‌َ عِنْدَ الله‌ِ الْإِسْلاَم‌ُ وَ مَا اخْتَلَف‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ إِلاَّ مِنْ‌ بَعْدِ مَا جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ بَغْيَاً بَيْنَهُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِآيَات‌ِ الله‌ِ فَإِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الحِسَاب‌ِ (آل‌عمران: 19)

دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد زيرا) خداوند، سريع الحساب است. (19)


فَإِن‌ْ حَاجُّوك‌َ فَقُل‌ْ أَسْلَمْت‌ُ وَجْهِي‌َ لِالله‌ِ وَ مَن‌ِ اتَّبَعَن‌ِ وَ قُلْ‌ لِلَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ وَالْأُمِّيِّين‌َ أَأَسْلَمْتُم‌ْ فَإِن‌ْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِن‌ْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْك‌َ الْبَلاَغ‌ُ وَالله‌ُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (آل‌عمران: 20)

اگر با تو، به گفتگو و ستيز برخيزند، (با آنها مجادله نكن! و) بگو: «من و پيروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسليم شده‏ايم.» و به آنها كه اهل كتاب هستند [يهود و نصارى‏] و بى‏سوادان [مشركان‏] بگو: «آيا شما هم تسليم شده‏ايد؟» اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسليم شوند، هدايت مى‏يابند و اگر سرپيچى كنند، (نگران مباش! زيرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است و خدا نسبت به (اعمال و عقايد) بندگان، بيناست. (20)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْفُرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ وَ يَقْتُلُون‌َ النَّبِيِّين‌َ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ وَ يَقْتُلُون‌َ الَّذِين‌َ يَأْمُرُون‌َ بِالْقِسْط‌ِ مِن‌َ النَّاس‌ِ فَبَشِّرْهُمْ‌ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (آل‌عمران: 21)

كسانى كه نسبت به آيات خدا كفر مى‏ورزند و پيامبران را بناحق مى‏كشند، و (نيز) مردمى را كه امر به عدالت مى‏كنند به قتل مى‏رسانند، و به كيفر دردناك (الهى) بشارت ده! (21)


قُل‌ِ اللَّهُم‌َّ مَالِك‌َ الْمُلْك‌ِ تُؤْتِي‌ الْمُلْك‌َ مَنْ‌ تَشَاءُ وَ تَنْزِع‌ُ الْمُلْك‌َ مِمَّنْ‌ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَن‌ْ تَشَاءُ وَ تُذِل‌ُّ مَن‌ْ تَشَاءُ بِيَدِك‌َ الخَيْرُ إِنَّك‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (آل‌عمران: 26)

بگو: «بارالها! مالك حكومتها تويى به هر كس بخواهى، حكومت مى‏بخشى و از هر كس بخواهى، حكومت را مى‏گيرى هر كس را بخواهى، عزت مى‏دهى و هر كه را بخواهى خوار مى‏كنى. تمام خوبيها به دست توست تو بر هر چيزى قادرى. (26)


قُل‌ْ أَطِيعُوا الله‌َ وَالرَّسُول‌َ فَإِنْ‌ تَوَلَّوا فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْكَافِرِين‌َ (آل‌عمران: 32)

بگو: «از خدا و فرستاده (او)، اطاعت كنيد! و اگر سرپيچى كنيد، خداوند كافران را دوست نمى‏دارد.» (32)


إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَي‌ آدَم‌َ وَ نُوحَاً وَ آل‌َ إِبْرَاهِيم‌َ وَ آل‌َ عِمْرَان‌َ عَلَي‌ الْعَالَمِين‌َ (آل‌عمران: 33)

خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد. (33)


إِذْ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ عِمْرَان‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ نَذَرْت‌ُ لَك‌َ مَا فِي‌ بَطْنِي‌ مُحَرَّرَاً فَتَقَبَّل‌ْ مِنِّي‌ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (آل‌عمران: 35)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر كردم، كه «محرَّر» (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد. از من بپذير، كه تو شنوا و دانايى! (35)


فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَت‌ْ رَب‌ِّ إِنِّي‌ وَضَعْتُهَا أُنْثَي‌ وَالله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا وَضَعَت‌ْ وَ لَيْس‌َ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَي‌ وَ إِنِّي‌ سَمَّيْتُهَا مَرْيَم‌َ وَ إِنِّي‌ أُعِيذُهَا بِك‌َ وَ ذُرِّيَّتَهَا مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ الرَّجِيم‌ِ (آل‌عمران: 36)

ولى هنگامى كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم- ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نيست. (دختر نمى‏تواند وظيفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم.» (36)


فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُول‌ٍ حَسَن‌ٍ وَ أَنْبَتَهَا نَبَاتَاً حَسَنَاً وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَل‌َ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِـحْرَاب‌َ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقَاً قَال‌َ يَا مَرْيَم‌ُ أَنَّي‌ لَك‌ِ هَذَا قَالَت‌ْ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يَرْزُق‌ُ مَنْ‌ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَاب‌ٍ (آل‌عمران: 37)

خداوند، او [مريم‏] را به طرز نيكويى پذيرفت و به طرز شايسته‏اى، (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد) و كفالت او را به «زكريا» سپرد. هر زمان زكريا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏ديد. از او پرسيد: «اى مريم! اين را از كجا آورده‏اى؟!» گفت: «اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.» (37)


هُنَالِك‌َ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّه‌ُ قَال‌َ رَب‌ِّ هَب‌ْ لِي‌ مِنْ‌ لَدُنْك‌َ ذُرِّيَّة‌ً طَيِّبَة‌ً إِنَّك‌َ سَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (آل‌عمران: 38)

در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگى در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزه‏اى (نيز) به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‏شنوى!» (38)


وَ إِذْ قَالَت‌ِ الْمَلاَئِكَة‌ُ يَا مَرْيَم‌ُ إِن‌َّ الله‌َ اصْطَفَاك‌ِ وَ طَهَّرَك‌ِ وَاصْطَفَاك‌ِ عَلَي‌ نِسَاءِ الْعَالَمِين‌َ (آل‌عمران: 42)

و (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است. (42)


إِذْ قَالَت‌ِ الْمَلاَئِكَة‌ُ يَا مَرْيَم‌ُ إِن‌َّ الله‌َ يُبَشِّرُك‌ِ بِكَلِمَة‌ٍ مِنْه‌ُ اسْمُه‌ُ الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَجِيهَاً فِي‌ الْدُّنْيَا وَالْآخِرَة‌ِ وَ مِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (آل‌عمران: 45)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏اى [وجود با عظمتى‏] از طرف خودش بشارت مى‏دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است. (45)


قَالَت‌ْ رَب‌ِّ أَنَّي‌ يَكُون‌ُ لِي‌ وَلَدٌ وَ لَم‌ْ يَمْسَسْنِي‌ بَشَرٌ قَال‌َ كَذَلِكِ الله‌ُ يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَي‌ أَمْرَاً فَإِنَّمَا يَقُول‌ُ لَه‌ُ كُن‌ْ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 47)

(مريم) گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد، در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، اين گونه هر چه را بخواهد مى‏آفريند! هنگامى كه چيزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر كند)، فقط به آن مى‏گويد: «موجود باش!» آن نيز فوراً موجود مى‏شود. (47)


وَ رَسُولاً إِلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنِّي‌ قَدْ جِئْتُكُمْ‌ بِآيَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ أَنِّي‌ أَخْلُق‌ُ لَكُمْ‌ مِن‌َ الطِّين‌ِ كَهَيْئَة‌ِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخ‌ُ فِيه‌ِ فَيَكُون‌ُ طَيْرَاً بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُبْرِئ‌ُ الْأَكْمَه‌َ وَالْأَبْرَص‌َ وَ أُحْيِي‌ الْمَوْتَي‌ بِإِذْن‌ِ الله‌ِ وَ أُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا تَأْكُلُون‌َ وَ مَا تَدَّخِرُون‌َ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لَكُم‌ْ إِن‌ْ كُنْتُم‌ْ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 49)

و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوى بنى اسرائيل (قرار داده، كه به آنها مى‏گويد:) من نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، برايتان آورده‏ام من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. و به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم و از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم مسلماً در اينها، نشانه‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد! (49)


إِن‌َّ الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ هَذَا صِرَاط‌ٌ مُستَقِيم‌ٌ (آل‌عمران: 51)

خداوند، پروردگار من و شماست او را بپرستيد (نه من، و نه چيز ديگر را)! اين است راه راست!» (51)


إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ إِنِّي‌ مُتَوَفِّيك‌َ وَ رَافِعُك‌َ إِلَيَّ‌ وَ مُطَهِّرُك‌َ مِن‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ جَاعِل‌ُ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوك‌َ فَوْق‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ ثُم‌َّ إِلَيَّ‌ مَرْجِعُكُم‌ْ فَأَحْكُم‌ُ بَيْنَكُم‌ْ فِيمَا كُنْتُم‌ْ فِيه‌ِ تَخْتَلِفُون‌َ (آل‌عمران: 55)

(به ياد آوريد) هنگامى را كه خدا به عيسى فرمود: «من تو را برمى‏گيرم و به سوى خود، بالا مى‏برم و تو را از كسانى كه كافر شدند، پاك مى‏سازم و كسانى را كه از تو پيروى كردند، تا روز رستاخيز، برتر از كسانى كه كافر شدند، قرار مى‏دهم سپس بازگشت شما به سوى من است و در ميان شما، در آنچه اختلاف داشتيد، داورى مى‏كنم. (55)


إِن‌َّ مَثَل‌َ عِيسَي‌ عِنْدَ الله‌ِ كَمَثَل‌ِ آدَم‌َ خَلَقَه‌ُ مِنْ‌ تُرَاب‌ٍ ثُم‌َّ قَال‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (آل‌عمران: 59)

مَثَل عيسى در نزد خدا، همچون آدم است كه او را از خاك آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. (بنا بر اين، ولادت مسيح بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيّت او نيست.) (59)


إِن‌َّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَص‌ُ الْحَق‌ُّ وَ مَا مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِلاَّ الله‌ُ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (آل‌عمران: 62)

اين همان سرگذشتِ واقعى (مسيح) است. (و ادعاهايى همچون الوهيّت او، يا فرزند خدا بودنش، بى‏اساس است.) و هيچ معبودى، جز خداوند يگانه نيست و خداوند توانا و حكيم است. (62)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِالْمُفْسِدِين‌َ (آل‌عمران: 63)

اگر (با اين همه شواهد روشن، باز هم از پذيرش حق) روى گردانند، (بدان كه طالب حق نيستند و) خداوند از مفسده‏جويان، آگاه است. (63)


إِن‌َّ أَوْلَي‌ النَّاس‌ِ بِإِبْرَاهِيم‌َ لَلَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ وَ هَذَا النَّبِي‌ُّ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَالله‌ُ وَلِي‌ُّ الْمُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 68)

سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آورده‏اند (از همه سزاوارترند) و خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان است. (68)


وَ لاَ تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ‌ تَبِع‌َ دِينَكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْهُدَي‌ هُدَي‌ الله‌ِ أَنْ‌ يُؤْتَي‌ أَحَدٌ مِثْل‌َ مَا أُوتِيتُمْ‌ أَوْ يُحَاجُّوكُم‌ْ عِنْدَ رَبِّكُم‌ْ قُل‌ْ إِن‌َّ الْفَضْل‌َ بِيَدِ الله‌ِ يُؤْتِيه‌ِ مَنْ‌ يَشَاءُ وَالله‌ُ وَاسِع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 73)

و جز به كسى كه از آيين شما پيروى مى‏كند، (واقعاً) ايمان نياوريد!» بگو: «هدايت، هدايت الهى است! (و اين توطئه شما، در برابر آن بى اثر است)»! (سپس اضافه كردند: «تصور نكنيد) به كسى همانند شما (كتاب آسمانى) داده مى‏شود، يا اينكه مى‏توانند در پيشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو كنند، (بلكه نبوّت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوّت و عقل و منطق، در انحصار كسى نيست بلكه) به دست خداست و به هر كس بخواهد (و شايسته بداند،) مى‏دهد و خداوند، واسع [داراى مواهب گسترده‏] و آگاه (از موارد شايسته آن) است. (73)


بَلَي‌ مَن‌ْ أَوْفَي‌ بِعَهْدِه‌ِ وَاتَّقَي‌ فَإِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (آل‌عمران: 76)

آرى، كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مى‏دارد زيرا) خداوند پرهيزگاران را دوست دارد. (76)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَشْتَرُون‌َ بِعَهْدِ الله‌ِ وَ أَيْمَانِهِم‌ْ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ لاَ خَلاَق‌َ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ وَ لاَ يُكَلِّمُهُم‌ُ الله‌ُ وَ لاَ يَنْظُرُ إِلَيْهِم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ وَ لاَ يُزَكِّيهِم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 77)

كسانى كه پيمان الهى و سوگندهاى خود (به نام مقدس او) را به بهاى ناچيزى مى‏فروشند، آنها بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمى‏گويد و به آنان در قيامت نمى‏نگرد و آنها را (از گناه) پاك نمى‏سازد و عذاب دردناكى براى آنهاست. (77)


وَ إِن‌َّ مِنْهُم‌ْ لَفَرِيقَاً يَلْوُون‌َ أَلْسِنَتَهُمْ‌ بِالْكِتَاب‌ِ لِتَحْسَبُوه‌ُ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌َ الْكِتَاب‌ِ وَ يَقُولُون‌َ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ مَا هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ وَ يَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ وَ هُم‌ْ يَعْلَمُون‌َ (آل‌عمران: 78)

در ميان آنها [يهود] كسانى هستند كه به هنگام تلاوت كتاب (خدا)، زبان خود را چنان مى‏گردانند كه گمان كنيد (آنچه را مى‏خوانند،) از كتاب (خدا) است در حالى كه از كتاب (خدا) نيست! (و با صراحت) مى‏گويند: «آن از طرف خداست!» با اينكه از طرف خدا نيست، و به خدا دروغ مى‏بندند در حالى كه مى‏دانند! (78)


إِلاَّ الَّذِين‌َ تَابُوا مِن‌ْ بَعْدِ ذَلِك‌َ وَ أَصْلَحُوا فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (آل‌عمران: 89)

مگر كسانى كه پس از آن، توبه كنند و اصلاح نمايند (و در مقام جبران گناهان گذشته برآيند، كه توبه آنها پذيرفته خواهد شد) زيرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (89)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِم‌ْ ثُم‌َّ ازْدَادُوا كُفْرَاً لَن‌ْ تُقْبَل‌َ تَوْبَتُهُم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ هُم‌ُ الضَّالُّون‌َ (آل‌عمران: 90)

كسانى كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر (خود) افزودند، (و در اين راه اصرار ورزيدند،) هيچ گاه توبه آنان، (كه از روى ناچارى يا در آستانه مرگ صورت مى‏گيرد،) قبول نمى‏شود و آنها گمراهان (واقعى) اند (چرا كه هم راه خدا را گم كرده‏اند، و هم راه توبه را!). (90)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ كُفَّارٌ فَلَن‌ْ يُقْبَل‌َ مِن‌ْ أَحَدِهِمْ‌ مِل‌ْءُ الْأَرْض‌ِ ذَهَبَاً وَ لَوِ افْتَدَي‌ بِه‌ِ أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (آل‌عمران: 91)

كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، اگر چه روى زمين پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فديه (و كفّاره اعمال بد خويش) بپردازند، هرگز از هيچ يك آنها قبول نخواهد شد و براى آنان، مجازاتِ دردناك است و ياورانى ندارند. (91)


لَن‌ْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّي‌ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‌َ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فَإِن‌َّ الله‌َ بِه‌ِ عَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 92)

هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد و آنچه انفاق مى‏كنيد، خداوند از آن آگاه است. (92)


إِن‌َّ أَوَّل‌َ بَيْت‌ٍ وُضِع‌َ لِلنَّاس‌ِ لَلَّذِي‌ بِبَكَّة‌َ مُبَارَكَاً وَ هُدَي‌ً لِلْعَالَمِين‌َ (آل‌عمران: 96)

نخستين خانه‏اى كه براى مردم (و نيايش خداوند) قرار داده شد، همان است كه در سرزمين مكّه است، كه پر بركت، و مايه هدايت جهانيان است. (96)


فِيه‌ِ آيَات‌ٌ بَيِّنَات‌ٌ مَقَام‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ وَ مَنْ‌ دَخَلَه‌ُ كَان‌َ آمِنَاً وَ لِالله‌ِ عَلَي‌ النَّاس‌ِ حِج‌ُّ الْبَيْت‌ِ مَن‌ِ اسْتَطَاع‌َ إِلَيْه‌ِ سَبِيلاً وَ مَنْ‌ كَفَرَ فَإِن‌َّ الله‌َ غَنِي‌ٌّ عَن‌ِ الْعَالَمِين‌َ (آل‌عمران: 97)

در آن، نشانه‏هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است و هر كس داخل آن [خانه خدا] شود در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است. (97)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَن‌ْ تُغْنِي‌َ عَنْهُم‌ْ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُم‌ْ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (آل‌عمران: 116)

كسانى كه كافر شدند، هرگز نمى‏توانند در پناه اموال و فرزندانشان، از مجازات خدا در امان بمانند! آنها اصحاب دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند. (116)


هَا أَنْتُم‌ْ أُوْلاَءِ تُحِبُّونَهُم‌ْ وَ لاَ يُحِبُّونَكُم‌ْ وَ تُؤْمِنُون‌َ بِالْكِتَاب‌ِ كُلِّه‌ِ وَ إِذَا لَقُوكُم‌ْ قَالُوا آمَنَّا وَ إِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُم‌ُ الْأَنَامِل‌َ مِن‌َ الغَيْظ‌ِ قُل‌ْ مُوتُوا بِغَيْظِكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 119)

شما كسانى هستيد كه آنها را دوست مى‏داريد امّا آنها شما را دوست ندارند! در حالى كه شما به همه كتابهاى آسمانى ايمان داريد (و آنها به كتاب آسمانى شما ايمان ندارند). هنگامى كه شما را ملاقات مى‏كنند، (به دروغ) مى‏گويند: «ايمان آورده‏ايم!» امّا هنگامى كه تنها مى‏شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى‏گزند! بگو: «با همين خشمى كه داريد بميريد! خدا از (اسرار) درون سينه‏ها آگاه است.» (119)


إِنْ‌ تَمْسَسْكُم‌ْ حَسَنَة‌ٌ تَسُؤْهُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُصِبْكُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَ إِن‌ْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لاَ يَضُرُّكُم‌ْ كَيْدُهُم‌ْ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ بِمَا يَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (آل‌عمران: 120)

اگر نيكى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‏كند و اگر حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‏شوند. (امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهيزگارى پيشه كنيد، نقشه‏هاى (خائنانه) آنان، به شما زيانى نمى‏رساند خداوند به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد. (120)


لَيْس‌َ لَك‌َ مِن‌َ الْأَمْرِ شَي‌ْءٌ أَوْ يَتُوب‌َ عَلَيْهِم‌ْ أَوْ يُعَذِّبَهُم‌ْ فَإِنَّهُم‌ْ ظَالِمُون‌َ (آل‌عمران: 128)

هيچ گونه اختيارى (در باره عفو كافران، يا مؤمنان فرارى از جنگ،) براى تو نيست مگر اينكه (خدا) بخواهد آنها را ببخشد، يا مجازات كند زيرا آنها ستمگرند. (128)


ثُم‌َّ أَنْزَل‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ الْغَم‌ِّ أَمَنَة‌ً نُعَاسَاً يَغْشَي‌ طَائِفَة‌ً مِنْكُم‌ْ وَ طَائِفَة‌ٌ قَدْ أَهَمَّتْهُم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ يَظُنُّون‌َ بِالله‌ِ غَيْرَ الْحَق‌ِّ ظَن‌َّ الْجَاهِلِيَّة‌ِ يَقُولُون‌َ هَلْ‌ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ مِن‌ْ شَيْ‌ءٍ قُل‌ْ إِن‌َّ الْأَمْرَ كُلَّه‌ُ لِالله‌ِ يُخْفُون‌َ فِي‌ أَنْفُسِهِمْ‌ مَا لاَ يُبْدُون‌َ لَك‌َ يَقُولُون‌َ لَوْ كَان‌َ لَنَا مِن‌َ الْأَمْرِ شَيْ‌ءٌ مَا قُتِلْنَا هَهُنَا قُل‌ْ لَوْ كُنْتُم‌ْ فِي‌ بُيُوتِكُم‌ْ لَبَرَزَ الَّذِين‌َ كُتِب‌َ عَلَيْهِم‌ُ الْقَتْل‌ُ إِلَي‌ مَضَاجِعِهِم‌ْ وَ لِيَبْتَلِي‌َ الله‌ُ مَا فِي‌ صُدُورِكُم‌ْ وَ لِيُمَحِّص‌َ مَا فِي‌ قُلُوبِكُم‌ْ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (آل‌عمران: 154)

سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند و مى‏گفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مى‏شود؟!» بگو: «همه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزى را پنهان مى‏دارند كه براى تو آشكار نمى‏سازند مى‏گويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمى‏شديم!» بگو: «اگر هم در خانه‏هاى خود بوديد، آنهايى كه كشته‏شدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوى آرامگاه‏هاى خود، بيرون مى‏آمدند (و آنها را به قتل مى‏رساندند). و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينه‏هايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينه‏هاست، با خبر است. (154)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَوَلَّوْا مِنْكُم‌ْ يَوْم‌َ الْتَقَي‌ الْجَمْعَان‌ِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ بِبَعْض‌ِ مَا كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا الله‌ُ عَنْهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ حَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 155)

كسانى كه در روز روبرو شدن دو جمعيت با يكديگر (در جنگ احد)، فرار كردند، شيطان آنها را بر اثر بعضى از گناهانى كه مرتكب شده بودند، به لغزش انداخت و خداوند آنها را بخشيد. خداوند، آمرزنده و بردبار است. (155)


فَبِمَـا رَحْمَة‌ٍ مِن‌َ الله‌ِ لِنْت‌َ لَهُم‌ْ وَ لَوْ كُنْت‌َ فَظَّاً غَلِيظ‌َ الْقَلْب‌ِ لَانْفَضُّوا مِن‌ْ حَوْلِك‌َ فَاعْف‌ُ عَنْهُم‌ْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم‌ْ وَ شَاوِرْهُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْت‌َ فَتَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَوَكِّلِين‌َ (آل‌عمران: 159)

به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد. (159)


أَوَ لَمَّا أَصَابَتْكُمْ‌ مُصِيبَة‌ٌ قَدْ أَصَبْتُم‌ْ مِثْلَيْهَا قُلْتُم‌ْ أَنَّي‌ هَذَا قُل‌ْ هُوَ مِن‌ْ عِنْدِ أَنْفُسِكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (آل‌عمران: 165)

آيا هنگامى كه مصيبتى (در ميدان جنك احد) به شما رسيد، در حالى كه دو برابر آن را (در ميدان جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته بوديد، گفتيد: «اين مصيبت از كجاست؟!» بگو: «از ناحيه خود شماست (كه در ميدان جنگ احد، با دستور پيامبر مخالفت كرديد)! خداوند بر هر چيزى قادر است. (و چنانچه روش خود را اصلاح كنيد، در آينده شما را پيروز مى‏كند.)» (165)


الَّذِين‌َ قَال‌َ لَهُم‌ُ النَّاس‌ُ إِن‌َّ النَّاس‌َ قَدْ جَمَعُوا لَكُم‌ْ فَاخْشَوْهُم‌ْ فَزَادَهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ وَ نِعْم‌َ الْوَكِيل‌ُ (آل‌عمران: 173)

اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشكر دشمن‏] براى (حمله به) شما اجتماع كرده‏اند از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست.» (173)


إِنَّمَا ذَلِكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ يُخَوِّف‌ُ أَوْلِيَاءَه‌ُ فَلاَ تَخَافُوهُم‌ْ وَ خَافُون‌ِ إِن‌ْ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (آل‌عمران: 175)

اين فقط شيطان است كه پيروان خود را (با سخنان و شايعات بى‏اساس،) مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد! (175)


وَ لاَ يَحْزُنْك‌َ الَّذِين‌َ يُسَارِعُون‌َ فِي‌ الْكُفْرِ إِنَّهُم‌ْ لَن‌ْ يَضُرُّوا الله‌َ شَيْءً يُرِيدُ الله‌ُ أَنْ لاَ يَجْعَل‌َ لَهُم‌ْ حَظَّاً فِي‌ الْآخِرَة‌ِ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (آل‌عمران: 176)

كسانى كه در راه كفر، شتاب ميكنند، تو را غمگين نسازند! به يقين، آنها هرگز زيانى به خداوند نمى‏رسانند. (بعلاوه) خدا مى‏خواهد (آنها را به حال خودشان واگذارد و در نتيجه،) بهره‏اى براى آنها در آخرت قرار ندهد. و براى آنها مجازات بزرگى است! (176)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ لَن‌ْ يَضُرُّوا الله‌َ شَيْءً وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (آل‌عمران: 177)

(آرى،) كسانى كه ايمان را دادند و كفر را خريدارى كردند، هرگز به خدا زيانى نمى‏رسانند و براى آنها، مجازات دردناكى است! (177)


وَ لاَ يَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّ مَا نُمْلِي‌ لَهُم‌ْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِم‌ْ إِنَّمَا نُمْلِي‌ لَهُم‌ْ لِيَزْدَادُوا إِثْمَاً وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ (آل‌عمران: 178)

آنها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى‏دهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى‏دهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براى آنها، عذاب خواركننده‏اى (آماده شده) است! (178)


لَقَدْ سَمِع‌َ الله‌ُ قَوْل‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ فَقِيرٌ وَ نَحْن‌ُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُب‌ُ مَا قَالُوا وَ قَتْلَهُم‌ُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَق‌ٍّ وَ نَقُول‌ُ ذُوقُوا عَذَاب‌َ الْحَرِيق‌ِ (آل‌عمران: 181)

خداوند، سخن آنها را كه گفتند: «خدا فقير است، و ما بى‏نيازيم»، شنيد! به زودى آنچه را گفتند، خواهيم نوشت و (همچنين) كشتن پيامبران را بناحق (مى‏نويسيم) و به آنها مى‏گوييم: «بچشيد عذاب سوزان را (در برابر كارهايتان!)» (181)


الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ عَهِدَ إِلَيْنَا أَنْ لاَ نُؤْمِن‌َ لِرَسُول‌ٍ حَتَّي‌ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَان‌ٍ تَأْكُلُه‌ُ النَّارُ قُل‌ْ قَدْ جَاءَكُم‌ْ رُسُل‌ٌ مِنْ‌ قَبْلِي‌ بِالْبَيِّنَات‌ِ وَ بِالَّذِي‌ قُلْتُم‌ْ فَلِم‌َ قَتَلْتُمُوهُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (آل‌عمران: 183)

(اينها) همان كسانى (هستند) كه گفتند: «خداوند از ما پيمان گرفته كه به هيچ پيامبرى ايمان نياوريم تا (اين معجزه را انجام دهد:) يك قربانى بياورد، كه آتش [صاعقه آسمانى‏] آن را بخورد!» بگو: «پيامبرانى پيش از من، براى شما آمدند و دلايل روشن، و آنچه را گفتيد آوردند پس چرا آنها را به قتل رسانديد اگر راست مى‏گوييد؟!» (183)


كُل‌ُّ نَفْس‌ٍ ذَائِقَة‌ُ الْمَوْت‌ِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْن‌َ أُجُورَكُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فَمَنْ‌ زُحْزِح‌َ عَن‌ِ النَّارِ وَ أُدْخِل‌َ الْجَنَّة‌َ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاة‌ُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاع‌ُ الْغُرُورِ (آل‌عمران: 185)

هر كسى مرگ را مى‏چشد و شما پاداش خود را بطور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت آنها كه از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شده‏اند و زندگى دنيا، چيزى جز سرمايه فريب نيست! (185)


لَتُبْلَوُن‌َّ فِي‌ أَمْوَالِكُم‌ْ وَ أَنْفُسِكُم‌ْ وَ لَتَسْمَعُن‌َّ مِن‌َ الَّذين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا أَذَي‌ً كَثِيرَاً وَ إِنْ‌ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِن‌َّ ذَلِك‌َ مِن‌ْ عَزْم‌ِ الْأُمُورِ (آل‌عمران: 186)

به يقين (همه شما) در اموال و جانهاى خود، آزمايش مى‏شويد! و از كسانى كه پيش از شما به آنها كتاب (آسمانى) داده شده [يهود]، و (همچنين) از مشركان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهيد شنيد! و اگر استقامت كنيد و تقوا پيشه سازيد، (شايسته‏تر است زيرا) اين از كارهاى مهم و قابل اطمينان است. (186)


إِن‌َّ فِي‌ خَلْق‌ِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَاخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ لَآيَات‌ٍ لِأُولِي‌ الْأَلْبَاب‌ِ (آل‌عمران: 190)

مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است. (190)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ مَنْ‌ تُدْخِل‌ِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه‌ُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (آل‌عمران: 192)

پروردگارا! هر كه را تو (بخاطر اعمالش،) به آتش افكنى، او را خوار و رسوا ساخته‏اى! و براى افراد ستمگر، هيچ ياورى نيست! (192)


رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيَاً يُنَادِي‌ لِلْإِيمَانِ أَن‌ْ آمِنُوا بِرَبِّكُم‌ْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَع‌َ الْأَبْرَارِ (آل‌عمران: 193)

پروردگارا! ما صداى منادى (تو) را شنيديم كه به ايمان دعوت مى‏كرد كه: «به پروردگار خود، ايمان بياوريد!» و ما ايمان آورديم پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بديهاى ما را بپوشان! و ما را با نيكان (و در مسير آنها) بميران! (193)


رَبَّنَا وَ آتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَي‌ رُسُلِك‌َ وَ لاَ تُخْزِنَا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّك‌َ لاَ تُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (آل‌عمران: 194)

پروردگارا! آنچه را به وسيله پيامبرانت به ما وعده فرمودى، به ما عطا كن! و ما را در روز رستاخيز، رسوا مگردان! زيرا تو هيچ گاه از وعده خود، تخلف نمى‏كنى. (194)


وَ إِن‌َّ مِن‌ْ أَهْل‌ِ الْكِتَاب‌ِ لَمَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْكُم‌ْ وَ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْهِم‌ْ خَاشِعِين‌َ لِالله‌ِ لاَ يَشْتَرُون‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً أُولَئِك‌َ لَهُم‌ْ أَجْرُهُم‌ْ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (آل‌عمران: 199)

و از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گرديده، ايمان دارند در برابر (فرمان) خدا خاضعند و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمى‏فروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سريع الحساب است. (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مى‏كند، و پاداش مى‏دهد.) (199)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ اتَّقُوا رَبَّكُم‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُمْ‌ مِنْ‌ نَفْس‌ٍ وَاحِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَث‌َّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرَاً وَ نِسَاءً وَاتَّقُوا الله‌َ الَّذِي‌ تَسَاءَلُون‌َ بِه‌ِ وَالْأَرْحَام‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَيْكُم‌ْ رَقِيبَاً (نساء: 1)

اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت. و از خدايى بپرهيزيد كه (همگى به عظمت او معترفيد و) هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد! (و نيز) (از قطع رابطه با) خويشاوندان خود، پرهيز كنيد! زيرا خداوند، مراقب شماست. (1)


وَ آتُوا الْيَتَامَي‌ أَمْوَالَهُم‌ْ وَ لاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيث‌َ بِالطَّيِّب‌ِ وَ لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُم‌ْ إِلَي‌ أَمْوَالِكُم‌ْ إِنَّه‌ُ كَان‌َ حُوبَاً كَبِيرَاً (نساء: 2)

و اموال يتيمان را (هنگامى كه به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد! و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نكنيد! و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط كردن يا تبديل نمودن) نخوريد، زيرا اين گناه بزرگى است! (2)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَأْكُلُون‌َ أَمْوَال‌َ الْيَتَامَي‌ ظُلْمَاً إِنَّمَا يَأْكُلُون‌َ فِي‌ بُطُونِهِم‌ْ نَارَاً وَ سَيَصْلَوْن‌َ سَعِيرَاً (نساء: 10)

كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‏خورند و بزودى در شعله‏هاى آتش (دوزخ) مى‏سوزند. (10)


يُوصِيكُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ أَوْلاَدِكُمْ‌ لِلْذَّكَرِ مِثْل‌ُ حَظ‌ِّ الْأُنْثَيَيْن‌ِ فَإِنْ‌ كُن‌َّ نِسَاءً فَوْق‌َ اثْنَتَيْن‌ِ فَلَهُن‌َّ ثُلُثَا مَا تَرَك‌َ وَ إِنْ‌ كَانَت‌ْ وَاحِدَة‌ً فَلَهَا النِّصْف‌ُ وَ لِأَبَوَيْه‌ِ لِكُل‌ِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس‌ُ مِمَّا تَرَك‌َ إِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ فَإِنْ‌ لَم‌ْ يَكُنْ‌ لَه‌ُ وَلَدٌ وَ وَرِثَه‌ُ أَبَوَاه‌ُ فَلِأُمِّه‌ِ الثُّلُث‌ُ فَإِنْ‌ كَان‌َ لَه‌ُ إِخْوَة‌ٌ فَلِأُمِّه‌ِ السُّدُس‌ُ مِنْ‌ بَعْدِ وَصِيَّة‌ٍ يُوصِي‌ بِهَا أَوْ دَيْن‌ٍ آبَاؤُكُم‌ْ وَ أَبْنَاؤُكُم‌ْ لاَ تَدْرُون‌َ أَيُّهُم‌ْ أَقْرَب‌ُ لَكُم‌ْ نَفْعَاً فَرِيضَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 11)

خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (ميراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بيش از دو دختر باشند، دو سوم ميراث از آن آنهاست و اگر يكى باشد، نيمى (از ميراث،) از آن اوست. و براى هر يك از پدر و مادر او، يك ششم ميراث است، اگر (ميت) فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند، براى مادر او يك سوم است (و بقيه از آن پدر است) و اگر او برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم مى‏برد (و پنج ششم باقيمانده، براى پدر است). (همه اينها،) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده، و بعد از اداى دين است- شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان، كداميك براى شما سودمندترند!- اين فريضه الهى است و خداوند، دانا و حكيم است. (11)


وَالَّذَان‌ِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُم‌ْ فَآذُوهُمَا فَإِنْ‌ تَابَا وَ أَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ تَوَّابَاً رَحِيمَاً (نساء: 16)

و از ميان شما، آن مردان و زنانى كه (همسر ندارند، و) مرتكب آن كار (زشت) مى‏شوند، آنها را آزار دهيد (و حد بر آنان جارى نماييد)! و اگر توبه كنند، و (خود را) اصلاح نمايند، (و به جبران گذشته بپردازند،) از آنها درگذريد! زيرا خداوند، توبه‏پذير و مهربان است. (16)


إِنَّمَا التَّوْبَة‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ لِلَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ السُّوءَ بِجَهَالَة‌ٍ ثُم‌َّ يَتُوبُون‌َ مِنْ‌ قَرِيب‌ٍ فَأُولَئِك‌َ يَتُوب‌ُ الله‌ُ عَلَيْهِم‌ْ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 17)

پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى‏كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد و خدا دانا و حكيم است. (17)


وَ لَيْسَت‌ِ التَّوْبَة‌ُ لِلَّذِين‌َ يَعْمَلُون‌َ السَّيِّئَات‌ِ حَتَّي‌ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُم‌ُ الْمَوْت‌ُ قَال‌َ إِنِّي‌ تُبْت‌ُ الْآن‌َ وَ لاَ الَّذِين‌َ يَمُوتُون‌َ وَ هُم‌ْ كُفَّارٌ أُولَئِك‌َ أَعْتَدْنَا لَهُم‌ْ عَذَابَاً أَلِيمَاً (نساء: 18)

براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى‏رسد مى‏گويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده‏ايم. (18)


وَ لاَ تَنْكِحُوا مَا نَكَح‌َ آبَاؤُكُم‌ْ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَف‌َ إِنَّه‌ُ كَان‌َ فَاحِشَة‌ً وَ مَقْتَاً وَ سَاءَ سَبِيلاً (نساء: 22)

با زنانى كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد! مگر آنچه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. (22)


حُرِّمَت‌ْ عَلَيْكُم‌ْ أُمَّهَاتُكُم‌ْ وَ بَنَاتُكُم‌ْ وَ أَخَوَاتُكُم‌ْ وَ عَمَّاتُكُم‌ْ وَ خَالاَتُكُم‌ْ وَ بَنَات‌ُ الْأَخ‌ِ وَ بَنَات‌ُ الْأُخْت‌ِ وَ أُمَّهَاتُكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ أَرْضَعْنَكُم‌ْ وَ أَخَوَاتُكُمْ‌ مِن‌َ الرَّضَاعَة‌ِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائِكُم‌ْ وَ رَبَائِبُكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ فِي‌ حُجُورِكُمْ‌ مِنْ‌ نِسَائِكُم‌ُ الاَّتِي‌‌ دَخَلْتُمْ‌ بِهِن‌َّ فَإِنْ‌ لَم‌ْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ‌ بِهِن‌َّ فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَ حَلاَئِل‌ُ أَبْنَائِكُم‌ُ الَّذِين‌َ مِن‌ْ أَصْلاَبِكُم‌ْ وَ أَنْ‌ تَجْمَعُوا بَيْن‌َ الْأُخْتَيْن‌ِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَف‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 23)

حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‏ها، و خاله‏ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند، و خواهران رضاعى شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آنها آميزش جنسى داشته‏ايد- و چنانچه با آنها آميزش جنسى نداشته‏ايد، (دختران آنها) براى شما مانعى ندارد- و (همچنين) همسرهاى پسرانتان كه از نسل شما هستند (- نه پسرخوانده‏ها-) و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد مگر آنچه در گذشته واقع شده چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (23)


وَالْمُحْصَنَات‌ُ مِن‌َ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ كِتَاب‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ أُحِل‌َّ لَكُمْ‌ مَا وَرَاءَ ذَلِكُم‌ْ أَنْ‌ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ‌ مُحْصِنِين‌َ غَيْرَ مُسَافِحِين‌َ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم‌ْ بِه‌ِ مِنْهُن‌َّ فَآتُوهُن‌َّ أُجُورَهُن‌َّ فَرِيضَة‌ً وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ‌ بِه‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ الْفَرِيضَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 24)

و زنان شوهردار (بر شما حرام است) مگر آنها را كه (از راه اسارت) مالك شده‏ايد (زيرا اسارت آنها در حكم طلاق است) اينها احكامى است كه خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد. و زنانى را كه متعه [ازدواج موقت‏] مى‏كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد. و گناهى بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر، با يكديگر توافق كرده‏ايد. (بعداً مى‏توانيد با توافق، آن را كم يا زياد كنيد.) خداوند، دانا و حكيم است. (24)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ‌ بَيْنَكُمْ‌ بِالْبَاطِل‌ِ إِلاَّ أَنْ‌ تَكُون‌َ تِجَارَة‌ً عَنْ‌ تَرَاض‌ٍ مِنْكُم‌ْ وَ لاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُم‌ْ رَحِيمَاً (نساء: 29)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخوريد مگر اينكه تجارتى با رضايت شما انجام گيرد. و خودكشى نكنيد! خداوند نسبت به شما مهربان است. (29)


وَ لاَ تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّل‌َ الله‌ُ بِه‌ِ بَعْضَكُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ لِلرِّجَال‌ِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيب‌ٌ مِمَّا اكْتَسَبْن‌َ وَاسْأَلُوا الله‌َ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيمَاً (نساء: 32)

برتريهايى را كه خداوند براى بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد! (اين تفاوتهاى طبيعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با اين حال،) مردان نصيبى از آنچه به دست مى‏آورند دارند، و زنان نيز نصيبى (و نبايد حقوق هيچ يك پايمال گردد). و از فضل (و رحمت و بركت) خدا، براى رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست. (32)


وَ لِكُل‌ٍّ جَعَلْنَا مَوَالِي‌َ مِمَّا تَرَك‌َ الْوَالِدَان‌ِ وَالْأَقْرَبُون‌َ وَالَّذِين‌َ عَقَدَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ فَآتُوهُم‌ْ نَصِيبَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ شَهِيدَاً (نساء: 33)

براى هر كسى، وارثانى قرار داديم، كه از ميراث پدر و مادر و نزديكان ارث ببرند و (نيز) كسانى كه با آنها پيمان بسته‏ايد، نصيبشان را بپردازيد! خداوند بر هر چيز، شاهد و ناظر است. (33)


الرِّجَال‌ُ قَوَّامُون‌َ عَلَي‌ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّل‌َ الله‌ُ بَعْضَهُم‌ْ عَلَي‌ بَعْض‌ٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِن‌ْ أَمْوَالِهِم‌ْ فَالصَّالِحَات‌ُ قَانِتَات‌ٌ حَافِظَات‌ٌ لِلْغَيْب‌ِ بِمَا حَفِظ‌َ الله‌ُ وَالاَّتِي تَخَافُون‌َ نُشُوزَهُن‌َّ فَعِظُوهُن‌َّ وَاهْجُرُوهُن‌َّ فِي‌ الْمَضَاجِع‌ِ وَاضْرِبُوهُن‌َّ فَإِن‌ْ أَطَعْنَكُم‌ْ فَلاَ تَبْغُوا عَلَيْهِن‌َّ سَبِيلاً إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيَّاً كَبِيرَاً (نساء: 34)

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.) (34)


وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ شِقَاق‌َ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِه‌ِ وَ حَكَمَاً مِن‌ْ أَهْلِهَا إِنْ‌ يُرِيدَا إِصْلاَحَاً يُوَفِّق‌ِ الله‌ُ بَيْنَهُمَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلِيمَاً خَبِيرَاً (نساء: 35)

و اگر از جدايى و شكاف ميان آن دو (همسر) بيم داشته باشيد، يك داور از خانواده شوهر، و يك داور از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند). اگر اين دو داور، تصميم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها كمك مى‏كند زيرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نيات همه، با خبر است). (35)


وَاعْبُدُوا الله‌َ وَ لاَ تُشْرِكُوا بِه‌ِ شَيْءً وَ بِالْوَالِدَيْن‌ِ إِحْسَانَاً وَ بِذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْيَتَامَي‌ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَالْجَارِ ذِي‌ الْقُرْبَي‌ وَالْجَارِ الْجُنُب‌ِ وَالصَّاحِب‌ِ بِالْجَنْب‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ وَ مَا مَلَكَت‌ْ أَيْمَانُكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ مَنْ‌ كَان‌َ مُخْتَالاً فَخُورَاً (نساء: 36)

و خدا را بپرستيد! و هيچ چيز را همتاى او قرار ندهيد! و به پدر و مادر، نيكى كنيد همچنين به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان، و همسايه نزديك، و همسايه دور، و دوست و همنشين، و واماندگان در سفر، و بردگانى كه مالك آنها هستيد زيرا خداوند، كسى را كه متكبر و فخر فروش است، (و از اداى حقوق ديگران سرباز مى‏زند،) دوست نمى‏دارد. (36)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَظْلِم‌ُ مِثْقَال‌َ ذَرَّة‌ٍ وَ إِنْ‌ تَك‌ُ حَسَنَة‌ً يُضَاعِفْهَا وَ يُؤْت‌ِ مِنْ‌ لَدُنْه‌ُ أَجْرَاً عَظِيمَاً (نساء: 40)

خداوند (حتّى) به اندازه سنگينى ذره‏اى ستم نمى‏كند و اگر كار نيكى باشد، آن را دو چندان مى‏سازد و از نزد خود، پاداش عظيمى (در برابر آن) مى‏دهد. (40)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَقْرَبُوا الصَّلاَة‌َ وَ أَنْتُم‌ْ سُكَارَي‌ حَتَّي‌ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُون‌َ وَ لاَ جُنُبَاً إِلاَّ عَابِرِي‌ سَبِيل‌ٍ حَتَّي‌ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَوْ عَلَي‌ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ‌ مِن‌َ الْغَائِط‌ِ أَوْ لاَمَسْتُم‌ُ النِّسَاءَ فَلَم‌ْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدَاً طَيِّبَاً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُم‌ْ وَ أَيْدِيكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَفُوَّاً غَفُورَاً (نساء: 43)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه مى‏گوييد! و همچنين هنگامى كه جنب هستيد- مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. و اگر بيماريد، يا مسافر، و يا «قضاى حاجت» كرده‏ايد، و يا با زنان آميزش جنسى داشته‏ايد، و در اين حال، آب (براى وضو يا غسل) نيافتيد، با خاك پاكى تيمّم كنيد! (به اين طريق كه) صورتها و دستهايتان را با آن مسح نماييد. خداوند، بخشنده و آمرزنده است. (43)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَغْفِرُ أَنْ‌ يُشْرَك‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدِ افْتَرَي‌ إِثْمَاً عَظِيمَاً (نساء: 48)

خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس (بخواهد و شايسته بداند) مى‏بخشد. و آن كسى كه براى خدا، شريكى قرار دهد، گناه بزرگى مرتكب شده است. (48)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْف‌َ نُصْلِيهِم‌ْ نَارَاً كُلَّمَا نَضِجَت‌ْ جُلُودُهُمْ‌ بَدَّلْنَاهُم‌ْ جُلُودَاً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَاب‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَزِيزَاً حَكِيمَاً (نساء: 56)

كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هر گاه پوستهاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است (و روى حساب، كيفر مى‏دهد). (56)


إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُكُم‌ْ أَنْ‌ تُؤَدُّوا الْأَمَانَات‌ِ إِلَي‌ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُمْ‌ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ أَنْ‌ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل‌ِ إِن‌َّ الله‌َ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ‌ بِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ سَمِيعَاً بَصِيرَاً (نساء: 58)

خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش بدهيد! و هنگامى كه ميان مردم داورى مى‏كنيد، به عدالت داورى كنيد! خداوند، اندرزهاى خوبى به شما مى‏دهد! خداوند، شنوا و بيناست. (58)


وَ إِن‌َّ مِنْكُم‌ْ لَمَنْ‌ لَيُبَطِّئَن‌َّ فَإِن‌ْ أَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ٌ قَال‌َ قَدْ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيَّ‌ إِذْ لَم‌ْ أَكُنْ‌ مَعَهُم‌ْ شَهِيدَاً (نساء: 72)

در ميان شما، افرادى (منافق) هستند، كه (هم خودشان سست مى‏باشند، و هم) ديگران را به سستى مى‏كشانند اگر مصيبتى به شما برسد، مى‏گويند: «خدا به ما نعمت داد كه با مجاهدان نبوديم، تا شاهد (آن مصيبت) باشيم!» (72)


الَّذِين‌َ آمَنُوا يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الطَّاغُوت‌ِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَان‌ِ إِن‌َّ كَيْدَ الشَّيْطَان‌ِ كَان‌َ ضَعِيفَاً (نساء: 76)

كسانى كه ايمان دارند، در راه خدا پيكار مى‏كنند و آنها كه كافرند، در راه طاغوت [بت و افراد طغيانگر]. پس شما با ياران شيطان، پيكار كنيد! (و از آنها نهراسيد!) زيرا كه نقشه شيطان، (همانند قدرتش) ضعيف است. (76)


وَ إِذَا حُيِّيتُمْ‌ بِتَحِيَّة‌ٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَن‌َ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَسِيبَاً (نساء: 86)

هر گاه به شما تحيّت گويند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد يا (لا اقل) به همان گونه پاسخ گوييد! خداوند حساب همه چيز را دارد. (86)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَتَبَيَّنُوا وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن‌ْ أَلْقَي‌ إِلَيْكُم‌ُ السَّلاَم‌َ لَسْت‌َ مُؤْمِنَاً تَبْتَغُون‌َ عَرَض‌َ الْحَيَاة‌ِ الْدُّنْيَا فَعِنْدَ الله‌ِ مَغَانِم‌ُ كَثِيرَة‌ٌ كَذَلِك‌َ كُنْتُمْ‌ مِن‌ْ قَبْل‌ُ فَمَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْكُمْ‌ فَتَبَيَّنُوا إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (نساء: 94)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا گام مى‏زنيد (و به سفرى براى جهاد مى‏رويد)، تحقيق كنيد! و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمى) به دست آوريد، به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوييد: «مسلمان نيستى» زيرا غنيمتهاى فراوانى (براى شما) نزد خداست. شما قبلًا چنين بوديد و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس، (بشكرانه اين نعمت بزرگ،) تحقيق كنيد! خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (94)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَوَفَّاهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ ظَالِمِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ قَالُوا فِيم‌َ كُنْتُم‌ْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِين‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ قَالُوا أَلَم‌ْ تَكُن‌ْ أَرْض‌ُ الله‌ِ وَاسِعَة‌ً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِك‌َ مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ وَ سَاءَت‌ْ مَصِيرَاً (نساء: 97)

كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالى بوديد؟ (و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاى داشتيد؟!)» گفتند: «ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها [فرشتگان‏] گفتند: «مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!» آنها (عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند. (97)


وَ إِذَا ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَلَيْس‌َ عَلَيْكُم‌ْ جُنَاح‌ٌ أَنْ‌ تَقْصُرُوا مِن‌َ الصَّلاَة‌ِ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنَكُم‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌َّ الْكَافِرِين‌َ كَانُوا لَكُم‌ْ عَدُوَّاَ مُبِينَاً (نساء: 101)

هنگامى كه سفر مى‏كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه (و خطر) كافران بترسيد زيرا كافران، براى شما دشمن آشكارى هستند. (101)


وَ إِذَا كُنْت‌َ فِيهِم‌ْ فَأَقَمْت‌َ لَهُم‌ُ الصَّلاَة‌َ فَلْتَقُم‌ْ طَائِفَة‌ٌ مِنْهُمْ‌ مَعَك‌َ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُم‌ْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ‌ وَرَائِكُم‌ْ وَلْتَأْت‌ِ طَائِفَة‌ٌ أُخْرَي‌ لَم‌ْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَك‌َ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُم‌ْ وَ أَسْلِحَتَهُم‌ْ وَدَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُون‌َ عَن‌ْ أَسْلِحَتِكُم‌ْ وَ أَمْتِعَتِكُم‌ْ فَيَمِيلُون‌َ عَلَيْكُمْ‌ مَيْلَة‌ً وَاحِدَة‌ً وَ لاَ جُنَاح‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِنْ‌ كَان‌َ بِكُم‌ْ أَذَي‌ً مِنْ‌ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ‌ مَرْضَي‌ أَنْ‌ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُم‌ْ وَ خُذُوا حِذْرَكُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ أَعَدَّ لِلْكَافِرِين‌َ عَذَابَاً مُهِينَاً (نساء: 102)

و هنگامى كه در ميان آنها باشى، و (در ميدان جنگ) براى آنها نماز را برپا كنى، بايد دسته‏اى از آنها با تو (به نماز) برخيزند، و سلاحهايشان را با خود برگيرند و هنگامى كه سجده كردند (و نماز را به پايان رساندند)، بايد به پشتِ سرِ شما (به ميدان نبرد) بروند، و آن دسته ديگر كه نماز نخوانده‏اند (و مشغول پيكار بوده‏اند)، بيايند و با تو نماز بخوانند آنها بايد وسايل دفاعى و سلاحهايشان (را در حال نماز) با خود حمل كنند (زيرا) كافران آرزو دارند كه شما از سلاحها و متاعهاى خود غافل شويد و يكباره به شما هجوم آورند. و اگر از باران ناراحتيد، و يا بيمار (و مجروح) هستيد، مانعى ندارد كه سلاحهاى خود را بر زمين بگذاريد ولى وسايل دفاعى (مانند زره و خود را) با خود برداريد خداوند، عذاب خواركننده‏اى براى كافران فراهم ساخته است. (102)


فَإِذَا قَضَيْتُم‌ُ الصَّلاَة‌َ فَاذْكُرُوا الله‌َ قِيَامَاً وَ قُعُودَاً وَ عَلَي‌ جُنُوبِكُم‌ْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُم‌ْ فَأَقِيمُوا الصَّلاَة‌َ إِن‌َّ الصَّلاَة‌َ كَانَت‌ْ عَلَي‌ الْمُؤْمِنِين‌َ كِتَاباً مَوْقُوتَاً (نساء: 103)

و هنگامى كه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد ايستاده، و نشسته، و در حالى كه به پهلو خوابيده‏ايد! و هر گاه آرامش يافتيد (و حالت ترس زايل گشت)، نماز را (به طور معمول) انجام دهيد، زيرا نماز، وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است! (103)


وَ لاَ تَهِنُوا فِي‌ ابْتِغَاءِ الْقَوْم‌ِ إِنْ‌ تَكُونُوا تَأْلَمُون‌َ فَإِنَّهُم‌ْ يَأْلَمُون‌َ كَمَا تَأْلَمُون‌َ وَ تَرْجُون‌َ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ يَرْجُون‌َ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 104)

و در راه تعقيب دشمن، (هرگز) سست نشويد! (زيرا) اگر شما درد و رنج مى‏بينيد، آنها نيز همانند شما درد و رنج مى‏بينند ولى شما اميدى از خدا داريد كه آنها ندارند و خداوند، دانا و حكيم است. (104)


إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْك‌َ الْكِتَاب‌َ بِالْحَق‌ِّ لِتَحْكُم‌َ بَيْن‌َ النَّاس‌ِ بِمَا أَرَاك‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَكُنْ‌ لِلْخَائِنِين‌َ خَصِيمَاً (نساء: 105)

ما اين كتاب را بحق بر تو نازل كرديم تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى! (105)


وَاسْتَغْفِرِ الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 106)

و از خداوند، طلب آمرزش نما! كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. (106)


وَ لاَ تُجَادِل‌ْ عَن‌ِ الَّذِين‌َ يَخْتَانُون‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ مَنْ‌ كَان‌َ خَوَّانَاً أَثِيمَاً (نساء: 107)

و از آنها كه به خود خيانت كردند، دفاع مكن! زيرا خداوند، افراد خيانت‏پيشه گنهكار را دوست ندارد. (107)


وَ مَنْ‌ يَكْسِب‌ْ إِثْمَاً فَإِنَّمَا يَكْسِبُه‌ُ عَلَي‌ نَفْسِه‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 111)

و كسى كه گناهى مرتكب شود، به زيان خود مرتكب شده خداوند، دانا و حكيم است. (111)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَغْفِرُ أَنْ‌ يُشْرَك‌َ بِه‌ِ وَ يَغْفِرُ مَا دُون‌َ ذَلِك‌َ لِمَنْ‌ يَشَاءُ وَ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 116)

خداوند، شرك به او را نمى‏آمرزد (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مى‏آمرزد. و هر كس براى خدا همتايى قرار دهد، در گمراهى دورى افتاده است. (116)


وَ يَسْتَفْتُونَك‌َ فِي‌ النِّسَاءِ قُل‌ِ الله‌ُ يُفْتِيكُم‌ْ فِيهِن‌َّ وَ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ فِي‌ يَتَامَي‌ النِّسَاءِ الاَّتِي‌‌ لاَ تُؤْتُونَهُن‌َّ مَا كُتِب‌َ لَهُن‌َّ وَ تَرْغَبُون‌َ أَنْ‌ تَنْكِحُوهُن‌َّ وَالْمُسْتَضْعَفِين‌َ مِن‌َ الْوِلْدَان‌ِ وَ أَنْ‌ تَقُومُوا لِلْيَتَامَي‌ بِالْقِسْط‌ِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِن‌ْ خَيْرٍ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِه‌ِ عَلِيمَاً (نساء: 127)

از تو درباره حكم زنان سؤال مى‏كنند بگو: «خداوند درباره آنان به شما پاسخ مى دهد: آنچه در قرآن درباره زنان يتيمى كه حقوقشان را به آنها نمى‏دهيد، و مى‏خواهيد با آنها ازدواج كنيد، و نيز آنچه درباره كودكان صغير و ناتوان براى شما بيان شده است، (قسمتى از سفارشهاى خداوند در اين زمينه مى‏باشد و نيز به شما سفارش مى‏كند كه) با يتيمان به عدالت رفتار كنيد! و آنچه از نيكيها انجام مى‏دهيد خداوند از آن آگاه است (و به شما پاداش شايسته مى‏دهد). (127)


وَ إِنِ‌ امْرَأَة‌ٌ خَافَت‌ْ مِنْ‌ بَعْلِهَا نُشُوزَاً أَوْ إِعْرَاضَاً فَلاَ جُنَاح‌َ عَلَيْهِمَا أَنْ‌ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحَاً وَالصُّلْح‌ُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَت‌ِ الْأَنْفُس‌ُ الشُّح‌َّ وَ إِنْ‌ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (نساء: 128)

و اگر زنى، از طغيان و سركشى يا اعراضِ شوهرش، بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، بخاطر صلح، صرف نظر نمايد.) و صلح، بهتر است اگر چه مردم (طبق غريزه حبّ ذات، در اين گونه موارد) بخل مى‏ورزند. و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد (و بخاطر صلح، گذشت نماييد)، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است (و پاداش شايسته به شما خواهد داد). (128)


وَ لَن‌ْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ‌ تَعْدِلُوا بَيْن‌َ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَصْتُم‌ْ فَلاَ تَمِيلُوا كُل‌َّ الْمَيْل‌ِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَة‌ِ وَ إِنْ‌ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ غَفُورَاً رَحِيمَاً (نساء: 129)

شما هرگز نمى‏توانيد (از نظر محبّت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است. (129)


وَ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِين‌َ أُوتُوا الْكِتَاب‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ وَ إِيَّاكُم‌ْ أَن‌ِ اتَّقُوا الله‌َ وَ إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ غَنِيَّاً حَمِيدَاً (نساء: 131)

آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آن خداست. و ما به كسانى كه پيش از شما، كتاب آسمانى به آنها داده شده بود، سفارش كرديم، (همچنين) به شما (نيز) سفارش مى‏كنيم كه از (نافرمانى) خدا بپرهيزيد! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى‏رسد زيرا) براى خداست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، و خداوند، بى‏نياز و ستوده است. (131)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِين‌َ بِالْقِسْط‌ِ شُهَدَاءَ لِالله‌ِ وَ لَوْ عَلَي‌ أَنْفُسِكُم‌ْ أَوِ الْوَالِدَيْن‌ِ وَالْأَقْرَبِين‌َ إِنْ‌ يَكُن‌ْ غَنِيَّاً أَوْ فَقِيرَاً فَالله‌ُ أَوْلَي‌ بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُوا الْهَوَي‌ أَنْ‌ تَعْدِلُوا وَ إِنْ‌ تَلْوُو أَوْ تُعْرِضُوا فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ بِمَا تَعْمَلُون‌َ خَبِيرَاً (نساء: 135)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! كاملًا قيام به عدالت كنيد! براى خدا شهادت دهيد، اگر چه (اين گواهى) به زيان خود شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد! (چرا كه) اگر آنها غنىّ يا فقير باشند، خداوند سزاوارتر است كه از آنان حمايت كند. بنا بر اين، از هوى و هوس پيروى نكنيد كه از حق، منحرف خواهيد شد! و اگر حق را تحريف كنيد، و يا از اظهار آن، اعراض نماييد، خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است. (135)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا ثُم‌َّ كَفَرُوا ثُم‌َّ آمَنُوا ثُم‌َّ كَفَرُوا ثُم‌َّ ازْدَادُوا كُفْرَاً لَم‌ْ يَكُن‌ِ الله‌ُ لِيَغْفِرَ لَهُم‌ْ وَ لاَ لِيَهْدِيَهُم‌ْ سَبِيلاً (نساء: 137)

كسانى كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند، باز هم ايمان آوردند، و ديگربار كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشيد، و آنها را به راه (راست) هدايت نخواهد كرد. (137)


الَّذِين‌َ يَتَّخِذُون‌َ الْكَافِرِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُون‌ِ الْمُؤْمِنِين‌َ أَيَبْتَغُون‌َ عِنْدَهُم‌ُ الْعِزَّة‌َ فَإِن‌َّ الْعِزَّة‌َ لِالله‌ِ جَمِيعَاً (نساء: 139)

همانها كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى‏كنند. آيا عزّت و آبرو نزد آنان مى‏جويند؟ با اينكه همه عزّتها از آن خداست؟! (139)


وَ قَدْ نَزَّل‌َ عَلَيْكُم‌ْ فِي‌ الْكِتَاب‌ِ أَن‌ْ إِذَا سَمِعْتُم‌ْ آيَات‌ِ الله‌ِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُوا مَعَهُم‌ْ حَتَّي‌ يَخُوضُوا فِي‌ حَدِيث‌ٍ غَيْرِه‌ِ إِنَّكُم‌ْ إِذَاً مِثْلُهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ جَامِع‌ُ الْمُنَافِقِين‌َ وَالْكَافِرِين‌َ فِي‌ جَهَنَّم‌َ جَمِيعَاً (نساء: 140)

و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده كه هر گاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى‏كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى‏كند. (140)


إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ يُخَادِعُون‌َ الله‌َ وَ هُوَ خَادِعُهُم‌ْ وَ إِذَا قَامُوا إِلَي‌ الصَّلاَة‌ِ قَامُوا كُسَالَي‌ يُرَاءُون‌َ النَّاس‌َ وَ لاَ يَذْكُرُون‌َ الله‌َ إِلاَّ قَلِيلاً (نساء: 142)

منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند در حالى كه او آنها را فريب مى‏دهد و هنگامى كه به نماز برمى‏خيزند، با كسالت برمى‏خيزند و در برابر مردم ريا مى‏كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى‏نمايند! (142)


إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ فِي‌ الدَّرْك‌ِ الْأَسْفَل‌ِ مِن‌َ النَّارِ وَ لَن‌ْ تَجِدَ لَهُم‌ْ نَصِيرَاً (نساء: 145)

منافقان در پايين‏ترين دركات دوزخ قرار دارند و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنا بر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!) (145)


إِنْ‌ تُبْدُوا خَيْرَاً أَوْ تُخْفُوه‌ُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ‌ سُوءٍ فَإِن‌َّ الله‌َ كَان‌َ عَفُوَّاً قَدِيرَاً (نساء: 149)

اگر نيكيها را آشكار يا مخفى سازيد، و از بديها گذشت نماييد، خداوند بخشنده و تواناست (و با اينكه قادر بر انتقام است، عفو و گذشت مى‏كند). (149)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْفُرُون‌َ بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يُفَرِّقُوا بَيْن‌َ الله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ يَقُولُون‌َ نُؤْمِن‌ُ بِبَعْض‌ٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْض‌ٍ وَ يُرِيدُون‌َ أَنْ‌ يَتَّخِذُوا بَيْن‌َ ذَلِك‌َ سَبِيلاً (نساء: 150)

كسانى كه خدا و پيامبرانِ او را انكار مى‏كنند، و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش تبعيض قائل شوند، و مى‏گويند: «به بعضى ايمان مى‏آوريم، و بعضى را انكار مى كنيم» و مى‏خواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند ... (150)


وَ قَوْلِهِم‌ْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيح‌َ عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ رَسُول‌َ الله‌ِ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ وَ مَا صَلَبُوه‌ُ وَ لَكِنْ‌ شُبِّه‌َ لَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ الَّذِين‌َ اخْتَلَفُوا فِيه‌ِ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مَا لَهُم‌ْ بِه‌ِ مِن‌ْ عِلْم‌ٍ إِلاَّ اتِّبَاع‌َ الظَّن‌ِّ وَ مَا قَتَلُوه‌ُ يَقِينَاً (نساء: 157)

و گفتارشان كه: «ما، مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم!» در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد. و كسانى كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند و قطعاً او را نكشتند! (157)


إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْك‌َ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَي‌ نُوح‌ٍ وَالنَّبِيِّين‌َ مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ وَ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ وَ يَعْقُوب‌َ وَالْأَسْبَاط‌ِ وَ عِيسَي‌ وَ أَيُّوب‌َ وَ يُونُس‌َ وَ هَارُون‌َ وَ سُلَيْمان‌َ وَ آتَيْنَا دَاوُدَ زَبُورَاً (نساء: 163)

ما به تو وحى فرستاديم همان گونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم و (نيز) به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط [بنى اسرائيل‏] و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان وحى نموديم و به داوود زبور داديم. (163)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ قَدْ ضَلُّوا ضَلاَلاً بَعِيدَاً (نساء: 167)

كسانى كه كافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهى دورى گرفتار شده‏اند. (167)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَم‌ْ يَكُن‌ِ الله‌ُ لِيَغْفِرَ لَهُم‌ْ وَ لاَ لِيَهْدِيَهُم‌ْ طَرِيقَاً (نساء: 168)

كسانى كه كافر شدند، و (به خود و ديگران) ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد، (168)


يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الرَّسُول‌ُ بِالحَق‌ِّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَآمِنُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ وَ إِنْ‌ تَكْفُرُوا فَإِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ كَان‌َ الله‌ُ عَلِيمَاً حَكِيمَاً (نساء: 170)

اى مردم! پيامبر (ى كه انتظارش را مى‏كشيديد،) حق را از جانب پروردگارتان آورد به او ايمان بياوريد كه براى شما بهتر است! و اگر كافر شويد، (به خدا زيانى نمى رسد، زيرا) آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست، و خداوند، دانا و حكيم است. (170)


يَا أَهْل‌َ الْكِتَاب‌ِ لاَ تَغْلُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ وَ لاَ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ إِلاَّ الْحَق‌َّ إِنَّمَا الْمَسِيح‌ُ عِيسَي‌ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ رَسُول‌ُ الله‌ِ وَ كَلِمَتُه‌ُ أَلْقَاهَا إِلَي‌ مَرْيَم‌َ وَ رُوح‌ٌ مِنْه‌ُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رُسُلِه‌ِ وَ لاَ تَقُولُوا ثَلاَثَة‌ٌ انْتَهُوا خَيْرَاً لَكُم‌ْ إِنَّمَا الله‌ُ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَه‌ُ أَنْ‌ يَكُون‌َ لَه‌ُ وَلَدٌ لَه‌ُ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ كَفَي‌ بِالله‌ِ وَكِيلاً (نساء: 171)

اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زياده روى) نكنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسى بن مريم فقط فرستاده خدا، و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مريم القا نمود و روحى (شايسته) از طرف او بود. بنا بر اين، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: « (خداوند) سه‏گانه است!» (از اين سخن) خوددارى كنيد كه براى شما بهتر است! خدا، تنها معبود يگانه است او منزه است كه فرزندى داشته باشد (بلكه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است و براى تدبير و سرپرستى آنها، خداوند كافى است. (171)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّت‌ْ لَكُم‌ْ بَهِيمَة‌ُ الْأَنْعَام‌ِ إِلاَّ مَا يُتْلَي‌ عَلَيْكُم‌ْ غَيْرَ مُحِلِّي‌ الصَّيْدِ وَ أَنْتُم‌ْ حُرُم‌ٌ إِن‌َّ الله‌َ يَحْكُم‌ُ مَا يُرِيدُ (مائده: 1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! به پيمانها (و قراردادها) وفا كنيد! چهارپايان (و جنين آنها) براى شما حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده مى‏شود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صيد را حلال نشمريد! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حكم مى‏كند. (1)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ الله‌ِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرَام‌َ وَ لاَ الْهَدْي‌َ وَ لاَ الْقَلاَئِدَ وَ لاَ آمِّين‌َ الْبَيْت‌َ الْحَرَام‌َ يَبْتَغُون‌َ فَضْلاً مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ رِضْوَانَاً وَ إِذَا حَلَلْتُم‌ْ فَاصْطَادُوا وَ لاَ يَجْرِمَنَّكُم‌ْ شَنَئَان‌ُ قَوْم‌ٍ أَنْ‌ صَدُّوكُم‌ْ عَن‌ِ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ أَنْ‌ تَعْتَدُوا وَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْبِرِّ وَالتَّقْوَي‌ وَ لاَ تَعَاوَنُوا عَلَي‌ الْإِثْم‌ِ وَالْعُدْوَان‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (مائده: 2)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شعائر و حدود الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد! و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد! و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاى بى‏نشان و نشاندار را، و نه آنها را كه به قصد خانه خدا براى به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى‏آيند! اما هنگامى كه از احرام بيرون آمديد، صيدكردن براى شما مانعى ندارد. و خصومت با جمعيّتى كه شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) بازداشتند، نبايد شما را وادار به تعدّى و تجاوز كند! و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد! و (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است! (2)


حُرِّمَت‌ْ عَلَيْكُم‌ُ الْمَيْتَة‌ُ وَالدَّم‌ُ وَ لَحْم‌ُ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ وَالْمُنْخَنِقَة‌ُ وَالْمَوْقُوذَة‌ُ وَالْمُتَرَدِّيَة‌ُ وَالنَّطِيحَة‌ُ وَ مَا أَكَل‌َ السَّبُع‌ُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُم‌ْ وَ مَا ذُبِح‌َ عَلَي‌ النُّصُب‌ِ وَ أَنْ‌ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَم‌ِ ذَلِكُم‌ْ فِسْق‌ٌ الْيَوْم‌َ يَئِس‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ دِينِكُم‌ْ فَلاَ تَخْشَوْهُم‌ْ وَاخْشَوْن‌ِ الْيَوْم‌َ أَكْمَلْت‌ُ لَكُم‌ْ دِينَكُم‌ْ وَ أَتْمَمْت‌ُ عَلَيْكُم‌ْ نِعْمَتِي‌ وَ رَضِيت‌ُ لَكُم‌ُ الْإِسْلاَم‌َ دِينَاً فَمَن‌ِ اضْطُرَّ فِي‌ مَخْمَصَة‌ٍ غَيْرَ مُتَجَانِف‌ٍ لِإِثْم‌ٍ فَإِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 3)

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوك، و حيواناتى كه به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت‏شدن از بلندى بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگرى مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده- مگر آنكه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتى كه روى بتها (يا در برابر آنها) ذبح مى‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‏هاى تير مخصوص بخت آزمايى تمام اين اعمال، فسق و گناه است- امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- امّا آنها كه در حال گرسنگى، دستشان به غذاى ديگرى نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)


يَسْأَلُونَك‌َ مَاذَا أُحِل‌َّ لَهُم‌ْ قُل‌ْ أُحِل‌َّ لَكُم‌ُ الطَّيِّبَات‌ُ وَ مَا عَلَّمْتُمْ‌ مِن‌َ الْجَوَارِح‌ِ مُكَلِّبِين‌َ تُعَلِّمُونَهُن‌َّ مِمَّا عَلَّمَكُم‌ُ الله‌ُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْن‌َ عَلَيْكُم‌ْ وَاذْكُرُوا اسْم‌َ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (مائده: 4)

از تو سؤال مى‏كنند چه چيزهايى براى آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاكيزه است، براى شما حلال گرديده (و نيز صيد) حيوانات شكارى و سگهاى آموخته (و تربيت يافته) كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد داده‏ايد، (بر شما حلال است) پس، از آنچه اين حيوانات براى شما (صيد مى‏كنند و) نگاه مى‏دارند، بخوريد و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براى شكار،) بر آن ببريد و از (معصيت) خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است!» (4)


وَاذْكُرُوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ عَلَيْكُم‌ْ وَ مِيثَاقَه‌ُ الَّذِي‌ وَاثَقَكُمْ‌ بِه‌ِ إِذْ قُلْتُم‌ْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (مائده: 7)

و به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما، و پيمانى را كه با تأكيد از شما گرفت، آن زمان كه گفتيد: «شنيديم و اطاعت كرديم»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا، از آنچه درون سينه‏هاست، آگاه است! (7)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِين‌َ لِالله‌ِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْط‌ِ وَ لاَ يَجْرِمَنَّكُم‌ْ شَنَئَان‌ُ قَوْم‌ٍ عَلَي‌ أَنْ لاَ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَب‌ُ لِلتَّقْوَي‌ وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ (مائده: 8)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همواره براى خدا قيام كنيد، و از روى عدالت، گواهى دهيد! دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است! و از (معصيت) خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مى‏دهيد، با خبر است! (8)


وَ لَقَدْ أَخَذَ الله‌ُ مِيثَاق‌َ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ وَ بَعَثْنَا مِنْهُم‌ُ اثْنَي‌ْ عَشَرَ نَقِيبَاً وَ قَال‌َ الله‌ُ إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ لَئِن‌ْ أَقَمْتُم‌ُ الصَّلاَة‌َ وَ آتَيْتُم‌ُ الزَّكَاة‌َ وَ آمَنْتُمْ‌ بِرُسُلِي‌ وَ عَزَّرْتُمُوهُم‌ْ وَ أَقْرَضْتُم‌ُ الله‌َ قَرْضَاً حَسَنَاً لَأَُكَفِّرَن‌َّ عَنْكُم‌ْ سَيِّئَاتِكُم‌ْ وَ لَأَُدْخِلَنَّكُم‌ْ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ‌ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِك‌َ مِنْكُم‌ْ فَقَدْ ضَل‌َّ سَوَاءَ السَّبِيل‌ِ (مائده: 12)

خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت. و از آنها، دوازده نقيب [سرپرست‏] برانگيختيم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد، و به خدا قرض الحسن بدهيد [در راه او، به نيازمندان كمك كنيد]، گناهان شما را مى‏پوشانم [مى بخشم‏] و شما را در باغهايى از بهشت، كه نهرها از زير درختانش جارى است، وارد مى‏كنم. اما هر كس از شما بعد از اين كافر شود، از راه راست منحرف گرديده است. (12)


فَبِمَـا نَقْضِهِمْ‌ مِيثَاقَهُم‌ْ لَعَنَّاهُم‌ْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم‌ْ قَاسِيَة‌ً يُحَرِّفُون‌َ الْكَلِم‌َ عَنْ‌ مَوَاضِعِه‌ِ وَ نَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ وَ لاَ تَزَال‌ُ تَطَّلِع‌ُ عَلَي‌ خَائِنَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُم‌ْ فَاعْف‌ُ عَنْهُم‌ْ وَاصْفَح‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُـحْسِنِين‌َ (مائده: 13)

ولى بخاطر پيمان‏شكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهاى آنان را سخت و سنگين نموديم سخنان (خدا) را از موردش تحريف مى‏كنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند و هر زمان، از خيانتى (تازه) از آنها آگاه مى‏شوى، مگر عده كمى از آنان ولى از آنها درگذر و صرف نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد! (13)


وَ مِن‌َ الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ أَخَذْنَا مِيثَاقَهُم‌ْ فَنَسُوا حَظَّاً مِمَّا ذُكِّرُوا بِه‌ِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ وَ سَوْف‌َ يُنَبِّئُهُم‌ُ الله‌ُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُون‌َ (مائده: 14)

و از كسانى كه ادّعاى نصرانيّت (و يارى مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولى آنها قسمت مهمّى را از آنچه به آنان تذكّر داده شده بود فراموش كردند از اين رو در ميان آنها، تا دامنه قيامت، عداوت و دشمنى افكنديم. و خداوند، (در قيامت) آنها را از آنچه انجام مى‏دادند (و نتايج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ قُل‌ْ فَمَنْ‌ يَمْلِك‌ُ مِن‌َ الله‌ِ شَيْءً إِن‌ْ أَرَادَ أَن‌ْ يُهْلِك‌َ الْمَسِيح‌َ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ وَ أُمَّه‌ُ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ لِالله‌ِ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا بَيْنَهُمَا يَخْلُق‌ُ مَا يَشَاءُ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (مائده: 17)

آنها كه گفتند: «خدا، همان مسيح بن مريم است»، بطور مسلّم كافر شدند بگو: «اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كسانى را كه روى زمين هستند هلاك كند، چه كسى مى‏تواند جلوگيرى كند؟ (آرى،) حكومت آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد از آن خداست هر چه بخواهد، مى‏آفريند (حتّى انسانى بدون پدر، مانند مسيح) و او، بر هر چيزى تواناست.» (17)


قَالُوا يَا مُوسي‌ إِن‌َّ فِيهَا قَوْمَاً جَبَّارِين‌َ وَ إِنَّا لَن‌ْ نَدْخُلَهَا حَتَّي‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ‌ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُون‌َ (مائده: 22)

گفتند: «اى موسى! در آن (سرزمين)، جمعيّتى (نيرومند و) ستمگرند و ما هرگز وارد آن نمى‏شويم تا آنها از آن خارج شوند اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهيم شد!» (22)


قَال‌َ رَجُلاَن‌ِ مِن‌َ الَّذِين‌َ يَخَافُون‌َ أَنْعَم‌َ الله‌ُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِم‌ُ الْبَاب‌َ فَإِذَا دَخَلْتُمُوه‌ُ فَإِنَّكُم‌ْ غَالِبُون‌َ وَ عَلَي‌ الله‌ِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ‌ كُنْتُمْ‌ مُؤْمِنِين‌َ (مائده: 23)

(ولى) دو نفر از مردانى كه از خدا مى‏ترسيدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شويد! هنگامى كه وارد شديد، پيروز خواهيد شد. و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد!» (23)


قَالُوا يَا مُوسَي‌ إِنَّا لَن‌ْ نَدْخُلَهَا أَبَدَاً مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَب‌ْ أَنْت‌َ وَ رَبُّك‌َ فَقَاتِلاَ إِنَّا هَهُنَا قَاعِدُون‌َ (مائده: 24)

(بنى اسرائيل) گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهيم شد! تو و پروردگارت برويد و (با آنان) بجنگيد، ما همين جا نشسته‏ايم»! (24)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ لاَ أَمْلِك‌ُ إِلاَّ نَفْسِي‌ وَ أَخِي‌ فَافْرُق‌ْ بَيْنَنَا وَ بَيْن‌َ الْقَوْم‌ِ الْفَاسِقِين‌َ (مائده: 25)

(موسى) گفت: «پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيّت گنهكار، جدايى بيفكن!» (25)


قَال‌َ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَة‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ أَرْبَعِين‌َ سَنَة‌ً يَتِيهُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَلاَ تَأْس‌َ عَلَي‌ الْقَوْم‌ِ الْفَاسِقِين‌َ (مائده: 26)

خداوند (به موسى) فرمود: «اين سرزمين (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسيد) پيوسته در زمين (در اين بيابان)، سرگردان خواهند بود و در باره (سرنوشت) اين جمعيّت گنهكار، غمگين مباش!» (26)


وَاتْل‌ُ عَلَيْهِم‌ْ نَبَأَ ابْنَي‌ْ آدَم‌َ بِالْحَق‌ِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانَاً فَتُقُبِّل‌َ مِن‌ْ أَحَدِهِمَا وَ لَم‌ْ يُتَقَبَّل‌ْ مِن‌َ الْآخَرِ قَال‌َ لَأََقْتُلَنَّك‌َ قَال‌َ إِنَّمَا يَتَقَبَّل‌ُ الله‌ُ مِن‌َ الْمُتَّقِين‌َ (مائده: 27)

و داستان دو فرزند آدم را بحقّ بر آنها بخوان: هنگامى كه هر كدام، كارى براى تقرّب (به پروردگار) انجام دادند امّا از يكى پذيرفته شد، و از ديگرى پذيرفته نشد (برادرى كه عملش مردود شده بود، به برادر ديگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم كشت!» (برادر ديگر) گفت: « (من چه گناهى دارم؟ زيرا) خدا، تنها از پرهيزگاران مى‏پذيرد! (27)


لَئِن‌ْ بَسَطْت‌َ إِلَيَّ‌ يَدَك‌َ لِتَقْتُلَنِي‌ مَا أَنَا بِبَاسِط‌ٍ يَدِي‌َ إِلَيْك‌َ لِأََقْتُلَك‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ الله‌َ رَب‌َّ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 28)

اگر تو براى كشتن من، دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‏گشايم، چون از پروردگار جهانيان مى‏ترسم! (28)


إِنِّي‌ أُرِيدُ أَنْ‌ تَبُوءَ بِإِثْمِي‌ وَ إِثْمِك‌َ فَتَكُون‌َ مِن‌ْ أَصْحَاب‌ِ النَّارِ وَ ذَلِك‌َ جَزَاءُ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 29)

من مى‏خواهم تو با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردى (و بار هر دو گناه را به دوش كشى) و از دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران! (29)


مِنْ‌ أَجْل‌ِ ذَلِك‌َ كَتَبْنَا عَلَي‌ بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ أَنَّه‌ُ مَنْ‌ قَتَل‌َ نَفْسَاً بِغَيْرِ نَفْس‌ٍ أَوْ فَسَادٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَكَأَنَّمَا قَتَل‌َ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ مَن‌ْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لَقَدْ جَاءَتْهُم‌ْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَات‌ِ ثُم‌َّ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِنْهُمْ‌ بَعْدَ ذَلِك‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ لَمُسْرِفُون‌َ (مائده: 32)

به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند. (32)


إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِين‌َ يُحَارِبُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَسْعَوْن‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَسَادَاً أَنْ‌ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّع‌َ أَيْدِيهِم‌ْ وَ أَرْجُلُهُمْ‌ مِن‌ْ خِلاَف‌ٍ أَوْ يُنفَوْا مِن‌َ الْأَرْض‌ِ ذَلِك‌َ لَهُم‌ْ خِزْي‌ٌ فِي‌ الدُّنْيَا وَ لَهُم‌ْ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ عَذَاب‌ٌ عَظِيم‌ٌ (مائده: 33)

كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‏خيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مى‏كنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‏برند،) فقط اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (33)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْ أَن‌َّ لَهُمْ‌ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً وَ مِثْلَه‌ُ مَعَه‌ُ لِيَفْتَدُوا بِه‌ِ مِن‌ْ عَذَاب‌ِ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَا تُقُبِّل‌َ مِنْهُم‌ْ وَ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 36)

بيقين كسانى كه كافر شدند، اگر تمام آنچه روى زمين است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را براى نجات از كيفر روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد و مجازات دردناكى خواهند داشت. (36)


فَمَنْ‌ تَاب‌َ مِنْ‌ بَعْدِ ظُلْمِه‌ِ وَ أَصْلَح‌َ فَإِن‌َّ الله‌َ يَتُوب‌ُ عَلَيْه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (مائده: 39)

اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‏پذيرد (و از اين مجازات معاف مى‏شود، زيرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (39)


سَمَّـاعُون‌َ لِلْكَذِب‌ِ أَكَّالُون‌َ لِلسُّحْت‌ِ فَإِنْ‌ جَاءُوك‌َ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَهُم‌ْ أَوْ أَعْرِض‌ْ عَنْهُم‌ْ وَ إِنْ‌ تُعْرِض‌ْ عَنْهُم‌ْ فَلَن‌ْ يَضُرُّوك‌َ شَيْءً وَ إِن‌ْ حَكَمْت‌َ فَاحْكُمْ‌ بَيْنَهُمْ‌ بِالْقِسْط‌ِ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُقْسِطِين‌َ (مائده: 42)

آنها بسيار به سخنان تو گوش مى‏دهند تا آن را تكذيب كنند مال حرام فراوان مى خورند پس اگر نزد تو آمدند، در ميان آنان داورى كن، يا (اگر صلاح دانستى) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف نظر كنى، به تو هيچ زيانى نمى‏رسانند و اگر ميان آنها داورى كنى، با عدالت داورى كن، كه خدا عادلان را دوست دارد! (42)


إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاة‌َ فِيهَا هُدَي‌ً وَ نُورٌ يَحْكُم‌ُ بِهَا النَّبِيُّون‌َ الَّذِين‌َ أَسْلَمُوا لِلَّذِين‌َ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّون‌َ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ وَ كَانُوا عَلَيْه‌ِ شُهَدَاءَ فَلاَ تَخْشَوُا النَّاس‌َ وَاخْشَوْن‌ِ وَ لاَ تَشْتَرُوا بِآيَاتِي‌ ثَمَنَاً قَلِيلاً وَ مَنْ‌ لَم‌ْ يَحْكُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (مائده: 44)

ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‏نمودند. بنا بر اين، (بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،) از مردم نهراسيد! و از من بترسيد! و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد! و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى‏كنند، كافرند. (44)


وَ أَن‌ِ احْكُم‌ْ بَيْنَهُمْ‌ بِمَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِع‌ْ أَهْوَاءَهُم‌ْ وَاحْذَرْهُم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنُوك‌َ عَن‌ْ بَعْض‌ِ مَا أَنْزَل‌َ الله‌ُ إِلَيْك‌َ فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَاعْلَم‌ْ أَنَّمَا يُرِيدُ الله‌ُ أَنْ‌ يُصِيبَهُمْ‌ بِبَعْض‌ِ ذُنُوبِهِم‌ْ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ لَفَاسِقُون‌َ (مائده: 49)

و در ميان آنها [اهل كتاب‏]، طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن! و از هوسهاى آنان پيروى مكن! و از آنها بر حذر باش، مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حكم و داورى تو)، روى گردانند، بدان كه خداوند مى‏خواهد آنان را بخاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسقند. (49)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَي‌ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُمْ‌ مِنْكُم‌ْ فَإِنَّه‌ُ مِنْهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 51)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيه‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آنها اولياى يكديگرند و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى‏كند (51)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا أَهَؤُلاَءِ الَّذِين‌َ أَقْسَمُوا بِالله‌ِ جَهْدَ أَيْمَانِهِم‌ْ إِنَّهُم‌ْ لَمَعَكُم‌ْ حَبِطَت‌ْ أَعْمَالُهُم‌ْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِين‌َ (مائده: 53)

آنها كه ايمان آورده‏اند مى‏گويند: «آيا اين (منافقان) همانها هستند كه با نهايت تأكيد سوگند ياد كردند كه با شما هستند؟! (چرا كارشان به اينجا رسيد؟!)» (آرى،) اعمالشان نابود گشت، و زيانكار شدند. (53)


إِنَّمَا وَلِيُّكُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا الَّذِين‌َ يُقِيمُون‌َ الصَّلاَة‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَ هُم‌ْ رَاكِعُون‌َ (مائده: 55)

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند. (55)


وَ مَنْ‌ يَتَوَل‌َّ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا فَإِن‌َّ حِزْب‌َ الله‌ِ هُم‌ُ الْغَالِبُون‌َ (مائده: 56)

و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است. (56)


يَا أَيُّهَا الرَّسُول‌ُ بَلِّغ‌ْ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ تَفْعَل‌ْ فَمَا بَلَّغْت‌َ رِسَالَتَه‌ُ وَالله‌ُ يَعْصِمُك‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (مائده: 67)

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند. (67)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَالَّذِين‌َ هَادُوا وَالصَّابِئُون‌َ وَالنَّصَارَي‌ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ عَمِل‌َ صَالِحَاً فَلاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (مائده: 69)

آنها كه ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان، هر گاه به خداوند يگانه و روز جزا، ايمان بياورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين خواهند شد. (69)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ الْمَسِيح‌ُ ابْن‌ُ مَرْيَم‌َ وَ قَال‌َ الْمَسِيح‌ُ يَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ اعْبُدُوا الله‌َ رَبِّي‌ وَ رَبَّكُم‌ْ إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يُشْرِك‌ْ بِالله‌ِ فَقَدْ حَرَّم‌َ الله‌ُ عَلَيْه‌ِ الْجَنَّة‌َ وَ مَأْوَاه‌ُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِين‌َ مِن‌ْ أَنْصَارٍ (مائده: 72)

آنها كه گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين كافر شدند، (با اينكه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران، يار و ياورى ندارند. (72)


لَقَدْ كَفَرَ الَّذِين‌َ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ ثَالِث‌ُ ثَلاَثَة‌ٍ وَ مَا مِن‌ْ إِلَه‌ٍ إِلاَّ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ إِنْ‌ لَم‌ْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُون‌َ لَيَـمَسَّن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (مائده: 73)

آنها كه گفتند: «خداوند، يكى از سه خداست» (نيز) بيقين كافر شدند معبودى جز معبود يگانه نيست و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناكى به كافران آنها (كه روى اين عقيده ايستادگى كنند،) خواهد رسيد. (73)


لَتَجِدَن‌َّ أَشَدَّ النَّاس‌ِ عَدَاوَة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِين‌َ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَن‌َّ أَقْرَبَهُمْ‌ مَوَدَّة‌ً لِلَّذِين‌َ آمَنُوا الَّذِين‌َ قَالُوا إِنَّا نَصَارَي‌ ذَلِك‌َ بِأَنَّ‌ مِنْهُم‌ْ قِسِّيسِين‌َ وَ رُهْبَانَاً وَ أَنَّهُم‌ْ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ (مائده: 82)

بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند: «ما نصارى هستيم» اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبّر نمى‏ورزند. (82)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا لاَ تُحَرِّمُوا طَيِّبَات‌ِ مَا أَحَل‌َّ الله‌ُ لَكُم‌ْ وَ لاَ تَعْتَدُوا إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُعْتَدِين‌َ (مائده: 87)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چيزهاى پاكيزه را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنيد! و از حدّ، تجاوز ننماييد! زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‏دارد. (87)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَاب‌ُ وَالْأَزْلاَم‌ُ رِجْس‌ٌ مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَاجْتَنِبُوه‌ُ لَعَلَّكُم‌ْ تُفْلِحُون‌َ (مائده: 90)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [نوعى بخت‏آزمايى‏]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد! (90)


إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَان‌ُ أَن‌ْ يُوقِع‌َ بَيْنَكُم‌ُ الْعَدَاوَة‌َ وَالْبَغْضَاءَ فِي‌ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُم‌ْ عَنْ‌ ذِكْرِ الله‌ِ وَ عَن‌ِ الصَّلاَة‌ِ فَهَل‌ْ أَنْتُم‌ْ مُنْتَهُون‌َ (مائده: 91)

شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد. آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خوددارى خواهيد كرد؟! (91)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا شَهَادَة‌ُ بَيْنِكُم‌ْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُم‌ُ الْمَوْت‌ُ حِين‌َ الْوَصِيَّة‌ِ اثْنَان‌ِ ذَوَا عَدْل‌ٍ مِنْكُم‌ْ أَوْ آخَرَان‌ِ مِن‌ْ غَيْرِكُم‌ْ إِن‌ْ أَنْتُم‌ْ ضَرَبْتُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ فَأَصَابَتْكُم‌ْ مُصِيبَة‌ُ الْمَوْت‌ِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ‌ بَعْدِ الصَّلاَة‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ إِنِ‌ ارْتَبْتُم‌ْ لاَ نَشْتَرِي‌ بِه‌ِ ثَمَنَاً وَ لَوْ كَان‌َ ذَا قُرْبَي‌ وَ لاَ نَكْتُم‌ُ شَهَادَة‌َ الله‌ِ إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الْآثِمِين‌َ (مائده: 106)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، (و در آن جا مسلمانى نيافتيد،) دو نفر از غير خودتان را به گواهى بطلبيد، و اگر به هنگام اداى شهادت، در صدق آنها شك كرديد، آنها را بعد از نماز نگاه مى‏داريد تا سوگند ياد كنند كه: «ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم، هر چند در مورد خويشاوندان ما باشد! و شهادت الهى را كتمان نمى‏كنيم، كه از گناهكاران خواهيم بود!» (106)


فَإِن‌ْ عُثِرَ عَلَي‌ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمَاً فَآخَرَان‌ِ يَقُومَان‌ِ مَقَامَهُمَا مِن‌َ الَّذِين‌َ اسْتَحَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الْأَوْلَيَان‌ِ فَيُقْسِمَان‌ِ بِالله‌ِ لَشَهَادَتُنَا أَحَق‌ُّ مِنْ‌ شَهَادَتِهِمَا وَ مَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (مائده: 107)

و اگر اطلاعى حاصل شود كه آن دو، مرتكب گناهى شده‏اند (و حق را كتمان كرده‏اند)، دو نفر از كسانى كه نسبت به ميت، اولى هستند، به جاى آنها قرار مى‏گيرند، و به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه: «گواهى ما، از گواهى آن دو، به حق نزديكتر است! و ما تجاوزى نكرده‏ايم كه اگر چنين كرده باشيم، از ظالمان خواهيم بود!» (107)


يَوْم‌َ يَجْمَع‌ُ الله‌ُ الرُّسُل‌َ فَيَقُول‌ُ مَاذَا أُجِبْتُم‌ْ قَالُوا لاَ عِلْم‌َ لَنَا إِنَّك‌َ أَنْت‌َ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (مائده: 109)

(از) روزى (بترسيد) كه خداوند، پيامبران را جمع مى‏كند، و به آنها مى‏گويد: « (در برابر دعوت شما،) چه پاسخى به شما داده شد؟»، مى‏گويند: «ما چيزى نمى‏دانيم تو خود، از همه اسرار نهان آگاهى.» (109)


قَال‌َ الله‌ُ إِنِّي‌ مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُم‌ْ فَمَنْ‌ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُم‌ْ فَإِنِّي‌ أُعَذِّبُه‌ُ عَذَاباً لاَ أُعَذِّبُه‌ُ أَحَدَاً مِن‌َ الْعَالَمِين‌َ (مائده: 115)

خداوند (دعاى او را مستجاب كرد و) فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‏كنم ولى هر كس از شما بعد از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مى‏كنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم!» (115)


وَ إِذْ قَال‌َ الله‌ُ يَا عِيسَي‌ ابْن‌َ مَرْيَم‌َ أَأَنْت‌َ قُلْت‌َ لِلنَّاس‌ِ اتَّخِذُونِي‌ وَ أُمِّي‌َ إِلَهَيْن‌ِ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قَال‌َ سُبْحَانَك‌َ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أَقُول‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِحَق‌ٍّ إِنْ‌ كُنْت‌ُ قُلْتُه‌ُ فَقَدْ عَلِمْتَه‌ُ تَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِي‌ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ مَا فِي‌ نَفْسِك‌َ إِنَّك‌َ أَنْت‌َ عَلاَّم‌ُ الْغُيُوب‌ِ (مائده: 116)

و آن گاه كه خداوند به عيسى بن مريم مى‏گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را بعنوان دو معبود غير از خدا انتخاب كنيد؟!»، او مى‏گويد: «منزهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته باشم، تو مى‏دانى! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى و من از آنچه در ذات (پاك) توست، آگاه نيستم! بيقين تو از تمام اسرار و پنهانيها با خبرى. (116)


إِنْ‌ تُعَذِّبْهُم‌ْ فَإِنَّهُم‌ْ عِبَادُك‌َ وَ إِنْ‌ تَغْفِرْ لَهُم‌ْ فَإِنَّك‌َ أَنْت‌َ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‌ُ (مائده: 118)

(با اين حال،) اگر آنها را مجازات كنى، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نيستند) و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى! (نه كيفر تو نشانه بى‏حكمتى است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)» (118)


قُل‌ْ أَغَيْرَ الله‌ِ أَتَّخِذُ وَلِيَّاً فَاطِرِ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ هُوَ يُطْعِم‌ُ وَ لاَ يُطْعَم‌ُ قُل‌ْ إِنِّي‌ أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَكُون‌َ أَوَّل‌َ مَن‌ْ أَسْلَم‌َ وَ لاَ تَكُونَن‌َّ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 14)

بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب كنم؟! (خدايى) كه آفريننده آسمانها و زمين است اوست كه روزى مى‏دهد، و از كسى روزى نمى‏گيرد.» بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم و (خداوند به من دستور داده كه) از مشركان نباش!» (14)


قُل‌ْ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (انعام: 15)

بگو: «من (نيز) اگر نافرمانى پروردگارم كنم، از عذاب روزى بزرگ [روز رستاخيز] مى‏ترسم! (15)


قُل‌ْ أَي‌ُّ شَي‌ْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَة‌ً قُل‌ِ الله‌ُ شَهِيدٌ بَيْنِي‌ وَ بَيْنَكُم‌ْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ‌ هَذَا الْقُرْآن‌ُ لِأُنْذِرَكُمْ‌ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ بَلَغ‌َ أَئِنَّكُم‌ْ لَتَشْهَدُون‌َ أَن‌َّ مَع‌َ الله‌ِ آلِهَة‌ً أُخْرَي‌ قُلْ‌ لاَ أَشْهَدُ قُل‌ْ إِنَّمَا هُوَ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ وَ إِنَّنِي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 19)

بگو: «بالاترين گواهى، گواهى كيست؟» (و خودت پاسخ بده و) بگو: «خداوند، گواه ميان من و شماست و (بهترين دليل آن اين است كه) اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين قرآن به آنها مى‏رسد، بيم دهم (و از مخالفت فرمان خدا بترسانم). آيا براستى شما گواهى مى‏دهيد كه معبودان ديگرى با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنين گواهى نمى‏دهم». بگو: «اوست تنها معبود يگانه و من از آنچه براى او شريك قرار مى‏دهيد، بيزارم!» (19)


وَ مَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (انعام: 21)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته [همتايى براى او قائل شده‏]، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد! (21)


بَل‌ْ بَدَا لَهُمْ‌ مَا كَانُوا يُخْفُون‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْه‌ُ وَ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (انعام: 28)

(آنها در واقع پشيمان نيستند،) بلكه اعمال و نيّاتى را كه قبلًا پنهان مى‏كردند، در برابر آنها آشكار شده (و به وحشت افتاده‏اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند آنها دروغگويانند. (28)


قَدْ نَعْلَم‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَحْزُنُك‌َ الَّذِي‌ يَقُولُون‌َ فَإِنَّهُم‌ْ لاَ يُكَذِّبُونَك‌َ وَ لَكِنَّ‌ الظَّالِمِين‌َ بِآيَات‌ِ الله‌ِ يَجْحَدُون‌َ (انعام: 33)

ما مى‏دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏كند ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى‏كنند بلكه ظالمان، آيات خدا را انكار مى‏نمايند. (33)


إِنَّمَا يَسْتَجِيب‌ُ الَّذِين‌َ يَسْمَعُون‌َ وَالْمَوْتَي‌ يَبْعَثُهُم‌ُ الله‌ُ ثُم‌َّ إِلَيْه‌ِ يُرْجَعُون‌َ (انعام: 36)

تنها كسانى (دعوت تو را) مى‏پذيرند كه گوش شنوا دارند امّا مردگان (و آنها كه روح انسانى را از دست داده‏اند، ايمان نمى‏آورند و) خدا آنها را (در قيامت) برمى‏انگيزد سپس به سوى او، بازمى‏گردند. (36)


وَ قَالُوا لَوْلاَ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَادِرٌ عَلَي‌ أَنْ‌ يُنَزِّل‌َ آيَة‌ً وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (انعام: 37)

و گفتند: «چرا نشانه (و معجزه‏اى) از طرف پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «خداوند، قادر است كه نشانه‏اى نازل كند ولى بيشتر آنها نمى‏دانند!» (37)


قُلْ‌ لاَ أَقُول‌ُ لَكُم‌ْ عِنْدِي‌ خَزَائِن‌ُ الله‌ِ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ الْغَيْب‌َ وَ لاَ أَقُول‌ُ لَكُم‌ْ إِنِّي‌ مَلَك‌ٌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ قُل‌ْ هَل‌ْ يَسْتَوِي‌ الْأَعْمَي‌ وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُون‌َ (انعام: 50)

بگو: «من نمى‏گويم خزاين خدا نزد من است و من، (جز آنچه خدا به من بياموزد،) از غيب آگاه نيستم! و به شما نمى‏گويم من فرشته‏ام تنها از آنچه به من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم.» بگو: «آيا نابينا و بينا مساويند؟! پس چرا نمى‏انديشيد؟!» (50)


قُل‌ْ إِنِّي‌ نُهِيت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ قُلْ‌ لاَ أَتَّبِع‌ُ أَهْوَاءَكُم‌ْ قَدْ ضَلَلْت‌ُ إِذَاً وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُهْتَدِين‌َ (انعام: 56)

بگو: «من از پرستش كسانى كه غير از خدا مى‏خوانيد، نهى شده‏ام!» بگو: «من از هوى و هوسهاى شما، پيروى نمى‏كنم اگر چنين كنم، گمراه شده‏ام و از هدايت‏يافتگان نخواهم بود!» (56)


قُل‌ْ إِنِّي‌ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِنْ‌ رَبِّي‌ وَ كَذَّبْتُمْ‌ بِه‌ِ مَا عِنْدِي‌ مَا تَسْتَعْجِلُون‌َ بِه‌ِ إِنِ‌ الْحُكْم‌ُ إِلاَّ لِالله‌ِ يَقُص‌ُّ الْحَق‌َّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِين‌َ (انعام: 57)

بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم و شما آن را تكذيب كرده‏ايد! آنچه شما در باره آن (از نزول عذاب الهى) عجله داريد، به دستِ من نيست! حكم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا مى‏كند، و او بهترين جدا كننده (حق از باطل) است.» (57)


قُل‌ْ أَنَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُنَا وَ لاَ يَضُرُّنَا وَ نُرَدُّ عَلَي‌ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا الله‌ُ كَالَّذِي‌ اسْتَهْوَتْه‌ُ الشَّيَاطِين‌ُ فِي‌ الْأَرْض‌ِ حَيْرَان‌َ لَه‌ُ أَصْحَاب‌ٌ يَدْعُونَه‌ُ إِلَي‌ الْهُدَي‌ ائْتِنَا قُل‌ْ إِن‌َّ هُدَي‌ الله‌ِ هُوَ الْهُدَي‌ وَ أُمِرْنَا لِنُسْلِم‌َ لِرَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 71)

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم. (71)


وَ إِذْ قَال‌َ إِبْرَاهِيم‌ُ لِأَبِيه‌ِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامَاً آلِهَة‌ً إِنِّي‌ أَرَاك‌َ وَ قَوْمَك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (انعام: 74)

(به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش‏] «آزر» گفت: «آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مى‏كنى؟! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم.» (74)


فَلَمَّا رَأَي‌ الشَّمْس‌َ بَازِغَة‌ً قَال‌َ هَذَا رَبِّي‌ هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَت‌ْ قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (انعام: 78)

و هنگامى كه خورشيد را ديد كه (سينه افق را) مى‏شكافت، گفت: «اين خداى من است؟ اين (كه از همه) بزرگتر است!» امّا هنگامى كه غروب كرد، گفت: «اى قوم من از شريكهايى كه شما (براى خدا) مى‏سازيد، بيزارم! (78)


إِنِّي‌ وَجَّهْت‌ُ وَجْهِي‌َ لِلَّذِي‌ فَطَرَ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ حَنِيفَاً وَ مَا أَنَا مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 79)

من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم! (79)


وَ تِلْك‌َ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيم‌َ عَلَي‌ قَوْمِه‌ِ نَرْفَع‌ُ دَرَجَات‌ٍ مَنْ‌ نَشَاءُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 83)

اينها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم! درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته بدانيم،) بالا مى‏بريم پروردگار تو، حكيم و داناست. (83)


إِن‌َّ الله‌َ فَالِق‌ُ الْحَب‌ِّ وَالنَّوَي‌ يُخْرِج‌ُ الْحَي‌َّ مِن‌َ الْمَيِّت‌ِ وَ مُخْرِج‌ُ الْمَيِّت‌ِ مِن‌َ الْحَي‌ِّ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ فَأَنَّي‌ تُؤْفَكُون‌َ (انعام: 95)

خداوند، شكافنده دانه و هسته است زنده را از مرده خارج مى‏سازد، و مرده را از زنده بيرون مى‏آورد اين است خداى شما! پس چگونه از حقّ منحرف مى‏شويد؟! (95)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِه‌ِ نَبَات‌َ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْه‌ُ خَضِرَاً نُخْرِج‌ُ مِنْه‌ُ حَبَّاً مُتَرَاكِبَاً وَ مِن‌َ النَّخْل‌ِ مِنْ‌ طَلْعِهَا قِنْوَان‌ٌ دَانِيَة‌ٌ وَ جَنَّات‌ٍ مِنْ‌ أَعْنَاب‌ٍ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَان‌َ مُشْتَبِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ انْظُرُوا إِلَي‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِكُم‌ْ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 99)

او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم و از آن، ساقه‏ها و شاخه‏هاى سبز، خارج ساختيم و از آنها دانه‏هاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفه‏هايى با رشته‏هاى باريك بيرون فرستاديم و باغهايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بى‏شباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه‏هايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است! (99)


وَ أَقْسَمُوا بِالله‌ِ جَهْدَ أَيْمَانِهِم‌ْ لَئِنْ‌ جَاءَتْهُم‌ْ آيَة‌ٌ لَيُؤْمِنُن‌َّ بِهَا قُل‌ْ إِنَّمَا الْآيَات‌ُ عِنْدَ الله‌ِ وَ مَا يُشْعِرُكُم‌ْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَت‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (انعام: 109)

با نهايت اصرار، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر نشانه‏اى [معجزه‏اى‏] براى آنان بيايد، حتماً به آن ايمان مى‏آورند بگو: «معجزات فقط از سوى خداست (و در اختيار من نيست كه به ميل شما معجزه‏اى بياورم) و شما از كجا مى‏دانيد كه هر گاه معجزه‏اى بيايد (ايمان مى‏آورند؟ خير،) ايمان نمى‏آورند!» (109)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ مَنْ‌ يَضِل‌ُّ عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ وَ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُهْتَدِين‌َ (انعام: 117)

پروردگارت به كسانى كه از راه او گمراه گشته‏اند، آگاهتر است و همچنين از كسانى كه هدايت يافته‏اند. (117)


وَ مَا لَكُم‌ْ أَنْ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ قَدْ فَصَّل‌َ لَكُمْ‌ مَا حَرَّم‌َ عَلَيْكُم‌ْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُم‌ْ إِلَيْه‌ِ وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً لَيُضِلُّون‌َ بِأَهْوَائِهِمْ‌ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ أَعْلَم‌ُ بِالْمُعْتَدِين‌َ (انعام: 119)

چرا از چيزها [گوشتها] يى كه نام خدا بر آنها برده شده نمى‏خوريد؟! در حالى كه (خداوند) آنچه را بر شما حرام بوده، بيان كرده است! مگر اينكه ناچار باشيد (كه در اين صورت، خوردن از گوشت آن حيوانات جايز است.) و بسيارى از مردم، به خاطر هوى و هوس و بى‏دانشى، (ديگران را) گمراه مى‏سازند و پروردگارت، تجاوزكاران را بهتر مى‏شناسد. (119)


وَ ذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْم‌ِ وَ بَاطِنَه‌ُ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَكْسِبُون‌َ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْن‌َ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُون‌َ (انعام: 120)

گناهان آشكار و پنهان را رها كنيد! زيرا كسانى كه گناه مى‏كنند، بزودى در برابر آنچه مرتكب مى‏شدند، مجازات خواهند شد. (120)


وَ لاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَم‌ْ يُذْكَرِ اسْم‌ُ الله‌ِ عَلَيْه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَفِسْق‌ٌ وَ إِن‌َّ الشَّيَاطِين‌َ لَيُوحُون‌َ إِلَي‌ أَوْلِيَائِهِم‌ْ لِيُجَادِلُوكُم‌ْ وَ إِن‌ْ أَطَعْتُمُوهُم‌ْ إِنَّكُم‌ْ لَمُشْرِكُون‌َ (انعام: 121)

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد! اين كار گناه است و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به مجادله برخيزند اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود! (121)


وَ يَوْم‌َ يَحْشُرُهُم‌ْ جَمِيعَاً يَا مَعْشَرَ الْجِن‌ِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ وَ قَال‌َ أَوْلِيَاؤُهُمْ‌ مِن‌َ الْإِنْس‌ِ رَبَّنَا اسْتَمْتَع‌َ بَعْضُنَا بِبَعْض‌ٍ وَ بَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي‌ أَجَّلْت‌َ لَنَا قَال‌َ النَّارُ مَثْواكُم‌ْ خَالِدِين‌َ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاءَ الله‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 128)

در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد، (مى‏گويد:) اى جمعيّت شياطين و جن! شما افراد زيادى از انسانها را گمراه ساختيد! دوستان و پيروان آنها از ميان انسانها مى‏گويند: «پروردگارا! هر يك از ما دو گروه [پيشوايان و پيروان گمراه‏] از ديگرى استفاده كرديم (ما به لذّات هوس آلود و زودگذر رسيديم و آنها بر ما حكومت كردند) و به اجلى كه براى ما مقرّر داشته بودى رسيديم.» (خداوند) مى‏گويد: «آتش جايگاه شماست جاودانه در آن خواهيد ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حكيم و داناست. (128)


إِن‌َّ مَا تُوعَدُون‌َ لَآت‌ٍ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (انعام: 134)

آنچه به شما وعده داده مى‏شود، يقيناً مى‏آيد و شما نمى‏توانيد (خدا را) ناتوان سازيد (و از عدالت و كيفر او فرار كنيد)! (134)


قُل‌ْ يَا قَوْم‌ِ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنِّي‌ عَامِل‌ٌ فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ مَن‌ْ تَكُون‌ُ لَه‌ُ عاقِبَة‌ُ الدَّارِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (انعام: 135)

بگو: «اى قوم من! هر كار در قدرت داريد بكنيد! من (هم به وظيفه خود) عمل مى‏كنم امّا بزودى خواهيد دانست چه كسى سرانجام نيك خواهد داشت (و پيروزى با چه كسى است! امّا) به يقين، ظالمان رستگار نخواهند شد!» (135)


وَ قَالُوا مَا فِي‌ بُطُون‌ِ هَذِه‌ِ الْأَنْعَام‌ِ خَالِصَة‌ٌ لِذُكُورِنَا وَ مُحَرَّم‌ٌ عَلَي‌ أَزْوَاجِنَا وَ إِنْ‌ يَكُنْ‌ مَيْتَة‌ً فَهُم‌ْ فِيه‌ِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِم‌ْ وَصْفَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انعام: 139)

و گفتند: «آنچه (از بچّه) در شكم اين حيوانات است، مخصوص مردان ماست و بر همسران ما حرام است! امّا اگر مرده باشد [مرده متولّد شود]، همگى در آن شريكند.» بزودى (خدا) كيفر اين توصيف (و احكام دروغين) آنها را مى‏دهد او حكيم و داناست. (139)


وَ هُوَ الَّذِي‌ أَنْشَأَ جَنَّات‌ٍ مَعْرُوشَات‌ٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشَات‌ٍ وَالنَّخْل‌َ وَالزَّرْع‌َ مُخْتَلِفَاً أُكُلُه‌ُ وَالزَّيْتُون‌َ وَالرُّمَّان‌َ مُتَشَابِهَاً وَ غَيْرَ مُتَشَابِه‌ٍ كُلُوا مِنْ‌ ثَمَرِه‌ِ إِذَا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّه‌ُ يَوْم‌َ حَصَادِه‌ِ وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفِين‌َ (انعام: 141)

اوست كه باغهاى معروش [باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد]، و باغهاى غير معروش [باغهايى كه نياز به داربست ندارد] را آفريد همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)


وَ مِن‌َ الْأَنْعَام‌ِ حَمُولَة‌ً وَ فَرْشَاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ وَ لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَات‌ِ الشَّيْطَان‌ِ إِنَّه‌ُ لَكُم‌ْ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (انعام: 142)

(او كسى است كه) از چهارپايان، براى شما حيوانات باربر، و حيوانات كوچك (براى منافع ديگر) آفريد از آنچه به شما روزى داده است، بخوريد! و از گامهاى شيطان پيروى ننماييد، كه او دشمن آشكار شماست! (142)


وَ مِن‌َ الْإِبِل‌ِ اثْنَيْن‌ِ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ اثْنَيْن‌ِ قُل‌ْ آلذَّكَرَيْن‌ِ حَرَّم‌َ أَم‌ِ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَمَّا اشْتَمَلَت‌ْ عَلَیْهِ أَرْحام‌ُ الْأُنْثَيَيْن‌ِ أَم‌ْ كُنْتُم‌ْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُم‌ُ الله‌ُ بِهَذَا فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً لِيُضِل‌َّ النَّاس‌َ بِغَيْرِ عِلْم‌ٍ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الظَّالِمِين‌َ (انعام: 144)

و از شتر يك جفت، و از گاو هم يك جفت (براى شما آفريد) بگو: «كداميك از اينها را خدا حرام كرده است؟ نرها يا ماده‏ها را؟ يا آنچه را شكم ماده‏ها دربرگرفته؟ يا هنگامى كه خدا شما را به اين موضوع توصيه كرد، شما گواه (بر اين تحريم) بوديد؟! پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هيچ گاه ستمگران را هدايت نمى‏كند» (144)


قُلْ‌ لاَ أَجِدُ فِي‌ مَا أُوحِي‌َ إِلَيَّ‌ مُحَرَّمَاً عَلَي‌ طَاعِم‌ٍ يَطْعَمُه‌ُ إِلاَّ أَنْ‌ يَكُون‌َ مَيْتَة‌ً أَوْ دَمَاً مَسْفُوحَاً أَوْ لَحْم‌َ خِنْزِيرٍ فَإِنَّه‌ُ رِجْس‌ٌ أَوْ فِسْقَاً أُهِل‌َّ لِغَيْرِ الله‌ِ بِه‌ِ فَمَن‌ِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ‌ٍ وَ لاَ عَادٍ فَإِن‌َّ رَبَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 145)

بگو: «در آنچه بر من وحى شده، هيچ غذاى حرامى نمى‏يابم بجز اينكه مردار باشد، يا خونى كه (از بدن حيوان) بيرون ريخته، يا گوشت خوك- كه اينها همه پليدند- يا حيوانى كه به گناه، هنگام سر بريدن، نام غير خدا [نام بتها] بر آن برده شده است.» اما كسى كه مضطر (به خوردن اين محرمات) شود، بى آنكه خواهان لذت باشد و يا زياده روى كند (گناهى بر او نيست) زيرا پروردگارت، آمرزنده مهربان است. (145)


وَ عَلَي‌ الَّذِين‌َ هَادُوا حَرَّمْنَا كُل‌َّ ذِي‌ ظُفُرٍ وَ مِن‌َ الْبَقَرِ وَالْغَنَم‌ِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِم‌ْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَت‌ْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَط‌َ بِعَظْم‌ٍ ذَلِك‌َ جَزَيْنَاهُمْ‌ بِبَغْيِهِم‌ْ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (انعام: 146)

و بر يهوديان، هر حيوان ناخن‏دار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلوها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مى‏كردند به آنها كيفر داديم و ما راست مى‏گوييم. (146)


أَنْ‌ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِل‌َ الْكِتَاب‌ُ عَلَي‌ طَائِفَتَيْن‌ِ مِنْ‌ قَبْلِنَا وَ إِنْ‌ كُنَّا عَنْ‌ دِرَاسَتِهِم‌ْ لَغَافِلِين‌َ (انعام: 156)

(ما اين كتاب را با اين امتيازات نازل كرديم) تا نگوييد: «كتاب آسمانى تنها بر دو طايفه پيش از ما [يهود و نصارى‏] نازل شده بود و ما از بحث و بررسى آنها بى خبر بوديم»! (156)


هَل‌ْ يَنْظُرُون‌َ إِلاَّ أَنْ‌ تَأْتِيَهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ أَوْ يَأْتِي‌َ رَبُّك‌َ أَوْ يَأْتِي‌َ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ يَوْم‌َ يَأْتِي‌ بَعْض‌ُ آيَات‌ِ رَبِّك‌َ لاَ يَنْفَع‌ُ نَفْسَاً إِيمَانُهَا لَم‌ْ تَكُن‌ْ آمَنَت‌ْ مِنْ‌ قَبْل‌ُ أَوْ كَسَبَت‌ْ فِي‌ إِيمَانِهَا خَيْرَاً قُل‌ِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (انعام: 158)

آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان (مرگ) به سراغشان آيند، يا خداوند (خودش) به سوى آنها بيايد، يا بعضى از آيات پروردگارت (و نشانه‏هاى رستاخيز)؟! اما آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت تحقّق پذيرد، ايمان‏آوردن افرادى كه قبلًا ايمان نياورده‏اند، يا در ايمانشان عمل نيكى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت! بگو: « (اكنون كه شما چنين انتظارات نادرستى داريد،) انتظار بكشيد ما هم انتظار (كيفر شما را) مى‏كشيم!» (158)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ فَرَّقُوا دِينَهُم‌ْ وَ كَانُوا شِيَعَاً لَسْت‌َ مِنْهُم‌ْ فِي‌ شَي‌ْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُم‌ْ إِلَي‌ الله‌ِ ثُم‌َّ يُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُون‌َ (انعام: 159)

كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند، و به دسته‏هاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى! سر و كار آنها تنها با خداست سپس خدا آنها را از آنچه انجام مى‏دادند، با خبر مى‏كند. (159)


قُل‌ْ إِنَّنِي‌ هَدَانِي‌ رَبِّي‌ إِلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ دِينَاً قِيَمَاً مِلَّة‌َ إِبْرَاهِيم‌َ حَنِيفَاً وَ مَا كَان‌َ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ (انعام: 161)

بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده آيينى پابرجا (و ضامن سعادت دين و دنيا) آيين ابراهيم كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند و از مشركان نبود.» (161)


قُل‌ْ إِن‌َّ صَلاَتِي‌ وَ نُسُكِي‌ وَ مَحْيَاي‌َ وَ مَمَاتِي‌ لِالله‌ِ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (انعام: 162)

بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است. (162)


وَ هُوَ الَّذِي‌ جَعَلَكُم‌ْ خَلاَئِف‌َ الْأَرْض‌ِ وَ رَفَع‌َ بَعْضَكُم‌ْ فَوْق‌َ بَعْض‌ٍ دَرَجَات‌ٍ لِيَبْلُوَكُم‌ْ فِي‌ مَا آتَاكُم‌ْ إِن‌َّ رَبَّك‌َ سَرِيع‌ُ الْعِقَاب‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انعام: 165)

و او كسى است كه شما را جانشينان (و نمايندگان) خود در زمين ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد، تا شما را به وسيله آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد به يقين پروردگار تو سريع العقاب و آمرزنده مهربان است. (كيفر كسانى را كه از بوته امتحان نادرست درآيند، زود مى‏دهد و نسبت به حق پويان مهربان است.) (165)


فَمَا كَان‌َ دَعْوَاهُم‌ْ إِذْ جَاءَهُمْ‌ بَأْسُنَا إِلاَّ أَنْ‌ قَالُوا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين‌َ (اعراف: 5)

و در آن موقع كه عذاب ما به سراغ آنها آمد، سخنى نداشتند جز اينكه گفتند: «ما ظالم بوديم!» (ولى اين اعتراف به گناه، ديگر دير شده بود و سودى به حالشان نداشت.) (5)


قَال‌َ فَاهْبِط‌ْ مِنْهَا فَمَا يَكُون‌ُ لَك‌َ أَن‌ْ تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُج‌ْ إِنَّك‌َ مِن‌َ الصَّاغِرِين‌َ (اعراف: 13)

گفت: «از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! (13)


قَال‌َ إِنَّك‌َ مِن‌َ الْمُنْظَرِين‌َ (اعراف: 15)

فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى!» (15)


وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّي‌ لَكُمَا لَمِن‌َ النَّاصِحِين‌َ (اعراف: 21)

و براى آنها سوگند ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم. (21)


فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَة‌َ بَدَت‌ْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَان‌ِ عَلَيْهِمَا مِنْ‌ وَرَق‌ِ الْجَنَّة‌ِ وَ نَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَم‌ْ أَنْهَكُمَا عَنْ‌ تِلْكُمَا الشَّجَرَة‌ِ وَ أَقُلْ‌ لَكُمَا إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (اعراف: 22)

و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامى كه از آن درخت چشيدند، اندامشان [عورتشان‏] بر آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى (درختان) بهشتى بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد كه: «آيا شما را از آن درخت نهى نكردم؟! و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟!» (22)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ لاَ يَفْتِنَنَّكُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ كَمَا أَخْرَج‌َ أَبَوَيْكُمْ‌ مِن‌َ الْجَنَّة‌ِ يَنْزِع‌ُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّه‌ُ يَرَاكُم‌ْ هُوَ وَ قَبِيلُه‌ُ مِن‌ْ حَيْث‌ُ لاَ تَرَوْنَهُم‌ْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 27)

اى فرزندان آدم! شيطان شما را نفريبد، آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد، و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اينكه او و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد (امّا بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند! (27)


وَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَة‌ً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَالله‌ُ أَمَرَنَا بِهَا قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 28)

و هنگامى كه كار زشتى انجام مى‏دهند مى‏گويند: «پدران خود را بر اين عمل يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است!» بگو: «خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟!» (28)


فَرِيقَاً هَدَي‌ وَ فَرِيقَاً حَق‌َّ عَلَيْهِم‌ُ الضَّلاَلَة‌ُ إِنَّهُم‌ُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِين‌َ أَوْلِيَاءَ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ وَ يَحْسَبُون‌َ أَنَّهُمْ‌ مُهْتَدُون‌َ (اعراف: 30)

جمعى را هدايت كرده و جمعى (كه شايستگى نداشته‏اند،) گمراهى بر آنها مسلّم شده است. آنها (كسانى هستند كه) شياطين را به جاى خداوند، اولياى خود انتخاب كردند و گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند! (30)


يَا بَنِي‌ آدَم‌َ خُذُوا زِينَتَكُم‌ْ عِنْدَ كُل‌ِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْرِفِين‌َ (اعراف: 31)

اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد! و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد! (31)


قُل‌ْ إِنَّمَا حَرَّم‌َ رَبِّي‌َ الْفَوَاحِش‌َ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن‌َ وَالْإِثْم‌َ وَالْبَغْي‌َ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ وَ أَنْ‌ تُشْرِكُوا بِالله‌ِ مَا لَم‌ْ يُنَزِّل‌ْ بِه‌ِ سُلْطَانَاً وَ أَن‌ْ تَقُولُوا عَلَي‌ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 33)

بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است و (همچنين) گناه و ستم بناحق را و اينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد.» (33)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لاَ تُفَتَّح‌ُ لَهُم‌ْ أَبْوَاب‌ُ السَّمَاءِ وَ لاَ يَدْخُلُون‌َ الْجَنَّة‌َ حَتَّي‌ يَلِج‌َ الْجَمَل‌ُ فِي‌ سَم‌ِّ الْخِيَاط‌ِ وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُـجْرِمِين‌َ (اعراف: 40)

كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و در برابر آن تكبّر ورزيدند، (هرگز) درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‏شود و (هيچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اينكه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! اين گونه، گنهكاران را جزا مى‏دهيم! (40)


وَ نَادَي‌ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ أَصْحَاب‌َ الْجَنَّة‌ِ أَن‌ْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِن‌َ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُم‌ُ الله‌ُ قَالُوا إِن‌َّ الله‌َ حَرَّمَهُمَا عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (اعراف: 50)

و دوزخيان، بهشتيان را صدا مى‏زنند كه: « (محبّت كنيد) و مقدارى آب، يا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشيد!» آنها (در پاسخ) مى‏گويند: «خداوند اينها را بر كافران حرام كرده است!» (50)


إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يُغْشِي‌ اللَّيْل‌َ النَّهَارَ يَطْلُبُه‌ُ حَثِيثَاً وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُوم‌َ مُسَخَّرَات‌ٍ بِأَمْرِه‌ِ أَلاَ لَه‌ُ الْخَلْق‌ُ وَالْأَمْرُ تَبَارَك‌َ الله‌ُ رَب‌ُّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 54)

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس به تدبير جهان هستى پرداخت با (پرده تاريك) شب، روز را مى پوشاند و شب به دنبال روز، به سرعت در حركت است و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد، كه مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر بركت (و زوال‏ناپذير) است خداوندى كه پروردگار جهانيان است! (54)


ادْعُوا رَبَّكُم‌ْ تَضَرُّعَاً وَ خُفْيَة‌ً إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُـعْتَدين‌َ (اعراف: 55)

پروردگار خود را (آشكارا) از روى تضرّع، و در پنهانى، بخوانيد! (و از تجاوز، دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نمى‏دارد! (55)


وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوه‌ُ خَوْفَاً وَ طَمَعَاً إِن‌َّ رَحْمَت‌َ الله‌ِ قَرِيب‌ٌ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (اعراف: 56)

و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد! (بيم از مسئوليتها، و اميد به رحمتش. و نيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است! (56)


لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ فَقَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُم‌ْ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (اعراف: 59)

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم او به آنان گفت: «اى قوم من! (تنها) خداوند يگانه را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! (و اگر غير او را عبادت كنيد،) من بر شما از عذاب روز بزرگى مى‏ترسم!» (59)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ ضَلاَل‌ٍ مُبِين‌ٍ (اعراف: 60)

(ولى) اشراف قومش به او گفتند: «ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (60)


فَكَذَّبُوه‌ُ فَأَنْجَيْنَاه‌ُ وَالَّذِين‌َ مَعَه‌ُ فِي‌ الْفُلْك‌ِ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِين‌َ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُم‌ْ كَانُوا قَوْمَاً عَمِين‌َ (اعراف: 64)

امّا سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند، رهايى بخشيديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، غرق كرديم چه اينكه آنها گروهى نابينا (و كوردل) بودند. (64)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِي‌ سَفَاهَة‌ٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّك‌َ مِن‌َ الْكَاذِبِين‌َ (اعراف: 66)

اشراف كافر قوم او گفتند: «ما تو را در سفاهت (و نادانى و سبك مغزى) مى‏بينيم، و ما مسلّماً تو را از دروغگويان مى‏دانيم!» (66)


قَال‌َ قَدْ وَقَع‌َ عَلَيْكُم‌ْ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ رِجْس‌ٌ وَ غَضَب‌ٌ أَتُجَادِلُونَنِي‌ فِي‌ أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُم‌ْ وَ آبَاؤُكُم‌ْ مَا نَزَّل‌َ الله‌ُ بِهَا مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (اعراف: 71)

گفت: «پليدى و غضب پروردگارتان، شما را فرا گرفته است! آيا با من در مورد نامهايى مجادله مى‏كنيد كه شما و پدرانتان 0 بعنوان معبود و خدا، بر بتها) گذارده‏ايد، در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟! پس شما منتظر باشيد، من هم با شما انتظار مى‏كشم! (شما انتظار شكست من، و من انتظار عذاب الهى براى شما!)» (71)


قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ لِلَّذِين‌َ اسْتُضْعِفُوا لِمَن‌ْ آمَن‌َ مِنْهُم‌ْ أَتَعْلَمُون‌َ أَن‌َّ صَالِحَاً مُرْسَل‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِل‌َ بِه‌ِ مُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 75)

(ولى) اشراف متكبر قوم او، به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند، گفتند: «آيا (براستى) شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموريت يافته، ايمان آورده‏ايم.» (75)


قَال‌َ الَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي‌ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ كَافِرُون‌َ (اعراف: 76)

متكبران گفتند: « (ولى) ما به آنچه شما به آن ايمان آورده‏ايد، كافريم!» (76)


إِنَّكُم‌ْ لَتَأْتُون‌َ الرِّجَال‌َ شَهْوَة‌ً مِنْ‌ دُون‌ِ النِّسَاءِ بَل‌ْ أَنْتُم‌ْ قَوْم‌ٌ مُسْرِفُون‌َ (اعراف: 81)

آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد، نه زنان؟! شما گروه اسرافكار (و منحرفى) هستيد! (81)


وَ مَا كَان‌َ جَوَاب‌َ قَوْمِه‌ِ إِلاَّ أَن‌ْ قَالُوا أَخْرِجُوهُم‌ْ مِنْ‌ قَرْيَتِكُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ أُنَاس‌ٌ يَتَطَهَّرُون‌َ (اعراف: 82)

ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: «اينها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه اينها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‏طلبند (و با ما همصدا نيستند!)» (82)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا مِن‌ْ قَوْمِه‌ِ لَئِنِ اتَّبَعْتُم‌ْ شُعَيْبَاً إِنَّكُم‌ْ إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (اعراف: 90)

اشراف زورمند از قوم او كه كافر شده بودند گفتند: «اگر از شعيب پيروى كنيد، شما هم زيانكار خواهيد شد!» (90)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ يَا فِرْعَوْن‌ُ إِنِّي‌ رَسُول‌ٌ مِن‌ْ رَب‌ِّ الْعَالَمِين‌َ (اعراف: 104)

و موسى گفت: «اى فرعون! من فرستاده‏اى از سوى پروردگار جهانيانم. (104)


قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيم‌ٌ (اعراف: 109)

اطرافيان فرعون گفتند: «بى‏شك، اين ساحرى ماهر و دانا است! (109)


وَ جَاءَ الْسَّحَرَة‌ُ فِرْعَوْن‌َ قَالُوا إِن‌َّ لَنَا لَأََجْرَاً إِن‌ْ كُنَّا نَحْن‌ُ الْغَالِبين‌َ (اعراف: 113)

ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: «آيا اگر ما پيروز گرديم، اجر و پاداش مهمى خواهيم داشت؟!» (113)


قَال‌َ نَعَم‌ْ وَ إِنَّكُم‌ْ لَمِن‌َ الْمُقَرَّبِين‌َ (اعراف: 114)

گفت: «آرى، و شما از مقربان خواهيد بود!» (114)


قَال‌َ فِرْعَوْن‌ُ آمَنْتُم‌ْ بِه‌ِ قَبْل‌َ أَن‌ْ آذَن‌َ لَكُم‌ْ إِن‌َّ هَذَا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوه‌ُ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ (اعراف: 123)

فرعون گفت: «آيا پيش از آنكه به شما اجازه دهم، به او ايمان آورديد؟! حتماً اين نيرنگ و توطئه‏اى است كه در اين شهر (و ديار) چيده‏ايد، تا اهلش را از آن بيرون كنيد ولى بزودى خواهيد دانست! (123)


قَالُوا إِنَّا إِلَي‌ رَبِّنَا مُنْقَلِبُون‌َ (اعراف: 125)

(ساحران) گفتند: « (مهم نيست،) ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! (125)


وَ قَال‌َ الْمَلَأَُ مِن‌ْ قَوْم‌ِ فِرْعَوْن‌َ أَتَذَرُ مُوسَي‌ وَ قَوْمَه‌ُ لِيُفْسِدُوا فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ يَذَرَك‌َ وَ آلِهَتَك‌َ قَال‌َ سَنُقَتِّل‌ُ أَبْنَاءَهُم‌ْ وَ نَسْتَحْيِي‌ نِسَاءَهُم‌ْ وَ إِنَّا فَوْقَهُم‌ْ قَاهِرُون‌َ (اعراف: 127)

و اشراف قوم فرعون (به او) گفتند: «آيا موسى و قومش را رها مى‏كنى كه در زمين فساد كنند، و تو و خدايانت را رها سازد؟!» گفت: «بزودى پسرانشان را مى‏كشيم، و دخترانشان را زنده نگه مى‏داريم (تا به ما خدمت كنند) و ما بر آنها كاملًا مسلّطيم!» (127)


قَال‌َ مُوسَي‌ لِقَوْمِه‌ِ اسْتَعِينُوا بِالله‌ِ وَاصْبِرُوا إِن‌َّ الْأَرْض‌َ لِالله‌ِ يُورِثُهَا مَن‌ْ يَشَاءُ مِن‌ْ عِبَادِه‌ِ وَالْعَاقِبَة‌ُ لِلْمُتَّقِين‌َ (اعراف: 128)

موسى به قوم خود گفت: «از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه كنيد، كه زمين از آن خداست، و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد، واگذار مى‏كند و سرانجام (نيك) براى پرهيزكاران است!» (128)


فَإِذَا جَاءَتْهُم‌ُ الْحَسَنَة‌ُ قَالُوا لَنَا هَذِه‌ِ وَ إِن‌ْ تُصِبْهُم‌ْ سَيِّئَة‌ٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَي‌ وَ مَن‌ْ مَعَه‌ُ أَلاَ إِنَّمَا طَائِرُهُم‌ْ عِنْدَ الله‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 131)

(اما آنها نه تنها پند نگرفتند، بلكه) هنگامى كه نيكى (و نعمت) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «بخاطر خود ماست.» ولى موقعى كه بدى (و بلا) به آنها مى‏رسيد، مى‏گفتند: «از شومى موسى و كسان اوست»! آگاه باشيد سرچشمه همه اينها، نزد خداست ولى بيشتر آنها نمى‏دانند! (131)


وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَي‌ قَوْم‌ٍ يَعْكُفُون‌َ عَلَي‌ أَصْنَام‌ٍ لَهُم‌ْ قَالُوا يَا مُوسَي‌ اجْعَل‌ْ لَنَا إِلَهَاً كَمَا لَهُم‌ْ آلِهَة‌ٌ قَال‌َ إِنَّكُم‌ْ قَوْم‌ٌ تَجْهَلُون‌َ (اعراف: 138)

و بنى اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بتهايشان، با تواضع و خضوع، گرد آمده بودند. (در اين هنگام، بنى اسرائيل) به موسى گفتند: «تو هم براى ما معبودى قرار ده، همان‏گونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند!» گفت: «شما جمعيّتى جاهل و نادان هستيد! (138)


إِن‌َّ هَؤُلاَءِ مُتَبَّرٌ مَا هُم‌ْ فِيه‌ِ وَ بَاطِل‌ٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (اعراف: 139)

اينها (را كه مى‏بينيد)، سرانجام كارشان نابودى است و آنچه انجام مى‏دهند، باطل (و بيهوده) است. (139)


قَال‌َ يَا مُوسَي‌ إِنِّي‌ اصْطَفَيْتُك‌َ عَلَي‌ النَّاس‌ِ بِرِسَالاَتِي‌ وَ بِكَلاَمِي‌ فَخُذْ مَا آتَيْتُك‌َ وَ كُن‌ْ مِن‌َ الشَّاكِرِين‌َ (اعراف: 144)

(خداوند) فرمود: «اى موسى! من تو را با رسالتهاى خويش، و با سخن‏گفتنم (با تو)، بر مردم برترى دادم و برگزيدم پس آنچه را به تو داده‏ام بگير و از شكرگزاران باش!» (144)


وَ لَمَّا رَجَع‌َ مُوسَي‌ إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ غَضْبَان‌َ أَسِفَاً قَال‌َ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي‌ مِنْ‌ بَعْدِي‌ أَعَجِلْتُم‌ْ أَمْرَ رَبِّكُم‌ْ وَ أَلْقَي‌ الْأَلْوَاح‌َ وَ أَخَذَ بِرَأْس‌ِ أَخِيه‌ِ يَجُرُّه‌ُ إِلَيْه‌ِ قَال‌َ ابْن‌َ أُم‌َّ إِن‌َّ الْقَوْم‌َ اسْتَضْعَفُونِي‌ وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِي‌ فَلاَ تُشْمِت‌ْ بِي‌َ الْأَعْدَاءَ وَ لاَ تَجْعَلْنِي‌ مَع‌َ الْقَوْم‌ِ الظَّالِمِين‌َ (اعراف: 150)

و هنگامى كه موسى خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من، بد جانشينانى برايم بوديد (و آيين مرا ضايع كرديد)! آيا در مورد فرمان پروردگارتان (و تمديد مدّت ميعاد او)، عجله نموديد (و زود قضاوت كرديد؟!)» سپس الواح را افكند، و سر برادر خود را گرفت (و با عصبانيت) به سوى خود كشيد او گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند، پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!» (150)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّخَذُوا الْعِجْل‌َ سَيَنَالُهُم‌ْ غَضَب‌ٌ مِنْ‌ رَبِّهِم‌ْ وَ ذِلَّة‌ٌ فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ كَذَلِك‌َ نَجْزِي‌ الْمُفْتَرِين‌َ (اعراف: 152)

كسانى كه گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنيا به آنها مى‏رسد و اينچنين، كسانى را كه (بر خدا) افترا مى‏بندند، كيفر مى دهيم! (152)


وَالَّذِين‌َ عَمِلُوا السَّيِّئَات‌ِ ثُم‌َّ تَابُوا مِنْ‌ بَعْدِهَا وَ آمَنُوا إِن‌َّ رَبَّك‌َ مِنْ‌ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (اعراف: 153)

و آنها كه گناه كردند، و بعد از آن توبه نمودند و ايمان آوردند، (اميد عفو او را دارند زيرا) پروردگار تو، در پى اين كار، آمرزنده و مهربان است. (153)


وَاكْتُب‌ْ لَنَا فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا حَسَنَة‌ً وَ فِي‌ الْآخِرَة‌ِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْك‌َ قَال‌َ عَذَابِي‌ أُصِيب‌ُ بِه‌ِ مَن‌ْ أَشَاءُ وَ رَحْمَتِي‌ وَسِعَت‌ْ كُل‌َّ شَي‌ْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَالَّذِين‌َ هُمْ‌ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 156)

و براى ما، در اين دنيا و سراى ديگر، نيكى مقرّر فرما چه اينكه ما به سوى تو بازگشت كرده‏ايم! « (خداوند در برابر اين تقاضا، به موسى) گفت:» مجازاتم را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند، و زكات را بپردازند، و آنها كه به آيات ما ايمان مى‏آورند، مقرّر خواهم داشت! (156)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنِّي‌ رَسُول‌ُ الله‌ِ إِلَيْكُم‌ْ جَمِيعَاً الَّذِي‌ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ إِله‌َ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ فَآمِنُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ النَّبِي‌ِّ الْأُمِّي‌ِّ الَّذِي‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَ كَلِمَاتِه‌ِ وَاتَّبِعُوه‌ُ لَعَلَّكُم‌ْ تَهْتَدُون‌َ (اعراف: 158)

بگو: «اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم همان خدايى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن اوست معبودى جز او نيست زنده مى‏كند و مى‏ميراند پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش، آن پيامبر درس نخوانده‏اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد!» (158)


وَ إِذْ تَاَذَّن‌َ رَبُّك‌َ لَيَبْعَثَن‌َّ عَلَيْهِم‌ْ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الْقِيَامَة‌ِ مَنْ‌ يَسُومُهُم‌ْ سُوءَ الْعَذَاب‌ِ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَسَرِيع‌ُ الْعِقَاب‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (اعراف: 167)

و (نيز به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت اعلام كرد: تا دامنه قيامت، كسى را بر آنها مسلّط خواهد ساخت كه همواره آنها را در عذاب سختى قرار دهد زيرا پروردگارت مجازاتش سريع، (و در عين حال، نسبت به توبه‏كاران) آمرزنده و مهربان است. (167)


وَالَّذِين‌َ يُمَسِّكُون‌َ بِالْكِتَاب‌ِ وَ أَقَامُوا الصَّلاَة‌َ إِنَّا لاَ نُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُصْلِحِين‌َ (اعراف: 170)

و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جويند، و نماز را برپا دارند، (پاداش بزرگى خواهند داشت زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد! (170)


وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَنِي‌ آدَم‌َ مِنْ‌ ظُهُورِهِم‌ْ ذُرِّيَّتَهُم‌ْ وَ أَشْهَدَهُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ أَلَسْت‌ُ بِرَبِّكُم‌ْ قَالُوا بَلَي‌ شَهِدْنَا أَنْ‌ تَقُولُوا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِنَّا كُنَّا عَن‌ْ هَذَا غَافِلِين‌َ (اعراف: 172)

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172)


أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَك‌َ آبَاؤُنَا مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّة‌ً مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَل‌َ الْمُبْطِلُون‌َ (اعراف: 173)

يا بگوييد: «پدرانمان پيش از ما مشرك بودند، ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم (و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم) آيا ما را به آنچه باطل‏گرايان انجام دادند مجازات مى‏كنى؟!» (173)


وَ أُمْلِي‌ لَهُم‌ْ إِن‌َّ كَيْدِي‌ مَتِين‌ٌ (اعراف: 183)

و به آنها مهلت مى‏دهم (تا مجازاتشان دردناكتر باشد) زيرا طرح و نقشه من، قوى (و حساب شده) است. (و هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست.) (183)


يَسْأَلُونَك‌َ عَن‌ِ السَّاعَة‌ِ أَيَّان‌َ مُرْسَاهَا قُل‌ْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي‌ لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَت‌ْ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لاَ تَأْتِيكُم‌ْ إِلاَّ بَغْتَة‌ً يَسْأَلُونَك‌َ كَأَنَّك‌َ حَفِي‌ٌّ عَنْهَا قُل‌ْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ الله‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (اعراف: 187)

درباره قيامت از تو سؤال مى‏كنند، كى فرامى‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است و هيچ كس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشكار سازد (اما قيام قيامت، حتى) در آسمانها و زمين، سنگين (و بسيار پر اهميت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آيد!» (باز) از تو سؤال مى‏كنند، چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن با خبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند.» (187)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُم‌ْ فَادْعُوهُم‌ْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُم‌ْ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ صَادِقِين‌َ (اعراف: 194)

آنهايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد (و پرستش مى‏كنيد)، بندگانى همچون خود شما هستند آنها را بخوانيد، و اگر راست مى‏گوييد بايد به شما پاسخ دهند (و تقاضايتان را برآورند)! (194)


إِن‌َّ وَلِيِّي‌َ الله‌ُ الَّذِي‌ نَزَّل‌َ الْكِتَاب‌َ وَ هُوَ يَتَوَلَّي‌ الصَّالِحِين‌َ (اعراف: 196)

ولى و سرپرست من، خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده و او همه صالحان را سرپرستى مى‏كند. (196)


وَ إِنْ مَا يَنْزَغَنَّك‌َ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِالله‌ِ إِنَّه‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (اعراف: 200)

و هر گاه وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر كه او شنونده و داناست! (200)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُم‌ْ طَائِف‌ٌ مِن‌َ الشَّيْطَان‌ِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ‌ مُبْصِرُون‌َ (اعراف: 201)

پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مى‏افتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مى‏بينند و) ناگهان بينا مى‏گردند. (201)


وَ إِذَا لَم‌ْ تَأْتِهِمْ‌ بِآيَة‌ٍ قَالُوا لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُل‌ْ إِنَّمَا أَتَّبِع‌ُ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ مِنْ‌ رَبِّي‌ هَذَا بَصَائِرُ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ وَ هُدَي‌ً وَ رَحْمَة‌ٌ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (اعراف: 203)

هنگامى كه (در نزول وحى تاخير افتد، و) آيه‏اى براى آنان نياورى، مى‏گويند: «چرا خودت (از پيش خود) آن را برنگزيدى؟!» بگو: «من تنها از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود اين وسيله بينايى از طرف پروردگارتان، و مايه هدايت و رحمت است براى جمعيّتى كه ايمان مى‏آورند. (203)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ عِنْدَ رَبِّك‌َ لاَ يَسْتَكْبِرُون‌َ عَن‌ْ عِبَادَتِه‌ِ وَ يُسَبِّحُونَه‌ُ وَ لَه‌ُ يَسْجُدُون‌َ (اعراف: 206)

آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تو هستند، (هيچ گاه) از عبادتش تكبر نمى‏ورزند، و او را تسبيح مى‏گويند، و برايش سجده مى‏كنند. (206)


إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ الَّذِين‌َ إِذَا ذُكِرَ الله‌ُ وَجِلَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ وَ إِذَا تُلِيَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُه‌ُ زَادَتْهُم‌ْ إِيمَانَاً وَ عَلَي‌ رَبِّهِم‌ْ يَتَوَكَّلُون‌َ (انفال: 2)

مؤمنان، تنها كسانى هستند كه هر گاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان ميگردد و هنگامى كه آيات او بر آنها خوانده مى‏شود، ايمانشان فزونتر مى‏گردد و تنها بر پروردگارشان توكل دارند. (2)


كَمَا أَخْرَجَك‌َ رَبُّك‌َ مِنْ‌ بَيْتِك‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ إِن‌َّ فَرِيقَاً مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ لَكَارِهُون‌َ (انفال: 5)

همان‏گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند (ولى سرانجامش پيروزى بود! ناخشنودى عده‏اى از چگونگى تقسيم غنايم بدر نيز چنين است)! (5)


وَ مَا جَعَلَه‌ُ الله‌ُ إِلاَّ بُشْرَي‌ وَ لِتَطْمَئِن‌َّ بِه‌ِ قُلُوبُكُم‌ْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِن‌ْ عِنْدِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 10)

ولى خداوند، اين را تنها براى شادى و اطمينان قلب شما قرار داد و گر نه، پيروزى جز از طرف خدا نيست خداوند توانا و حكيم است! (10)


ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ شَاقُّوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ مَنْ‌ يُشَاقِق‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَإِن‌َّ الله‌َ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 13)

اين بخاطر آن است كه آنها با خدا و پيامبرش (ص) دشمنى ورزيدند و هر كس با خدا و پيامبرش دشمنى كند، (كيفر شديدى مى‏بيند) و خداوند شديد العقاب است! (13)


فَلَم‌ْ تَقْتُلُوهُم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ قَتَلَهُم‌ْ وَ مَا رَمَيْت‌َ إِذْ رَمَيْت‌َ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ رَمَي‌ وَ لِيُبْلِي‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ مِنْه‌ُ بَلاَءً حَسَنَاً إِن‌َّ الله‌َ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انفال: 17)

اين شما نبوديد كه آنها را كشتيد بلكه خداوند آنها را كشت! و اين تو نبودى (اى پيامبر كه خاك و سنگ به صورت آنها) انداختى بلكه خدا انداخت! و خدا مى‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبى كند خداوند شنوا و داناست. (17)


إِن‌َّ شَرَّ الدَّوَاب‌ِّ عِنْدَ الله‌ِ الصُّم‌ُّ الْبُكْم‌ُ الَّذِين‌َ لاَ يَعْقِلُون‌َ (انفال: 22)

بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمى‏كنند. (22)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُنْفِقُون‌َ أَمْوَالَهُم‌ْ لِيَصُدُّوا عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُم‌َّ تَكُون‌ُ عَلَيْهِم‌ْ حَسْرَة‌ً ثُم‌َّ يُغْلَبُون‌َ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا إِلَي‌ جَهَنَّم‌َ يُحْشَرُون‌َ (انفال: 36)

آنها كه كافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‏كنند آنان اين اموال را (كه براى به دست آوردنش زحمت كشيده‏اند، در اين راه) مصرف مى‏كنند، امّا مايه حسرت و اندوهشان خواهد شد و سپس شكست خواهند خورد و (در جهان ديگر) كافران همگى به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد. (36)


وَ قَاتِلُوهُم‌ْ حَتَّي‌ لاَ تَكُون‌َ فِتْنَة‌ٌ وَ يَكُون‌َ الدِّين‌ُ كُلُّه‌ُ لِالله‌ِ فَإِنِ‌ انْتَهَوْا فَإِن‌َّ الله‌َ بِمَا يَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (انفال: 39)

و با آنها پيكار كنيد، تا فتنه [شرك و سلب آزادى‏] برچيده شود، و دين (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرك و فساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خوددارى كنند، (خداوند آنها را مى‏پذيرد) خدا به آنچه انجام مى‏دهند بيناست. (39)


إِذْ أَنْتُمْ‌ بِالْعُدْوَة‌ِ الدُّنْيَا وَ هُمْ‌ بِالْعُدْوَة‌ِ الْقُصْوَي‌ وَالرَّكْب‌ُ أَسْفَل‌َ مِنْكُم‌ْ وَ لَوْ تَوَاعَدْتُم‌ْ لَأَخْتَلَفْتُم‌ْ فِي‌ الْمِيعَادِ وَ لَكِنْ‌ لِيَقْضِي‌َ الله‌ُ أَمْرَاً كَان‌َ مَفْعُولاً لِيَهْلِك‌َ مَن‌ْ هَلَك‌َ عَنْ‌ بَيِّنَة‌ٍ وَ يَحْيَي‌ مَن‌ْ حَي‌َّ عَن‌ْ بَيِّنَة‌ٍ وَ إِن‌َّ الله‌َ لَسَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (انفال: 42)

در آن هنگام كه شما در طرف پايين بوديد، و آنها در طرف بالا (و دشمن بر شما برترى داشت) و كاروان (قريش)، پايين تر از شما بود (و وضع چنان سخت بود كه) اگر با يكديگر وعده مى‏گذاشتيد (كه در ميدان نبرد حاضر شويد)، در انجام وعده خود اختلاف مى‏كرديد ولى (همه اينها) براى آن بود كه خداوند، كارى را كه مى‏بايست انجام شود، تحقّق بخشد تا آنها كه هلاك (و گمراه) مى‏شوند، از روى اتمام حجّت باشد و آنها كه زنده مى‏شوند (و هدايت مى‏يابند)، از روى دليل روشن باشد و خداوند شنوا و داناست. (42)


إِذْ يُرِيكَهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ مَنَامِك‌َ قَلِيلاً وَ لَوْ أَرَاكَهُم‌ْ كَثِيرَاً لَفَشِلْتُم‌ْ وَ لَتَنَازَعْتُم‌ْ فِي‌ الْأَمْرِ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ سَلَّم‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (انفال: 43)

در آن هنگام كه خداوند تعداد آنها را در خواب به تو كم نشان داد و اگر فراوان نشان مى‏داد، مسلّماً سست مى‏شديد و (درباره شروع جنگ با آنها) كارتان به اختلاف مى‏كشيد ولى خداوند (شما را از شرّ اينها) سالم نگه داشت خداوند به آنچه درون سينه‏هاست، داناست. (43)


وَ أَطِيعُوا الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ لاَ تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَب‌َ رِيحُكُم‌ْ وَاصْبِرُوا إِن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الصَّابِرِين‌َ (انفال: 46)

و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع (و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود! و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است! (46)


وَ إِذْ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيْطَان‌ُ أَعْمَالَهُم‌ْ وَ قَال‌َ لاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ُ الْيَوْم‌َ مِن‌َ النَّاس‌ِ وَ إِنِّي‌ جَارٌ لَكُم‌ْ فَلَمَّا تَرَاءَت‌ِ الْفِئَتَان‌ِ نَكَص‌َ عَلَي‌ عَقِبَيْه‌ِ وَ قَال‌َ إِنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِنْكُم‌ْ إِنِّي‌ أَرَي‌ مَا لاَ تَرَوْن‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ الله‌َ وَالله‌ُ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 48)

و (به ياد آور) هنگامى را كه شيطان، اعمال آنها [مشركان‏] را در نظرشان جلوه داد، و گفت: «امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نمى‏گردد! و من، همسايه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» امّا هنگامى كه دو گروه (كافران، و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزى مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا مى‏ترسم، خداوند شديد العقاب است!» (48)


إِذْ يَقُول‌ُ الْمُنَافِقُون‌َ وَالَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِمْ‌ مَرَض‌ٌ غَرَّ هَؤُلاَءِ دِينُهُم‌ْ وَ مَنْ‌ يَتَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ فَإِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 49)

و هنگامى را كه منافقان، و آنها كه در دلهايشان بيمارى است مى‏گفتند: «اين گروه (مسلمانان) را دينشان مغرور ساخته است.» (آنها نمى‏دانستند كه) هر كس بر خدا توكّل كند، (پيروز مى‏گردد) خداوند قدرتمند و حكيم است! (49)


كَدَأْب‌ِ آل‌ِ فِرْعَوْن‌َ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ كَفَرُوا بِآيَات‌ِ الله‌ِ فَأَخَذَهُم‌ُ الله‌ُ بِذُنُوبِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ قَوِي‌ٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب‌ِ (انفال: 52)

(حال اين گروه مشركان،) همانند حال نزديكان فرعون، و كسانى است كه پيش از آنان بودند آنها آيات خدا را انكار كردند خداوند هم آنان را به گناهانشان كيفر داد خداوند قوىّ، و كيفرش شديد است (52)


إِن‌َّ شَرَّ الدَّوَاب‌ِّ عِنْدَ الله‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا فَهُم‌ْ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (انفال: 55)

به يقين، بدترين جنبندگان نزد خدا، كسانى هستند كه كافر شدند و ايمان نمى‏آورند. (55)


وَ إِنْ مَا تَخَافَن‌َّ مِنْ‌ قَوْم‌ٍ خِيَانَة‌ً فَانْبِذْ إِلَيْهِم‌ْ عَلَي‌ سَوَاءٍ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُحِب‌ُّ الْخَائِنِين‌َ (انفال: 58)

و هر گاه (با ظهور نشانه‏هايى،) از خيانت گروهى بيم داشته باشى (كه عهد خود را شكسته، حمله غافلگيرانه كنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است زيرا خداوند، خائنان را دوست نمى‏دارد! (58)


وَ لاَ يَحْسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُم‌ْ لاَ يُعْجِزُون‌َ (انفال: 59)

آنها كه راه كفر پيش گرفتند، گمان نكنند (با اين اعمال،) پيش برده‏اند (و از قلمرو كيفر ما، بيرون رفته‏اند)! آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند كرد! (59)


وَ إِنْ‌ جَنَحُوا لِلسَّلْم‌ِ فَاجْنَح‌ْ لَهَا وَ تَوَكَّل‌ْ عَلَي‌ الله‌ِ إِنَّه‌ُ هُوَ الْسَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (انفال: 61)

و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى و بر خدا توكّل كن، كه او شنوا و داناست! (61)


وَ إِنْ‌ يُرِيدُوا أَنْ‌ يَخْدَعُوك‌َ فَإِن‌َّ حَسْبَك‌َ الله‌ُ هُوَ الَّذِي‌ أَيَّدَك‌َ بِنَصْرِه‌ِ وَ بِالْمُؤْمِنِين‌َ (انفال: 62)

و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد ... (62)


وَ أَلَّف‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِهِم‌ْ لَوْ أَنْفَقْت‌َ مَا فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً مَا أَلَّفْت‌َ بَيْن‌َ قُلُوبِهِم‌ْ وَ لَكِنَّ‌ الله‌َ أَلَّف‌َ بَيْنَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (انفال: 63)

و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مى‏كردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمى‏توانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است! (63)


فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُم‌ْ حَلاَلاً طَيِّبَاً وَاتَّقُوا الله‌َ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (انفال: 69)

از آنچه به غنيمت گرفته‏ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا بپرهيزيد خداوند آمرزنده و مهربان است! (69)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولَئِك‌َ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلِيَاءُ بَعْض‌ٍ وَالَّذِين‌َ آمَنُوا وَ لَم‌ْ يُهَاجِرُوا مَا لَكُم‌ْ مِنْ‌ وَلاَيَتِهِمْ‌ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ حَتَّي‌ يُهَاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُم‌ْ فِي‌ الدِّين‌ِ فَعَلَيْكُم‌ُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَي‌ قَوْم‌ٍ بَيْنَكُم‌ْ وَ بَيْنَهُمْ‌ مِيثَاق‌ٌ وَالله‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (انفال: 72)

كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند و آنها كه ايمان آوردند و مهاجرت نكردند، هيچ گونه ولايت [دوستى و تعهّدى‏] در برابر آنها نداريد تا هجرت كنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دين (خود) از شما يارى طلبند، بر شماست كه آنها را يارى كنيد، جز بر ضدّ گروهى كه ميان شما و آنها، پيمان (ترك مخاصمه) است و خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، بيناست! (72)


وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْ‌ بَعْدُ وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا مَعَكُم‌ْ فَأُولَئِك‌َ مِنْكُم‌ْ وَ أُولُوا الْأَرْحَام‌ِ بَعْضُهُم‌ْ أَوْلَي‌ بِبَعْض‌ٍ فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (انفال: 75)

و كسانى كه بعداً ايمان آوردند و هجرت كردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند و خويشاوندان نسبت به يكديگر، در احكامى كه خدا مقرّر داشته، (از ديگران) سزاوارترند خداوند به همه چيز داناست. (75)


إِلاَّ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُم‌ْ مِن‌َ الْمُشْرِكِين‌َ ثُم‌َّ لَم‌ْ يَنْقُصُوكُم‌ْ شَيْءً وَ لَم‌ْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُم‌ْ أَحَدَاً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِم‌ْ عَهْدَهُم‌ْ إِلَي‌ مُدَّتِهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 4)

مگر كسانى از مشركان كه با آنها عهد بستيد، و چيزى از آن را در حقّ شما فروگذار نكردند، و احدى را بر ضدّ شما تقويت ننمودند پيمان آنها را تا پايان مدّتشان محترم بشمريد زيرا خداوند پرهيزگاران را دوست دارد! (4)


فَإِذَا انْسَلَخ‌َ الْأَشْهُرُ الْحُرُم‌ُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِين‌َ حَيْث‌ُ وَجَدْتُمُوهُم‌ْ وَ خُذُوهُم‌ْ وَاحْصُرُوهُم‌ْ وَاقْعُدُوا لَهُم‌ْ كُل‌َّ مَرْصَدٍ فَإِنْ‌ تَابُوا وَ أَقَامُوا الْصَّلاَة‌َ وَ آتَوُا الزَّكَاة‌َ فَخَلُّوا سَبِيلَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 5)

(امّا) وقتى ماه‏هاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد و آنها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هر گاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)


كَيْف‌َ يَكُون‌ُ لِلْمُشْرِكِين‌َ عَهْدٌ عِنْدَ الله‌ِ وَ عِنْدَ رَسُولِه‌ِ إِلاَّ الَّذِين‌َ عَاهَدْتُم‌ْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُم‌ْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُحِب‌ُّ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 7)

چگونه براى مشركان پيمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود (در حالى كه آنها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند)؟! مگر كسانى كه نزد مسجد الحرام با آنان پيمان بستيد (و پيمان خود را محترم شمردند) تا زمانى كه در برابر شما وفادار باشند، شما نيز وفادارى كنيد، كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد! (7)


اشْتَرَوْا بِآيَات‌ِ الله‌ِ ثَمَنَاً قَلِيلاً فَصَدُّوا عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (توبه: 9)

آنها آيات خدا را به بهاى كمى فروختند و (مردم را) از راه او باز داشتند آنها اعمال بدى انجام مى‏دادند! (9)


وَ إِنْ‌ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْدِ عَهْدِهِم‌ْ وَ طَعَنُوا فِي‌ دِينِكُم‌ْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّة‌َ الْكُفْرِ إِنَّهُم‌ْ لاَ أَيْمَان‌َ لَهُم‌ْ لَعَلَّهُم‌ْ يَنْتَهُون‌َ (توبه: 12)

و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند، و آيين شما را مورد طعن قرار دهند، با پيشوايان كفر پيكار كنيد چرا كه آنها پيمانى ندارند شايد (با شدّت عمل) دست بردارند! (12)


إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ الله‌ِ مَن‌ْ آمَن‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ أَقَام‌َ الصَّلاَة‌َ وَ آتَي‌ الزَّكَاة‌َ وَ لَم‌ْ يَخْش‌َ إِلاَّ الله‌َ فَعَسَي‌ أُولَئِك‌َ أَنْ‌ يَكُونُوا مِن‌َ الْمُهْتَدِين‌َ (توبه: 18)

مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‏كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زكات را بپردازد، و جز از خدا نترسد اميد است چنين گروهى از هدايت‏يافتگان باشند. (18)


خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً إِن‌َّ الله‌َ عِنْدَه‌ُ أَجْرٌ عَظِيم‌ٌ (توبه: 22)

همواره و تا ابد در اين باغها (و در ميان اين نعمتها) خواهند بود زيرا پاداش عظيم نزد خداوند است! (22)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُون‌َ نَجَس‌ٌ فَلاَ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَام‌َ بَعْدَ عَامِهِم‌ْ هَذَا وَ إِن‌ْ خِفْتُم‌ْ عَيْلَة‌ً فَسَوْف‌َ يُغْنِيكُم‌ُ الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ إِنْ‌ شَاءَ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 28)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! مشركان ناپاكند پس نبايد بعد از امسال، نزديك مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر مى‏ترسيد، خداوند هر گاه بخواهد، شما را به كرمش بى‏نياز مى‏سازد (و از راه ديگر جبران مى‏كند) خداوند دانا و حكيم است. (28)


يَا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَان‌ِ لَيَأْكُلُون‌َ أَمْوَال‌َ النَّاس‌ِ بِالْبَاطِل‌ِ وَ يَصُدُّون‌َ عَنْ‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَالَّذِين‌َ يَكْنِزُون‌َ الذَّهَب‌َ وَالْفِضَّة‌َ وَ لاَ يُنْفِقُونَهَا فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَبَشِّرْهُم‌ْ بِعَذَاب‌ٍ أَلِيم‌ٍ (توبه: 34)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏دارند! و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده! (34)


إِن‌َّ عِدَّة‌َ الشُّهُورِ عِنْدَ الله‌ِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرَاً فِي‌ كِتَاب‌ِ الله‌ِ يَوْم‌َ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ مِنْهَا أَرْبَعَة‌ٌ حُرُم‌ٌ ذَلِك‌َ الدِّين‌ُ الْقَيِّم‌ُ فَلاَ تَظْلِمُوا فِيهِن‌َّ أَنْفُسَكُم‌ْ وَ قَاتِلُوا الْمُشْرِكِين‌َ كَافَّة‌ً كَمَا يُقَاتِلُونَكُم‌ْ كَافَّة‌ً وَاعْلَمُوا أَن‌َّ الله‌َ مَع‌َ الْمُتَّقِين‌َ (توبه: 36)

تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه چهار ماه از آن، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا (ى الهى) است! بنا بر اين، در اين ماه‏ها به خود ستم نكنيد (و از هر گونه خونريزى بپرهيزيد)! و (به هنگام نبرد) با مشركان، دسته جمعى پيكار كنيد، همان گونه كه آنها دسته جمعى با شما پيكار مى‏كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (36)


إِنَّمَا النَّسِي‌ءُ زِيَادَة‌ٌ فِي‌ الْكُفْرِ يُضَل‌ُّ بِه‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا يُحِلُّونَه‌ُ عَامَاً وَ يُحَرِّمُونَه‌ُ عَامَاً لِيُوَاطِئُوا عِدَّة‌َ مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّم‌َ الله‌ُ زُيِّن‌َ لَهُم‌ْ سُوءُ أَعْمَالِهِم‌ْ وَالله‌ُ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْم‌َ الْكَافِرِين‌َ (توبه: 37)

نسى‏ء [جا به جا كردن و تأخير ماه‏هاى حرام‏]، افزايشى در كفر (مشركان) است كه با آن، كافران گمراه مى‏شوند يك سال، آن را حلال، و سال ديگر آن را حرام مى كنند، تا به مقدار ماه‏هايى كه خداوند تحريم كرده بشود (و عدد چهار ماه، به پندارشان تكميل گردد) و به اين ترتيب، آنچه را خدا حرام كرده، حلال بشمرند. اعمال زشتشان در نظرشان زيبا جلوه داده شده و خداوند جمعيّت كافران را هدايت نمى‏كند! (37)


إِنْ لاَ تَنْصُرُوه‌ُ فَقَدْ نَصَرَه‌ُ الله‌ُ إِذْ أَخْرَجَه‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ثَانِي‌َ اثْنَيْن‌ِ إِذْ هُمَا فِي‌ الْغَارِ إِذْ يَقُول‌ُ لِصَاحِبِه‌ِ لاَ تَحْزَن‌ْ إِن‌َّ الله‌َ مَعَنَا فَأَنْزَل‌َ الله‌ُ سَكِينَتَه‌ُ عَلَيْه‌ِ وَ أَيَّدَه‌ُ بِجُنُودٍ لَم‌ْ تَرَوْهَا وَ جَعَل‌َ كَلِمَة‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا السُّفْلَي‌ وَ كَلِمَة‌ُ الله‌ِ هِي‌َ الْعُلْيَا وَالله‌ُ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 40)

اگر او را يارى نكنيد، خداوند او را يارى كرد (و در مشكلترين ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند، در حالى كه دوّمين نفر بود (و يك نفر بيشتر همراه نداشت) در آن هنگام كه آن دو در غار بودند، و او به همراه خود مى‏گفت: «غم مخور، خدا با ماست!» در اين موقع، خداوند سكينه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد، او را تقويت نمود و گفتار (و هدف) كافران را پايين قرار داد، (و آنها را با شكست مواجه ساخت) و سخن خدا (و آيين او)، بالا (و پيروز) است و خداوند عزيز و حكيم است! (40)


لَوْ كَان‌َ عَرَضَاً قَرِيبَاً وَ سَفَرَاً قَاصِدَاً لَاتَّبَعُوك‌َ وَ لَكِنْ‌ بَعُدَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الشُّقَّة‌ُ وَ سَيَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُم‌ْ يُهْلِكُون‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ وَالله‌ُ يَعْلَم‌ُ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (توبه: 42)

(امّا گروهى از آنها، چنانند كه) اگر غنايمى نزديك (و در دسترس)، و سفرى آسان باشد، (به طمع دنيا) از تو پيروى مى‏كنند ولى (اكنون كه براى ميدان تبوك،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز مى‏زنند) و بزودى به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه: «اگر توانايى داشتيم، همراه شما حركت مى‏كرديم!» (آنها با اين اعمال و اين دروغها، در واقع) خود را هلاك مى‏كنند و خداوند مى‏داند آنها دروغگو هستند! (42)


إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُك‌َ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَارْتَابَت‌ْ قُلُوبُهُم‌ْ فَهُم‌ْ فِي‌ رَيْبِهِم‌ْ يَتَرَدَّدُون‌َ (توبه: 45)

تنها كسانى از تو اجازه (اين كار را) مى‏گيرند كه به خدا و روز جزا ايمان ندارند، و دلهايشان با شكّ و ترديد آميخته است آنها در ترديد خود سرگردانند. (45)


وَ مِنْهُمْ‌ مَنْ‌ يَقُول‌ُ ائْذَنْ‌ لِي‌ وَ لاَ تَفْتِنِّي‌ أَلاَ فِي‌ الْفِتْنَة‌ِ سَقَطُوا وَ إِن‌َّ جَهَنَّم‌َ لَمُحِيطَة‌ٌ بِالْكَافِرِين‌َ (توبه: 49)

بعضى از آنها مى‏گويند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شركت نكنيم)، و ما را به گناه نيفكن»! آگاه باشيد آنها (هم اكنون) در گناه سقوط كرده‏اند و جهنم، كافران را احاطه كرده است! (49)


قُل‌ْ هَل‌ْ تَرَبَّصُون‌َ بِنَا إِلاَّ إِحْدَي‌ الْحُسْنَيَيْن‌ِ وَ نَحْن‌ُ نَتَرَبَّص‌ُ بِكُم‌ْ أَنْ‌ يُصِيبَكُم‌ُ الله‌ُ بِعَذَاب‌ٍ مِن‌ْ عِنْدِه‌ِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم‌ْ مُتَرَبِّصُون‌َ (توبه: 52)

بگو: «آيا درباره ما، جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد؟! (: يا پيروزى يا شهادت) ولى ما انتظار داريم كه خداوند، عذابى از سوى خودش (در آن جهان) به شما برساند، يا (در اين جهان) به دست ما (مجازات شويد) اكنون كه چنين است، شما انتظار بكشيد، ما هم با شما انتظار مى‏كشيم!» (52)


قُل‌ْ أَنْفِقُوا طَوْعَاً أَوْ كَرْهَاً لَن‌ْ يُتَقَبَّل‌َ مِنْكُم‌ْ إِنَّكُم‌ْ كُنْتُم‌ْ قَوْمَاً فَاسِقِين‌َ (توبه: 53)

بگو: «انفاق كنيد خواه از روى ميل باشد يا اكراه، هرگز از شما پذيرفته نمى‏شود چرا كه شما قوم فاسقى بوديد!» (53)


فَلاَ تُعْجِبْك‌َ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ لاَ أَوْلاَدُهُم‌ْ إِنَّمَا يُرِيدُ الله‌ُ لِيُعَذِّبَهُمْ‌ بِهَا فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُم‌ْ وَ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (توبه: 55)

و (فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد خدا مى‏خواهد آنان را به وسيله آن، در زندگى دنيا عذاب كند، و در حال كفر بميرند! (55)


وَ يَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ إِنَّهُم‌ْ لَمِنْكُم‌ْ وَ مَا هُم‌ْ مِنْكُم‌ْ وَ لَكِنَّهُم‌ْ قَوْم‌ٌ يَفْرَقُون‌َ (توبه: 56)

آنها به خدا سوگند مى‏خورند كه از شما هستند، در حالى كه از شما نيستند ولى آنها گروهى هستند كه مى‏ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ مى‏گويند)! (56)


وَ لَوْ أَنَّهُم‌ْ رَضُوا مَا آتَاهُم‌ُ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ وَ قَالُوا حَسْبُنَا الله‌ُ سَيُؤْتِينَا الله‌ُ مِنْ‌ فَضْلِه‌ِ وَ رَسُولُه‌ُ إِنَّا إِلَي‌ الله‌ِ رَاغِبُون‌َ (توبه: 59)

(در حالى كه) اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان داده راضى باشند، و بگويند: «خداوند براى ما كافى است! و بزودى خدا و رسولش، از فضل خود به ما مى‏بخشند ما تنها رضاى او را مى‏طلبيم.» (براى آنها بهتر است)! (59)


إِنَّمَا الصَّدَقَات‌ُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِين‌ِ وَالْعَامِلِين‌َ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَة‌ِ قُلُوبُهُم‌ْ وَ فِي‌ الرِّقَاب‌ِ وَالْغَارِمِين‌َ وَ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَابْن‌ِ السَّبِيل‌ِ فَرِيضَة‌ً مِن‌َ الله‌ِ وَالله‌ُ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 60)

زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دين) بدهكاران، و در راه (تقويت آيين) خدا، و واماندگان در راه اين، يك فريضه (مهم) الهى است و خداوند دانا و حكيم است! (60)


يَحْذَرُ الْمُنَافِقُون‌َ أَنْ‌ تُنَزَّل‌َ عَلَيْهِم‌ْ سُورَة‌ٌ تُنَبِّئُهُمْ‌ بِمَا فِي‌ قُلُوبِهِم‌ْ قُل‌ِ اسْتَهْزِئُوا إِن‌َّ الله‌َ مُخْرِج‌ٌ مَا تَحْذَرُون‌َ (توبه: 64)

منافقان از آن بيم دارند كه سوره‏اى بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا كنيد! خداوند، آنچه را از آن بيم داريد، آشكار مى‏سازد!» (64)


وَ لَئِنْ‌ سَأَلْتَهُم‌ْ لَيَقُولُن‌َّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوض‌ُ وَ نَلْعَب‌ُ قُل‌ْ أَبِالله‌ِ وَ آيَاتِه‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ كُنْتُم‌ْ تَسْتَهْزِئُون‌َ (توبه: 65)

و اگر از آنها بپرسى (: «چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟!»)، مى‏گويند: «ما بازى و شوخى مى‏كرديم!» بگو: «آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مى‏كرديد؟!» (65)


الْمُنَافِقُون‌َ وَالْمُنَافِقَات‌ُ بَعْضُهُمْ‌ مِنْ‌ بَعْض‌ٍ يَأْمُرُون‌َ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمَعْرُوف‌ِ وَ يَقْبِضُون‌َ أَيْدِيَهُم‌ْ نَسُوا الله‌َ فَنَسِيَهُم‌ْ إِن‌َّ الْمُنَافِقِين‌َ هُم‌ُ الْفَاسِقُون‌َ (توبه: 67)

مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند! آنها امر به منكر، و نهى از معروف مى‏كنند و دستهايشان را (از انفاق و بخشش) مى‏بندند خدا را فراموش كردند، و خدا (نيز) آنها را فراموش كرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود) به يقين، منافقان همان فاسقانند! (67)


وَالْمُؤْمِنُون‌َ وَالْمُؤْمِنَات‌ُ بَعْضُهُم‌ْ أَولِياءُ بَعْض‌ٍ يَأْمُرُون‌َ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ يَنْهَوْن‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُون‌َ الصَّلاَة‌َ وَ يُؤْتُون‌َ الزَّكَاة‌َ وَ يُطِيعُون‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولَئِك‌َ سَيَرْحَمُهُم‌ْ الله‌ُ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (توبه: 71)

مردان و زنان باايمان، ولىّ (و يار و ياور) يكديگرند امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند نماز را برپا مى‏دارند و زكات را مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مى‏دهد خداوند توانا و حكيم است! (71)


فَإِنْ‌ رَجَعَك‌َ الله‌ُ إِلَي‌ طَائِفَة‌ٍ مِنْهُم‌ْ فَاسْتَأْذَنُوك‌َ لِلْخُرُوج‌ِ فَقُلْ‌ لَن‌ْ تَخْرُجُوا مَعِي‌َ أَبَدَاً وَ لَن‌ْ تُقَاتِلُوا مَعِي‌َ عَدُوَّاً إِنَّكُمْ‌ رَضِيتُم‌ْ بِالْقُعُودِ أَوَّل‌َ مَرَّة‌ٍ فَاقْعُدُوا مَع‌َ الْخَالِفِين‌َ (توبه: 83)

هر گاه خداوند تو را بسوى گروهى از آنان بازگرداند، و از تو اجازه خروج (بسوى ميدان جهاد) بخواهند، بگو: «هيچ گاه با من خارج نخواهيد شد! و هرگز همراه من، با دشمنى نخواهيد جنگيد! شما نخستين بار به كناره‏گيرى راضى شديد، اكنون نيز با متخلّفان بمانيد!» (83)


وَ لاَ تُصَل‌ِّ عَلَي‌ أَحَدٍ مِنْهُمْ‌ مَات‌َ أَبَدَاً وَ لاَ تَقُم‌ْ عَلَي‌ قَبْرِه‌ِ إِنَّهُم‌ْ كَفَرُوا بِالله‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ مَاتُوا وَ هُم‌ْ فَاسِقُون‌َ (توبه: 84)

هرگز بر مرده هيچ يك از آنان، نماز نخوان! و بر كنار قبرش، (براى دعا و طلب آمرزش،) نايست! چرا كه آنها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالى كه فاسق بودند از دنيا رفتند! (84)


وَ لاَ تُعْجِبْك‌َ أَمْوَالُهُم‌ْ وَ أَوْلاَدُهُم‌ْ إِنَّمَا يُرِيدُ الله‌ُ أَنْ‌ يُعَذِّبَهُمْ‌ بِهَا فِي‌ الدُّنْيَا وَ تَزْهَق‌َ أَنْفُسُهُم‌ْ وَ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (توبه: 85)

مبادا اموال و فرزندانشان، مايه شگفتى تو گردد! (اين براى آنها نعمت نيست بلكه) خدا مى‏خواهد آنها را به اين وسيله در دنيا عذاب كند، و جانشان برآيد در حالى كه كافرند! (85)


إِنَّمَا السَّبِيل‌ُ عَلَي‌ الَّذِين‌َ يَسْتَأْذِنُونَك‌َ وَ هُم‌ْ أَغْنِيَاءُ رَضُوا بِأَنْ‌ يَكُونُوا مَع‌َ الْخَوَالِف‌ِ وَ طَبَع‌َ الله‌ُ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ فَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (توبه: 93)

راه مؤاخذه تنها به روى كسانى باز است كه از تو اجازه مى‏خواهند در حالى كه توانگرند (و امكانات كافى براى جهاد دارند) آنها راضى شدند كه با متخلّفان [زنان و كودكان و بيماران‏] بمانند و خداوند بر دلهايشان مهر نهاده به همين جهت چيزى نمى‏دانند! (93)


سَيَحْلِفُون‌َ بِالله‌ِ لَكُم‌ْ إِذَا انْقَلَبْتُم‌ْ إِلَيْهِم‌ْ لِتُعْرِضُوا عَنْهُم‌ْ فَأَعْرِضُوا عَنْهُم‌ْ إِنَّهُم‌ْ رِجْس‌ٌ وَ مَأْوَاهُم‌ْ جَهَنَّم‌ُ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون‌َ (توبه: 95)

هنگامى كه بسوى آنان بازگرديد، براى شما به خدا سوگند ياد مى‏كنند، تا از آنها اعراض (و صرف نظر) كنيد از آنها اعراض كنيد (و روى بگردانيد) چرا كه پليدند! و جايگاهشان دوزخ است، بكيفر اعمالى كه انجام مى‏دادند. (95)


يَحْلِفُون‌َ لَكُم‌ْ لِتَرْضَوْا عَنْهُم‌ْ فَإِنْ‌ تَرْضَوْا عَنْهُم‌ْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يَرْضَي‌ عَن‌ِ الْقَوْم‌ِ الْفَاسِقِين‌َ (توبه: 96)

براى شما قسم ياد مى‏كنند تا از آنها راضى شويد اگر شما از آنها راضى شويد، خداوند (هرگز) از جمعيّت فاسقان راضى نخواهد شد! (96)


وَ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ مَنْ‌ يُؤْمِن‌ُ بِالله‌ِ وَالْيَوْم‌ِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِق‌ُ قُرُبَات‌ٍ عِنْدَ الله‌ِ وَ صَلَوَات‌ِ الرَّسُول‌ِ أَلاَ إِنَّهَا قُرْبَة‌ٌ لَهُم‌ْ سَيُدْخِلُهُم‌ُ الله‌ُ فِي‌ رَحْمَتِه‌ِ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 99)

گروهى (ديگر) از عربهاى باديه‏نشين، به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و آنچه را انفاق مى‏كنند، مايه تقرّب به خدا، و دعاى پيامبر مى‏دانند آگاه باشيد اينها مايه تقرّب آنهاست! خداوند بزودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است! (99)


وَ آخَرُون‌َ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِم‌ْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحَاً وَ آخَرَ سَيِّئً عَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَتُوب‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِن‌َّ الله‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 102)

و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آميختند اميد مى‏رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است! (102)


خُذْ مِن‌ْ أَمْوَالِهِم‌ْ صَدَقَة‌ً تُطَهِّرُهُم‌ْ وَ تُزَكِّيهِمْ‌ بِهَا وَ صَل‌ِّ عَلَيْهِم‌ْ إِن‌َّ صَلاتَك‌َ سَكَن‌ٌ لَهُم‌ْ وَالله‌ُ سَمِيع‌ٌ عَلِيم‌ٌ (توبه: 103)

از اموال آنها صدقه‏اى (بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست! (103)


وَالَّذِين‌َ اتَّخَذُوا مَسْجِدَاً ضِرَارَاً وَ كُفْرَاً وَ تَفْرِيقَاً بَيْن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ وَ إِرْصَادَاً لِمَن‌ْ حَارَب‌َ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ لَيَحْلِفُن‌َّ إِن‌ْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَي‌ وَالله‌ُ يَشْهَدُ إِنَّهُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (توبه: 107)

(گروهى ديگر از آنها) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان (به مسلمانان)، و (تقويت) كفر، و تفرقه‏افكنى ميان مؤمنان، و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود آنها سوگند ياد مى‏كنند كه: «جز نيكى (و خدمت)، نظرى نداشته‏ايم!» امّا خداوند گواهى مى‏دهد كه آنها دروغگو هستند! (107)


إِن‌َّ الله‌َ اشْتَرَي‌ مِن‌َ الْمُؤْمِنِين‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ وَ أَمْوَالَهُمْ‌ بِأَنَّ‌ لَهُم‌ُ الْجَنَّة‌َ يُقَاتِلُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ فَيَقْتُلُون‌َ وَ يُقْتَلُون‌َ وَعْدَاً عَلَيْه‌ِ حَقَّاً فِي‌ التَّوْرَاة‌ِ وَالْإِنْجِيل‌ِ وَالْقُرْآن‌ِ وَ مَن‌ْ أَوْفَي‌ بِعَهْدِه‌ِ مِن‌َ الله‌ِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُم‌ُ الَّذِي‌ بَايَعْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ ذَلِك‌َ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ (توبه: 111)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به اين گونه كه:) در راه خدا پيكار مى‏كنند، مى‏كشند و كشته مى‏شوند اين وعده حقّى است بر او، كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اكنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد و اين است آن پيروزى بزرگ! (111)


وَ مَا كَان‌َ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيم‌َ لِأَبِيه‌ِ إِلاَّ عَنْ‌ مَوْعِدَة‌ٍ وَعَدَهَا إِيَّاه‌ُ فَلَمَّا تَبَيَّن‌َ لَه‌ُ أَنَّه‌ُ عَدُوٌّ لِالله‌ِ تَبَرَّأَ مِنْه‌ُ إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ لَأََوَّاه‌ٌ حَلِيم‌ٌ (توبه: 114)

و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط بخاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را بسوى ايمان جذب كند) امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود! (114)


وَ مَا كَان‌َ الله‌ُ لِيُضِل‌َّ قَوْمَاً بَعْدَ إِذْ هَدَاهُم‌ْ حَتَّي‌ يُبَيِّن‌َ لَهُمْ‌ مَا يَتَّقُون‌َ إِن‌َّ الله‌َ بِكُل‌ِّ شَي‌ْءٍ عَلِيم‌ٌ (توبه: 115)

چنان نبود كه خداوند قومى را، پس از آن كه آنها را هدايت كرد (و ايمان آوردند) گمراه (و مجازات) كند مگر آنكه امورى را كه بايد از آن بپرهيزند، براى آنان بيان نمايد (و آنها مخالفت كنند) زيرا خداوند به هر چيزى داناست! (115)


إِن‌َّ الله‌َ لَه‌ُ مُلْك‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ يُحْيِي‌ وَ يُمِيت‌ُ وَ مَا لَكُمْ‌ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ وَلِي‌ٍّ وَ لاَ نَصِيرٍ (توبه: 116)

حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خداست زنده مى‏كند و مى‏ميراند و جز خدا، ولىّ و ياورى نداريد! (116)


لَقَدْ تَاب‌َ الله‌ُ عَلَي‌ النَّبِي‌ِّ وَالْمُهَاجِرِين‌َ وَالْأَنْصَارِ الَّذِين‌َ اتَّبَعُوه‌ُ فِي‌ سَاعَة‌ِ الْعُسْرَة‌ِ مِنْ‌ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغ‌ُ قُلُوب‌ُ فَرِيق‌ٍ مِنْهُم‌ْ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ إِنَّه‌ُ بِهِم‌ْ رَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (توبه: 117)

مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حقّ منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند) سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است! (117)


وَ عَلَي‌ الثَّلاَثَة‌ِ الَّذِين‌َ خُلِّفُوا حَتَّي‌ إِذَا ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ُ الْأَرْض‌ُ بِمَا رَحُبَت‌ْ وَ ضَاقَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ أَنْفُسُهُم‌ْ وَ ظَنُّوا أَنْ‌ لاَ مَلْجَأَ مِن‌َ الله‌ِ إِلاَّ إِلَيْه‌ِ ثُم‌َّ تَاب‌َ عَلَيْهِم‌ْ لِيَتُوبُوا إِن‌َّ الله‌َ هُوَ التَّوَّاب‌ُ الرَّحِيم‌ُ (توبه: 118)

(همچنين) آن سه نفر كه (از شركت در جنگ تبوك) تخلّف جستند، (و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند،) تا آن حدّ كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد (حتّى) در وجود خويش، جايى براى خود نمى‏يافتند (در آن هنگام) دانستند پناهگاهى از خدا جز بسوى او نيست سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، (و به آنان توفيق داد) تا توبه كنند خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است! (118)


مَا كَان‌َ لِأَهْل‌ِ الْمَدِينَة‌ِ وَ مَن‌ْ حَوْلَهُمْ‌ مِن‌َ الْأَعْرَاب‌ِ أَنْ‌ يَتَخَلَّفُوا عَنْ‌ رَسُول‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِم‌ْ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ ذَلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ْ لاَ يُصِيبُهُم‌ْ ظَمَأٌ وَ لاَ نَصَب‌ٌ وَ لاَ مَخْمَصَة‌ٌ فِي‌ سَبِيل‌ِ الله‌ِ وَ لاَ يَطَئُون‌َ مَوْطِئَاً يَغِيظ‌ُ الْكُفَّارَ وَ لاَ يَنَالُون‌َ مِن‌ْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِب‌َ لَهُمْ‌ بِه‌ِ عَمَل‌ٌ صَالِح‌ٌ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (توبه: 120)

سزاوار نيست كه اهل مدينه، و باديه‏نشينانى كه اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جويند و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند! اين بخاطر آن است كه هيچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى‏رسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى‏شود برنمى‏دارند، و ضربه‏اى از دشمن نمى‏خورند، مگر اينكه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى‏شود زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند! (120)


أَكَان‌َ لِلنَّاس‌ِ عَجَبَاً أَن‌ْ أَوْحَيْنَا إِلَي‌ رَجُل‌ٍ مِنْهُم‌ْ أَن‌ْ أَنْذِرِ النَّاس‌َ وَ بَشِّرِ الَّذِين‌َ آمَنُوا أَن‌َّ لَهُم‌ْ قَدَم‌َ صِدْق‌ٍ عِنْدَ رَبِّهِم‌ْ قَال‌َ الْكَافِرُون‌َ إِن‌َّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 2)

آيا براى مردم، موجب شگفتى بود كه به مردى از آنها وحى فرستاديم كه مردم را (از عواقب كفر و گناه) بترسان، و به كسانى كه ايمان آورده‏اند بشارت ده كه براى آنها، سابقه نيك (و پاداشهاى مسلّم) نزد پروردگارشان است؟! (امّا) كافران گفتند: «اين مرد، ساحر آشكارى است!» (2)


إِن‌َّ رَبَّكُم‌ُ الله‌ُ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ ثُم‌َّ اسْتَوَي‌ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ‌ شَفِيع‌ٍ إِلاَّ مِن‌ْ بَعْدِ إِذْنِه‌ِ ذَلِكُم‌ُ الله‌ُ رَبُّكُم‌ْ فَاعْبُدُوه‌ُ أَفَلاَ تَذَكَّرُون‌َ (يونس: 3)

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت، و به تدبير كار (جهان) پرداخت هيچ شفاعت كننده‏اى، جز با اذن او نيست اين است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش كنيد! آيا متذكّر نمى‏شويد؟! (3)


إِلَيْه‌ِ مَرْجِعِكُم‌ْ جَمِيعَاً وَعْدَ الله‌ِ حَقَّاً إِنَّه‌ُ يَبْدَأُ الْخَلْق‌َ ثُم‌َّ يُعِيدُه‌ُ لِيَجْزِي‌َ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ بِالْقِسْط‌ِ وَالَّذِين‌َ كَفَرُوا لَهُم‌ْ شَرَاب‌ٌ مِن‌ْ حَمِيم‌ٍ وَ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُون‌َ (يونس: 4)

بازگشت همه شما بسوى اوست! خداوند وعده حقّى فرموده او آفرينش را آغاز مى‏كند، سپس آن را بازمى‏گرداند، تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، بعدالت جزا دهد و براى كسانى كه كافر شدند، نوشيدنى از مايع سوزان است و عذابى دردناك، بخاطر آنكه كفر مى‏ورزيدند! (4)


إِن‌َّ فِي‌ اخْتِلاَف‌ِ اللَّيْل‌ِ وَالنَّهَارِ وَ مَا خَلَق‌َ الله‌ُ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَّقُون‌َ (يونس: 6)

مسلّماً در آمد و شد شب و روز، و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده، آيات (و نشانه‏هايى) است براى گروهى كه پرهيزگارند (و حقايق را مى‏بينند). (6)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا وَ رَضُوا بِالْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِين‌َ هُم‌ْ عَن‌ْ آيَاتِنَا غَافِلُون‌َ (يونس: 7)

آنها كه ايمان به ملاقات ما (و روز رستاخيز) ندارند، و به زندگى دنيا خشنود شدند و بر آن تكيه كردند، و آنها كه از آيات ما غافلند، (7)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ يَهْدِيهِم‌ْ رَبُّهُمْ‌ بِإِيمَانِهِم‌ْ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهِم‌ُ الْأَنْهَارُ فِي‌ جَنَّات‌ِ النَّعِيم‌ِ (يونس: 9)

(ولى) كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ايمانشان هدايت مى‏كند از زير (قصرهاى) آنها در باغهاى بهشت، نهرها جارى است. (9)


وَ إِذَا تُتْلَي‌ عَلَيْهِم‌ْ آيَاتُنَا بَيِّنَات‌ٍ قَال‌َ الَّذِين‌َ لاَ يَرْجُون‌َ لِقَاءَنَا ائْت‌ِ بِقُرْآن‌ٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْه‌ُ قُل‌ْ مَا يَكُون‌ُ لِي‌ أَن‌ْ أُبَدِّلَه‌ُ مِنْ‌ تِلْقَاءِ نَفْسِي‌ إِن‌ْ أَتَّبِع‌ُ إِلاَّ مَا يُوحَي‌ إِلَيَّ‌ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ إِن‌ْ عَصَيْت‌ُ رَبِّي‌ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ عَظِيم‌ٍ (يونس: 15)

و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مى‏شود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مى‏گويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)» بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مى‏ترسم!» (15)


فَمَن‌ْ أَظْلَم‌ُ مِمَّن‌ِ افْتَرَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ كَذِبَاً أَوْ كَذَّب‌َ بِآيَاتِه‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الْمُـجْرِمُون‌َ (يونس: 17)

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، يا آيات او را تكذيب مى‏كند؟! مسلماً مجرمان رستگار نخواهند شد! (17)


وَ يَقُولُون‌َ لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ فَقُل‌ْ إِنَّمَا الْغَيْب‌ُ لِالله‌ِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنْتَظِرِين‌َ (يونس: 20)

مى‏گويند: «چرا معجزه‏اى از پروردگارش بر او نازل نمى‏شود؟!» بگو: «غيب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشيد، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‏جويانه باشيد، و من هم در انتظار مجازات شما!)» (20)


وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاس‌َ رَحْمَة‌ً مِنْ‌ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُم‌ْ إِذَا لَهُمْ‌ مَكْرٌ فِي‌ آيَاتِنَا قُل‌ِ الله‌ُ أَسْرَع‌ُ مَكْرَاً إِن‌َّ رُسُلَنَا يَكْتُبُون‌َ مَا تَمْكُرُون‌َ (يونس: 21)

هنگامى كه به مردم، پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است، رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‏كنند (، و براى آن نعمت و رحمت توجيهات ناروا مى‏كنند) بگو: «خداوند سريعتر از شما مكر [چاره‏جويى‏] مى‏كند و رسولان [فرشتگان‏] ما، آنچه نيرنگ مى‏كنيد (و نقشه مى‏كشيد)، مى‏نويسند!» (21)


فَلَمَّا أَنْجَاهُم‌ْ إِذَا هُم‌ْ يَبْغُون‌َ فِي‌ الْأَرْض‌ِ بِغَيْرِ الْحَق‌ِّ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ إِنَّمَا بَغْيُكُم‌ْ عَلَي‌ أَنْفُسِكُمْ‌ مَتَاع‌َ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا ثُم‌َّ إِلَيْنَا مَرجِعُكُم‌ْ فَنُنَبِّئُكُمْ‌ بِمَا كُنْتُمْ‌ تَعْمَلُون‌َ (يونس: 23)

امّا هنگامى كه خدا آنها را رهايى بخشيد، (باز) به ناحق، در زمين ستم ميكنند. اى مردم! ستمهاى شما، به زيان خود شماست! از زندگى دنيا بهره (ميبريد)، سپس بازگشت شما بسوى ماست و ما، شما را به آنچه عمل ميكرديد، خبر ميدهيم! (23)


إِنَّمَا مَثَل‌ُ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاه‌ُ مِن‌َ السَّمَاءِ فَاخْتَلَط‌َ بِه‌ِ نَبَات‌ُ الْأَرْض‌ِ مِمَّا يَأْكُل‌ُ النَّاس‌ُ وَالْأَنْعَام‌ُ حَتَّي‌ إِذَا أَخَذَت‌ِ الْأَرْض‌ُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَت‌ْ وَ ظَن‌َّ أَهْلُهَا أَنَّهُم‌ْ قَادِرُون‌َ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارَاً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدَاً كَأَن‌ْ لَم‌ْ تَغْن‌َ بِالْأَمْس‌ِ كَذَلِك‌َ نُفَصِّل‌ُ الْآيَات‌ِ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (يونس: 24)

مثل زندگى دنيا، همانند آبى است كه از آسمان نازل كرده‏ايم كه در پى آن، گياهان (گوناگون) زمين- كه مردم و چهارپايان از آن مى‏خورند- مى‏رويد تا زمانى كه زمين، زيبايى خود را يافته و آراسته مى‏گردد، و اهل آن مطمئن مى‏شوند كه مى‏توانند از آن بهره‏مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‏هنگام يا در روز، (براى نابودى آن) فرامى‏رسد (سرما يا صاعقه‏اى را بر آن مسلّط مى‏سازيم) و آن چنان آن را درو مى‏كنيم كه گويى ديروز هرگز (چنين كشتزارى) نبوده است! اين گونه، آيات خود را براى گروهى كه مى‏انديشند، شرح مى‏دهيم! (24)


وَ مَا يَتَّبِع‌ُ أَكْثَرُهُم‌ْ إِلاَّ ظَنَّاً إِن‌َّ الظَّن‌َّ لاَ يُغْنِي‌ مِن‌َ الْحَق‌ِّ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِمَا يَفْعَلُون‌َ (يونس: 36)

و بيشتر آنها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏اساس)، پيروى نمى‏كنند (در حالى كه) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏سازد (و به حق نمى‏رساند)! به يقين، خداوند از آنچه انجام مى‏دهند، آگاه است! (36)


إِن‌َّ الله‌َ لاَ يَظْلِم‌ُ النَّاس‌َ شَيْءً وَ لَكِنَّ‌ النَّاس‌َ أَنْفُسَهُم‌ْ يَظْلِمُون‌َ (يونس: 44)

خداوند هيچ به مردم ستم نمى‏كند ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى‏كند! (44)


وَ يَسْتَنْبِئُونَك‌َ أَحَق‌ٌّ هُوَ قُل‌ْ إِيْ‌ وَ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ لَحَق‌ٌّ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (يونس: 53)

از تو مى‏پرسند: «آيا آن (وعده مجازات الهى) حقّ است؟» بگو: «آرى، به پروردگارم سوگند، قطعاً حقّ است و شما نمى‏توانيد از آن جلوگيرى كنيد!» (53)


أَلاَ إِن‌َّ لِالله‌ِ مَا فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ أَلاَ إِن‌َّ وَعْدَ الله‌ِ حَق‌ٌّ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يونس: 55)

آگاه باشيد آنچه در آسمانها و زمين است، از آن خداست! آگاه باشيد وعده خدا حقّ است، ولى بيشتر آنها نمى‏دانند! (55)


وَ مَا ظَن‌ُّ الَّذِين‌َ يَفْتَرُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لَذُو فَضْل‌ٍ عَلَي‌ النَّاس‌ِ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَهُم‌ْ لاَ يَشْكُرُون‌َ (يونس: 60)

آنها كه بر خدا افترا مى‏بندند، درباره (مجازات) روز رستاخيز، چه مى‏انديشند؟! خداوند نسبت به همه مردم فضل (و بخشش) دارد، امّا اكثر آنها سپاسگزارى نمى‏كنند! (60)


أَلاَ إِن‌َّ أَوْلِيَاءَ الله‌ِ لاَ خَوْف‌ٌ عَلَيْهِم‌ْ وَ لاَ هُم‌ْ يَحْزَنُون‌َ (يونس: 62)

آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند! (62)


وَ لاَ يَحْزُنْك‌َ قَوْلُهُم‌ْ إِن‌َّ الْعِزَّة‌َ لِالله‌ِ جَمِيعَاً هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (يونس: 65)

سخن آنها تو را غمگين نسازد! تمام عزّت (و قدرت)، از آن خداست و او شنوا و داناست! (65)


أَلاَ إِن‌َّ لِالله‌ِ مَنْ‌ فِي‌ السَّمَاوَات‌ِ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ مَا يَتَّبِع‌ُ الَّذِين‌َ يَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ شُرَكَاءَ إِنْ‌ يَتَّبِعُون‌َ إِلاَّ الظَّن‌َّ وَ إِن‌ْ هُم‌ْ إِلاَّ يَخْرُصُون‌َ (يونس: 66)

آگاه باشيد تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از آن خدا مى‏باشند! و آنها كه غير خدا را همتاى او مى‏خوانند، (از منطق و دليلى) پيروى نمى‏كنند آنها فقط از پندار بى اساس پيروى مى‏كنند و آنها فقط دروغ مى‏گويند! (66)


هُوَ الَّذِي‌ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ لِتَسْكُنُوا فِيه‌ِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (يونس: 67)

او كسى است كه شب را براى شما آفريد، تا در آن آرامش بيابيد و روز را روشنى بخش (تا به تلاش زندگى پردازيد) در اينها نشانه‏هايى است براى كسانى كه گوش شنوا دارند! (67)


قُل‌ْ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَفْتَرُون‌َ عَلَي‌ الله‌ِ الْكَذِب‌َ لاَ يُفْلِحُون‌َ (يونس: 69)

بگو: «آنها كه به خدا دروغ مى‏بندند، (هرگز) رستگار نمى‏شوند! (69)


فَلَمَّا جَاءَهُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِن‌ْ عِنْدِنَا قَالُوا إِن‌َّ هَذَا لَسِحْرٌ مُبِين‌ٌ (يونس: 76)

و هنگامى كه حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «اين، سحرى است آشكار!» (76)


فَلَمَّا أَلْقَوْا قَال‌َ مُوسَي‌ مَا جِئْتُمْ‌ بِه‌ِ السِّحْرُ إِن‌َّ الله‌َ سَيُبْطِلُه‌ُ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُصْلِح‌ُ عَمَل‌َ الْمُفْسِدِين‌َ (يونس: 81)

هنگامى كه افكندند، موسى گفت: «آنچه شما آورديد، سحر است كه خداوند بزودى آن را باطل مى‏كند چرا كه خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمى‏كند! (81)


فَمَا آمَن‌َ لِمُوسَي‌ إِلاَّ ذُرِّيَّة‌ٌ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ عَلَي‌ خَوْف‌ٍ مِنْ‌ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَئِهِم‌ْ أَنْ‌ يَفْتِنَهُم‌ْ وَ إِن‌َّ فِرْعَوْن‌َ لَعَال‌ٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الْمُسْرِفِين‌َ (يونس: 83)

(در آغاز،) هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافيانش، مبادا آنها را شكنجه كنند زيرا فرعون، برترى‏جويى در زمين داشت و از اسرافكاران بود! (83)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ رَبَّنَا إِنَّك‌َ آتَيْت‌َ فِرْعَوْن‌َ وَ مَلَأَه‌ُ زِينَة‌ً وَ أَمْوَالاً فِي‌ الْحَيَاة‌ِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ‌ سَبِيلِك‌َ رَبَّنَا اطْمِس‌ْ عَلَي‌ أَمْوَالِهِم‌ْ وَاشْدُدْ عَلَي‌ قُلُوبِهِم‌ْ فَلاَ يُؤْمِنُوا حَتَّي‌ يَرَوُا الْعَذَاب‌َ الْأَلِيم‌َ (يونس: 88)

موسى گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالى (سرشار) در زندگى دنيا داده‏اى، پروردگارا! در نتيجه (بندگانت را) از راه تو گمراه مى‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود كن! و (بجرم گناهانشان،) دلهايشان را سخت و سنگين ساز، به گونه‏اى كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند!» (88)


فَالْيَوْم‌َ نُنَجِّيك‌َ بِبَدَنِك‌َ لِتَكُون‌َ لِمَن‌ْ خَلْفَك‌َ آيَة‌ً وَ إِن‌َّ كَثِيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ عَن‌ْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون‌َ (يونس: 92)

ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى! و بسيارى از مردم، از آيات ما غافلند! (92)


وَ لَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي‌ إِسْرَائِيل‌َ مُبَوَّأَ صِدْق‌ٍ وَ رَزَقْنَاهُمْ‌ مِن‌َ الطَّيِّبَات‌ِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّي‌ جَاءَهُم‌ُ الْعِلْم‌ُ إِن‌َّ رَبَّك‌َ يَقْضِي‌ بَيْنَهُم‌ْ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ فِيمَا كَانُوا فِيه‌ِ يَخْتَلِفُون‌َ (يونس: 93)

(سپس) بنى اسرائيل را در جايگاه صدق (و راستى) منزل داديم و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم (امّا آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نكردند، مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قيامت، در آنچه اختلاف مى‏كردند، ميان آنها داورى مى‏كند! (93)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ حَقَّت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ كَلِمَت‌ُ رَبِّك‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (يونس: 96)

(و بدان) آنها كه فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق يافته، (و بجرم اعمالشان، توفيق هدايت را از آنها گرفته هرگز) ايمان نمى‏آورند، (96)


فَهَل‌ْ يَنْتَظِرُون‌َ إِلاَّ مِثْل‌َ أَيَّام‌ِ الَّذِين‌َ خَلَوْا مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ْ قُل‌ْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي‌ مَعَكُمْ‌ مِن‌َ الْمُنتَظِرِين‌َ (يونس: 102)

آيا آنها (چيزى) جز همانند روزهاى پيشينيان (و بلاها و مجازاتهايشان) را انتظار مى‏كشند؟! بگو: «شما انتظار بكشيد، من نيز با شما انتظار مى‏كشم!» (102)


وَ لاَ تَدْع‌ُ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَا لاَ يَنْفَعُك‌َ وَ لاَ يَضُرُّك‌َ فَإِنْ‌ فَعَلْت‌َ فَإِنَّك‌َ إِذَاً مِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (يونس: 106)

و جز خدا، چيزى را كه نه سودى به تو مى‏رساند و نه زيانى، مخوان! كه اگر چنين كنى، از ستمكاران خواهى بود! (106)


قُل‌ْ يَا أَيُّهَا النَّاس‌ُ قَدْ جَاءَكُم‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّكُم‌ْ فَمَن‌ِ اهْتَدَي‌ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي‌ لِنَفْسِه‌ِ وَ مَنْ‌ ضَل‌َّ فَإِنَّمَا يَضِل‌ُّ عَلَيْهَا وَ مَا أَنَا عَلَيْكُمْ‌ بِوَكِيل‌ٍ (يونس: 108)

بگو: «اى مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد، براى خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مى‏گردد و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!» (108)


أَنْ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنَّنِي‌ لَكُمْ‌ مِنْه‌ُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ (هود: 2)

(دعوت من اين است) كه: جز «اللَّه» را نپرستيد! من از سوى او براى شما بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام! (2)


وَ أَن‌ِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ يُمَتِّعْكُمْ‌ مَتَاعَاً حَسَنَاً إِلَي‌ أَجَل‌ٍ مُسَمَّي‌ً وَ يُؤْت‌ِ كُل‌َّ ذِي‌ فَضْل‌ٍ فَضْلَه‌ُ وَ إِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ كَبِيرٍ (هود: 3)

و اينكه: از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد سپس بسوى او بازگرديد تا شما را تا مدّت معيّنى، (از مواهب زندگى اين جهان،) به خوبى بهره‏مند سازد و به هر صاحب فضيلتى، به مقدار فضيلتش ببخشد! و اگر (از اين فرمان) روى گردان شويد، من بر شما از عذاب روز بزرگى بيمناكم! (3)


أَلاَ إِنَّهُم‌ْ يَثْنُون‌َ صُدُورَهُم‌ْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْه‌ُ أَلاَ حِين‌َ يَسْتَغْشُون‌َ ثِيَابَهُم‌ْ يَعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ عَلِيم‌ٌ بِذَات‌ِ الصُّدُورِ (هود: 5)

آگاه باشيد، آنها (سرها را به هم نزديك ساخته، و) سينه‏هاشان را در كنار هم قرار مى‏دهند، تا خود (و سخنان خويش) را از او [پيامبر] پنهان دارند! آگاه باشيد، آن گاه كه آنها لباسهايشان را به خود مى‏پيچند و خويش را در آن پنهان مى‏كنند، (خداوند) مى‏داند آنچه را پنهان مى‏كنند و آنچه را آشكار مى‏سازند چرا كه او، از اسرار درون سينه‏ها، آگاه است! (5)


وَ هُوَ الَّذِي‌ خَلَق‌َ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ فِي‌ سِتَّة‌ِ أَيَّام‌ٍ وَ كَان‌َ عَرْشُه‌ُ عَلَي‌ الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُم‌ْ أَيُّكُم‌ْ أَحْسَن‌ُ عَمَلاً وَ لَئِنْ‌ قُلْت‌َ إِنَّكُمْ‌ مَبْعُوثُون‌َ مِنْ‌ بَعْدِ الْمَوْت‌ِ لَيَقُولَنَّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا إِن‌ْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِين‌ٌ (هود: 7)

او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز [شش دوران‏] آفريد و عرش (حكومت) او، بر آب قرار داشت (بخاطر اين آفريد) تا شما را بيازمايد كه كداميك عملتان بهتر است! و اگر (به آنها) بگويى: «شما بعد از مرگ، برانگيخته مى‏شويد! «، مسلّماً» كافران مى‏گويند: «اين سحرى آشكار است!» (7)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَا الْإِنْسَان‌َ مِنَّا رَحْمَة‌ً ثُم‌َّ نَزَعْنَاهَا مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ لَيَؤُوس‌ٌ كَفُورٌ (هود: 9)

و اگر از جانب خويش، نعمتى به انسان بچشانيم، سپس آن را از او بگيريم، بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود! (9)


وَ لَئِن‌ْ أَذَقْنَاه‌ُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْه‌ُ لَيَقُولَنَّ ذَهَب‌َ السَّيِّئَات‌ُ عَنِّي‌ إِنَّه‌ُ لَفَرِح‌ٌ فَخُورٌ (هود: 10)

و اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، مى‏گويد: «مشكلات از من برطرف شد، و ديگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مى‏شود ... (10)


فَلَعَلَّك‌َ تَارِك‌ٌ بَعْض‌َ مَا يُوحَي‌ إِلَيْك‌َ وَ ضَائِق‌ٌ بِه‌ِ صَدْرُك‌َ أَنْ‌ يَقُولُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَه‌ُ مَلَك‌ٌ إِنَّمَا أَنْت‌َ نَذيرٌ وَالله‌ُ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ وَكِيل‌ٌ (هود: 12)

شايد (ابلاغ) بعض آياتى را كه به تو وحى مى‏شود، (بخاطر عدم پذيرش آنها) ترك كنى (و به تأخير اندازى) و سينه‏ات از اين جهت تنگ (و ناراحت) شود كه مى‏گويند: «چرا گنجى بر او نازل نشده؟! و يا چرا فرشته‏اى همراه او نيامده است؟!» (ابلاغ كن، و نگران و ناراحت مباش! چرا كه) تو فقط بيم دهنده‏اى و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چيز است (و به حساب آنان مى‏رسد)! (12)


أَفَمَنْ‌ كَان‌َ عَلَي‌ بَيِّنَة‌ٍ مِن‌ْ رَبِّه‌ِ وَ يَتْلُوه‌ُ شَاهِدٌ مِنْه‌ُ وَ مِنْ‌ قَبْلِه‌ِ كِتَاب‌ُ مُوسَي‌ إِمَامَاً وَ رَحْمَة‌ً أُولَئِك‌َ يُؤْمِنُون‌َ بِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَكْفُرْ بِه‌ِ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ فَالنَّارُ مَوْعِدُه‌ُ فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِنْه‌ُ إِنَّه‌ُ الْحَق‌ُّ مِنْ‌ رَبِّك‌َ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يُؤْمِنُون‌َ (هود: 17)

آيا آن كس كه دليل آشكارى از پروردگار خويش دارد، و بدنبال آن، شاهدى از سوى او مى‏باشد، و پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (گواهى بر آن مى‏دهد، همچون كسى است كه چنين نباشد)؟! آنها [حق‏طلبان و حقيقت‏جويان‏] به او (كه داراى اين ويژگيهاست،) ايمان مى‏آورند! و هر كس از گروه‏هاى مختلف به او كافر شود، آتش وعده‏گاه اوست! پس، ترديدى در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت! ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند! (17)


إِن‌َّ الَّذِين‌َ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَات‌ِ وَ أَخْبَتُوا إِلَي‌ رَبِّهِم‌ْ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ الْجَنَّة‌ِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (هود: 23)

كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع كردند، آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند! (23)


وَ لَقَدْ أَرْسْلْنَا نُوحَاً إِلَي‌ قَوْمِه‌ِ إِنِّي‌ لَكُم‌ْ نَذِيرٌ مُبِين‌ٌ (هود: 25)

ما نوح را بسوى قومش فرستاديم (نخستين بار به آنها گفت): «من براى شما بيم‏دهنده‏اى آشكارم! (25)


أَنْ‌ لاَ تَعْبُدُوا إِلاَّ الله‌َ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ أَلِيم‌ٍ (هود: 26)

جز «اللَّه» [خداى يگانه يكتا] را نپرستيد زيرا بر شما از عذاب روز دردناكى مى‏ترسم! (26)


وَ يَا قَوْم‌ِ لاَ أَسْأَلُكُمْ‌ عَلَيْه‌ِ مَالاً إِن‌ْ أَجْرِي‌َ إِلاَّ عَلَي‌ الله‌ِ وَ مَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِين‌َ آمَنُوا إِنَّهُمْ‌ مُلاَقُوا رَبِّهِم‌ْ وَ لَكِنِّي‌ أَرَاكُم‌ْ قَوْمَاً تَجْهَلُون‌َ (هود: 29)

اى قوم! من به خاطر اين دعوت، اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم اجر من، تنها بر خداست! و من، آنها را كه ايمان آورده‏اند، (بخاطر شما) از خود طرد نمى‏كنم چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قيامت، خصم من خواهند بود) ولى شما را قوم جاهلى مى‏بينم! (29)


وَ لاَ أَقُول‌ُ لَكُم‌ْ عِنْدِي‌ خَزَائِن‌ُ الله‌ِ وَ لاَ أَعْلَم‌ُ الْغَيْب‌َ وَ لاَ أَقُول‌ُ إِنِّي‌ مَلَك‌ٌ وَ لاَ أَقُول‌ُ لِلَّذِين‌َ تَزْدَرِي‌ أَعْيُنُكُم‌ْ لَن‌ْ يُؤْتِيَهُم‌ُ الله‌ُ خَيْرَاً الله‌ُ أَعْلَم‌ُ بِمَا فِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ إِنِّي‌ إِذَاً لَمِن‌َ الظَّالِمِين‌َ (هود: 31)

من هرگز به شما نمى‏گويم خزائن الهى نزد من است! و غيب هم نمى‏دانم! و نمى‏گويم من فرشته‏ام! و (نيز) نمى‏گويم كسانى كه در نظر شما خوار مى‏آيند، خداوند خيرى به آنها نخواهد داد خدا از دل آنان آگاهتر است! (با اين حال، اگر آنها را برانم،) در اين صورت از ستمكاران خواهم بود!» (31)


قَال‌َ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ‌ بِه‌ِ الله‌ُ إِنْ‌ شَاءَ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُعْجِزِين‌َ (هود: 33)

گفتند: «اى نوح! با ما جر و بحث كردى، و زياد هم جر و بحث كردى! (بس است!) اكنون اگر راستى مى‏گويى، آنچه را (از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بياور!» (33)


وَاصْنَع‌ِ الْفُلْك‌َ بِأَعْيُنِنَا وَ وَحْيِنَا وَ لاَ تُخَاطِبْنِي‌ فِي‌ الَّذين‌َ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ‌ مُغْرَقُون‌َ (هود: 37)

و (اكنون) در حضور ما و طبق وحى ما، كشتى بساز! و درباره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن، كه (همه) آنها غرق شدنى هستند!» (37)


وَ يَصْنَع‌ُ الْفُلْك‌َ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْه‌ِ مَلَأٌَ مِنْ‌ قَوْمِه‌ِ سَخِرُوا مِنْه‌ُ قَال‌َ إِنْ‌ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ‌ كَمَا تَسْخَرُون‌َ (هود: 38)

او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى‏گذشتند، او را مسخره مى‏كردند (ولى نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مى‏كنيد، ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد! (38)


وَ قَال‌َ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْم‌ِ الله‌ِ مَجْرَيهَا وَ مُرْسَاهَا إِن‌َّ رَبِّي‌ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (هود: 41)

او گفت: «به نام خدا بر آن سوار شويد! و هنگام حركت و توقف كشتى، ياد او كنيد، كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است!» (41)


وَ نَادَي‌ نُوح‌ٌ رَبَّه‌ُ فَقَال‌َ رَب‌ِّ إِن‌َّ ابْنِي‌ مِن‌ْ أَهْلِي‌ وَ إِن‌َّ وَعْدَك‌َ الْحَق‌ُّ وَ أَنْت‌َ أَحْكَم‌ُ الْحَاكِمِين‌َ (هود: 45)

نوح به پروردگارش عرض كرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم‏كنندگان برترى!» (45)


قَال‌َ يَا نُوح‌ُ إِنَّه‌ُ لَيْس‌َ مِن‌ْ أَهْلِك‌َ إِنَّه‌ُ عَمَل‌ٌ غَيْرُ صَالِح‌ٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْس‌َ لَك‌َ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ إِنِّي‌ أَعِظُك‌َ أَنْ‌ تَكُون‌َ مِن‌َ الْجَاهِلِين‌َ (هود: 46)

فرمود: «اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است [فرد ناشايسته‏اى است‏]! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!!» (46)


قَال‌َ رَب‌ِّ إِنِّي‌ أَعُوذُ بِك‌َ أَن‌ْ أَسْأَلَك‌َ مَا لَيْس‌َ لِي‌ بِه‌ِ عِلْم‌ٌ وَ إِنْ لاَ تَغْفِرْ لِي‌ وَ تَرْحَمْنِي‌ أَكُنْ‌ مِن‌َ الْخَاسِرِين‌َ (هود: 47)

عرض كرد: «پروردگارا! من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه از آن آگاهى ندارم! و اگر مرا نبخشى، و بر من رحم نكنى، از زيانكاران خواهم بود!» (47)


تِلْك‌َ مِن‌ْ أَنبَاءِ الْغَيْب‌ِ نُوحِيهَا إِلَيْك‌َ مَا كُنْت‌َ تَعْلَمُهَا أَنْت‌َ وَ لاَ قَوْمُك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ِ هَذَا فَاصْبِرْ إِن‌َّ الْعَاقِبَة‌َ لِلْمُتَّقِين‌َ (هود: 49)

اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مى‏كنيم نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمى‏دانستيد! بنا بر اين، صبر و استقامت كن، كه عاقبت از آن پرهيزگاران است! (49)


إِنْ‌ نَقُول‌ُ إِلاَّ اعْتَرَاك‌َ بَعْض‌ُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَال‌َ إِنِّي‌ أُشْهِدُ الله‌َ وَاشْهَدُوا أَنِّي‌ بَرِي‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‌َ (هود: 54)

ما (درباره تو) فقط مى‏گوييم: بعضى از خدايان ما، به تو زيان رسانده (و عقلت را ربوده) اند!» (هود) گفت: «من خدا را به شهادت مى‏طلبم، شما نيز گواه باشيد كه من بيزارم از آنچه شريك (خدا) قرار مى‏دهيد ... (54)


إِنِّي‌ تَوَكَّلْت‌ُ عَلَي‌ الله‌ِ رَبِّي‌ وَ رَبِّكُمْ‌ مَا مِنْ‌ دَابَّة‌ٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ صِرَاط‌ٍ مُسْتَقِيم‌ٍ (هود: 56)

من، بر «اللَّه» كه پروردگار من و شماست، توكل كرده‏ام! هيچ جنبنده‏اى نيست مگر اينكه او بر آن تسلط دارد (اما سلطه‏اى با عدالت! چرا كه) پروردگار من بر راه راست است! (56)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ‌ مَا أُرْسِلْت‌ُ بِه‌ِ إِلَيْكُم‌ْ وَ يَسْتَخْلِف‌ُ رَبِّي‌ قَوْمَاً غَيْرَكُم‌ْ وَ لاَ تَضُرُّونَه‌ُ شَيْءً إِن‌َّ رَبِّي‌ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ حَفِيظ‌ٌ (هود: 57)

پس اگر روى برگردانيد، من رسالتى را كه مأمور بودم به شما رساندم و پروردگارم گروه ديگرى را جانشين شما مى‏كند و شما كمترين ضررى به او نمى‏رسانيد پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چيز است!» (57)


وَ أُتْبِعُوا فِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا لَعْنَة‌ً وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ أَلاَ إِن‌َّ عَادَاً كَفَرُوا رَبَّهُم‌ْ أَلاَ بُعْدَاً لِعَادٍ قَوْم‌ِ هُودٍ (هود: 60)

آنان، در اين دنيا و روز قيامت، لعنت (و نام ننگينى) بدنبال دارند! بدانيد «عاد» نسبت به پروردگارشان كفر ورزيدند! دور باد «عاد»- قوم هود- (از رحمت خدا، و خير و سعادت)! (60)


وَ إِلَي‌ ثَمُودَ أَخَاهُم‌ْ صَالِحَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ هُوَ أَنشَأَكُمْ‌ مِن‌َ الْأَرْض‌ِ وَاسْتَعْمَرَكُم‌ْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوه‌ُ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ قَرِيب‌ٌ مُجِيب‌ٌ (هود: 61)

و بسوى قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه معبودى جز او براى شما نيست! اوست كه شما را از زمين آفريد، و آبادى آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبيد، سپس به سوى او بازگرديد، كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك، و اجابت‏كننده (خواسته‏هاى آنها) است!» (61)


قَالُوا يَا صَالِح‌ُ قَدْ كُنْت‌َ فِينَا مَرْجُوَّاً قَبْل‌َ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ‌ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَ إِنَّنَا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (هود: 62)

گفتند: «اى صالح! تو پيش از اين، مايه اميد ما بودى! آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند، نهى مى‏كنى؟! در حالى كه ما، در مورد آنچه به سوى آن دعوتمان مى‏كنى، در شك و ترديد هستيم!» (62)


فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحَاً وَالَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ بِرَحْمَة‌ٍ مِنَّا وَ مِن‌ْ خِزْي‌ِ يَوْمِئِذٍ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ الْقَوِي‌ُّ الْعَزِيرُ (هود: 66)

و هنگامى كه فرمان (مجازات) ما فرا رسيد، صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوايى آن روز، رهايى بخشيديم چرا كه پروردگارت قوى و شكست ناپذير است! (66)


كَأَن‌ْ لَم‌ْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلاَ إِن‌َّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُم‌ْ أَلاَ بُعْدَاً لِثَـمُودَ (هود: 68)

آن چنان كه گويى هرگز ساكن آن ديار نبودند! بدانيد قوم ثمود، پروردگارشان را انكار كردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)! (68)


فَلَمَّا رَأَي‌ أَيْدِيَهُم‌ْ لاَ تَصِل‌ُ إِلَيْه‌ِ نَكِرَهُم‌ْ وَ أَوْجَس‌َ مِنْهُم‌ْ خِيفَة‌ً قَالُوا لاَ تَخَف‌ْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ِ لُوط‌ٍ (هود: 70)

(اما) هنگامى كه ديد دست آنها به آن نمى‏رسد (و از آن نمى‏خورند، كار) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود. به او گفتند: «نترس! ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم!» (70)


قَالَت‌ْ يَا وَيْلَتَي‌ أَأَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هَذَا بَعْلِي‌ شَيْخَاً إِن‌َّ هَذَا لَشَيْ‌ءٌ عَجِيب‌ٌ (هود: 72)

گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پير زنم، و اين شوهرم پير مردى است؟! اين راستى چيز عجيبى است!» (72)


قَالُوا أَتَعْجَبِين‌َ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ رَحْمَة‌ُ الله‌ِ وَ بَرَكَاتُه‌ُ عَلَيْكُم‌ْ أَهْل‌َ الْبَيْت‌ِ إِنَّه‌ُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود: 73)

گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب ميكنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است چرا كه او ستوده و والا است!» (73)


إِن‌َّ إِبْرَاهِيم‌َ لَحَلِيم‌ٌ أَوَّاه‌ٌ مُنِيب‌ٌ (هود: 75)

چرا كه ابراهيم، بردبار و دلسوز و بازگشت‏كننده (بسوى خدا) بود! (75)


يَا إِبْرَاهِيم‌ُ أَعْرِض‌ْ عَن‌ْ هَذَا إِنَّه‌ُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّك‌َ وَ إِنَّهُم‌ْ آتِيهِم‌ْ عَذَاب‌ٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ (هود: 76)

اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت فرا رسيده و بطور قطع عذاب (الهى) به سراغ آنها مى‏آيد و برگشت ندارد! (76)


قَالُوا لَقَدْ عَلِمْت‌َ مَا لَنَا فِي‌ بَنَاتِك‌َ مِن‌ْ حَق‌ٍّ وَ إِنَّك‌َ لَتَعْلَم‌ُ مَا نُرِيدُ (هود: 79)

گفتند: «تو كه مى‏دانى ما تمايلى به دختران تو نداريم و خوب مى‏دانى ما چه مى‏خواهيم!» (79)


قَالُوا يَا لُوط‌ُ إِنَّا رُسُل‌ُ رَبِّك‌َ لَن‌ْ يَصِلُوا إِلَيْك‌َ فَأَسْرِ بِأَهْلِك‌َ بِقِطْع‌ٍ مِن‌َ اللَّيْل‌ِ وَ لاَ يَلْتَفِت‌ْ مِنْكُم‌ْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَك‌َ إِنَّه‌ُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُم‌ْ إِن‌َّ مَوْعِدَهُم‌ُ الصُّبْح‌ُ أَلَيْس‌َ الصُّبْح‌ُ بِقَرِيب‌ٍ (هود: 81)

(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند مگر همسرت، كه او هم به همان بلايى كه آنها گرفتار مى‏شوند، گرفتار خواهد شد! موعد آنها صبح است آيا صبح نزديك نيست؟!» (81)


وَ إِلَي‌ مَدْيَن‌َ أَخَاهُم‌ْ شُعَيْبَاً قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ اعْبُدُوا الله‌َ مَا لَكُمْ‌ مِن‌ْ إِلَه‌ٍ غَيْرُه‌ُ وَ لاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَال‌َ وَالْمِيزَان‌َ إِنِّي‌ أَرَاكُمْ‌ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي‌ أَخَاف‌ُ عَلَيْكُم‌ْ عَذَاب‌َ يَوْم‌ٍ مُحِيط‌ٍ (هود: 84)

و بسوى «مدين» برادرشان شعيب را (فرستاديم) گفت: «اى قوم من! خدا را پرستش كنيد، كه جز او، معبود ديگرى براى شما نيست! پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم‏فروشى نزنيد)! من (هم اكنون) شما را در نعمت مى‏بينم (ولى) از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم! (84)


قَالُوا يَا شُعَيْب‌ُ أَصَلاتُك‌َ تَأْمُرُك‌َ أَنْ‌ نَتْرُك‌َ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ‌ نَفْعَل‌َ فِي‌ أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّك‌َ لَأَنْت‌َ الْحَلِيم‌ُ الرَّشِيدُ (هود: 87)

گفتند: «اى شعيب! آيا نمازت به تو دستور مى‏دهد كه آنچه را پدرانمان مى‏پرستيدند، ترك كنيم يا آنچه را مى‏خواهيم در اموالمان انجام ندهيم؟! تو كه مرد بردبار و فهميده‏اى هستى!» (87)


وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُم‌ْ ثُم‌َّ تُوبُوا إِلَيْه‌ِ إِن‌َّ رَبِّي‌ رَحِيم‌ٌ وَدُودٌ (هود: 90)

از پروردگار خود، آمرزش بطلبيد و به سوى او بازگرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه‏كار) است!» (90)


قَالُوا يَا شُعَيْب‌ُ مَا نَفْقَه‌ُ كَثِيرَاً مِمَّا تَقُول‌ُ وَ إِنَّا لَنَرَاك‌َ فِينَا ضَعِيفَاً وَ لَوْلاَ رَهْطُك‌َ لَرَجَمْنَاك‌َ وَ مَا أَنْت‌َ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ (هود: 91)

گفتند: «اى شعيب! بسيارى از آنچه را مى‏گويى، ما نمى‏فهميم! و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى‏يابيم و اگر (بخاطر) قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى‏كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!» (91)


قَال‌َ يَا قَوْم‌ِ أَرَهْطِي‌ أَعَزُّ عَلَيْكُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ وَاتَّخَذْتُمُوه‌ُ وَرَاءَكُم‌ْ ظِهْرِيَّاً إِن‌َّ رَبِّي‌ بِمَا تَعْمَلُون‌َ مُحِيط‌ٌ (هود: 92)

گفت: «اى قوم! آيا قبيله كوچك من، نزد شما عزيزتر از خداوند است؟! در حالى كه (فرمان) او را پشت سر انداخته‏ايد! پروردگارم به آنچه انجام مى‏دهيد، احاطه دارد (و آگاه است)! (92)


وَ يَا قَوْم‌ِ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنِّي‌ عَامِل‌ٌ سَوْف‌َ تَعْلَمُون‌َ مَنْ‌ يَأْتِيه‌ِ عَذَاب‌ٌ يُخْزِيه‌ِ وَ مَن‌ْ هُوَ كَاذِب‌ٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي‌ مَعَكُم‌ْ رَقِيب‌ٌ (هود: 93)

اى قوم! هر كارى از دستتان ساخته است، انجام دهيد، من هم كار خود را خواهم كرد و بزودى خواهيد دانست چه كسى عذاب خواركننده به سراغش مى‏آيد، و چه كسى دروغگوست! شما انتظار بكشيد، من هم در انتظارم!» (93)


وَ كَذَلِك‌َ أَخْذُ رَبِّك‌َ إِذَا أَخَذَ الْقُرَي‌ وَ هِي‌َ ظَالِمَة‌ٌ إِن‌َّ أَخْذَه‌ُ أَلِيم‌ٌ شَدِيدٌ (هود: 102)

و اينچنين است مجازات پروردگار تو، هنگامى كه شهرها و آباديهاى ظالم را مجازات مى‏كند! (آرى،) مجازات او، دردناك و شديد است! (102)


إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِمَن‌ْ خَاف‌َ عَذَاب‌َ الْآخِرَة‌ِ ذَلِك‌َ يَوْم‌ٌ مَجْمُوع‌ٌ لَه‌ُ النَّاس‌ُ وَ ذَلِك‌َ يَوْم‌ٌ مَشْهُودٌ (هود: 103)

در اين، نشانه‏اى است براى كسى كه از عذاب آخرت مى‏ترسد همان روزى است كه مردم در آن جمع مى‏شوند، و روزى كه همه آن را مشاهده مى‏كنند. (103)


خَالِدِين‌َ فِيهَا مَا دَامَت‌ِ السَّمَاوَات‌ُ وَالْأَرْض‌ُ إِلاَّ مَا شَاءَ رَبُّك‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ فَعَّال‌ٌ لِمَا يُرِيدُ (هود: 107)

جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مى‏دهد! (107)


فَلاَ تَك‌ُ فِي‌ مِرْيَة‌ٍ مِمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاَءِ مَا يَعْبُدُون‌َ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُمْ‌ مِنْ‌ قَبْل‌ُ وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُم‌ْ نَصِيبَهُم‌ْ غَيْرَ مَنْقُوص‌ٍ (هود: 109)

پس شكّ و ترديدى (در باطل بودن) معبودهايى كه آنها مى‏پرستند، به خود راه مده! آنها همان‏گونه اين معبودها را پرستش مى‏كنند كه پدرانشان قبلًا مى‏پرستيدند، و ما نصيب آنان را بى‏كم و كاست خواهيم داد! (109)


وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي‌ الْكِتَاب‌َ فَاخْتُلِف‌َ فِيه‌ِ وَ لَوْلاَ كَلِمَة‌ٌ سَبَقَت‌ْ مِنْ‌ رَبِّك‌َ لَقُضِي‌َ بَيْنَهُم‌ْ وَ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِنْه‌ُ مُرِيب‌ٍ (هود: 110)

ما به موسى كتاب آسمانى داديم سپس در آن اختلاف شد و اگر فرمان قبلى خدا (در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آنها) نبود، در ميان آنان داورى مى‏شد! و آنها (هنوز) در شكّ‏اند، شكّى آميخته به بدگمانى! (110)


وَ إِن‌َّ كُلاًّ لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُم‌ْ رَبُّك‌َ أَعْمَالَهُم‌ْ إِنَّه‌ُ بِمَا يَعْمَلُون‌َ خَبِيرٌ (هود: 111)

و پروردگارت اعمال هر يك را بى‏كم و كاست به آنها خواهد داد او به آنچه عمل مى‏كنند آگاه است! (111)


فَاسْتَقِم‌ْ كَمَا أُمِرْت‌َ وَ مَنْ‌ تَاب‌َ مَعَك‌َ وَ لاَ تَطْغَوْا إِنَّه‌ُ بِمَا تَعْمَلُون‌َ بَصِيرٌ (هود: 112)

پس همان‏گونه كه فرمان يافته‏اى، استقامت كن و همچنين كسانى كه با تو بسوى خدا آمده‏اند (بايد استقامت كنند)! و طغيان نكنيد، كه خداوند آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏بيند! (112)


وَ أَقِم‌ِ الصَّلاَة‌َ طَرَفَي‌ِ النَّهَارِ وَ زُلَفَاً مِن‌َ اللَّيْل‌ِ إِن‌َّ الْحَسَنَات‌ِ يُذْهِبْن‌َ السَّيِّئَات‌ِ ذَلِك‌َ ذِكْرَي‌ لِلذَّاكِرِين‌َ (هود: 114)

در دو طرف روز، و اوايل شب، نماز را برپا دار چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) از بين مى‏برند اين تذكّرى است براى كسانى كه اهل تذكّرند! (114)


وَاصْبِرْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (هود: 115)

و شكيبايى كن، كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد! (115)


وَ قُلْ‌ لِلَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ اعْمَلُوا عَلَي‌ مَكَانَتِكُم‌ْ إِنَّا عَامِلُون‌َ (هود: 121)

و به آنها كه ايمان نمى‏آورند، بگو: «هر چه در قدرت داريد، انجام دهيد! ما هم انجام مى‏دهيم! (121)


وَانْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُون‌َ (هود: 122)

و انتظار بكشيد! ما هم منتظريم! (122)


إِنَّا أَنْزَلْنَاه‌ُ قُرْآنَاً عَرَبِيَّاً لَعَلَّكُم‌ْ تَعْقِلُون‌َ (يوسف: 2)

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، شايد شما درك كنيد (و بينديشيد)! (2)


إِذْ قَال‌َ يُوسُف‌ُ لِأَبِيه‌ِ يَا أبَت‌ِ إِنِّي‌ رَأَيْت‌ُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبَاً وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُم‌ْ لِي‌ سَاجِدِين‌َ (يوسف: 4)

(به خاطر بياور) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند!» (4)


قَال‌َ يَا بُنَي‌َّ لاَ تَقْصُص‌ْ رُؤْيَاك‌َ عَلَي‌ إِخْوَتِك‌َ فَيَكِيدُوا لَك‌َ كَيْدَاً إِن‌َّ الشَّيْطَان‌َ لِلْإِنْسَان‌ِ عَدُوٌّ مُبِين‌ٌ (يوسف: 5)

گفت: «فرزندم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مكن، كه براى تو نقشه (خطرناكى) مى‏كشند چرا كه شيطان، دشمن آشكار انسان است! (5)


وَ كَذَلِك‌َ يَجْتَبِيك‌َ رَبُّك‌َ وَ يُعَلِّمُك‌َ مِنْ‌ تَأْوِيل‌ِ الْأَحَادِيث‌ِ وَ يُتِم‌ُّ نِعْمَتَه‌ُ عَلَيْك‌َ وَ عَلَي‌ آل‌ِ يَعْقُوب‌َ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَي‌ أَبَوَيْك‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِبْرَاهِيم‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِن‌َّ رَبَّك‌َ عَلِيم‌ٌ حَكِيم‌ٌ (يوسف: 6)

و اين گونه پروردگارت تو را برمى‏گزيند و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همان‏گونه كه پيش از اين، بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد به يقين، پروردگار تو دانا و حكيم است!» (6)


إِذْ قَالُوا لَيُوسُف‌ُ وَ أَخُوه‌ُ أَحَب‌ُّ إلَي‌ أَبِينَا مِنَّا وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِن‌َّ أَبَانَا لَفِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 8)

هنگامى كه (برادران) گفتند: «يوسف و برادرش [بنيامين‏] نزد پدر، از ما محبوبترند در حالى كه ما گروه نيرومندى هستيم! مسلّماً پدر ما، در گمراهى آشكارى است! (8)


قَالُوا يَا أَبَانَا مَا لَك‌َ لاَ تَأْمَنَّا عَلَي‌ يُوسُف‌َ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَنَاصِحُون‌َ (يوسف: 11)

(و براى انجام اين كار، برادران نزد پدر آمدند و) گفتند: «پدرجان! چرا تو درباره (برادرمان) يوسف، به ما اطمينان نمى‏كنى؟! در حالى كه ما خيرخواه او هستيم! (11)


أَرْسِلْه‌ُ مَعَنَا غَدَاً يَرْتَع‌ْ وَ يَلْعَب‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 12)

فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذاى كافى بخورد و تفريح كند و ما نگهبان او هستيم!» (12)


قَال‌َ إِنِّي‌ لَيَحْزُنُنِي‌ أَنْ‌ تَذْهَبُوا بِه‌ِ وَ أَخَاف‌ُ أَنْ‌ يَأْكُلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ عَنْه‌ُ غَافِلُون‌َ (يوسف: 13)

(پدر) گفت: «من از بردن او غمگين مى‏شوم و از اين مى‏ترسم كه گرگ او را بخورد، و شما از او غافل باشيد!» (13)


قَالُوا لَئِن‌ْ أَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ نَحْن‌ُ عُصْبَة‌ٌ إِنَّا إِذَاً لَخَاسِرُون‌َ (يوسف: 14)

گفتند: «با اينكه ما گروه نيرومندى هستيم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زيانكاران خواهيم بود (و هرگز چنين چيزى) ممكن نيست!)» (14)


قَالُوا يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِق‌ُ وَ تَرَكْنَا يُوسُف‌َ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَه‌ُ الذِّئْب‌ُ وَ مَا أَنْت‌َ بِمُؤْمِن‌ٍ لَنَا وَ لَوْ كُنَّا صَادِقِين‌َ (يوسف: 17)

گفتند: «اى پدر! ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم، و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد! تو هرگز سخن ما را باور نخواهى كرد، هر چند راستگو باشيم!» (17)


وَ رَاوَدَتْه‌ُ الَّتِي‌ هُوَ فِي‌ بَيْتِهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ غَلَّقَت‌ِ الْأَبَوْاب‌َ وَ قَالَت‌ْ هَيْت‌َ لَك‌َ قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ إِنَّه‌ُ رَبِّي‌ أَحْسَن‌َ مَثْوَاي‌َ إِنَّه‌ُ لاَ يُفْلِح‌ُ الظَّالِمُون‌َ (يوسف: 23)

و آن زن كه يوسف در خانه او بود، از او تمنّاى كامجويى كرد درها را بست و گفت: «بيا (بسوى آنچه براى تو مهياست!)» (يوسف) گفت: «پناه مى‏برم به خدا! او [عزيز مصر] صاحب نعمت من است مقام مرا گرامى داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلّماً ظالمان رستگار نمى‏شوند!» (23)


وَ لَقَدْ هَمَّت‌ْ بِه‌ِ وَ هَم‌َّ بِهَا لَوْلاَ أَنْ‌ رَأي‌ بُرْهَان‌َ رَبِّه‌ِ كَذَلِك‌َ لِنَصْرِف‌َ عَنْه‌ُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّه‌ُ مِن‌ْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِين‌َ (يوسف: 24)

آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمى‏ديد- قصد وى مى‏نمود! اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم چرا كه او از بندگان مخلص ما بود! (24)


فَلَمَّا رَأَي‌ قَمِيصَه‌ُ قُدَّ مِنْ‌ دُبُرٍ قَال‌َ إِنَّه‌ُ مِنْ‌ كَيْدِكُن‌َّ إِن‌َّ كَيْدَكُن‌َّ عَظِيم‌ٌ (يوسف: 28)

هنگامى كه (عزيز مصر) ديد پيراهن او [يوسف‏] از پشت پاره شده، گفت: «اين از مكر و حيله شما زنان است كه مكر و حيله شما زنان، عظيم است! (28)


يُوسُف‌ُ أَعْرِض‌ْ عَن‌ْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِي‌ لِذَنبِك‌ِ إِنَّك‌ِ كُنْت‌ِ مِن‌َ الْخَاطِئِين‌َ (يوسف: 29)

يوسف از اين موضوع، صرف نظر كن! و تو اى زن نيز از گناهت استغفار كن، كه از خطاكاران بودى!» (29)


وَ قَال‌َ نِسْوَة‌ٌ فِي‌ الْمَدِينَة‌ِ امْرَأَۀُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قَدْ شَغَفَهَا حُبَّاً إِنَّا لَنَرَاهَا فِي‌ ضَلال‌ٍ مُبِين‌ٍ (يوسف: 30)

(اين جريان در شهر منعكس شد) گروهى از زنان شهر گفتند: «همسر عزيز، جوانش [غلامش‏] را بسوى خود دعوت مى‏كند! عشق اين جوان، در اعماق قلبش نفوذ كرده، ما او را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم!» (30)


فَاسْتَجَاب‌َ لَه‌ُ رَبُّه‌ُ فَصَرَف‌َ عَنْه‌ُ كَيْدَهُن‌َّ إِنَّه‌ُ هُوَ السَّمِيع‌ُ الْعَلِيم‌ُ (يوسف: 34)

پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او بگردانيد چرا كه او شنوا و داناست! (34)


وَ دَخَل‌َ مَعَه‌ُ السِّجْن‌َ فَتَيَان‌ِ قَال‌َ أَحَدُهُمَا إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَعْصِرُ خَمْرَاً وَ قَال‌َ الْآخَرُ إِنِّي‌ أَرَانِي‌ أَحْمِل‌ُ فَوْق‌َ رَأْسِي‌ خُبْزَاً تَأْكُل‌ُ الطَّيْرُ مِنْه‌ُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِه‌ِ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 36)

و دو جوان، همراه او وارد زندان شدند يكى از آن دو گفت: «من در خواب ديدم كه (انگور براى) شراب مى‏فشارم!» و ديگرى گفت: «من در خواب ديدم كه نان بر سرم حمل مى‏كنم و پرندگان از آن مى‏خورند ما را از تعبير اين خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مى‏بينيم.» (36)


قَال‌َ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَام‌ٌ تُرْزَقَانِه‌ِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِه‌ِ قَبْل‌َ أَنْ‌ يَأْتِيَكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي‌ رَبِّي‌ إِنِّي‌ تَرَكْت‌ُ مِلَّة‌َ قَوْم‌ٍ لاَ يُؤْمِنُون‌َ بِالله‌ِ وَ هُمْ‌ بِالْآخِرَة‌ِ هُم‌ْ كَافِرُون‌َ (يوسف: 37)

(يوسف) گفت: «پيش از آنكه جيره غذايى شما فرا رسد، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت. اين، از دانشى است كه پروردگارم به من آموخته است. من آيين قومى را كه به خدا ايمان ندارند، و به سراى ديگر كافرند، ترك گفتم (و شايسته چنين موهبتى شدم)! (37)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ إِنِّي‌ أَرَي‌ سَبْع‌َ بَقَرَات‌ٍ سِمَان‌ٍ يَأْكُلُهُن‌َّ سَبْع‌ٌ عِجَاف‌ٌ وَ سَبْع‌َ سُنْبُلات‌ٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يَابِسَات‌ٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأَُ أَفْتُونِي‌ فِي‌ رُؤيَاي‌َ إِنْ‌ كُنْتُم‌ْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُون‌َ (يوسف: 43)

پادشاه گفت: «من در خواب ديدم هفت گاو چاق را كه هفت گاو لاغر آنها را مى‏خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده (كه خشكيده‏ها بر سبزها پيچيدند و آنها را از بين بردند.) اى جمعيّت اشراف! درباره خواب من نظر دهيد، اگر خواب را تعبير مى‏كنيد!» (43)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ فَلَمَّا جَاءَه‌ُ الرَّسُول‌ُ قَال‌َ ارْجِع‌ْ إِلَي‌ رَبِّك‌َ فَاسْأَلْه‌ُ مَا بَال‌ُ النِّسْوَة‌ِ الاَّتِي‌‌ قَطَّعْن‌َ أَيْدِيَهُن‌َّ إِن‌َّ رَبِّي‌ بِكَيْدِهِن‌َّ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 50)

پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد!» ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى [يوسف‏] آمد گفت: «به سوى صاحبت بازگرد، و از او بپرس ماجراى زنانى كه دستهاى خود را بريدند چه بود؟ كه خداى من به نيرنگ آنها آگاه است.» (50)


قَال‌َ مَا خَطْبُكُن‌َّ إِذْ رَاوَدْتُن‌َّ يُوسُف‌َ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ قُلْن‌َ حَاش‌َ لِالله‌ِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْه‌ِ مِنْ‌ سُوءٍ قَالَت‌ِ امْرَأَة‌ُ الْعَزيِزِ الْآن‌َ حَصْحَص‌َ الْحَق‌ُّ أَنَا رَاوَدْتُه‌ُ عَنْ‌ نَفْسِه‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَمِن‌َ الصَّادِقِين‌َ (يوسف: 51)

(پادشاه آن زنان را طلبيد و) گفت: «به هنگامى كه يوسف را به سوى خويش دعوت كرديد، جريان كار شما چه بود؟» گفتند: «منزّه است خدا، ما هيچ عيبى در او نيافتيم!» (در اين هنگام) همسر عزيز گفت: «الآن حق آشكار گشت! من بودم كه او را به سوى خود دعوت كردم و او از راستگويان است! (51)


وَ مَا أُبَرِّئ‌ُ نَفْسِي‌ إِن‌َّ النَّفْس‌َ لَأََمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِم‌َ رَبِّي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (يوسف: 53)

من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» (53)


وَ قَال‌َ الْمَلِك‌ُ ائْتُونِي‌ بِه‌ِ أَسْتَخْلِصْه‌ُ لِنَفْسِي‌ فَلَمَّا كَلَّمَه‌ُ قَال‌َ إِنَّك‌َ الْيَوْم‌َ لَدَيْنَا مَكِين‌ٌ أَمِين‌ٌ (يوسف: 54)

پادشاه گفت: «او [يوسف‏] را نزد من آوريد، تا وى را مخصوص خود گردانم!» هنگامى كه (يوسف نزد وى آمد و) با او صحبت كرد، (پادشاه به عقل و درايت او پى برد و) گفت: «تو امروز نزد ما جايگاهى والا دارى، و مورد اعتماد هستى!» (54)


قَال‌َ اجْعَلْنِي‌ عَلَي‌ خَزَائِن‌ِ الْأَرْض‌ِ إِنِّي‌ حَفِيظ‌ٌ عَلِيم‌ٌ (يوسف: 55)

(يوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرار ده، كه نگهدارنده و آگاهم!» (55)


قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْه‌ُ أَبَاه‌ُ وَ إِنَّا لَفَاعِلُون‌َ (يوسف: 61)

گفتند: «ما با پدرش گفتگو خواهيم كرد (و سعى مى‏كنيم موافقتش را جلب نمائيم) و ما اين كار را خواهيم كرد!» (61)


فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَي‌ أَبِيهِم‌ْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِع‌َ مِنَّا الْكَيْل‌ُ فَأَرْسِل‌ْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَل‌ْ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (يوسف: 63)

هنگامى كه به سوى پدرشان بازگشتند، گفتند: «اى پدر! دستور داده شده كه (بدون حضور برادرمان بنيامين) پيمانه‏اى (از غلّه) به ما ندهند پس برادرمان را با ما بفرست، تا سهمى (از غلّه) دريافت داريم و ما او را محافظت خواهيم كرد!» (63)


وَ لَمَّا دَخَلُوا مِن‌ْ حَيْث‌ُ أَمَرَهُم‌ْ أَبُوهُمْ‌ مَا كَان‌َ يُغْنِي‌ عَنْهُمْ‌ مِن‌َ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ إِلاَّ حَاجَة‌ً فِي‌ نَفْس‌ِ يَعْقُوب‌َ قَضَاهَا وَ إِنَّه‌ُ لَذُو عِلْم‌ٍ لِمَا عَلَّمْنَاه‌ُ وَ لَكِنَّ‌ أَكْثَرَ النَّاس‌ِ لاَ يَعْلَمُون‌َ (يوسف: 68)

و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده بود وارد شدند، اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمى‏توانست از آنها دور سازد، جز حاجتى در دل يعقوب (كه از اين طريق) انجام شد (و خاطرش آرام گرفت) و او به خاطر تعليمى كه ما به او داديم، علم فراوانى داشت ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! (68)


وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلَي‌ يُوسُف‌َ آوَي‌ إِلَيْه‌ِ أَخَاه‌ُ قَال‌َ إِنِّي‌ أَنَا أَخُوك‌َ فَلاَ تَبْتَئِس‌ْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون‌َ (يوسف: 69)

هنگامى كه (برادران) بر يوسف وارد شدند، برادرش را نزد خود جاى داد و گفت: «من برادر تو هستم، از آنچه آنها انجام مى‏دادند، غمگين و ناراحت نباش!» (69)


فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ‌ بِجَهَازِهِم‌ْ جَعَل‌َ السِّقَايَة‌َ فِي‌ رَحْل‌ِ أَخِيه‌ِ ثُم‌َّ أَذَّن‌َ مُؤَذِّن‌ٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُم‌ْ لَسَارِقُون‌َ (يوسف: 70)

و هنگامى كه (مأمور يوسف) بارهاى آنها را بست، ظرف آبخورى پادشاه را در بارِ برادرش گذاشت سپس كسى صدا زد «اى اهل قافله، شما دزد هستيد!» (70)


قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيرُ إِن‌َّ لَه‌ُ أَبَاً شَيْخَاً كَبِيرَاً فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَه‌ُ إِنَّا نَرَاك‌َ مِن‌َ الْمُـحْسِنين‌َ (يوسف: 78)

گفتند: «اى عزيز! او پدر پيرى دارد (كه سخت ناراحت مى‏شود) يكى از ما را به جاى او بگير ما تو را از نيكوكاران مى‏بينيم!» (78)


قَال‌َ مَعَاذَ الله‌ِ أَنْ‌ نَأْخُذَ إِلاَّ مَنْ‌ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَه‌ُ إِنَّا إِذَاً لَظَالِمُون‌َ (يوسف: 79)

گفت: «پناه بر خدا كه ما غير از آن كس كه متاع خود را نزد او يافته‏ايم بگيريم در آن صورت، از ظالمان خواهيم بود!» (79)


ارْجِعُوا إِلَي‌ أَبِيكُم‌ْ فَقُولُوا يَا أَبَانَا إِن‌َّ ابْنَك‌َ سَرَق‌َ وَ مَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَ مَا كُنَّا لِلْغَيْب‌ِ حَافِظِين‌َ (يوسف: 81)

شما به سوى پدرتان بازگرديد و بگوييد: پدر (جان)، پسرت دزدى كرد! و ما جز به آنچه مى‏دانستيم گواهى نداديم و ما از غيب آگاه نبوديم! (81)


وَاسْأَل‌ِ الْقَرْيَة‌َ الَّتِي‌ كُنَّا فِيهَا وَالْعِيرَ الَّتِي‌ أَقْبَلْنَا فِيهَا وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (يوسف: 82)

(و اگر اطمينان ندارى،) از آن شهر كه در آن بوديم سؤال كن، و نيز از آن قافله كه با آن آمديم (بپرس)! و ما (در گفتار خود) صادق هستيم!» (82)


قَال‌َ بَل‌ْ سَوَّلَت‌ْ لَكُم‌ْ أَنْفُسُكُم‌ْ أَمْرَاً فَصَبْرٌ جَميل‌ٌ عَسَي‌ الله‌ُ أَنْ‌ يَأْتِيَنِي‌ بِهِمْ‌ جَميعَاً إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 83)

(يعقوب) گفت: « (هواى) نفس شما، مسأله را چنين در نظرتان آراسته است! من صبر مى‏كنم، صبرى زيبا (و خالى از كفران)! اميدوارم خداوند همه آنها را به من بازگرداند چرا كه او دانا و حكيم است! (83)


قَال‌َ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي‌ وَ حُزْنِي‌ إِلَي‌ الله‌ِ وَ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يوسف: 86)

گفت: «من غم و اندوهم را تنها به خدا مى‏گويم (و شكايت نزد او مى‏برم)! و از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد! (86)


يَا بَنِي‌َّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ‌ يُوسُف‌َ وَ أَخِيه‌ِ وَ لاَ تَيْأَسُوا مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِنَّه‌ُ لاَ يَيْأَس‌ُ مِنْ‌ رَوْح‌ِ الله‌ِ إِلاَّ الْقَوْم‌ُ الْكَافِرُون‌َ (يوسف: 87)

پسرانم! برويد، و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مى‏شوند!» (87)


فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَاعَة‌ٍ مُزْجَاة‌ٍ فَأَوْف‌ِ لَنَا الْكَيْل‌َ وَ تَصَدَّق‌ْ عَلَيْنَا إِن‌َّ الله‌َ يَجْزِي‌ الْمُتَصَدِّقِين‌َ (يوسف: 88)

هنگامى كه آنها بر او [يوسف‏] وارد شدند، گفتند: «اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته، و متاع كمى (براى خريد موادّ غذايى) با خود آورده‏ايم پيمانه را براى ما كامل كن و بر ما تصدّق و بخشش نما، كه خداوند بخشندگان را پاداش مى‏دهد!» (88)


قَالُوا أَإِنَّك‌َ لَأَنْت‌َ يُوسُف‌ُ قَال‌َ أَنَا يُوسُف‌ُ وَ هَذَا أَخِي‌ قَدْ مَن‌َّ الله‌ُ عَلَيْنَا إِنَّه‌ُ مَنْ‌ يَتَّق‌ِ وَ يَصْبِرْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يُضِيع‌ُ أَجْرَ الْمُـحْسِنِين‌َ (يوسف: 90)

گفتند: «آيا تو همان يوسفى؟!» گفت: « (آرى،) من يوسفم، و اين برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد هر كس تقوا پيشه كند، و شكيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود) چرا كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كند!» (90)


وَ لَمَّا فَصَلَت‌ِ الْعِيرُ قَال‌َ أَبُوهُم‌ْ إِنِّي‌ لَأََجِدُ رِيح‌َ يُوسُف‌َ لَوْلاَ أَنْ‌ تُفَنِّدُون‌ِ (يوسف: 94)

هنگامى كه كاروان (از سرزمين مصر) جدا شد، پدرشان [يعقوب‏] گفت: «من بوى يوسف را احساس مى‏كنم، اگر مرا به نادانى و كم عقلى نسبت ندهيد!» (94)


قَالُوا تَالله‌ِ إِنَّك‌َ لَفِي‌ ضَلاَلِك‌َ الْقَدِيِمِ‌ (يوسف: 95)

گفتند: «به خدا تو در همان گمراهى سابقت هستى!» (95)


فَلَمَّا أَنْ‌ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاه‌ُ عَلَي‌ وَجهِه‌ِ فَارْتَدَّ بَصِيرَاً قَال‌َ أَلَم‌ْ أَقُلْ‌ لَكُم‌ْ إِنِّي‌ أَعْلَم‌ُ مِن‌َ الله‌ِ مَا لاَ تَعْلَمُون‌َ (يوسف: 96)

امّا هنگامى كه بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن) را بر صورت او افكند ناگهان بينا شد! گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد؟!» (96)


قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين‌َ (يوسف: 97)

گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!» (97)


قَال‌َ سَوْف‌َ أَسْتَغْفِرُ لَكُم‌ْ رَبِّي‌ إِنَّه‌ُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم‌ُ (يوسف: 98)

گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!» (98)


وَ رَفَع‌َ أَبَوَيْه‌ِ عَلَي‌ الْعَرْش‌ِ وَ خَرُّوا لَه‌ُ سُجَّدَاً وَ قَال‌َ يَا أَبَت‌ِ هَذَا تَأْوِيل‌ُ رُؤْياي‌َ مِنْ‌ قَبْل‌ُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي‌ حَقَّاً وَ قَدْ أَحْسَن‌َ بِي‌ إِذْ أَخْرَجَنِي‌ مِن‌َ السِّجْن‌ِ وَ جَاءَ بِكُمْ‌ مِن‌َ الْبَدْوِ مِنْ‌ بَعْدِ أَنْ‌ نَزَغ‌َ الشَّيْطَان‌ُ بَينِي‌ وَ بَيْن‌َ إِخْوَتِي‌ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَطِيف‌ٌ لِمَا يَشَاءُ إِنَّه‌ُ هُوَ الْعَلِيم‌ُ الْحَكِيم‌ُ (يوسف: 100)

و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى بخاطر او به سجده افتادند و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلًا ديدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نيكى كرد هنگامى كه مرا از زندان بيرون آورد، و شما را از آن بيابان (به اينجا) آورد بعد از آنكه شيطان، ميان من و برادرانم فساد كرد. پروردگارم نسبت به آنچه مى‏خواهد (و شايسته مى‏داند،) صاحب لطف است چرا كه او دانا و حكيم است! (100)


وَ هُوَ الَّذِي‌ مَدَّ الْأَرْض‌َ وَ جَعَل‌َ فِيهَا رَوَاسِي‌َ وَ أَنْهَارَاً وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ جَعَل‌َ فِيهَا زَوْجَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ يُغْشِي‌ اللَّيْل‌َ النَّهَارَ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (رعد: 3)

و او كسى است كه زمين را گسترد و در آن كوه‏ها و نهرهايى قرار داد و در آن از تمام ميوه‏ها دو جفت آفريد (پرده سياه) شب را بر روز مى‏پوشاند در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند! (3)


وَ فِي‌ الْأَرْض‌ِ قِطَع‌ٌ مُتَجَاوِرَات‌ٌ وَ جَنَّات‌ٌ مِن‌ْ أَعْنَاب‌ٍ وَ زَرْع‌ٌ وَ نَخِيل‌ٌ صِنْوَان‌ٌ وَ غَيْرُ صِنْوَان‌ٍ يُسْقَي‌ بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَ نُفَضِّل‌ُ بَعْضَهَا عَلَي‌ بَعْض‌ٍ فِي‌ الْأُكُل‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (رعد: 4)

و در روى زمين، قطعاتى در كنار هم قرار دارد كه با هم متفاوتند و (نيز) باغهايى از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان ميوه گوناگون) كه گاه بر يك پايه مى‏رويند و گاه بر دو پايه (و عجيب‏تر آنكه) همه آنها از يك آب سيراب مى‏شوند! و با اين حال، بعضى از آنها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مى‏دهيم در اينها نشانه‏هايى است براى گروهى كه عقل خويش را به كار مى‏گيرند! (4)


وَ إِنْ‌ تَعْجَب‌ْ فَعَجَب‌ٌ قَوْلُهُم‌ْ أَإِذَا كُنَّا تُرَابَاً أَإِنَّا لَفِي‌ خَلْق‌ٍ جَدِيدٍ أُولَئِك‌َ الَّذِين‌َ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ الْأَغْلال‌ُ فِي‌ أَعْنَاقِهِم‌ْ وَ أُولَئِك‌َ أَصْحَاب‌ُ النَّارِ هُم‌ْ فِيهَا خَالِدُون‌َ (رعد: 5)

و اگر (از چيزى) تعجب مى‏كنى، عجيب گفتار آنهاست كه مى‏گويند: «آيا هنگامى كه ما خاك شديم، (بار ديگر زنده مى‏شويم و) به خلقت جديدى بازمى‏گرديم؟!» آنها كسانى هستند كه به پروردگارشان كافر شده‏اند و آنان غل و زنجيرها در گردنشان است و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (5)


وَ يَسْتَعْجِلُونَك‌َ بِالسَّيِّئَة‌ِ قَبْل‌َ الْحَسَنَة‌ِ وَ قَدْ خَلَت‌ْ مِنْ‌ قَبْلِهِم‌ُ الْمَثُلات‌ُ وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَذُو مَغْفِرَة‌ٍ لِلنَّاس‌ِ عَلَي‌ ظُلْمِهِم‌ْ وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَشَديدُ الْعِقَاب‌ِ (رعد: 6)

آنها پيش از حسنه (و رحمت)، از تو تقاضاى شتاب در سيّئه (و عذاب) مى‏كنند با اينكه پيش از آنها بلاهاى عبرت انگيز نازل شده است! و پروردگار تو نسبت به مردم- با اينكه ظلم مى‏كنند- داراى مغفرت است و (در عين حال،) پروردگارت داراى عذاب شديد است! (6)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ إِنَّمَا أَنْت‌َ مُنْذِرٌ وَ لِكُل‌ِّ قَوْم‌ٍ هَادٍ (رعد: 7)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه‏اى) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است (و اينها همه بهانه است، نه براى جستجوى حقيقت)! (7)


لَه‌ُ مُعَقِّبَات‌ٌ مِنْ‌ بَيْن‌ِ يَدَيْه‌ِ وَ مِن‌ْ خَلْفِه‌ِ يَحْفَظُونَه‌ُ مِن‌ْ أَمْرِ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْم‌ٍ حَتَّي‌ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم‌ْ وَ إِذَا أَرَادَ الله‌ُ بِقَوْم‌ٍ سُوءً فَلاَ مَرَدَّ لَه‌ُ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ دُونِه‌ِ مِنْ‌ وَال‌ٍ (رعد: 11)

براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏كنند (امّا) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (11)


أَفَمَنْ‌ يَعْلَم‌ُ أَنَّ مَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ مِنْ‌ رَبِّك‌َ الْحَق‌ُّ كَمَن‌ْ هُوَ أَعْمَي‌ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَاب‌ِ (رعد: 19)

آيا كسى كه مى‏داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكّر مى‏شوند ... (19)


وَ يَقُول‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا لَوْلاَ أُنْزِل‌َ عَلَيْه‌ِ آيَة‌ٌ مِنْ‌ رَبِّه‌ِ قُل‌ْ إِن‌َّ الله‌َ يُضِل‌ُّ مَنْ‌ يَشَاءُ وَ يَهْدِي‌ إِلَيْه‌ِ مَن‌ْ أَنَاب‌َ (رعد: 27)

كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «چرا آيه (و معجزه) اى از پروردگارش بر او نازل نشده است؟!» بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏كند! (كمبودى در معجزه‏ها نيست لجاجت آنها مانع است!)» (27)


وَ لَوْ أَن‌َّ قُرآنَاً سُيِّرَت‌ْ بِه‌ِ الْجِبَال‌ُ أَوْ قُطِّعَت‌ْ بِه‌ِ الْأَرْض‌ُ أَوْ كُلِّم‌َ بِه‌ِ الْمَوْتَي‌ بِلْ‌ لِالله‌ِ الْأَمْرُ جَمِيعَاً أَفَلَم‌ْ يَيَأْس‌ِ الَّذِين‌َ آمَنوا أَنْ‌ لَوْ يَشَاءُ الله‌ُ لَهَدَي‌ النَّاس‌َ جَمِيعَاً وَ لاَ يَزَال‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ‌ بِمَا صَنَعُوا قَارِعَة‌ٌ أَوْ تَحُل‌ُّ قَرِيبَاً مِنْ‌ دَارِهِم‌ْ حَتَّي‌ يَأْتِي‌َ وَعْدُ الله‌ِ إِن‌َّ الله‌َ لاَ يُخْلِف‌ُ الْمِيعَادَ (رعد: 31)

اگر بوسيله قرآن، كوه‏ها به حركت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بوسيله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ايمان نخواهند آورد!) ولى همه كارها در اختيار خداست! آيا آنها كه ايمان آورده‏اند نمى‏دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مى‏كند (امّا هدايت اجبارى سودى ندارد)! و پيوسته بلاهاى كوبنده‏اى بر كافران بخاطر اعمالشان وارد مى‏شود، و يا بنزديكى خانه آنها فرود مى‏آيد، تا وعده (نهايى) خدا فرا رسد به يقين خداوند در وعد خود تخلّف نمى‏كند! (31)


وَالَّذِين‌َ آتَيْنَاهُم‌ُ الْكِتَاب‌َ يَفْرَحُون‌َ بِمَا أُنْزِل‌َ إِلَيْك‌َ وَ مِن‌َ الْأَحْزَاب‌ِ مَنْ‌ يُنْكِرُ بَعْضَه‌ُ قُل‌ْ إِنَّمَا أُمِرْت‌ُ أَن‌ْ أَعْبُدَ الله‌َ وَ لاَ أُشْرِك‌َ بِه‌ِ إِلَيْه‌ِ أَدْعُو وَ إِلَيْه‌ِ مَآب‌ِ (رعد: 36)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند و بعضى از احزاب (و گروه‏ها)، قسمتى از آن را انكار مى‏كنند بگو: «من مأمورم كه «اللَّه» را بپرستم و شريكى براى او قائل نشوم! به سوى او دعوت مى‏كنم و بازگشت من بسوى اوست!» (36)


وَ إِنْ‌ مَا نُرِيَنَّك‌َ بَعْض‌َ الَّذِي‌ نَعِدُهُم‌ْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّك‌َ فَإِنَّمَا عَلَيْك‌َ الْبَلاغ‌ُ وَ عَلَيْنَا الْحِسَاب‌ُ (رعد: 40)

و اگر پاره‏اى از مجازاتها را كه به آنها وعده مى‏دهيم به تو نشان دهيم، يا (پيش از فرا رسيدن اين مجازاتها) تو را بميرانيم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستى و حساب (آنها) بر ماست. (40)


وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَي‌ بِآيَاتِنَا أَن‌ْ أَخْرِج‌ْ قَوْمَك‌َ مِن‌َ الظُّلُمَات‌ِ إِلَي‌ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ‌ بِأَيَّام‌ِ الله‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِكُل‌ِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (ابراهيم: 5)

ما موسى را با آيات خود فرستاديم (و دستور داديم:) قومت را از ظلمات به نور بيرون آر! و «ايّام اللَّه» را به آنان ياد آور! در اين، نشانه‏هايى است براى هر صبر كننده شكرگزار! (5)


وَ إِذْ تَاَذَّن‌َ رَبُّكُم‌ْ لَئِنْ‌ شَكَرْتُم‌ْ لَأََزِيدَنَّكُم‌ْ وَ لَئِنْ‌ كَفَرْتُم‌ْ إِن‌َّ عَذَابِي‌ لَشَدِيدٌ (ابراهيم: 7)

و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!» (7)


وَ قَال‌َ مُوسَي‌ إِنْ‌ تَكْفُرُوا أَنْتُم‌ْ وَ مَنْ‌ فِي‌ الْأَرْض‌ِ جَمِيعَاً فَإِن‌َّ الله‌َ لَغَنِي‌ٌّ حَمِيدٌ (ابراهيم: 8)

و موسى (به بنى اسرائيل) گفت: «اگر شما و همه مردم روى زمين كافر شويد، (به خدا زيانى نمى‏رسد چرا كه) خداوند، بى‏نياز و شايسته ستايش است!» (8)


أَلَم‌ْ يَأْتِكُم‌ْ نَبَأُ الَّذِين‌َ مِنْ‌ قَبْلِكُم‌ْ قَوْم‌ِ نُوح‌ٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذِين‌َ مِنْ‌ بَعْدِهِم‌ْ لاَ يَعْلَمُهُم‌ْ إِلاَّ الله‌ُ جاءَتْهُم‌ْ رُسُلُهُم‌ْ بِالْبَيِّنات‌ِ فَرَدُّوا أَيْدِيَهُم‌ْ فِي‌ أَفْوَاهِهِم‌ْ وَ قَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ‌ بِه‌ِ وَ إِنَّا لَفِي‌ شَك‌ٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْه‌ِ مُرِيب‌ٍ (ابراهيم: 9)

آيا خبر كسانى كه پيش از شما بودند، به شما نرسيد؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و آنها كه پس از ايشان بودند همانها كه جز خداوند از آنان آگاه نيست پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند، ولى آنها (از روى تعجّب و استهزا) دست بر دهان گرفتند و گفتند: «ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏ايد، كافريم! و نسبت به آنچه ما را به سوى آن مى‏خوانيد، شكّ و ترديد داريم!» (9)


وَ بَرَزُوا لِالله‌ِ جَمِيعَاً فَقَال‌َ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِين‌َ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُم‌ْ تَبَعَاً فَهَل‌ْ أَنْتُمْ‌ مُغْنُون‌َ عَنَّا مِن‌ْ عَذَاب‌ِ الله‌ِ مِنْ‌ شَيْ‌ءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا الله‌ُ لَهَدَيْنَاكُم‌ْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَم‌ْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ‌ مَحِيص‌ٍ (ابراهيم: 21)

و (در قيامت)، همه آنها در برابر خدا ظاهر مى‏شوند در اين هنگام، ضعفا [دنباله‏روان نادان‏] به مستكبران (و رهبران گمراه) مى‏گويند: «ما پيروان شما بوديم! آيا (اكنون كه بخاطر پيروى از شما گرفتار مجازات الهى شده‏ايم،) شما حاضريد سهمى از عذاب الهى را بپذيريد و از ما برداريد؟» آنها مى‏گويند: «اگر خدا ما را هدايت كرده بود، ما نيز شما را هدايت مى‏كرديم! (ولى كار از اينها گذشته است،) چه بيتابى كنيم و چه شكيبايى، تفاوتى براى ما ندارد راه گريزى براى ما نيست!» (21)


وَ قَال‌َ الشَّيْطَان‌ُ لَمَّا قُضِي‌َ الْأَمْرُ إِن‌َّ الله‌َ وَعَدَكُم‌ْ وَعْدَ الْحَق‌ِّ وَ وَعَدْتُكُم‌ْ فَأَخْلَفْتُكُم‌ْ وَ مَا كَان‌َ لِي‌َ عَلَيْكُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَان‌ٍ إِلاَّ أَنْ‌ دَعَوْتُكُم‌ْ فَاسْتَجَبْتُم‌ْ لِي‌ فَلاَ تَلُومُونِي‌ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ‌ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُم‌ْ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِي‌َّ إِنِّي‌ كَفَرْت‌ُ بِمَا أَشْرَكْتُمُون‌ِ مِنْ‌ قَبْل‌ُ إِن‌َّ الظَّالِمِين‌َ لَهُم‌ْ عَذَاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (ابراهيم: 22)

و شيطان، هنگامى كه كار تمام مى‏شود، مى‏گويد: «خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف كردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد! نه من فريادرس شما هستم، و نه شما فريادرس من! من نسبت به شرك شما درباره خود، كه از قبل داشتيد، (و اطاعت مرا همرديف اطاعت خدا قرار داديد) بيزار و كافرم!» مسلّماً ستمكاران عذاب دردناكى دارند! (22)


وَ جَعَلُوا لِالله‌ِ أَندَادَاً لِيُضِلُّوا عَنْ‌ سَبِيلِه‌ِ قُل‌ْ تَمَتَّعُوا فَإِن‌َّ مَصِيرَكُم‌ْ إِلَي‌ النَّارِ (ابراهيم: 30)

آنها براى خدا همتايانى قرار داده‏اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند بگو: « (چند روزى از زندگى دنيا و لذّات آن) بهره گيريد امّا عاقبت كار شما به سوى آتش (دوزخ) است!» (30)


وَ آتَاكُمْ‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ مَا سَاَلْتُـمُوه‌ُ وَ إِنْ‌ تَعُدُّوا نِعْمَت‌َ الله‌ِ لاَ تُحْصُوهَا إِن‌َّ الْإِنْسَان‌َ لَظَلُوم‌ٌ كَفَّارٌ (ابراهيم: 34)

و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است! (34)


رَب‌ِّ إِنَّهُن‌َّ أَضْلَلْن‌َ كَثيرَاً مِن‌َ النَّاس‌ِ فَمَنْ‌ تَبِعَنِي‌ فَإِنَّه‌ُ مِنِّي‌ وَ مَن‌ْ عَصَانِي‌ فَإِنَّك‌َ غَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (ابراهيم: 36)

پروردگارا! آنها [بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند! هر كس از من پيروى كند از من است و هر كس نافرمانى من كند، تو بخشنده و مهربانى! (36)


رَبَّنَا إِنِّي‌ أَسْكَنْت‌ُ مِنْ‌ ذُرِّيَّتِي‌ بِوَادٍ غَيْرِ ذِي‌ زَرْع‌ٍ عِنْدَ بَيْتِك‌َ الْمُـحَرَّم‌ِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلاَة‌َ فَاجْعَل‌ْ أَفْئِدَة‌ً مِن‌َ النَّاس‌ِ تَهْوِي‌ إِلَيْهِم‌ْ وَارْزُقْهُمْ‌ مِن‌َ الَّثمَرَات‌ِ لَعَلَّهُم‌ْ يَشْكُرُون‌َ (ابراهيم: 37)

پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏آب و علفى، در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى ده شايد آنان شكر تو را بجاى آورند! (37)


رَبَّنَا إِنَّك‌َ تَعْلَم‌ُ مَا نُخْفِي‌ وَ مَا نُعْلِن‌ُ وَ مَا يَخْفَي‌ عَلَي‌ الله‌ِ مِنْ‌ شَي‌ْءٍ فِي‌ الْأَرْض‌ِ وَ لاَ فِي‌ السَّمَاءِ (ابراهيم: 38)

پروردگارا! تو مى‏دانى آنچه را ما پنهان و يا آشكار مى‏كنيم و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست! (38)


الْحَمْدُ لِالله‌ِ الَّذِي‌ وَهَب‌َ لِي‌ عَلَي‌ الْكِبَرِ إِسْمَاعِيل‌َ وَ إِسْحَاق‌َ إِن‌َّ رَبِّي‌ لَسَمِيع‌ُ الدُّعَاءِ (ابراهيم: 39)

حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد مسلّماً پروردگار من، شنونده (و اجابت كننده) دعاست. (39)


وَ لاَ تَحْسَبَن‌َّ الله‌َ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَل‌ُ الظَّالِمُون‌َ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُم‌ْ لِيَوْم‌ٍ تَشْخَص‌ُ فِيه‌ِ الْأَبْصَارُ (ابراهيم: 42)

گمان مبر كه خدا، از آنچه ظالمان انجام مى‏دهند، غافل است! (نه، بلكه كيفر) آنها را براى روزى تأخير انداخته است كه چشمها در آن (به خاطر ترس و وحشت) از حركت بازمى‏ايستد ... (42)


فَلاَ تَحْسَبَن‌َّ الله‌َ مُخْلِف‌َ وَعْدِه‌ِ رُسُلَهُ‌ إِن‌َّ الله‌َ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام‌ٍ (ابراهيم: 47)

پس گمان مبر كه خدا وعده‏اى را كه به پيامبرانش داده، تخلّف كند! چرا كه خداوند قادر و انتقام گيرنده است. (47)


لِيَجْزِي‌َ الله‌ُ كُل‌َّ نَفْس‌ٍ مَا كَسَبَت‌ْ إِن‌َّ الله‌َ سَرِيع‌ُ الْحِسَاب‌ِ (ابراهيم: 51)

تا خداوند هر كس را، هر آنچه انجام داده، جزا دهد! به يقين، خداوند سريع الحساب است! (51)


وَ قَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي‌ نُزِّل‌َ عَلَيْه‌ِ الذِّكْرُ إِنَّك‌َ لَمَـجْنُون‌ٌ (حجر: 6)

و گفتند: «اى كسى كه «ذكر» [قرآن‏] بر او نازل شده، مسلماً تو ديوانه‏اى! (6)


إِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌َ (حجر: 9)

ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (9)


لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَت‌ْ أَبْصَارُنَا بَل‌ْ نَحْن‌ُ قَوْم‌ٌ مَسْحُورُون‌َ (حجر: 15)

باز مى‏گويند: «ما را چشم‏بندى كرده‏اند بلكه ما (سر تا پا) سحر شده‏ايم!» (15)


وَ إِنَّا لَنَحْن‌ُ نُحْيِي‌ وَ نُمِيت‌ُ وَ نَحْن‌ُ الْوَارِثُون‌َ (حجر: 23)

ماييم كه زنده مى‏كنيم و مى‏ميرانيم و ماييم وارث (همه جهان)! (23)


وَ إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ يَحْشُرُهُم‌ْ إِنَّه‌ُ حَكِيم‌ٌ عَلِيم‌ٌ (حجر: 25)

پروردگار تو، قطعاً آنها را (در قيامت) جمع و محشور مى‏كند چرا كه او حكيم و داناست! (25)


وَ إِذْ قَال‌َ رَبُّك‌َ لِلْمَلائِكَة‌ِ إِنِّي‌ خَالِق‌ٌ بَشَرَاً مِنْ‌ صَلْصَال‌ٍ مِن‌ْ حَمَإٍ مَسْنُون‌ٍ (حجر: 28)

و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده، مى‏آفرينم. (28)


قَال‌َ فَاخْرُج‌ْ مِنْهَا فَإِنَّك‌َ رَجِيم‌ٌ (حجر: 34)

فرمود: «از صف آنها [فرشتگان‏] بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!). (34)


وَ إِن‌َّ عَلَيْك‌َ اللَّعْنَة‌َ إِلَي‌ يَوْم‌ِ الدِّين‌ِ (حجر: 35)

و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قيامت بر تو خواهد بود!» (35)


قَال‌َ فَإِنَّك‌َ مِن‌َ الْمُنْظَرِين‌َ (حجر: 37)

فرمود: «تو از مهلت يافتگانى! (37)


إِن‌َّ عِبَادِي‌ لَيْس‌َ لَك‌َ عَلَيْهِم‌ْ سُلْطَان‌ٌ إِلاَّ مَن‌ِ اتَّبَعَك‌َ مِن‌َ الْغَاوِين‌َ (حجر: 42)

كه بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى‏كنند (42)


وَ إِن‌َّ جَهَنَّم‌َ لَمَوْعِدُهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (حجر: 43)

و دوزخ، ميعادگاه همه آنهاست! (43)


إِن‌َّ الْمُتَّقِين‌َ فِي‌ جَنَّات‌ٍ وَ عُيُون‌ٍ (حجر: 45)

به يقين، پرهيزگاران در باغها (ى سرسبز بهشت) و در كنار چشمه‏ها هستند. (45)


إِذْ دَخَلُوا عَلَيْه‌ِ فَقَالُوا سَلاَمَاً قَال‌َ إِنَّا مِنْكُم‌ْ وَجِلُون‌َ (حجر: 52)

هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام كردند (ابراهيم) گفت: «ما از شما بيمناكيم!» (52)


قَالُوا لاَ تَوْجَل‌ْ إِنَّا نُبَشِّرُك‌َ بِغُلاَم‌ٍ عَلِيم‌ٍ (حجر: 53)

گفتند: «نترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‏دهيم!» (53)


قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي‌ قَوْم‌ٍ مُجْرِمِين‌َ (حجر: 58)

گفتند: «ما به سوى قومى گنهكار مأموريت يافته‏ايم (تا آنها را هلاك كنيم)! (58)


إِلاَّ آل‌َ لُوط‌ٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُم‌ْ أَجْمَعِين‌َ (حجر: 59)

مگر خاندان لوط، كه همگى آنها را نجات خواهيم داد ... (59)


إِلاَّ امْرَأَتَه‌ُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِن‌َ الْغَابِرِين‌َ (حجر: 60)

بجز همسرش، كه مقدّر داشتيم از بازماندگان (در شهر، و هلاك‏شوندگان) باشد!» (60)


قَال‌َ إِنَّكُم‌ْ قَوم‌ٌ مُنْكَرُون‌َ (حجر: 62)

(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسى هستيد!» (62)


وَ أَتَيْنَاك‌َ بِالْحَق‌ِّ وَ إِنَّا لَصَادِقُون‌َ (حجر: 64)

ما واقعيّت مسلّمى را براى تو آورده‏ايم و راست مى‏گوييم! (64)


قَال‌َ إِن‌َّ هَؤُلاَءِ ضَيْفِي‌ فَلاَ تَفْضَحُون‌ِ (حجر: 68)

(لوط) گفت: «اينها ميهمانان منند آبروى مرا نريزيد! (68)


لَعَمْرُك‌َ إِنَّهُم‌ْ لَفِي‌ سَكْرَتِهِم‌ْ يَعْمَهُون‌َ (حجر: 72)

به جان تو سوگند، اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند)! (72)


إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِلْمُتَوَسِّمِين‌َ (حجر: 75)

در اين (سرگذشت عبرت‏انگيز)، نشانه‏هايى است براى هوشياران! (75)


وَ إِنَّهَا لَبِسَبِيل‌ٍ مُقِيم‌ٍ (حجر: 76)

و ويرانه‏هاى سرزمين آنها، بر سر راه (كاروانها)، همواره ثابت و برقرار است (76)


إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِلْمُؤْمِنِين‌َ (حجر: 77)

در اين، نشانه‏اى است براى مؤمنان! (77)


فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم‌ْ وَ إِنَّهُمَا لَبِإِمَام‌ٍ مُبِين‌ٍ (حجر: 79)

ما از آنها انتقام گرفتيم و (شهرهاى ويران شده) اين دو [قوم لوط و اصحاب الأيكه‏] بر سر راه (شما در سفرهاى شام)، آشكار است! (79)


وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌َ وَ مَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَق‌ِّ وَ إِن‌َّ السَّاعَة‌َ لَآتِيَة‌ٌ فَاصْفَح‌ِ الصَّفْح‌َ الْجَمِيل‌َ (حجر: 85)

ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، جز بحق نيافريديم و ساعت موعود [قيامت‏] قطعاً فرا خواهد رسيد (و جزاى هر كس به او مى‏رسد)! پس، از آنها به طرز شايسته‏اى صرف نظر كن (و آنها را بر نادانيهايشان ملامت ننما)! (85)


إِن‌َّ رَبَّك‌َ هُوَ الْخَلاَّق‌ُ الْعَلِيم‌ُ (حجر: 86)

به يقين، پروردگار تو، آفريننده آگاه است! (86)


وَ قُل‌ْ إِنِّي‌ أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِين‌ُ (حجر: 89)

و بگو: «من انذاركننده آشكارم!» (89)


إِنَّا كَفَيْنَاك‌َ الْمُسْتَهْزِئِين‌َ (حجر: 95)

ما شرّ استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد (95)


وَ تَحْمِل‌ُ أَثْقَالَكُم‌ْ إِلَي‌ بَلَدٍ لَم‌ْ تَكُونُوا بَالِغِيه‌ِ إِلاَّ بِشِق‌ِّ الْأَنْفُس‌ِ إِن‌َّ رَبَّكُم‌ْ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 7)

آنها بارهاى سنگين شما را به شهرى حمل مى‏كنند كه جز با مشقّت زياد، به آن نمى‏رسيديد پروردگارتان رؤوف و رحيم است (كه اين وسايل حيات را در اختيارتان قرار داده)! (7)


يُنْبِت‌ُ لَكُمْ‌ بِه‌ِ الزَّرْع‌َ وَالزَّيْتُون‌َ وَالنَّخِيل‌َ وَالْأَعْنَاب‌َ وَ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 11)

خداوند با آن (آب باران)، براى شما زراعت و زيتون و نخل و انگور، و از همه ميوه‏ها مى‏روياند مسلماً در اين، نشانه روشنى براى انديشمندان است. (11)


وَ سَخَّرَ لَكُم‌ُ اللَّيْل‌َ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْس‌َ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُوم‌ُ مُسَخَّرَات‌ٌ بِأَمْرِه‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (نحل: 12)

او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخّر شما ساخت و ستارگان نيز به فرمان او مسخّر شمايند در اين، نشانه‏هايى است (از عظمت خدا،) براى گروهى كه عقل خود را به كار مى‏گيرند! (12)


وَ مَا ذَرَأَ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَرْض‌ِ مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُه‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَذَّكَّرُون‌َ (نحل: 13)

(علاوه بر اين،) مخلوقاتى را كه در زمين به رنگهاى گوناگون آفريده نيز مسخّر (فرمان شما) ساخت در اين، نشانه روشنى است براى گروهى كه متذكّر مى‏شوند! (13)


وَ إِنْ‌ تَعُدُّوا نِعْمَة‌َ الله‌ِ لاَ تُحْصُوهَا إِن‌َّ الله‌َ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 18)

و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز نمى‏توانيد آنها را احصا كنيد خداوند بخشنده و مهربان است! (18)


لاَ جَرَم‌َ أَن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ مَا يُسِرُّون‌َ وَ مَا يُعْلِنُون‌َ إِنَّه‌ُ لاَ يُحِب‌ُّ الْمُسْتَكْبِرِين‌َ (نحل: 23)

قطعاً خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشكار مى‏سازند با خبر است او مستكبران را دوست نمى‏دارد! (23)


ثُم‌َّ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ يُخْزِيهِم‌ْ وَ يَقُول‌ُ أَيْن‌َ شُرَكَائِي‌َ الَّذِين‌َ كُنْتُم‌ْ تُشَاقُّون‌َ فِيهِم‌ْ قَال‌َ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ إِن‌َّ الْخِزْي‌َ الْيَوْم‌َ وَالسُّوءَ عَلَي‌ الْكَافِرِين‌َ (نحل: 27)

سپس روز قيامت خدا آنها را رسوا مى‏سازد و مى‏گويد: «شريكانى كه شما براى من ساختيد، و بخاطر آنها با ديگران دشمنى مى‏كرديد، كجا هستيد؟!» (در اين هنگام،) كسانى كه به آنها علم داده شده مى‏گويند: «رسوايى و بدبختى، امروز بر كافران است!» (27)


الَّذِين‌َ تَتَوَفَّاهُم‌ُ الْمَلاَئِكَة‌ُ ظَالِمِي‌ أَنْفُسِهِم‌ْ فَأَلْقَوُا السَّلَم‌َ مَا كُنَّا نَعْمَل‌ُ مِنْ‌ سُوءٍ بَلَي‌ إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ بِمَا كُنْتُمْ‌ تَعْمَلُون‌َ (نحل: 28)

همانها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏گيرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در اين موقع آنها تسليم مى‏شوند (و بدروغ مى‏گويند:) ما كار بدى انجام نمى‏داديم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏داديد عالم است! (28)


إِنْ‌ تَحْرِص‌ْ عَلَي‌ هُدَاهُم‌ْ فَإِن‌َّ الله‌َ لاَ يَهْدِي‌ مَنْ‌ يُضِل‌ُّ وَ مَا لَهُمْ‌ مِنْ‌ نَاصِرِين‌َ (نحل: 37)

هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى، (سودى ندارد چرا) كه خداوند كسى را كه گمراه ساخت، هدايت نمى‏كند و آنها ياورانى نخواهند داشت! (37)


إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَي‌ْءٍ إِذَا أَرَدْنَاه‌ُ أَنْ‌ نَقُول‌َ لَه‌ُ كُنْ‌ فَيَكُون‌ُ (نحل: 40)

(رستاخيز مردگان براى ما مشكل نيست زيرا) وقتى چيزى را اراده مى‏كنيم، فقط به آن مى‏گوييم: «موجود باش!» بلافاصله موجود مى‏شود. (40)


أَوْ يَأْخُذَهُم‌ْ عَلَي‌ تَخَوُّف‌ٍ فَإِن‌َّ رَبَّكُم‌ْ لَرَؤُوف‌ٌ رَحِيم‌ٌ (نحل: 47)

يا بطور تدريجى، با هشدارهاى خوف‏انگيز آنان را گرفتار سازد؟! چرا كه پروردگار شما، رؤوف و رحيم است. (47)


وَ قَال‌َ الله‌ُ لاَ تَتَّخِذُوا إِلَهَيْن‌ِ اثْنَيْن‌ِ إِنَّمَا هُوَ إِلَه‌ٌ وَاحِدٌ فَإِيَّاي‌َ فَارْهَبُون‌ِ (نحل: 51)

خداوند فرمان داده: «دو معبود (براى خود) انتخاب نكنيد معبود (شما) همان خداى يگانه است تنها از (كيفر) من بترسيد!» (51)


وَالله‌ُ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِه‌ِ الْأَرْض‌َ بَعْدَ مَوْتِهَا إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَسْمَعُون‌َ (نحل: 65)

خداوند از آسمان، آبى فرستاد و زمين را، پس از آنكه مرده بود، حيات بخشيد! در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه گوش شنوا دارند! (65)


وَ إِن‌َّ لَكُم‌ْ فِي‌ الْأَنْعَام‌ِ لَعِبْرَة‌ً نُسْقِيكُمْ‌ مِمَّا فِي‌ بُطُونِه‌ِ مِنْ‌ بَيْن‌ِ فَرْث‌ٍ وَ دَم‌ٍ لَبَنَاً خَالِصَاً سَائِغَاً لِلشَّارِبِين‌َ (نحل: 66)

و در وجود چهارپايان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شكم آنها، از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مى‏نوشانيم! (66)


وَ مِنْ‌ ثَمَرَات‌ِ النَّخِيل‌ِ وَالْأَعْنَاب‌ِ تَتَّخِذُون‌َ مِنْه‌ُ سَكَرَاً وَ رِزْقَاً حَسَنَاً إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَعْقِلُون‌َ (نحل: 67)

و از ميوه‏هاى درختان نخل و انگور، مسكرات (ناپاك) و روزى خوب و پاكيزه مى‏گيريد در اين، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه انديشه مى‏كنند! (67)


ثُم‌َّ كُلِي‌ مِنْ‌ كُل‌ِّ الثَّـمَرَات‌ِ فَاسْلُكِي‌ سُبُل‌َ رَبِّك‌ِ ذُلُلاًَ يَخْرُج‌ُ مِنْ‌ بُطُونِهَا شَرَاب‌ٌ مُخْتَلِف‌ٌ أَلْوَانُه‌ُ فِيه‌ِ شِفَاءٌ لِلنَّاس‌ِ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَة‌ً لِقَوْم‌ٍ يَتَفَكَّرُون‌َ (نحل: 69)

سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راه‏هايى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، براحتى بپيما! «از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مى‏شود كه در آن، شفا براى مردم است به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيّتى كه مى‏انديشند. (69)


وَالله‌ُ خَلَقَكُم‌ْ ثُم‌َّ يَتَوَفَّاكُم‌ْ وَ مِنْكُمْ‌ مَنْ‌ يُرَدُّ إِلَي‌ أَرْذَل‌ِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَم‌َ بَعْدَ عِلْم‌ٍ شَيْءً إِن‌َّ الله‌َ عَلِيم‌ٌ قَدِيرٌ (نحل: 70)

خداوند شما را آفريد سپس شما را مى‏ميراند بعضى از شما به نامطلوب‏ترين سنين بالاى عمر مى‏رسند، تا بعد از علم و آگاهى، چيزى ندانند (و همه چيز را فراموش كنند) خداوند دانا و تواناست! (70)


فَلاَ تَضْرِبُوا لِالله‌ِ الْأَمْثَال‌َ إِن‌َّ الله‌َ يَعْلَم‌ُ وَ أَنْتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون‌َ (نحل: 74)

پس، براى خدا امثال (و شبيه‏ها) قائل نشويد! خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانيد. (74)


وَ لِالله‌ِ غَيْب‌ُ السَّمَاوَات‌ِ وَالْأَرْض‌ِ وَ مَا أَمْرُ السَّاعَة‌ِ إِلاَّ كَلَمْح‌ِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَب‌ُ إِن‌َّ الله‌َ عَلَي‌ كُل‌ِّ شَي‌ْءٍ قَدِيرٌ (نحل: 77)

غيب آسمانها و زمين، مخصوص خداست (و او همه را مى‏داند) و امر قيامت (بقدرى نزديك و آسان است) درست همانند چشم برهم زدن، و يا از آن هم نزديكتر چرا كه خدا بر هر چيزى تواناست! (77)


أَلَم‌ْ يَرَوْا إِلَي‌ الطَّيْرِ مُسَخَّرَات‌ٍ فِي‌ جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُن‌َّ إِلاَّ الله‌ُ إِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَآيَات‌ٍ لِقَوْم‌ٍ يُؤْمِنُون‌َ (نحل: 79)

آيا آنها به پرندگانى كه بر فراز آسمانها نگه‏داشته شده، نظر نيفكندند؟ هيچ كس جز خدا آنها را نگاه نمى‏دارد در اين امر، نشانه‏هايى (از عظمت و قدرت خدا) است براى كسانى كه ايمان مى‏آورند! (79)


فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْك‌َ الْبَلاَغ‌ُ الْمُبِين‌ُ (نحل: 82)

(با اين همه،) اگر روى برتابند، (نگران مباش) تو فقط وظيفه ابلاغ آشكار دارى. (82)


وَ إِذَا رَأَي‌ الَّذِين‌َ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُم‌ْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاَءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِين‌َ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ‌ دُونِك‌َ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِم‌ُ الْقَوْل‌َ إِنَّكُم‌ْ لَكَاذِبُون‌َ (نحل: 86)

و هنگامى كه مشركان معبودهايى را كه همتاى خدا قرار دادند مى‏بينند، مى‏گويند: «پروردگارا! اينها همتايانى هستند كه ما به جاى تو، آنها را مى‏خوانديم! «در اين هنگام، معبودان به آنها مى‏گويند: «شما دروغگو هستيد! (شما هواى نفس خود را پرستش مى‏كرديد!)» (86)


إِن‌َّ الله‌َ يَأْمُرُ بِالْعَدْل‌ِ وَالْإِحْسَان